-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۱۰, دوشنبه

عرق ریزی عبدالله به مصالح انتخاباتی ترمپ و چیلک اندازی اشرف غنی در پروسه

تحلیل اوضاع عمومی و چین شکنج روابط بین دکترعبدالله و اشرف غنی نشان می دهد که عبدالله در خدمت کارزار انتخاباتی ترمپ عرق می ریزد و اشرف غنی از سر و پای حکومت محکم چسبیده تا ماه نوامبر ( موعد انتخابات امریکا) دیده شود که آفتاب بخت از کدام سو خواهد دمید.
نتیجه این که: هرگاه ترمپ دو باره برگزیده شود، موتور مذاکره و سازش با طالب با محوریت عبدالله پرنفس به حرکت خواهد افتاد و شاید منجر به شکل گیری حکومت ائتلافی مرکب از گروه های مجاهدین و طالبان شود.
پس کار اشرف غنی به کجا خواهد کشید؟
اگر تا آن زمان عامل سبوتاژ پروسه از سوی ایران و هند برجسته گی نیابد، احتمال دارد که غنی بسیار رنگ زرد و منزوی گردد؛ حتی امکان دستگیری و تحویلدهی وی به طالبان نیز متصور است!
برداشت بسیار دقیق و موشگافانه احمد شاه مسعود از «جلالت مأب!» عبدالله عبدالله 
به درد آمریت و رهبری نمی خورد؛ ولی سکرتر و هم آهنگ کننده خوب است.

دعوای جلالت مأب دکترعبدالله با ولسمشر غنی بر سر صلاحیت های خیالی


اما جزبره و جوهرۀ اشرف غنی بسیار تلخ و جوشان است نسبت به سرکشی ابریشمین جلالت مأب عبدالله

عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی در پیوند به معرفی اعضای این شورا گفته که طبق توافق‌نامه سیاسی، معرفی اعضای شورای عالی مصالحه از صلاحیت‌های وی است، نه رییس‌جمهور.

راه مدنیت: شورای عالی مصالحۀ ملی، امروز دوشنبه (۱۰ سنبله) با نشر اعلامیه‌یی گفته که ایجاد شورای عالی مصالحه از صلاحیت‌های رییس این شورا بوده و لازم نیست که رییس‌جمهور در مورد آن فرمان صادر کند.

در اعلامیه آمده است که بر اساس صراحت بند (ب) توافق‌نامه سیاسی بیست‌وهشتم ثور سال جاری در بحث رسمیت و ایجاد این شورا، رییس شورای عالی مصالحه ملی در مشوره با رییس‌جمهور، طرف‌ها و رهبران سیاسی، رییسان شورای ملی، جامعه مدنی و نخبگان کشور این شورا را تشکیل می‌دهد.

طبق این اعلامیه، ترکیب شورای عالی مصالحه باید ملی، جامع و همه‌شمول باشد؛ در این مورد مشوره‌ها با رهبران و جریان‌های مختلف سیاسی از قبل شروع شده و هم‌اکنون درحال نهایی شدن است.

این وزیران غیر از احدی، ته ینج و معنوی، همه اش با یک امپلُق اشرف غنی بی اثر می شوند


نامزد وزیر های جدید دکترعبدالله:
۱- فضل احمد معنوی - نامزد وزیر عدلیه
۲- معصومه خاوری- نامزد وزیر فن آوری معلوماتی و مخابرات
۳- قدرت الله ذکی- نامزد وزیر ترانسپورت
۴- انوارالحق احدی- نامزد وزیر زراعت
۵- بشیر احمد ته ینج- نامزد وزیر کار و امور اجتماعی
۶- نثار احمد غوریانی - نامزد وزیر صنایع و تجارت
۷- نوررحمان اخلاقی- نامزد وزیر مهاجران
۸- عباس بصیر - نامزد وزیر تحصیلات عالی
۹- سید سعادت منصور نادری - نامزد وزیر صلح
۱۰- محب صمیم - نامزد وزیر اقوام و قبایل

چه کسانی وزن و فضای هول مذاکره با طالبان را می تواند تحمل کند؟

بعد از اعلام هیأت مذاکره کنندۀ ۴۶ نفری مرکب از جناح دولت و گروه های مجاهدین، شماری از زنان و قسماْ عناصر غیرتنظیمی، از عدم حضور شان در مذاکرات روی سرنوشت نظام سیاسی در افغانستان شکوه و گله سر داده اند که پیوسته از شبکه های دیداری انتشار می یابد.
سوال این است که زهره و زور مواجه شدن با طالب را چی کسانی تحمل می توانند؟
چند دیدار نمایشی و به ظاهر آزاد از سوی دسته جات مختلط ( که تعداد فعالان مدنی، زنان و شماری به ظاهربی طرف) در دوحه و همچنان در مسکو را شاهد بودیم. یک بار درتالار دیدارها، زلمی خلیلزاد هم از راه رسیده بود. همین فعالان مدنی، نماینده گان زنان و افراد به ظاهر بین البین، کم بود که دم چشم کمره های رسانه ها، خلیلزاد را بغل کنند و چیغ بکشند که افتخار کون و مکان را کمایی کرده اند!
همه ای شان لبخند و خوشباشی و هیجان برخاسته از کمداشت عمیق روانی خود را نثار خلیلزاد می کردند. خوب، این ها که دعوا دارند که باید درفهرست شامل باشند، حق شان است؛ اما به نماینده گان چشم پخته و میرغضب طالبان چه خواهد گفت و طالبان برای این ها چه خواهند گفت؟
باید به واقعیت ماجرا تن داد. با احساسات و دعوای هوایی نمی شود با طالب مواجه شد. با طالب کسی چشم درچشم می اندازد و استدلال می کند که اولاً مسلط بر آیت و حدیث و فقه حنفی و سیاست های آی اس آی و تاریخ باشد. اکثریت فهرست ۴۶ نفری کسانی هستند که با طالب جنگیده، فرش مرده های هزاران هزار طالب را درمیادین نبرد شاهد بوده، موازی با نبرد با طالبان، نبض و قوانین بازی سیاسی را فراگرفته و آموزه های چند بُعدی جنگ نوزده سال اخیر را نیز دربغل جیب دارند. حال اوضاع درحدی بحرانی و سرشار از خطر است که طرح اتهام های شخصی، گروهی و تیمی علیه اکثر این شاملان فهرست، کسی از تیررس «امارت اسلامی» آی اس آی در رفته نمی تواند. با این حال انصاف باید داد که بخش اعظم شخصیت های شامل فهرست مذاکره، نخبه گان سیاسی فهیم، مجرب و مسوول هستند.

آغاز فعالیت گلبدین حکمتیار در شمالی علیه دولت


خبر تازه مشعر است که گلبدین حکمتیار به وسیله نفوذی هایش در ولسوالی های مختلف شمالی  تلاش دارد تا جلو خیزش های مردمی را درشمالی سد شود که از طریق شوراهای مردمی  هر ولسوالی به راه می افتد.
آغاز کار حکمتیار از ولسوالی شکردره بود که آمر ولایتی حزب اسلامی (جناح حکمتیار)  به وسیله چندتن از موسفیدان  به حیث رئیس شورای ولسوالی شکردره انتخاب شده است تا این ماموریت ضد دولتی را عهده دارد شود.
ماموریت اصلی  نجیب اسلامیار آمر ولایتی شورای ولایتی حزب اسلامی حکمتیار  حمایت و همکاری از گروه های شورشی ضد دولت  است.

معمای حسین و کربلا را نمی خواهند بگشایند/ همین شکلش بهترین ابزار سیاست است

نسل های متوالی برای امام حسین نوحه وزاری راه می اندازند، خون خود را می ریزند، نفرین می کنند، تقدیس می کنند و هزار کار دیگر. 
درین 1400 سال هیچ کسی از نخبه گان و فرودستان به ما اطلاع نداده است که ایشان اصلاً چی کار می کرد و از کدام راه برای خود و خانواده اش ارتزاق تأمین می کرد؟ هیچ کسی از نقش مفید حسین در عرصه سیاسی، اجتماعی و بهترسازی زنده گی اهل بیت و خلق الله و رضای خدا چیزی نمی نویسد و نمی گوید. 
هیچ کسی خم به ابرو نمی آورد که وی از سوی خویشاوندان نزدیکش سر به نیست شد. درجنگ بین مسلمانان به رهبری عایشه و علی، قرارقول متفق راویان مسلمان، حدود شانزده هزار صحابی کشته شدند. کسی حاضر به بحث درین باره نیست که هرگاه حسین گذارش به کوفه می افتاد و یک جبهه جنگ علیه خاندان اموی راه می انداخت، چند هزار و چند ده هزار مسلمان به خاک سیاه می نشستند و زنده گی های شان تباه می شد؟
آیا برای آن کشته شده های جنگ جمل و صفین، عشرتگاه بهشت فراهم شده است؟
آیا برای کشته گان جبهه دفاع از قدرت میراثی خانواده گی، فرش های سرخ بهشت از قبل پهن شده بود؟
سیاست مذهبی بسیارخطرناک است.

شورای مصالحه خلع اعتبار شد

شورای عالی مصالحه یک نام من درآوردی بود و حالا اشرف غنی اعتبار و موجودیت آن را زیر سوال برد. تا زمان برگزاری انتخابات امریکا، دکترعبدالله و گروه همیار با خلیلزاد از نظر صلاحیت و آزادی عمل در قرنطین کاری خواهند بود. درعقب اقدامات اشرف غنی بی تردید، تصمیم برخی کشورهایی که آب شان با امریکا و طالبان دریک جو نمی رود؛ قرار دارند.

روسیه، سناریوی غرب در بلاروس را بر باد داد

پیک نت
دولت بلاروس با مدیریت توام با جسارت و ایمان رئیس جمهور آن کشور و حمایت مردمی که رفاه نسبی و عمومی شامل حال همه آنهاست، بر بحرانی که از لهستان در همسایگی بلاروس رهبری می شد غلبه کرد. خطر دخالت نظامی ناتو از مرز لهستان و لیتوانی علیه بلاروس جدی بود و به همین دلیل پوتین پس از گفتگوی تلفنی با لوکاشنکو و بدرخواست او اعلام کرد که یک هنگ امنیتی در روسیه تشکیل شده تا در صورت دخالت از خارج در امور داخلی بلاروس به یاری دولت آن کشور بشتابد. شخص لوکاشنکو در دیدار با هیات دولت اعلام کرد که مرز هوائی جمهوری بلاروس را به روی پروازهای کشورهای غربی می بندد تا غرب معنای واقعی تحریم را بفهمد. او همچنین اعلام کرد که با هیچ "فرد"ی بعنوان مخالف دیدار نخواهد کرد تا غرب از او رهبر بسازد بلکه دولت کاملا آماده است با نمایندگان تشکل هائی که در کشور فعالیت دارند دیدار و درباره کلیه مسائل مذاکره کند. از سوی دیگر شخص پوتین در توضیح توطئه ای که خنثی شد گفت: دولت بلاروس قبل از انتخابات از اتحادیه اروپا و مجامع بین المللی خواهان اعزام نمایندگانی جهت نظارت بر انتخابات این کشور شده بود اما آنها طرح از قبل تنظیم شده ای داشتند و بدنبال اجرای آن بودند و به همین دلیل به درخواست رئیس جمهور بلاروس پاسخ ندادند.

همزمان با این رویدادها، معاون وزرات خارجه امریکا که به مسکو سفر کرده بود تا درباره حوادث بلاروس گفتگو کند دست از پا دراز تر از روسیه بازگشت. وزیر خارجه روسیه به او گفت که مسائل بلاروس به خود مردم و دولت آن کشورمربوط است و ما در مسکو درباره این رویدادها با نماینده یک کشور دیگر مذاکره نمی کنیم. (آن هم نماینده کشوری که دولت آن کشور خود از طراحان و مجریان توطئه در بلاروس بود).

آنچه در بلاروس گذشت، درس های بزرگی برای همگان داشت که باید بتدریج درباره آنها نوشت. هم برای دولت بلاروس که نیازمند دولتی حزبی است، هم برای غربی ها که باید فهمیده باشند دوران سلطه بر یوگسلاوی و تکه تکه کردن آن گذشته است، هم برای مسکو که هوشیاری خود را چند برابر کند و برود بدنبال تشکیل یک دولت ائتلافی با حزب کمونیست آن کشور و خانه تکانی در حزب حاکم و حامی پوتین و شتاب بخشیدن به کنترل شبکه های مافیائی روسیه که در حوادث بلاروس نیز نقش آفرین بودند و بالاخره درسی هم برای مدعیان چپ و مارکسیست ایرانی. حادثه بلاروس دست های زیادی را "رو" کرد و نشان داد که مدعیان بقول معروف چند مرده حلاجند و فاصله حرف و ادعا تا عمل چقدر زیاد است.

۱۳۹۹ شهریور ۹, یکشنبه

حامد کرزی دریک اقدام نا منتظر، از پذیرش عضویت خود در شورای مصالحه پا عقب کشید. این واقعه، وقایع تازه ای را در هفته های آینده در قبال خواهد داشت. 
گزارش هایی وجود دارد که طالبان نیز با حضور وی از گذشته موافق نبوده اند.
کرزی با روسیه و ایران مدام در رابطه و مشوره قرار دارد؛ به همین علت با بقای حکومت کنونی نظر مساعد ندارد. نظرمرسوم درحال حاضر این است که غنی جا خالی کند تا راه برای اعلام یک حکومت عبوری فراهم شود. نفر بعدی ممکن است گلبدین حکمتیار باشد.

طلوع غیر از سریال ها، از هر منظر رنگ باخته است

زرمینه محمدی مجری برنامۀ سیاسی شبکه طلوع نیوز، امروز یک آقا را به بحث روی مسایل صلح دعوت داده بود که یکی از ده می گفت؛ یکی از کوه. مثلاً ایشان از حکومت خرده می گرفت که چرا وزیرصلح را اعلام ناکرده، اعضای آن را معرفی می کند!
ظاهراً درکناردکترعبدالله رئیس شورای مصالحه، وی ضروری و حیاتی پنداشته بود که اول وزیر صلح انتصاب شود!
قضیه زمانی جالب و تعجب انگیز شد که زرمینه محمدی از مهمان خبره سوال کرد که از نظر شما چرا تا کنون وزیرصلح تعیین نشده است؟!

هی وای... باز سلام رحیمی

حساب و کتاب وظایف سلام رحیمی بین ارگ و شورای صلح از پیش من رفته است. شما چطور؟

تازه اعلام شد که نماینده خاص رئیس جمهور در شورای مصالحه مقرر شده است!
 قسم می خورم که به نظرم می رسد این ادبیات خبری از نام سلام رحیمی را از دو دهه تا کنون متواتر شنیده ام و اینک یک بار دیگر شنفتم وبه اندازۀ تاریخ جنگ افغانستان افسرده ام.
بعضی اوقات تعریف یک ادارۀ پوسیده زیاد دشوار نمی نماید. مثلاً امور ارگ و غنی و ... را از روی همین خبر تقرری سلام رحیمی برای بار هزارم در یک مقام مطلق بی فایده، خیالی و خنده آورسهل می توان تعریف کرد و نشان داد که یک حکومت پوشالی یعنی چی؟!

نجات انسانهای احمق اسان نیست ...


نوشتۀ احمد کسروی از کتاب زنده گی من

مذاکرات با طالبان یک خیال بافی احمقانه است


پنجشیر منتظر نخستین جرقه است. 

مارشال دوستم در مراسم اعطای رتبۀ مارشالی ایشان درجوزجان، بی پرده گفت که «مذاکرات بین الافغانی» یک بحث بی نتیجه است. امروز گفت و شنود نصیر فیاض با حمدالله محب را شنیدم که نتیجه گیری اش تلویحاً همان نظریۀ مارشال دوستم بود. چرا این پروسه قفل شد؟
در گسترۀ مقاومت ملی، شماری از عناصر منتظر اند که طالبان برای آن ها جایی درنظام آینده درنظر بگیرند. به همین سبب ساکت اند. پیکرۀ عظیم مقاومت مردمی، از بیخ و بنیاد با اراده و نیات طالبان آی اس آی مخالف اند و به هرگونه مظاهر گفتاری و کرداری آنان مظنون اند. از سویی، گزارش های تایید شده می رساند که انتشار اسلحه در سراسر شمال افغانستان تقریباً همه گانی شده و هنوز هم ادامه دارد. توزیع اسلحه فقط و فقط آماده گی برای دست و پنجه نرم کردن با طالبان اند. مردم می دانند که طالب به زودی نقاب «مذاکرات بین الافغانی» را به زودی از صورت خود بر می دارند. گویا، از قبل چنین کاری را کرده اند. «امارت» و بیرق سفید و شریعت سیاه آی اس ای را از قبل شعار می دهد و هیچ گذشتی هم ندارند.
گلبدین حکمتیار درین میان نکته ای پراند که نشان می دهد مذاکرات با طالبان یک خیال بافی احمقانه است. او گفت که هند سرگرم ملیشه سازی در شمال افغانستان است. همزمان، پنجشیرمنتظر نخستین جرقه است. 

افغانستان یعنی همین لیست انحصاری!


نوشتۀملک ستیز

یعنی همین‌هایی‌که همه ساختار ها را در بیست‌سال پسین پر کرده‌اند. وزارت‌خانه ها را دور زده‌اند. شورا ها را عبور کرده‌اند. از دهلیز های پول‌ساز مشاورت‌ گذر کرده‌اند. رهبریت جهادی، تنظیمی، قومی، قبیله‌ای را فتح کرده‌اند. امتیازات بی‌حساب دالری به بانک‌های‌شان جاری بوده‌است. خانه و خانواده‌های متمول و مجهز را برپا کرده‌اند. امتیازات عالی بین‌المللی را  حصول کرده اند. ذخایر جاسوسی غرب، شرق و خاور میانه را سیرآب کرده‌اند و حالا منصب دیگری به این همه دستاورد اضافه شد، عضویت شورای عالی مصالحه. همین‌است منظره افغانستان در چشم سیاسی آقای غنی، کرزی و عبدالله. 

اما، پنج پرسشی که ذهن مرا مشغول ساخته این‌ها  هستند:
نخست، آیا اینان با خود صلح کرده اند تا ممثل و سفیر صلح برای مردم افغانستان باشند؟ واقعیت این‌است که این رهبران «معظم» در سایه‌ی هم‌دیگر راه نمی‌روند. شورای عالی مصالحه باید نمادی از صلح و هم‌دیگرپذیری باشد.

دوم، آیا ممکن است جنگ را توسط طرف‌داران جنگ خموش کرد؟ زمانی نویسنده بزرگ جهان داستایوفسکی نوشته بود: «اگر منافع‌ات را در  جنگیدن می‌بینی، صلح را پیشه مکن، فقط شعار بده، آن‌گاه هم جنگنده هستی و هم مصلح»

سوم، آیا چند تن از اعضای این لیست صلح را تعریف می‌توانند. متیقنم که هریک تفسیری از صلح پیش‌کش می‌کند اما شگرد های تخصصی مصالحه که  ثبات و امنیت را به بار آورد، نمی‌دانند. 

چهارم، آیا در میان سی‌ملیون انسان کسی برون از این دایره پیدا نمی‌شود که  زمینه‌ی سیاست‌ورزیدن یابد؟ آیا بهتر نبود که شورای عالی مصالحه از شخصیت‌های جدید، خبیر، مصلح، بی‌طرف در جنگ‌ها، معتدل و باز، اکادمیک و چیز فهم، منتقد و دیگراندیش شکل می‌گرفت؟ 

پنجم، آیا نمی‌شد کاری کرد که با طرح یک بینش تازه، یک استراتژی خلاق و یک سیاست ملی و اعتدال، برای مردم خوش‌بینی خلق می‌کرد؟ حالا مردم با کدام امیدی به صلح بنگرند؟

ترک ها خریطه جیب را این بار بسیار کلان دوخته اند/ خدا کند پاره نشود!

العربیه - متین گلونک نماینده پارلمانی حزب حاکم عدالت و توسعه در ترکیه که از نزدیکان رجب طیب اردوغان و از همشهریان خانواده رئیس جمهوری ترکیه است جمعه 28 اوت 2020 بر شبکه توئیتر با انتشار نقشه‌ای، خواستار برپایی آنچه «ترکیه بزرگ» نامیده، شد که علاوه بر قبرس، ارمنستان و نصف مساحت بلغارستان و مناطق وسیعی از گرجستان، سوریه و عراق، شامل شمال یونان و جزایر شرقی دریای اژه‌ می‌شود.

وب‌سایت «گریک سیتی تایمز» در گزارشی درباره این موضوع اظهار داشت که متین گلونک نماینده پارلمانی نزدیک به اردوغان طی سلسله توئیت‌هایی پیروزی سلجوقیان بر امپراتوری بیزانس در نبرد ملازگرد در سال 1071 که به ترک‌های آسیایی اجازه داد برای اولین بار در تاریخ وارد اروپا شوند را تحسین کرد.

این نماینده پارلمان ترکیه افزود که «ترکیه با اتخاذ گام‌هایی بزرگ و تحرکات بزرگ الهام‌گرفته از واقعه 1071 وارد قرن بیست و یکم شده است. و امروز، دلیل این که جهان غرب به سراغ ما آمده این است که امتی که پس از 1938 به خواب رفته بود در 15 ژوئیه بیدار شده و گشایش به سوی سوریه، دریای مدیترانه و آفریقا با الهام از (پیروزی) 1071 صورت گرفته است».

وب‌سایت یونانی Greek City Times پنج‌شنبه گزارشی ویژه را درباره نزاع میان آتن و آنکارا و آرمان‌ تشکیل ترکیه بزرگ منتشر کرد.

این وب‌سایت همچنین در گزارش خود در این رابطه گفت که « با الهام از روح 1071»،گلونک عملا اعتراف کرده که ترکیه هدف اشغال شوریه، دریای مدیترانه و آفریقا و تسلط نظامی بر این مناطق را دنبال می‌کند.

روح پیروزی در نبرد ملازگرد همچنان زنده است
این عضو پارلمان ترکیه در توئیت دیگری گفت:« نوادگان کسانی که معتقد هستند ما را از آناتولی بیرون خواهند کرد امروز در تلاشند تا ما را از دریای مدیترانه بیرون کنند. شک ندارم که آنها در دریای مدیترانه شکست خواهند خورد.. (روح پیروزی در نبرد ملازگرد همچنان زنده است).. دولت ترکیه و نیاز به پاسخگویی به روح امت در تمام زمینه‌ها همچنان پابرجاست».

ترمپ: خدا مرا آزمایش می کند!


دپلومات ایرانی درجواب ترمپ: حالا فهیده شد که به راستی به قول مارکس، دین افیون توده هاست!

۱۳۹۹ شهریور ۸, شنبه

تبه کارترین رئیس جمهور امریکا در خط آزمایش تاریخی

ژنرال مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا گفته است نیروهای مسلح ایالات متحده در روند انتخابات ریاست‌جمهوری و در حل و فصل مناقشه احتمالی آن دخالت نخواهند کرد.
درهفته های اخیرگزارش هایی دربارۀ همدستی انتخاباتی بخشی از ارتش امریکا با ترمپ همرسانی می شد. گفته می شد که ترمپ در موضع باخت انتخاباتی قرار دارد و برای اعلام حکومت نظامی زمینه چینی می کرد. ارتش امریکا پای خود را از معرکه بیرون کرد. اکنون ترمپ مانده با شکست هایش در سوریه، عراق، افغانستان و امور ایران. مضاف برین، چین، ( شاید غیراز روسیه) ایران و سه قدرت اروپایی درحمایت از جوبایدن قرار بگیرند. 

آقای متفکر!؟ چرا هر روز آبروی قوای مسلح افغانستان را می ریزی؟

نوشته ی محمد عثمان نجیب.
این نوشته به هیچ صورت در دفاع از کرام الدین خان نیست. او باید به محکمه حاضر شود یا از خود رد اتهام کند و یا هم مجازات شود.

ضربتی که غنی و امرخیل بر پیکر جامعه پشتون وارد کردند

عارف منصوری 

 اين سئوال را از هموطنان خوب و روشنفكران منصف پشتون به طور جدى مى پرسم كه آيا با انتخاب يك فرد كم سواد و بدنام، كه سابقه ى جز تقلب آشكار و فاقد پيشينه كار عملى و اجرايى در سطوح بالاى دولتى ندارد، در مقام رهبرى يك ولايت كليدى ايكه داراى هزاران انسان شايسته، روشنفكران نخبه و متخصصين ورزيده است، توهين و اهانت به خوبان پشتون و نيكان مشرقى نيست؟

من نميگويم چرا يكتن از غير پشتونها، والى ننگرهار تعين نشده؟ اما اين را صادقانه مطرح ميكنم كه آيا قوم پشتون بطور عام و مردم مشرقى بطور خاص، شخصى بهتر و شايسته ترى از امرخيل ندارند كه چنين جرثومه فساد و ويروس تزوير و تقلب را برگزيده يا تحمل كنند؟ آيا در جامعه پشتون، قحط الرجال است كه بايد بدكار ها و بدانديشان، بر آنها حكومت كنند. آيا اينهمه عقب مانى و انحطاط كافى نيست؟

هيچ كشورى را در هيچ مقطع تاريخ نمى يابيد كه با انسانهاى بى وجدان، نالايق، بى كفايت، كذاب و فاقد عزت نفس؛ به آزادى، آرامى، آبادى و شادمانى رسيده باشند. اگر ادعا داريد كه حق زعامت اين وطن بشما مى زيبد. خوبان تانرا به صحنه بيآوريد، زمام امور را به نيكان و شايستگان تان بسپاريد، تا مايه سرافگنده گى شما و موجب شرم و ننگ ساير هموطنان تان نباشد.

آيا پهن كردن فرش سرخ و به احترام ايستادن و اجراى رسم و تعظيم منسوبين اردوى ملى كه مايه افتخار همه مردم كشور اند، به چنين مردك غدار و خاينى كه يك پروسه ملى را عقيم ساخت و پنج سال مشروعيت نظام را خدشه دار كرد، ارزش دارد؟ مقامات بلند رهبرى، تخصص و تعهد مى طلبد كه تخصص وى در تقلب است و تعهدش به اربابان بیرونی!.

او كه اصطلاح ( انتخابات گوسفندى ) را وارد قاموس سياسى جهان ساخت، و آبروى ملتى را به خاك يك سان كرد، نبايد گوسفندوار از او اطاعت نمود. مطمئنم روزى مردم شريف ننگرهار، امرخيل را بجرم عدم لياقت، بيكفايتى و اختلاس، همچون پوست ليموى خشك شده، بدور پرت خواهند كرد و از مقام ولايت به زير خواهند كشيد. اما تا آنروز، او همچنان از راه تقلب زراندوزى خواهد كرد و در خدمت اربابان خارجی اش خواهد بود و فرصت هاى طلايى توسعه و ترقى و بازسازى را از ننگرهارِ هميشه بهار و ننگرهاريان عزيز براى مدتى خواهد ربود.

هیچ سندی از سقوط غنی ها، معتبر تر ازین نگاره نخواهد بود.

سام لطیفی

این همان متقلب و فاسدی است که با کامیون پر از رای جعلی دستگیر گردید.
شخصی که او را دستگیر کرد منزوی و‌خانه نشین شد، اما این در مرحله اول مشاور رییس جمهور، بعد والی ننگرهار، فردا وزیر خارجه، پس فردا رییس جمهور و وقتی از دنیا رفت * غازی* و بابای ملت میشود....
این است تاریخ افغان ها که همیشه تکرار میشود....
با این تفکر و روش چطور میتوان افغانستان را همگام با دیگر کشور ها ساخت و ملت سازی کرد.!؟
التماس تفکر

اگر امام‌حسین وارد کوفه می‌شد؛ چه اتفاق می‌افتاد؟ (حسن یوسفی‌اشکوری)


پرسش مهم این است که:
 فرضا امام بدون هیچ مانعی به کوفه می‌رسید؛ چه اتفاق می‌افتاد؟

فکر نمی‌کنم جز این قابل‌تصور باشد که در مرحله نخست جنگی خونین بین سپاه کوفه با فرماندهی عبیدالله ‌بن‌زیاد، امیر کوفه، با حامیان حسین‌بن‌علی در می‌گرفت. اگر سپاه حکومتی پیروز می‌شد، امام به احتمال زیاد به قتل می رسید. (یعنی همان واقعه کربلا در کوفه رخ می‌داد) و در فرجام به سود دستگاه خلافت اموی فیصله می‌یافت.
اما اگر حسین پیروز و خلافتش تثبیت می‌شد، در مرحله نخست یزید بن‌معاویه را از خلافت برکنار می‌کرد و در نتیجه همان داستان زمان علی‌بن‌ابی‌طالب تکرار می‌شد: عراق در اختیار علویان و شام و شامات در اختیار امویان باقی می‌ماند. گفتن ندارد که یزید نیز تن زده و برای حفظ موقعیت خود تلاش می‌کرد.
استمرار و فرجام کار نیز تا حدود زیادی روشن است. جنگ‌های زمان علی و معاویه بازسازی و تکرار می‌شد و احیانا سال‌های دراز ادامه می‌یافت و طی این جنگ‌ها (مانند صفین) ده‌ها هزار نفر از دو طرف به قتل می‌آمدند و پیامد آن حتی اگر پیروزی نهایی نیز نصیب علویان و امام حسین می‌شد، باز قتل و کشتار و ویرانی گسترده می‌بود.
در این صورت، تکلیف عدالت و آزادی و رفاه مردم چه می‌شد؟ در حکومت حسینی، آیا لزوما این اهداف برآورده می‌شد و مردمان زیسته در قلمرو خلافت بزرگ و گسترده حسینی به عدالت و رفاه و امنیت نایل می‌آمدند؟ هیچ تضمینی وجود نداشت.
بویژه در فضای پرآشوب و متشتت آن دوران عراق و کوفه، دست یافتن به عدالت و امنیت عمومی چندان آسان نبود.
شیعیان البته بر اساس یک سلسله مفروضات کلامی و پیشینی، عدالت و اخلاق و دینداری کامل و واقعی را در امامت حسینی قطعی می‌دانند؛ اما در عالم واقع، نه‌تنها چنین تضمینی وجود ندارد، بلکه فرض بیشتر آن است که وضعیت عمومی مردم به مراتب بدتر می‌شد.
بله! می‌توان قاطعانه گفت که شخص حسین‌بن‌علی از جهات مختلف برای احراز مقام خلاف رهبری مردم مناسب‌تر و شایسته‌تر می‌بود؛ اما تحقق اهداف نیکو و حسن‌نیت زمامدار با تحقق آنها در گستره جامعه ملازمه ندارد.
بسیار بعید می‌نماید که در چنان اوضاعی، موقعیت جهان اسلام و مردمان زیسته در قلمرو خلافت در خلافت حسینی، خیلی بهتر از قبل می‌شد.

در ترکیه اردوغان چه می گذرد؟ (یدالله کریمی پور)

۱- گفته می شود ترکیه به علت حفاری های غیر قانونی و احتمال درگیری با یونان، به زودی زیر تحریم های سخت اتحادیه اروپا قرار خواهد گرفت؛
۲- ترکیه هشدار داده است که اگر در جریان مانور امارات با یونان بر فراز دریای اژه، جنگندهای اماراتی وارد حریم ترکیه شوند، بیدرنگ سرنگون خواهند شد؛
۳- امارات و ترکیه در لیبی رودرروی هم قرار گرفته اند. پهبادهای امارات ۲۷ کارآموز لیبیایی مورد پشتیبانی ترکیه را کشته اند؛
۴- یک وکیل زن چپ گرا پس از ۲۳۸ روز اعتصاب غذا در زندان های ترکیه به خاطر اعتراض به محاکمه ناعادلانه جان سپرد؛
۵- استراتژی عبور از سکولاریسم و مذهبی سازی ملت- دولت، از سوی اردوغان و حزب عدالت و توسعه در حال انجام است. کلیساهای موزه شده پیشین یکی پس از دیگری، در حال تغییر کاربری به مسجد هستند؛
۶- ترکیه تهدید کرده است که در صورت برقراری مناسبات رسمی امارات- اسرائیل(اشغالگر)، مناسباتش با امارات را قطع خواهد کرد؛
۷- تنش میان ترکیه-یونان طی هفته اخیر رو به گسترش نهاده است. این دو کشور تا کنون دوبار با یکدیگر جنگیده اند؛
۸- گرچه استراتژی تنش زدایی ده ساله با همسایگان از سوی اردوغان اعلام شده است، هم اکنون نیروهای نظامی ترکیه در عراق، سوریه، لیبی و خاور مدیترانه درگیرند.

از سوی دیگر در مجموع جامعه و ملت ترکیه پرشتاب در حال "دوقطبی" شدن است.‌از سوئی کمالیست ها مردم را به بقای لاییسته ترغیب می کنند و از سوی دیگر اردوغان و حزبش، با در پیش گرفتن رویه های پوپولیستی، به دکترین نوعثمانی گری روی آورده اند.
https://t.me/Karimipour_K/2169

لایه به لایه روایات تاریخی و دینی

درین روز ها یک کتاب پژوهشی مستند به روایات مکتوب، ثقه، مختلف و معروف را می خوانم که انباشته از عناصر توفانی است.
از جمله در مورد نام پدر حضرت پیامبر می گوید:
چه گونه یک مشرک می توانست «عبدالله» ( بردۀ الله) نام داشته باشد؛ درحالی که «الله» حداقل درفرضیه پس از ظهور اسلام بر سر زبان ها افتاد؟ نام اول پیغمبر خود در آن زمان ناشناخته بود؛ چون «محمد» که به معنی «بس ستایش ور» است عنوانی ست که فردای پیغمبر شدنش به او داده شد. پس پیش از بعثت چه نام داشت؟
نوشته های محدثین از پاسخ به این پرسش ناتوان اند. 

۱۳۹۹ شهریور ۷, جمعه

پاسخ عثمان نجیب به بانو مه لقا



این نوشته از بانو مه لقا است.

( زن ها موجوداتی بی نظیر هستند. آنها قادرند هر مصیبتی را تاب بیاورند، چونکه اینقدر عقل توی کله شان هست که بدانند تنها کاری که باید در قبال اندوه و دشواری های زندگی انجام داد اینست که دل به دریا بزنی و از میانه آن بگذری و از آن طرف سر به سلامت بیرون ببری. به نظرم دلیل اینکه زن ها قادرند این طور عمل کنند اینست که آنها نه تنها برای درد جسمانی شأن اعتباری قایل نیستند بلکه اصلاً آن را محل اعتنا هم به حساب نمی آورند، زن ها از اینکه از پا در بیایند اصلاً خجالت نمی کشند…).

پاسخ عثمان نجیب:

بانو مه لقا!
در رخ نامه ی تان چیز هایی نوشتید. 
من با دیدگاه شما کاری نه دارم.
اما در روش نگارش تان گفتنی کوتاهی دارم.
 تمام زبان های دنیا دو نوع کاربرد دارند.
اول_ نوشتاری.
دوم_ گویشی یا همان گفتاری.
گذشته از این ها تمام زبان های دنیا در چهارچوب جغرافیایی یک کشور دو نوع لهجه دارند.
اول_ لهجه ی رسمی و تشریفاتی و معیاری.
دوم_ لهجه ی افهام و تفهیم روزانه و عادی که ما و شما عامیانه اش می نامیم..
کما این که خود زبان ها وسیله ی افهام تفهیم هر دو مورد اند.
 لهجه ی اول تمام مراسلات، مکاتبات اداری سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ادبی و هنری و گونه های دیگر را زیر چتر خود می آورد و معیار های پذیرفته شده ی علمی دارد.
بر عکس در لهجه ی گویشی چنین نیست. 
یک زبان در یک جغرافیای طبیعی و معین از لحاظ گویشی تفاوت های زیادی دارند.
نه می شود پنداشت که به دلیل هم زبانی های مرزی یا کشوری، لهجه های کاربردی گویشی ما یک سان است.
من چند مثال از چند زبان برای تان می نویسم:
افغانستان ما و شما که کشوری با ملیت ها و زبان ها مختلف از گذر زمان عبور می کند، هر زبان چند لهجه ی گویشی دارد.
_ زبان گویشی پشتو در مناطق جنوبی مانند پکتیا، پکتیا و خوست فرق زمین تا آسمان دارد با زبان گویشی کندهار زابل و فراه و زبان گویشی پشتو در ننگرهار و کنر و نورستان و لغمان. 
زبان گویشی پشه یی های لغمان با زبان گویشی پشه یی سنجن و بولغین ولایت کاپیسا چنان با هم فرق دارند که حتا خود هم وطن های پشه یی ما به مشکل افادات یک دیگر را می دانند.
در زبان فارسی دری هم همین گونه است.
لهجه های مختلف زبان فارسی دری در چهار گوشه ی داخل کشور فرق های زیادی دارند.
گویش فارسی دری شمال کابل تا بدخشان و پامیر و بلخ و هرات و کابل و فارسی زبان های لغمان و لوگر و غزنی با هم فرق های زیادی دارند.
مثلن در کابل ما کراچی دستی می گوییم، اما در هرات آن را زنبرغلتک می گویند که همان زنبیل هم است و از این مثال ها زیاد. ما در کابل می گوییم چای برایت دم کنم؟ اما در بدخشان می گویند چایت کنم؟ به همین گونه فراوان.
اما همین موارد در ایران، تاجیکستان و فارسی زبان های دنیا از هند و پاکستان تا کرانه دور دنیا کاملن فرق دارند. 
چنانی که در مورد پشتو، ازبکی و ترکمنی خارج از افغانستان هم همین گونه است. 
پس شما وقتی فارسی دری نوشتید، این موارد را در اندیشه داشته باشید.
شما در یک دیدگاه تان توصیف زن افغانستان که من مخالف آن بایسته گی های بانوان کشورم نیستم، کرده اید.
اما چند گانه گی واژه بندی شما دچار سرخورده گی است.
تو در تو که از لحاظ دستوری صفت مرکب است با وجود هم سانی که با فارسی دری دارد ولی به هیچ صورت در افغانستان کاربرد نه دارد، فقط در ایران و گاهی هم در نقاط مرزی و ما و یا کسانی ایران می روند و بر می گردند چنین موارد را به عاریت می آورند که دستور زبان آن را استعاره می نامد.




طرح بازسازی قلعه بالاحصار یک تصمیم استراتیژیک و تاریخی است

افغانستان به یک دورۀ جدید نزاع منطقه ای و نبرد برای بقا وارد شده است.

دولت هندوستان، بعد از قریب یک صدو چهل سال، تصمیم به بازسازی قلعه تاریخی بالاحصار کابل گرفته و مخارج کامل دو باره سازی آن را به دوش گرفته است. از عبدالرحمان تا اواخر سلطنت، هیچ دولتی درکابل حق نوسازی قلعه را نداشت. بعد از آن، دوره های مختلف جنگ آمد و همه چیز به فنا رفت.
سیاست هند، نهاد سازی گام به گام درافغانستان است که با امداد رسانی ها ( برای یک بار) تفاوت دارد.

اکنون قد افرازی قلعه بالاحصار، علاوه برآن که زیبایی شهر کابل را دو چندان خواهد کرد، پیامی استراتیژیک و بسیار جدی به انگلیس و گارنیزیون آسیایی آن ( پاکستان) است. بخش اعظم افغانستان به ویژه قلعه بالاحصار، درمطالعات هندی ها ضمن این که اصالتی بودایی و برهمنی دارد، کابل را دو باره به تاریخ سیاسی جنجال برانگیزش به استقامت «پنجاب» پیوند می زند. زایش دو بارۀ ارگ بالاحصار، یکی از مؤلفه های کلیدی هندوستان در حوزۀ افغانستان است و همانند مدیریت منابع آب افغانستان، از اثربخشی تعیین کننده برخورداراست.
حداقل دو مسأله با صراحت برجسته می شود: رستاخیز مخالفت گسترده و قوی درمخالفت با خط دیورند و قلعه سازی مقاومت علیه پاکستان. دوم؛ پای پدیده ای به نام طالب یا هر نام دیگری هرگز و هرگز در ارگ کابل و بر شهر کابل نخواهد رسید. جای طالب و هر گروهی دیگرساخت پاکستان، همان نوارهای مرزی بی نام و بی نشان است.

قمار و بازی کثیف صلح و انتخابات امریکا

دستورات انتخاباتی ترمپ درافغانستان همانند زورآزمایی وی با دموکرات ها در داخل امریکا، به نفع او نیست. جعل مصالحه درافغانستان و «اول امریکا» درجامعه آن کشور به مضحک ترین لفاظی های تاریخ بدل شده است. نا ممکن ترین آن، پیروزی پاکستان در دستکاری نظام سیاسی افغانستان و انتقال طالبان از پاکستان به ارگ کابل است.
عبدالله، غنی، کارشناسان طالب مشرب و همه و همه... بیهوده زحمت می کشند. اتفاقاتی معکوس روی خواهد داد؛ نه آن چه در رسانه ها عنوان می شود. رهبران خائن مجاهد نما که اکنون یا خود را فرش راه طالب ساخته و یا هم زیر پروبال شکسته غنی خزیده اند؛ دو راه دارند: یا از صحنه گم و گور شوند، یا به توفان مقاومت ملی ملحق شوند و رزایل خود را به فضایل بدل کنند.

چین به امریکا: به جنگ دامن نزن!


امریکا نمی تواند چین را عراق یا سوریه تصور کند؛ امریکا مانند گذشته نیست؛ حالا خیلی درد می کشد.

سخنگوی ارتش چین نسبت به وقوع حوادث احتمالی نظامی بین چین و ایالات متحده در دریای جنوبی هشدار داد و از آمریکا خواست به بهانه آزادی ناوبری وارد آب‌های سرزمینی آن کشور نشود.

این سخنگوی چینی ادعا کرد: ارتش چین روز پنجشنبه یک ناو جنگی آمریکایی را در آب‌های سرزمینی چین در جزایر شیشا واقع در دریای جنوبی بیرون کرده است.

سخنگوی ارتش چین افزود: ارتش چین برای اخراج ناوشکن آمریکایی «یواس اس موستین» که بدون اجازه وارد آب‌های سرزمینی چین شده بود نیروی دریایی و هوایی اعزام کرد.

این مقام ارتش چین از آمریکا خواست اقدامات تحریک آمیز خود را متوقف، عملیات دریایی و هوایی را در این منطقه مدیریت و سربازان خود را مهار کند تا از بروز حوادث جلوگیری شود.

خواهش فاروق فردا از سردسته غارتگران ساکن ارگ



آقای اشرف غنی!
آقای امرالله صالح!

نیاز به پیشکش ادله نیست،در یک کلام:
(پول «دسترخوان ملی» به جبران خسارت سیلاب زده ها اختصاص یابد).
در این صورت کار بزرگ انجام می شود و افزون بر آن شمار ده ها دزد و مفسد به چند تن معدود تقلیل می یابد.

کسانی که موافقند حمایت کنند،اگر نیستید،دلایل بی جا از قبیل نبود گوش شنوا و دیگر اگر و مگر ننویسند.

این نوشته، نقد نیست؛ درقدم اول محکومیت مارشال فهیم، قانونی و عبدالله است

Haji Abdul Rahim
جبهه ی مقاومت ملی: اما و اگرها!
در ۱۹ سال پسین شماری از حزب ها، شخصیت ها، نهاد ها، شورا ها، جبهات مختلف در حوزه ی مقاومت به حدی ناشیانه ساده انگارانه و غیر عقلانی در بازی قدرت عمل نمودند و خطا های استراتژیک را مرتکب شدند که به دشواری می توان این خطا ها را جبران نمود.
رهبران حوزه ی مقاومت که فاقد نگاه استراتژیک و راهبردی بودند در نبود قهرمان ملی دست به اقداماتی منفعت طلبانه و شخصی زدند که نتیجه اش به حاشیه راندن مقاومت گران از قدرت شد.
این رهبران فاقد بینش و فهم سیاسی از یک سو دچار نفاق و از سوی دیگر به دنبال معامله های شخصی برامدند و هر کدام به وزارت خانه ی چند ماهه دل خوش نمودند.
زر اندوزی، قدرت طلبی، پشت کردن به افتخارات گذشته، شعارهای عوام فریبانه ی همدیگر پذیری، ملی اندیشی، تجمل گرایی، خریداری موترهای لوکس و گران قیمت، خریداری خانه های چند ملیون دالری و انتقال خانواده به خارج، نادیده گرفتن همسنگران دیروز و از این دست حرف های غیر منطقی و غیر عقلانی به فرهنگ مسلط این عالی جنابان تبدیل شده بود.
رفتار های آرمان گریزانه غیر اسلامی و غیر اخلاقی این عالی جنابان در جامعه به ویژه حوزه ی مقاومت چنان تاثیر منفی در افکار عمومی گذاشته است که مردم دیگر حاضر نیستند به؛ صدا های حق طلبانه و عدالت خواهانه حزب ها و جریان ها و یا شخصیت های صادق و دلسوز پاسخ مثبت دهند و از آن حمایت نمایند.
در یک ماه اخیر که بحث ضرورت ایجاد جبهه ی مقاومت در فضای مجازی و در میان مردم تبدیل به گفتمان غالب شده است مردم با شنیدن این نام می پرسند رهبر یا رهبران این جبهه کی ها اند؟
از کجا که بازهم رهبران جبهه ی مقاومت فعلی مثل رهبران قبلی بازهم مردم را نفروشند و معامله نکنند؟
نشود بازهم شماری به خاطر رسیدن به قدرت از ما سوی استفاده کنند.
چه تضمینی وجود دارد که این ها مارا در نیمه ی راه رها نکنند و بار دیگر معامله ی نکنند؟
متصدیان جبهه ی مقاومت مصمم براین اند که با توجه به تجارب تلخ گذشته و نگرانی برحق مردم جبهه را به صورت شورایی رهبری کنند و به افراد معامله گر و بدنام‌ اجازه ی حضور در جبهه را نخواهند داد.
جبهه ی مقاومت قطعن و یقینن از افراد صادق، با ایمان و وفادار به منافع کلان مردم و معتقد به ارزش های اسلامی تشکیل شده و بر مبنای صداقت و تقوا و شهرت نیک جریان های سیاسی و شخصیت های متنفذ را شامل جبهه خواهد کرد.
جبهه مقاومت ملی شورای عالی نظارت بر رفتار اعضای شورای عالی رهبری و سایر اعضا را باصلاحیت تام و تمام تشکیل و جلو هرگونه انحراف از، اهداف و اساسنامه و ارزش های دینی اسلامی را خواهند گرفت.
متصدیان و کارگزاران جبهه به یاری خدای بزرگ و حمایت قاطع شما ملت آزاده و قهرمان به میدان مبارزه و دفاع از حق و تحقق عدالت آمده تا رسیدن به اهدافش ادامه خواهد داد.

اگر کسی یک سکه یا یک مکتوب از دوره احمدشاه ابدالی نشان بدهد، می توان تمدن ۱۰ هزار ساله را باور کرد

بى مورد نگفته اند:
"افغانستان از عجايب عالم است"
عده اى بخاطر مرده هاى چند صد ساله اى عرب، سال يك بار خون خود مى ريزند
و عده اى بخاطر هم آغوشى با حور هاى جنت در بين زنده ها همه روزه خود را مى كفانند.
اين اوج تمدن <<پنجهزار ساله>> را در افغانستان نشان مى دهد، مرحبا به اين تمدن!
خشم طبيعت هم در اين آفتستان قهر الهى پنداشته مى شود.
جهانى كه به زعم بعضى ها تمدن دو صد ساله ندارد از صد سال به اين طرف ناف خورشيد و ستاره گان را به آزمايش گرفته است، اما ما با تمدن پنج هزار ساله خود بدون كمك آنها سوزن را در وطن خود سوراخ كرده نمى توانيم.
در اين فاصله از راز جهالت ١٤٠٠ ساله تا تمدن ٥٠٠٠ ساله چه حكمتى نهفته است؟
ض، بهارى

اشرف غنی خائن، حداقل یک بار جواب بده

جان سخا

فاروق وردک نزدیک به دو ماه پیش توسط اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان به عنوان سفیر جدید افغانستان در ترکیه گماشته شد اما دولت ترکیه از پذیرش آن تا پایان تحقیقات در مورد فاروق وردک خودداری کرده بود .

دولت ترکیه رسما طی مکتوبی به دولت افغانستان اعلام کرده است که فاروق وردک در زمان انجام ماموریت در وزارت معارف افغانستان در فساد اداری دخیل بوده و برای اجازه فعالیت دادن به مکاتب فتح الله گولن در افغانستان ۲۳ میلیون دالر رشوه گرفته است.
همچنین دولت ترکیه اعلام کرده است که فاروق وردک به ارزش ۳.۴ میلیون دالر ملک در ترکیه دارد و این املاک نیز از سوی دولت ترکیه مصادره شده است.
در مکتوب رسمی دولت ترکیه تذکر یافته که دولت این کشور اقامت همسر و پسر فاروق وردک را نیز باطل کرده است .
اردوغان باجگیری و اخطار های رسانه یی فاروق وردک را بالای اشرف غنی و کرزی شرم آور گفته و پست سفارت افغانستان را شایسته گی یک دیپلومات خوانده نه باجگیری .

۱۳۹۹ شهریور ۶, پنجشنبه

اشرف غنی بی هیچ پروا از این و آن در دربارش، تاج محمد جاهد را که خادم بی ادعا و مطیع محافظه کاران هم شمرده می شودُ بازهم دربغلان تحمل نکرد. او را به فراه شوت کرد. ازین کنش ها هیچ درسی نخواهند گرفت. باشد که روزگار به حساب شان برسد که خواهد رسید. 

بازی های کثیف انتخاباتی/ در گرماگرم کشتار و اعتراض در خیابان ها امریکا

اما مایک پنس می گوید که جو بایدن ناامنی را به خیابان های آمریکا می آورد!

مایک پنس معاون رئیس جمهور آمریکا در مجمع ملی جمهوری خواهان با حمله به جو بایدن رقیب انتخاباتی ترامپ گفت: جو بایدن می‌گوید آمریکا به صورت سیستماتیک نژادپرست است؛ اجرای قانون در آمریکا شامل "تعصب ضمنی" علیه اقلیت‌ها می‌شود. زمانی که از او پرسیده شد آیا او از کاهش بودجه برای اجرای قانون حمایت می‌کند یا خیر، پاسخ داد: "بله، قطعا".

وی افزود: جو بایدن سبب تقویت سیاست‌هایی خواهد شد که منجر به ایجاد خیابان‌هایی مملو از ناامنی و خشونت در شهر‌های آمریکا می‌شود. حقیقت سخت این است که شما در آمریکای تحت حاکمیت جو بایدن در امان نخواهید بود. ما تحت ریاست جمهوری رئیس جمهور ترامپ قرار نیست سبب کاهش بودجه پلیس شویم، نه اکنون و نه هیچ زمان دیگری.

مغاون رئیس جمهور آمریکا گفت: هموطنان آمریکایی من، ما در حال گذراندن یک آزمایش هستیم. به زودی زمان انتخاب فرا خواهد رسید. جو بایدن از خود به عنوان "نامزد گذار" یاد کرده است. اما بسیاری از آن‌ها می‌پرسند: انتقال به سوی چه دورانی؟ هفته گذشته، دموکرات‌ها زیاد درباره دستورالعمل‌های خود صحبت نکردند، و اگر من به جای آن‌ها بودم هم نمی‌خواستم زیاد در این باره صحبت کنم.

دستیار خلیلزاد از «غُندی خیر» مصالحه خیالی، به چکر پروان رفت

عبدالولی نیازی نوشت: داکترعبدالله ۳ روزبعد از حادثه بادست خالي، براي گرفتن عکس های فیسبوکی به پروان رفت.

نقشه حذف فزیکی جنرال پیکان در زندان پلچرخی


خبر می رسد که شبکه حمدالله محب در شورای امنیت ملی به همکاری افرادی که در دستگیری جنرال زمری پیکان دخیل بودند، طرح حذف فزیکی جنرال زمری پیکان را در داخل سلول زندان پلچرخی آماده کرده اند.

آن ها  افرادی را زیرکار گرفته اند تا پس از راه اندازی یک منازعه ساخته گی بین زندانیان، زمری پیکان از سوی افراد گماشته شده درداخل زندان از زنده گی ساقط شود.

درخبرآمده است که نقشه و پیشنهاد طرح کشتن زمری پیکان از سوی برخی رقبای محلی وی درشمالی پیشنهاد شده است. در دستگیری پیکان، نخبه گان قراردادی عضو تیم حاکم نقش بارزی ایفا کردند و آن ها از احتمال رهایی و نجات جنرال پیکان واهمه دارند.
جنرال پیکان از جمله نظامیان ضد طالب است که هیچ گاه همانند دیگر نخبه گان پول خور شمالی به هیچ معامله ای که پای طالبان را به شمالی باز کند؛ تن در نداده است. او به جنگ بی رحمانه علیه تروریزم شهره است.

۱۳۹۹ شهریور ۵, چهارشنبه

عملیات آزمایشی برپنجشیر به اشارۀ امریکا بود


یک فاسد هم پروندۀ مثل خود شان را بهانه ساختند.
به نظر می رسد که عملیات آزمایشی هوایی و زمینی بر پنجشیر، با موافقت امریکایی ها صورت گرفته بود که ماهیت انگیزشی داشت. هدف، هموار کاری مسیر برای مارش فاتحانه طالبان بر اریکۀ قدرت در کابل است.
گویا به متصدیان جمهوری کابل از احتمال کاهش کمک ها اشاراتی داده اند.
 طالبان و امریکا، نسبت به هر استقامتی دیگر در گسترۀ مقاومت، از پنجشیر در مسند قرارگاه دفاع ملی و جمهوری بیشتر حساب می برد. هرگاه پنجشیر و حوزۀ تحت فرمان مارشال دوستم درجهت سرکوب امارت اسلامی آی اس آی دریک جبهۀ رزم و پیکار ایستاده شوند، داستان ظهور زوره کی امارت و افول جمهوریت که از سوی مزدوران نیابتی شعار داده می شود، فنا خواهد شد. 
پنجشیر، مارشال دوستم و شخصیت هایی نظیر رحمت الله نبیل، کابوس طالبان اند.

سازش با طالبان با سرشت، سرنوشت، فلسفه وجودی جبهه مقاومت و سرنوشت آزاد افغانستان درتضاد است. به همین سبب، شکست و الاشه شکنی لشکر تروریزم امری اجتناب ناپذیر است. علتش خیلی ساده است: 
میلیون ها نفر در پایتخت و مراکز شهری عمده، هرگز حاضر به ریختن داروندار زنده گی شهری و مناسبات مدنی و انسانی خود به پای ایلغارچیانی که از آن سوی مرز می آیند؛ قربان کنند. طالب و پاکستان، با غنی و امرالله رویاروی نیست؛ با مردم افغانستان مواجه اند.
درین گیرو دار، لشکریان رسانه ای طالبان، با کوزه های از تهی سرشار، سعی در گسترش توهم در عصر بیداری دارند.
از لعل گل لعل آمده از اقلیم پشاور تا نبیل مسکینیار در امریکا و طارق آرین درکابل، فقط یک روی سکه را می بینند.
جمهوری باوران و طالبان طلبان آشفته حال کار شان به دیوانه گی کشیده است.
هدف بین المللی شوراندن پنجشیر و کلید زدن یک فصل جدید جنگ های بی تاریخ است.

دولت کابل، برخلاف قیاس یک دسته از مردم، با طالبان طرف نیست. دولتی وجود ندارد. همین دیروز یک شهروند کندز که از خانه و کاشانه اش جدا شده از ساحۀ جنگ می گریخت. خبرنگاری از وی سوال کرد: از دولت چه می خواهی؟
گفت: دولت که به اردوی خود نان میاره، در راه طالب می گیریش، مه از دولت چی بخایم؟

مفهوم واژه های کیستی و چیستی چگونه است؟

محمد عثمان نجیب

فقط یک لویه جرگه ی دیگر تا امارت اسلامی فاصله داریم!


            نوشته ی: اسماعیل فروغی

مردم اگر می خواهند از استقرار رسمی توحش طالبان جلوگیری کنند، آماده ی رستاخیز سراسری باشند.

۱۳۹۹ شهریور ۴, سه‌شنبه

خوشحال سعادت، سرشکسته از پنجشیر به کابل گریخت

تمامی کوماندوهای یورشگر به پنجشیر خلع سلاح، و از چند مسیر به سوی کابل متواری شدند.


هیهات از این بی خبران!



               محمد عثمان نجیب

یک آقا به حق خود رسیده، اما این حق ها را  نه دارد:

در شناس نامه اش باید و باید افغان بنویسد. چون هویت خودش قابل تحمل به ارکان قدرت نیست.

رییس جمهور نه شود. چون این حق میراث نیاکان دیگران است.

همیشه باید نفر دوم و سوم بی صلاحیت و بلی گو باشد؛ همیشه باید گویا برادر کوچک باشد. از استان هرات است، نه باید استان بگوید. شیندند را نه باید به نام اصلی آن یعنی سبزوار یاد کند.

تپه ی سیاه را الزاماً و باید تورغندی بگوید.

اگر وزارت تعلیم و تربیه را د پوهنی وزارت نه گفتی گناه کار هستی.

دانش گاه را باید و باید پوهنتون بگوید.

القاب علمی را به پوه آغاز کند و به وال ختم کند.

دادستان را باید سارنوال بگوید.

دادگاه عالی را باید و باید ستره محکمه بگوید.

القاب نظامی را باید و باید بریدمن و برید تو و‌ دگروال و‌ دگر تو بگوید به همین سلسله از اول تا تا آخر.

مجلس نماینده گان را بی چون و چرا ولسی جرگه بگوید

حق نه دارد مشرانو جرگه را مجلس بزرگان یا همان واژه ی معروف سنا بگوید.

حق نه دارد اسکناس یا روپیه بگوید او باید یک افغانی و یک میلیارد افغانی بگوید.

حق نه دارد در اسکناس ها به زبان مادری خود چیزی بخواند. همیشه باید تولواک بخواند.

ایستگاه را باید تم حای بخواند.

مکلف است بیمارستان را روغتون و ادویه فروشی را در ملتون بخواند.

مجبور است زایش گاه را زیژنتون بگوید ووو...

اگر همه ی این ها را به زبان مادری خود استفاده کرد، او جاسوس ایران است.

به نظر من این آقا نادان است.

این آقا به حق خود نه رسیده، این آقا بی خبر است و کر و کور.

الحمدلله که قرآن و حدیث و کلمه ی ما عربی است. ورنه آن گاه چه ها که باید می گفتیم و چه ها که باید نه می گفتیم.



عریضۀ جنرال پیکان به اشرف غنی قبل از گرفتاری


 

امرالله می خواهد بگوید که حمله برپنجشیر کار فرازمینی ها بود.


عملیات «غلچکی» درمزارشریف نتیجه داد و عطا نور را به دامن تیم ارگ هُل داد.

عملیات متکبرانه یاسین ضیاء نتیجه داد و قوماندان نظام الدین قیصاری سرآویزان به محبس کابل تحویل داده شد. 

این دو اقدام مثمر، امرالله و غنی را به دام یک محاسبه غلط انداخت و پی آیند عملیات غلچکی بر روستای سنگانه، معکوس بود. این اقدام دروضعیتی روی دست گرفته شد که گروه غنی در واقع روی «پل صلات» راه می رود و از نگونساری چندان فاصله ای ندارد.

تنها کسی که ازین رویداد ترسیده، امرالله صالح است. غنی دیر یا زود بکس خود را گرفته به امریکا می رود و امرالله را درمیدان تنها رها خواهد کرد.

این که کرام الدین به دام بیفتد یا نیفتد، هیچ ارزشی ندارد؛ اما شعوراجتماعی بر نفس «سیاسی» وویرانگر این عمل، حساس شده است. همین حس ظن و بیزاری،  زنگ سقوط دولت را به صدا در آورده است. اگر این همه قوای خاص و چرخبال ها برای کوبیدن تروریزم طالب در شکردره به کار گرفته می شد، خطر تهدید به زنده گی پایتخت نشینان فروکش می کرد. 

آیا درآستانۀ تحویل دهی قدرت به طالبان (درسطح تعامل کلان تر) می خواهند پنجشیر را در جنگ ذات البینی غرق بسازند تا شمالی به تصرف طالبان درآید؟

جای تعجب است که غنی و امرالله، ظرفیت سیاسی و جنگی پنجشیر را از روی چند معامله گر رده اولِ دزد، خم گردن و پروار شده از جیفۀ های دنیا به بررسی گرفته اند. شکست، محاصره و فرارقوای خاص از پنجشیر، تازه واقعیتی را دست شان داده است که برای مهار واقعیت دست شان خالیست.

امرالله صالح دریادداشتی استعجالی پا عقب کشیده و گفته است که نه ارگ، نه غنی و نه خودم درعقب یورش شبانگاهی برخانه های مردم قرار نداشته اند.

اگر یک لحظه، قیاس شود که وی راست می گوید، باید قطعاً باور کرد که قوای خاص، از یک سیارۀ ناشناخته به وسیله فرازمینی ها به پنجشیر هجوم برده بودند.


سقوط کندز بدون موافقه قوای ناتو وامریکا در آن ولایت ممکن نیست

 شماری از مردم نسبت به سقوط قریب الوقوع واحتمالی کندز یا تخار سخن می گویند. پرسش این است که آیا سقوط این ولایات به استراتیژی یا منافع امریکا و ناتو مطابقت خواهد داشت یا خیر؟ هرگاه پاسخ منفی باشد، چنین رویدادی محقق نخواهد شد. 

نیروهای آلمانی و آمریکایی در میدان هوایی کندز پایگاه فعال دارند؛ خصوصاً تجهیزات و سازوکار فوق پیشرفتۀ کشف و ردگیری امریکایی ها متوجه نظارت بر پویایی های سامانه مخابراتی تاجکستان، ازبکستان و ترکمنستان، به اضافه، پایگاه روسیه در منطقه تاجیک خالتون تاجکستان می باشد. بنا برین، سقوط تخاریا کندز می تواند به موقعیت و روال پویایی های آن ها ضربتی جدی وارد کند. اگر کدام محاسبه دیگری درنظر باشد، شاید این ولایات سقوط داده شوند که منظورش، گستردن بساط حاکمیت طالبان و درتنگنا قرار دادن نیروهای مارشال دوستم در شمال خواهد بود. 

اعلامیۀ شورای مقاومت ملی

جنگیدن و قشون کشی بر خانه های مردم نقض قانون اساسی افغانستان است.

۱۳۹۹ شهریور ۳, دوشنبه

آقای غنی، عملیات را از دفترت شروع کن!

 فوریه کوفی

درود بر پنجشیر قهرمان پرور


مردم پنجشیر با یک منطق بسیار ساده، مانع دستگیری آقای کرام شدند و آن این‌که: آن باور خود نسبت به‌دستگاه عدلی و قضایی و عدالت غنی را از دست داده‌اند. هیچ متهمی قابل دفاع نیست، اما مردم اول می‌خواهند بدانند چرا به‌پرونده‌های فساد جنسی اطرافیان غنی که خبر آن گوش عالم را کر کرد اما خودِ غنی و دستگاه قضایی او آن را ناشنیده گرفت، رسیدگی نمی‌شود؟ چرا افرادی مثل فضلی و امثالهم که از صنعت بهره‌کشی جنسی و سوی استفاده از موقف حکومتی، به آرگاه و بارگاه رسیده‌اند، مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند؟ دزد رای مردم وزیر و والی می‌شود، اما آن‌که دزد را با پشتکاره دستگیر کرد، خانه‌نشین و سبک‌دوش. اگر جنرال پیکان متهم است و دستگیر می‌شود، چرا آقای غنی و اطرافیان او که در پنج سال گذشته دارایی‌های عامه را چور و چپاول کردند، مصوونیت عام و تام قضایی داشته باشند و مورد مواخذه قرار نگیرند؟ کجای توهم روشنفکری و مدنی‌بازی ما این نابرابری و ظلم عریان را توجیه می‌کند؟ هیچ کس مخالف حاکمیت قانون در کشور نیست و در مقام دفاع از هیچ فاسدی نیستم، اما اگر آقای غنی بسیار شوقی عملیات است، بهتر است این عملیات را از دفتر خود و بالای اطرافیان خود آغاز کند.

تفاوت اتهام بالای کرام الدین کریم و فضلی چی است؟

      محمد عثمان نجیب

اتهام جمعه خان هم درد، اختر لچک، زلمی ویسا، عوامل اصلی و ریشه دار ISI مانند مسلم یار که دزد با پشتاره را رها کرد، فاروق وردک که به زبان خود جرم خود را اقرار کرد، آصف ننگ که مستند در جاسوسی به پاکستان دستگیر شد، قاتلان فرمانده نستوه عبدالرزاق شهید در کندهار و صدها تن دیگر از هم تباران غنی که هم چنان جولان دارند, با ژنرال زمری پیکان  در چی است؟ 

علیه آن ها لشکر کرده اید؟

یا خیال تان  احیای سیاست سرزمین های سوخته است؟

هیچ کسی جانب دار کرام الدین خان نیست تا جواب گو نه باشد با رفع اتهام کند. اما لشکر کشی علیه پنجشیر به اساس پلان های خودی های اجیر شده در بارگاه وحشت و‌ بربریت ارگ رخ اصلی نقاب سیاه رو سیاهان استبداد ارگ است.

صدها تن از بی داد فحشا داد می زنند و گوش شنوایی نیست. با عزت و وقار ملت چی می کنید؟ عالم نماهای بی علم دین کجاستید؟

نزدیک به ده سال است که فراعنه ی قدرت و ثروت و‌ فساد اخلاقی ارگ یکی بر ضد دیگری شهادت مستند و پی هم می دهند. 

آنان یک دیگر را به ترویج فحشا و استفاده های جنسی از بانوان هم کار و زیر دست شان نشانه می گیرند.

آخرین مورد هم از زبان متین بیک.

جالب است که در پشت هر آبرو ریزی ها نام آقای فضلی نمایان می شود.

اما همه در سکوت اند و عالم نما های دینی که خیالی هم نه دارند. آن اگر خواهری را با برادر که در بازار به خرید رفته ببینند عاجل فتوای سنگسار شان را صادر می کنند.

آن جا که هر روز با عزت و وقار ملت بازی می شود و خواهران و مادران مان با نشر هر بار خبر فحشا از ارگ نام برده می شوند را نادیده می‌گیرند. عالم نمای آخر زمان همین ها اند.

از غنی که گله نیست. او به حیث یک امریکایی دست نشانده وظیفه ی ترویج فحشا هم دارد.

با افسر ارشدی که در قوای هوایی مستند و افشا شد چی کردید؟

      

اطلاع از منابع متفاوت مشعر است که طالبان قطعاْ اراده دارند که جنگ بین القومی را در شمالی برافروخته و شاهراه کابل - پروان را مسدود کنند. این بخشی از تلاش های گام به گام به هدف زمینه سازی برای واگذاری پایتخت به طالبان است. عملیات پنجشیر نیز جزئی از کمپاین گسترده به خاطر مستقر سازی تدریجی طالبان بر شاهراه های منتهی به پایتخت است. 

عملیات ناکام قطعات ملیشه بر پنجشیر

نقشه و تصمیم حمله به استجازه اشرف غنی، از سوی امرالله صالح بدون اطلاع اداره امنیت ملی پنجشیر مطرح و اجرا گردید که به ناکامی انجامید.

منبع همکار از داخل پنجشیر به گزارشنامه افغانستان اطلاع داد که بالاثر تصمیم غنی – امرالله، عملیات نا موفق شبانگاهی به هدف گرفتاری کرام الدین کرام از طریق هوا و زمین بالای روستای سنگانه در نزدیکی آرامگاه شادروان مسعود صورت گرفته است. 

واحد های ویژۀ ملیشه ملبس با یونیفورم قطعات خاص از طریق چرخبال به سنگانه پیاده شده بود اما غافل از آن که کرام الدین درخانه اش حضور نداشت بلکه دریکی از ییلاق های دوردست مخفی شده بود. علت محاسبه اشتباه آن بوده که امرالله صالح نقشه عملیات را خودش طرح کرده و ( قرار گزارش تائید ناشده) خودش فرماندهی کرده بود. ادارۀ امنیت ملی پنجشیر اصلاً از ماجرا مطلع نشده بود؛ بلکه شماری از اعضای وابسته به روند سبز، ظاهراً ساعات حضور کرام در خانه اش را تثبیت کرده و معلومات را از طریق عزم الدین میرزایی رئیس شورای ولایتی دراختیار امرالله صالح قرار داده بودند.

گزارش مشعر است که ساکنان پنجشیر نسبت به این عملیات تحریک آمیز که چند زخمی برجا نهاده به شدت خشمگین شده اند. آن ها اعلام کرده اند که به هیچ وجه حامی و مدافع کرام الدین نیستند؛ مبارزه حکومت علیه فساد پیشه گان و خائنان امری معقول است؛ اما عملیات اصلی باید از داخل ارگ آغاز شود.

 امرالله صالح زمانی بر تصمیم براعزام قوا به پنجشیر ذوق زده شده بود که به هنگام مهمانی اشرف غنی درخانه اش، سران دولتی شمالی به رسم حرمت به مهمان، به رئیس جمهور نوید داده بودند که نشانی مخفیگاه زمری پیکان را پیدا کرده اند و به منظور تأمین صلح و سلم در منطقه، آن را دراختیار دولت قرار می دهند.

قطعات ملیشه، جنرال زمری پیکان را درحالی گرفتار کردند که در چند صد متری شان خط جنگی طالبان همراه با بیرق سفید درچشم انداز شان قرار داشت. 

دولت درتلاش صافکاری بستر و مسیر برای طالبان درپهندشت شمالی است. اکنون درنظر است تا قوماندان لطف الله شکردره به فرماندهی پلیس پایتخت برگزیده شود و سپس زمینه را برای او در گرفتاری امان الله گذر و جان احمد حقجو مساعد کنند تا به وسیله یک شمالی وال گرفتار شود.


تذکر اما بسیار جدی!


محمد عثمان نجیب

بدون‌ نقش امان الله گذر، دوستم، جنرال بابه جان و حوزه ی مقاومت مانند عبدالله و استاد سیاف ثبات سیاسی و نظامی و امنیتی محال است.

تحولات سیاسی نظامی در کشور‌ بسیار  صریح و‌ با نوسان اقدامات قدرت های جهانی که همه آن را تخته ی خیز قرار  داده اند، با مدیریت چنان ضعیف و بی پروای ارگ قابل اندیشه است.

الزامی و حتمی است که در یک چنین شرایطُ ارگ لجاجت خود در گروه بازی تباری و سیاست های حذف و دسیسه را کنار بگذارد و تمام‌ نیروهای مطرح در تعین و تغیر معادلات  کشور را فرا خواند.

نادیده گرفتن مارشال دوستم‌، ژنرال بابه جان و فرمانده نستوه ژنرال امان الله گذر و دور نگهداشتن ایشان  از تصمیم گیری های سرنوشت ساز کشور اشتباه جبران ناپذیری است که اثرات منفی آن تمام کشور به خصوص ولایات شمال را دچار آسیب به ضرر ارگ می سازد.

این موضوع  را ساده انگاشتن و بی تفاوت از کنار آن  گذشتن خودکشی یی است که نگهبان ارگ به رژیم خود رقم‌ می زند.

اثرات منفی چنین ساده لوحی ها برای ادامه ی حیات تک‌ محوری قومی سیاسی وابسته به قدرت های خارجی حد اقل در گذشته ی نزدیک مقاومت بر ابطال منظوری به اصطلاح استعفای استادعطا تبلور دارد و در گذشته ی دور که بارها ثابت شده است. و در آینده های نزدیک سرانجام مقاومت جدید دیگری شکل می‌گیرد که ادامه ی مقاومت دی روز خواهد بود. یعنی نه می توانید صدا های میلیونی را خفه کنید. پس در نقطه و‌ مرحله ی حساس تاریخی که‌ کشور قرار دارد، به حاد ساحتن ها نه‌ بلکه به گرم ساختن های کانون هم زیستی و تساوی حقوق و رشد متوازن و تقسیم مساوی قدرت و ثروت به قول استاد عطا بدون تفکیک این و آن و‌ بدون انواع تبعیض همت گمارید. 

تاریخ چند دهه ی اخیرکشور ثابت ساخته که بدون نقش مارشال دوستم‌ کاری توسط سیاسیون نمک نا شناسی همچو غنی از پیش برده نه می شود. و هر کاری فقط کف روی اب است که در جریان خروشان بحر قدرت ملت، دیر یا زود به کنار ساحل زده می‌شود و در شن زار های حلقوم باز غرق‌ و ناپدید می شود. در حالی امواج سرکش و گاه غیر قابل مهار هم چنان ره به پیش‌ می برند.

امکان ورود مارشال دوستم به میدان جنگ

 به نظر می رسد که می خواهند قبل از شروع فصل اصلی نبرد ها در شمال، میدان رزمایش و پویایی را برای مارشال دوستم محدود بسازند. انتصاب جنرال ملک در فاریاب، رخنه اندازی و اشتعال جنگ در داخل پنجشیر و مقدمه چینی برای سقوط کندز سه سرِ یک نقشه واحد است. پالیسی ترمپ سلسله ای از شکست های متواتر را به نمایش می گذارد.

بعد از دو شکست دپلوماتیک امریکا، مارکیتنگ سلاح فروشی روسیه شدت گرفت

 وزیر دفاع  ایران از سامانه پدافند هوایی و موشکی اس۴۰۰ روسیه در نمایشگاه ارتش ۲۰۲۰ بازدید کرد.

به گزارش روز یکشنبه خبرنگار ایرنا از پارک پاتریوت در ۵۵ کیلومتری غرب مسکو، امیر سرتیپ امیر حاتمی پیش از افتتحایه نمایشگاه از بخش های مختلف آن از جمله سامانه های پدافند موشکی بازدید کرد.

امیر حاتمی همچنین از بالگردهای میل ۳۵، کاموف۲۲۶ ت ، سامانه پدافند هوایی پنتسیر اس، نفربرهایی با قابلیت پرتاب هوایی و آخرین تجهیزات و فناوری های دفاعی روسیه دیدن کرد.

۱۳۹۹ شهریور ۲, یکشنبه

کورۀ حزب التحریر در پنجشیر زبانه می کشد


 قاسم حلیمی وزیر حج واوقاف، جریان حزب تحریر در پنجشیر را به وسیله مولوی عبدالوارث از عنابه پنجشیر رهبری می کند.


اطلاعات واصله از کانال های امنیتی مقاومت ملی در پنجشیر به گزارشنامه افغانستان مشعر است که شبکه های عیان و نیمه نهان دولت و استخبارات سعودی سعی دارند تا جوانان پنجشیر را به دام افراطیت ازنوع حزب تحریر بیاندازند.
مولوی عبدالوارث اهل شهرک عنابه و رئیس اوقاف ولایت پنجشیر از استوانه های حمایتی جریان ارتجاعی حزب تحریر در پنجشیر به حساب می رود و بدون واهمه با بهره وری از امکانات دولتی درخدمت حزب تحریر قرار دارد.

مولوی عبدالوارث عامل خاص وزیر حج واوقاف حکومت ( قاسم حلیمی) اهل شهرک خروار ولایت لوگر می باشد.
مولوی وارث اخیراً در ولایت پکتیا به همکاری قاسم حلیمی دو بار با رهبران شبکه حقانی دیدار و گفتگو کرده است. 
قاسم حلیمی در ادارۀ طالبان طی نیمه دوم سال های هفتاد خورشیدی، از کادرهای مهم طالبان به شمار می رفت. حلیمی از سالیان متمادی با دستگاه استخبارات عربستان سعودی در ارتباط است. وی قبلاً به سفارش سفارت عربستان به معاونت وزارت عدلیه انتصاب یافته بود. این بار نیز ارگ بنا به توصیه سفارت عربستان، قاسم حلیمی را به وزارت حج واوقاف مقرر کرده است.
 رئیس اوقاف پنجشیر مستقیم تحت حمایت قاسم حلیمی و درواقع از سوی شعبه استخبارات عربستان درکابل رهبری شده و سمت دهی می شود. حزب تحریر درپنجشیر تحت هدایت مولوی وارث فعالیت هایش را تنظیم کرده است. از چند ماه به این سو، حزب تحریر در تمامی قریه جات و نواحی دوردست پنجشیر به جلب و جذب جوانان تحصیل کرده و همچنین عناصر بیکار و بی خبراز دنیا مبادرت ورزیده است. 
گزارش می گوید که فعالان حزب تحریر سرگرم جمع آوری شهرت و سوابق جوانان تحصیل کرده هستند که یا آنان را به سوی خود بکشانند و یا درمسیرهای کابل – شمال حذف کنند. 
پنجشیر دژ قایم و دایم جنگی وعملیاتی به حساب می آید و امریکایی ها از پویایی های شبکه های ارتجاعی وابسته به عربستان عمداً چشم می پوشند و نگاه شان بیشتر به تأمین امنیت کابل و بگرام است؛ چنان که محاسبه شان ایت است که حزب تحریر لشکر خودی به حساب می آید. براساس محاسبه امریکا و عربستان، عناصر حزب تحریر با روسیه، چین و حتی ایران روابط ندارند و می توانند به سد محکم دشمنی با این کشورها تبدیل شوند. هدف این است که هسته های روس، چین و ایران موفق شده نتوانند که در پنجشیر، هسته های از هم گسیخته مجاهدین ضد طالب را به شورش وادارند.

افراد انوراوریاخیل بالای فوزیه کوفی تیراندازی کرده بودند


به حوالۀ اطلاع ارجاع شده به گزارشنامه افغانستان، بانو فوزیه کوفی توسط افراد زیر فرمان انوراوریاخیل درشمالی هدف گلوله باری قرار گرفته بود. هسته قدرت در ارگ از طریق عمر داوود زی به انوراوریاخیل هدایت داده بود که فوزیه را زخمی کرده اما نباید جانش از دست برود. منبع امنیتی به گزارشنامه افغانستان گفت که فوزیه کوفی و دیگر زنان فعال در شورای مصالحه با زلمی خلیلزاد رابطۀ نزدیک دارند. 

ارگ پیام خود را بدین گونه ارسال کرد. انور اوریاخیل سرحلقۀ هسته طالبان درشمالی است که به وسیله عمر داوودزی عضو باشگاه ارگ حمایت و تقویت می شود. داوود زی از ارتباطی های قدیم پاکستان و وفادار به انگلیس است که مدتی به اشاره دستگاه امنیتی بریتانیا ازطریق دفتر حامد کرزی با ایرانی ها درتماس و دادوستد بود.


ساده لوحی جمیعت/ از دولت می خواهد امنیتش را ضمانت کند!

جمیعت سرگردان! اگر یک دقیقه قبل از تسوید این متن سر درگریبان کرده و می اندیشیدی که استاد ربانی را کی ها نابود کردند، این چنین نمی نوشتی.

 اعلامیه جمعیت اسلامی افغانستان در پیوند به انفجار تروریستی در مقابل دفتر مرکزی این حزب

در پی انفجار مواد کارگزاری شده در یک عراده بایسکل که عصر امروز در مقابل دفتر مرکزی جمعیت اسلامی افغانستان صورت گرفت، دو تن از همکاران دفتر جمعیت اسلامی افغانستان به صورت سطحی زخمی شده اند.

جمعیت اسلامی افغانستان ضمن محکومیت این حادثه تروریستی، از ادارات مربوط امنیتی میخواهد که افزون بر پیگیری و بررسی حادثه امروز، با توجه به آمادگی ها برای برگزاری نهمین سالروز شهادت رهبر جمعیت اسلامی در دفتر مرکزی این حزب، در جهت تأمین امنیت این دفتر اقدامات لازم نمایند.

همچنان جمعیت اسلامی افغانستان به همه اعضا و هواخوانش اطمینان می‌دهد که با توجه به تجربه رهبری مبارزه دو دور پر افتخار تاریخی جهاد و مقاومت، اینگونه اقدامات تروریستی هرگز این حزب بزرگ و تاریخی را از مسیر پیگیری اهداف ملی اش باز نخواهد داشت.

کابل، ۱ سنبله ۱۳۹۹ خورشیدی

خیانت فرماندهی نیروهای امنیتی در شکردره


شب گذشته نیروهای امنیتی به فرماندهی افسران خائن و وابسته به ستون پنجم پاکستان، این جانور خون آشام را از شکردره دستگیر، اما به جای کشتن فوری وی، او را زنده به مهمانخانه امنیت ملی آورده اند که هزار درصد بدون تأمین حق العبدی، رها شده و دو باره  به سنگر  جهادحاضر خواهد شد.  
توجه کنید؛ طالب تمامی افسران وسربازان اردوی ملی، پلیس و امنیت ملی را بعد از گرفتاری با بدترین شکنجه ها سربه نیست کرده اند و اکنون در مبادله اسرا دست شان خالی است و افتخار هم می کنند. اما نیروی ستون پنجم درلباس اردو، ملا اختر را بیمه کرده و صحیح و سلامت به مهمانسرا تسلیم می دهند. دیری نخواهد پائید که انفجار اجتماعی همه چیز را درهم و برهم کند. 

جنرال زمری پیکان هم گرفتار شد


تحفه دیگر به گروه طالبان 

جنرال زمری پیکان از معدود نظامیان کشور است که در وزارت های دفاع و داخله خدمت کرده و طالبان بی شمار را در جنگ های شمالی به قتل رسانیده بود.  واحد نظامی تحت فرمان زمری پیکان به قطعه طالب کُش مشهور بود. 

جنرال زمری پیکان  رئیس قبلی نظم عامه که در همه جنگ ها علیه طالبان حضور داشت و رتبه جنرالی را نیز در سخت ترین روزهای مقاومت از جانب رهبری دولت اسلامی دریافت نموده بود. شادروان  احمدشاه مسعود با دست های خودش رتبه جنرالی را به شانه های او نصب نمود. وی شب گذشته به اثر توطئه جنرال نعیم حیدری از نظامیان بازنشسته ساکن دکوی سرایخواجه به مفرزه اعزامی ارگ تحویل داده شد. 

چند سال قبل پسر جنرال پیکان  یک نفر از خانواده یاردل دکویی را که عضو شبکه حقانی بود و همواره بحث پنجشیری و شمالی را به دستور طالبان و ارگ نشینان دامن میزد تا کوهدامن نا امن شود،  به قتل رساند. ازآن زمان به بعد، برچیدن گلیم حضور جنرال پیکان در سرخط نقشه های ارگ قرار گرفت. 

گفته می شود که شاید جنرال نعیم حیدری از سوی اشرف غنی به عضویت مشرانوجرگه منتصب گردد. شاید به زودی، ارگ درین زمینه اطلاعیه ای صادر کند.


آماده گی اشرف غنی برای دفاع از کابل؟

 جلسه امنیتی در ارگ تصمیماتی گرفت.

خبر می رسد که همزمان با گسترش خطر و نا امنی در پایتخت، اشرف غنی دست به دامن استاد سیاف شده است.

عصر دیروز  جلسه امنیتی در ارگ در مورد مشکلات امنیتی درسراسر کشور به ویژه  پایتخت برگزار شد و به حمدالله محب و معصوم استانکزی وظیفه داده شد تا با بزرگان جهادی متحد با حکومت  مشوره صورت گیرد که کی ها را در رأس قومندانی امنیه کابل، ولایت کابل، ریاست امنیت ملی کابل و قومندانی های امنیه ولسوالی ها و آمرین حوزه های شهر کابل بگمارند تا جلو فعالیت های طالبان گرفته شود.


اطلاع واصله به گزارشنامه افغانستان درین باره مشعر است که نماینده گان حکومت پس از مشوره  با عبدرب الرسول سیاف و شورای شمالی به تفاهم رسیده اند که شکریه بارکزی به حیث والی کابل، قومندان لطف الله قریشی در کرسی فرمانده امنیه کابل، سید شریف هاشمی به عنوان رئیس امنیت کابل مقرر شوند و تمام آمرین حوزه ها و  قومندان های امنیه ولسوالی ها را از قومندان های دوران مقاومت که سن شان بیشتر از ۵۵ سال نباشد؛ تعین نمآیند.

این تصمیم ارگ نشاندهنده این است که اشرف غنی از روی ناچاری و دیرهنگام متیقن شده که فقط حوزه شمالی می تواند از نظام بر علیه هجوم طالبان  دفاع کند.


لهستان به دست خود، به دهان روسیه فرو می رود

 تلویزیون 24 روسیه به نقل از خبر گزاری بلاروس گزارش داد:


تظاهرات مخالفان در جمهوری بلاروس فروکش کرده و همزمان با نا امیدی غرب از انفجار در داخل این جمهوری، ارتش ناتو، در مرزهای غربی این کشور از سمت لهستان دست به آرایش جنگی زده  است. نیروهای نظامی خارجی در هماهنگی کامل با تظاهرات اخیر مخالفان در بلاروس در صدد بودند تا شهر مرزی "گرودنا" در مرز لهستان را تصرف کنند تا تبدیل به پایگاه مخالفان شود. به همین مناسبت روز گذشته الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور بلاروس برای نظارت بر استحکامات دفاعی این کشور وارد شهر "گرودنا" شد و از پایگاه های دائمی تیپ ششم مکانیزه ارتش مستقر در این منطقه بازدید کرد.


لوکاشنگو که خود در گذشته نظامی بوده در دیدار با مدافعان ارتش در این منطقه گفت: متاسفانه بجای اینکه من در مینسک باشم و برای تثبیت اوضاع تصمیم گیری کنیم، تحریک نیروهای ناتو منجر به نگرانی عمیق شده و ما بعد از 25 سال باید نیروهای نظامی بیشتری را در مرزهای غربی مستقر کنیم و با هوشیاری مراقب تحرکات دشمنان کشور باشیم.


لوکاشنکو پیش از عزیمت به مرزهای این کشور با لهستان اعلام کرد: منابع مالی تظاهرات اخیر را فاش خواهیم کرد. او در عین حال کابینه بلاروس را ترمیم کرد اما «رومان گولووچنکو» نخست وزیر، «ولادیمیر ماکی» وزیر خارجه، «یوری کارایئو» وزیر کشور و «ویکتور هرنین» وزیر دفاع در مقام خود ابقا شدند.


 

امرخیل: با این وضع سقوط دولت حتمی است

 

به نظر امرخیل، فعالان اجتماعی و سیاسی غیرپشتون باید تحت قیادت محترم حامد کرزی تنظیم و نظارت شوند!


کوهدامن در آستانۀ سقوط قرار دارد.


اکثر باشنده های پشتون تبار ساکن شمالی به طور علنی درصف طالبان بسیج شده اند.


خبرمی رسد که وضع وحشتناکی در شمالی به وجود آمده است. تقریبا أغلب پشتون های شمالی به طور علنی در صفوف طالبان بسیج شده اند. در دره شکردره دو صد نفر طالب مسلح در نزدیک ولسوالی خط انداخته اند؛ اما از طرف شب، جادۀ شمال کابل حداکثر در تصرف آنان قرار دارد و همزمان اضافه از هزار خانواده از ترس طالبان خانه های شان را ترک کرده و در ناحیه ۱۷ اسکان گزیده اند. 

در گلدره در چندین قریه بیرق سفید طالبان برافراشته شده و در کره باغ چندین گروپ به طورعلنی بر ضد دولت کار میکنند؛ در کلکان هم وضع عوض شده و به مکان امنی برای تجمع مخالفان دولت شده است.

این درحالی است که اکثر جوانان تاجیک، به سلفی گری و بازگشت به سلفیت اعتقادی رو آورده ودر صفوف داعش تنظیم شده اند ودر هر قریه  چندین نفر دو آتشه مسلح در صفوف داعش تنظیم شده اند. دولت کابل ازین داعشی های نو ظهور زیاد هراسان است؛ چون افراد فوق العاده تندرو، ساکنان بومی محلات می باشند.

شاهد عینی درگزارشی نگاشته است که قوماندان های شمالی با آن که جایگاه خود را دربین اهالی ازدست داده اند؛ اما به خاطر بقا و حفظ منافع خویش، سرگرم مسلح سازی گروپ های وابسته به خود شده اند. این فرماندهان تعداد زیادی از جوان ها را مسلح ساخته و به هر سو که بنگری ملیشه بازی آغاز شده و دولت دستپاچه هم همین قوماندان ها را تشویق می کند تا مردم را علیه طالب و داعش مسلح بسازند.

ازین قرار، خطر بروز جنگ میان گروهی بین دسته های تازه مسلح شده وجود دارد و درشمالی یک فضای جنگی و جهادی مسلط گشته است. در گزارش آمده است که هرگاه تحولی قاطع در وضع پدید نیاید، امکان دارد مسیرکابل به سوی شمالی مسدود گردد.



۱۳۹۹ شهریور ۱, شنبه

خاطرات نوهٔ تروتسکی از قتل پدربزرگش


جو تاکمن/ ترجمه: عباس زندباف

ارگ، گردن بند افراطیت اداری غیر مصوب را به گردن غفور لیوال آویخت

 توزیع شناسنامه هنوز درابهام و جنجال و نا همسازی غرقه است. این اقدام خود سرانه، پیچیده کردن بیشتر کشاکش های آینده است.

اداره ملی احصائیه و معلومات (مرکز ملی آمار) افغانستان اعلام کرده که روند صدور شناسنامه برای مهاجران افغان در ایران را آغاز کرده است.

رویینا شهابی، سخنگوی این اداره به بی‌بی‌سی گفت که این روند در پی تقاضای مکرر مهاجران آغاز شده است.

نظر به آمار رسمی بیشتر از دو میلیون و ۴۰۰ هزار مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند.

خانم شهابی می‌گوید که واحدهای توزیع شناسنامه الکترونیک در کنسولگری‌های افغانستان در شهرهای تهران و مشهد فعال شده‌اند.

 

فرار دختران و پسران درحال افزایش است

 گزارش های مکرر حاکی از فرار دختران نوجوان و پسران جوان از خانواده و فرار دسته جمعی به سوی مرزهای ایران است.
فرار دختران و پسران جوان از کابل چشمگیر است و حتی درایستگاه موترهای عازم هرات ازدحام دایمی به وجود آمده است. در ترمینال بس های مسافربری قطار دختران خورد سال بدون حضور اعضای خانواده به چشم می خورد که یک نفر دلال به طور علنی آنان را به داخل بس های مسافرتی رهنمایی می کنند. 
فقر، خشونت و فروپاشی نظم خانواده منبعث از تشدید بحران اجتماعی و اقتصادی، عامل بیشترشدن مسافرت خود سرانه دختران و پسران و تسلیم دادن داوطلبانه خود به قاچاقچیان می باشد.

نوبت به هر ولایت، ولسوالی و شهر ها خواهد رسید


طالبان در درواز بدخشان، به دختران اجازه نمی‌دهند در امتحان کانکور شرکت کنند. نظر به اطلاعیه آن‌ها در بخشی‌های زیر تصرف‌شان، هر دختری که در امتحان کانکور شرکت کند صد هزار افغانی جریمه می‌شود. بنابراین دختران  بخشی از ولسوالی نسی و مایمی در امتحان کانکور سال جاری نمی‌توانند اشتراک ورزند. این در حالی‌ست که، ذکریا سودا والی بدخشان دو روز قبل طی سخنرانی شان  بدخشان  را از امن ترین ولایات کشور خواندند

نظر به متون دینی و قوانین نافذه کشور زنان مانند مردان از حقوق برابر آموزش و تحصیل برخوردارند و هیچ‌کسی حق ندارد زنان را از امر آموزش و تحصیل محروم سازد. بناً از حکومت و نهادهای مسوول می‌خواهیم قضیه را جدی بگیرند و زمینه اشتراک دختران را در امتحان کانکور سرایر کشور  فراهم سازند. 

مردم دروازها 

رژیم اسلامی، استخوان های دکترخانلری را شکست

تحرکات خطرناک در شمال در غیاب مارشال دوستم

پس منظر دسایس ارگ
توریالی خاوری

در پیشاپیش ورود طالبان به کابل، ارگ به دسایس تازه تری مبادرت ورزیده است!
جنرال عبدالملک از مهره های شناخته شده سازمان آی اس آی پاکستان وفرمانده قیصاری از افراد خریده شده ارگ است که برای کشتن جنرال دوستم طغیان مهندسی شده ای را در شهر مزار سازمان داد؛ سپس به مارشال دوستم پناه برد وبرای قتل او ناکام شد، به ارگ فرا خوانده شد، تا با طرح های جدید شیطانی برای مارشال دوستم در شمال جنجال برپا نموده وشاهراه را برای طالبان هموار سازند!
هرکسی میداند که خانواده رسول پهلوان از جمله مریدان ای اس آی پاکستان بوده و همین جنرال ملک بود که با تفاهم وتبانی با پاکستان، چند سال قبل شمال را برای طالبان تسلیم نمود!
حال ارگ در نظر دارد با همنوایی با طالبان ودر نهایت با پاکستان تمامی خطوط مقاومت را در شمال درهم شکسته وجاده را برای ورود طالبان هموار سازد!
البته این کوشش ها علیه مارشال دوستم تازگی ندارد، کرزی-احمدزی از هیچ گونه عمل شنیع علیه جنرال دوستم از برنامه ترور تا خریداری افراد برای ریشه کن ساختن مارشال دوستم کمی نکرده اند، اما تاحال بنا بر قدرت ورییشه های عمیق مارشال دوستم در داخل جامعه این پلان ها به ناکامی کشیده شده است!
فاکتور دیگری که در شکست این پلان ها نقش داشته است، بیداری خلق قهرمان ازبیک ونفرت بی پایان شان علیه افراد خریده شده ومزدور است!
این افراد خریده شده مهره های یک بار مصرف است وبدرد ماشین فرسوده دولتی ارگ نخواهند خورد!

رفیق قیوم هم مانند ژنرال محفوظ غرق بی باوری بود

90 درصد جناح پرچم محافظه کاران و خود هراس بودند.

از سلسله خاطره نگاری های عثمان نجیب 

این جوان ( نگارۀ سمت چپ) تنها پسر عارف شهید است که توطئه ی ژنرال محفوظ او را یتیم ساخت.


کوچیدن باشنده های بومی شکردره آغاز شده است

چرا شکردره به نقطه فشار برکابل درنظر گرفته شده؟ برخی مردم در شکردره با طالبان همکاری دارند.
خبر می رسد که کوچیدن ساکنان بومی شکردره آغاز شده است.
این منطقه شاهرگ پایتخت است و در کش وگیرها بین خلیلزاد و دولت برای رهایی ۳۶۰ تروریست باقی مانده ایجاد شده، تهدید و فشار سازمان یافته بیخ ریش حکومت از ناحیه شکردره است. نکته دوم این است که در پنج منطقه شکردره، شماری از ساکنان محل، نفرات طالبان را که از شش ولایت مختلف به آن جا آمده اند، جای می دهند و همکاری می کنند.
والی کابل یعقوب حیدری صریح این نکته را فاش کرد. به نظرمی رسد که طوایف ساکن درشمالی نگاه واحد نسبت به مبارزه با طالبان چند ملیتی ندارند.
قوای مسلح دولت، مرموزانه و ( حساب شده) از تاراندن تروریست ها از بلندی های شکردره چشم پوشی می کند. آیا یک قوماندان قول اردو یا فرقه، به شمول اسدالله خالد واقعاْ از اشرف غنی فرمان می برند؟
درین زمینه شک و تردید غلیظ وجود دارد.

۱۳۹۹ مرداد ۳۱, جمعه

طالبان اسیر ندارند؛ همه را کشته اند

ترمپ درسیاست داخلی به پای خود شلیک کرده و دربازی انتخاباتی، طالبان تروریست را عروسک ساخته است.

استقلال مبارک باد؟


محسن رزمجو

ما آرد ازبکستانی را
همراه برنج هندوستانی
سر گاز ایرانی
در داش چینانی
و در دیگ پاکستانی پخته اش میکنیم
باز در ظروف فرانسوی
سر قالین های ترکی
و در روشنی برق تاجیکستان آنهم (اگر برق باشد) نوش جانش میکنیم.
و باز در تیلفون گلکسی ساخت مارک زوکربرگ در اپلیکیشن آمریکایی در فیسبوک مینویسیم.
۵۰۰۰ هزار سال تاریخ داریم، استقلال مبارک؟

رقابت داعش و طالبان در شمالی

عمل لواط با نوجوانان طالب درشمالی، فیلمبرداری می شود. 

به حواله اطلاع ارجاع شده به گزارشنامه افغانستان، کوهدامن میدان خالی سرباز گیری فکری  برای طالب و داعش  است، در این منطقه  هیچ نهاد مدنی، کانون فرهنگی، سازمان اجتماعی و... فعال  نیست و قومندان های شمالی به جوانان و تحصیلکرده های  کوهدامن  اجازه هیچ فعالیت مدنی و فرهنگی را تا هنوز نمی دهند، احزاب سیاسی نیز هیچ گونه فعالیت ندارند.

از چند سال به اینطرف  طالب ها در ولسوالی های شمال کابل در دو بستر قومیت و مدرسه  فعالیت داشتند که حدوداً ده سال قبل ملاهای سلفی  به همکاری ملاتاج محمد مجاهد نیز به کوهدامن راه پیدا کردند و در مساجد متعدد امامت گرفتند.

در این مدت  بارها  میان ملاهای پیرو اندیشه طالبانی  و ملاهای سلفی  بحث های جدی و تند صورت گرفته که هر کدام  شان   گروه های کلان مردمی را باخود  دارند.
سلفی ها تا هنوز هیچ مدرسه در اختیار ندارند  اما جوانان دانشگاهی را با خود همفکر کردند؛  ولی طالبان توانسته اند به کمک سرمایه دارهای بیسواد و مافیای زمین،  مدارس بی شمار  را در  کوتل خیرخانه- هده مزار - دکو - قریه دانشمند- قره باغ- بویه زار- دره شکردره- فرزه و... تاسیس کنند و جوانان چشم بسته و کور ذهن را جذب این مدارس کنند که در این مدارس  برعلاوه درس های مذهبی  به تبلیغ تفکر طالبانی نیز می پردازند و یکی از دام هایی که جوانان راز شان را افشا نکند. این است که از جانب ملاها  با این  نوجوان ها  عمل  لواط  صورت  می گیرد و آن را فلمبرداری می کنند تا دهن طلاب جذب شده همیشه بسته بماند.
حالا که هردو  گروه  در شمال کابل  تشکیلات منظم دارند  به احتمال زیاد  بزودی  میان شان درگیری و جنگ  نیز صورت  بگیرد.
بحث این که دست کی ها از بزرگان دولتی و قدرتمند های محلی پشت کدام جناح شان است؟
این بحث درآینده مطرح می شود.

صلح با طالبان اعلام جنگ به مردم است


سیامک بهاری- فاجعۀ دیگری بر افغانستان تحمیل می شود. 

درون روسیه را به جوش آورده اند/ بحرانی دیگر

الکسی ناوالنی به گونه یی مرموز مسموم شده و دکتران به اثر تلقین دولت روسیه می گویند که بیمار برای انتقال به مکانی دیگر، آماده نیست. 

پلان طالبان و هسته های رسمی آن ها در دولت، انسداد راه کابل به طرف شمالی تا محاذ پنجشیر است. این برنامه از نظرعملی، چانس تطبیق ندارد. در گذشته داشت؛ اکنون به دلیل تمرکز دو میلیون سکنه درحاشیه شمالی کابل، چنین چیزی امکان ندارد. تئوری اصلی درنقشه مدافعان از افغانستان و جمهوریت این است که جنگ طالبان درتقاطع حاشیه ای پایتخت کمرآنان را خواهد شکست. طالب در جنگ مناطق دور دست سرحدی و بدون حفاظ نتیجه داده؛ آن ها باید خود را به محاذات نا متعارف جنگ آماده کنند. تا حال جنگ شان به خاطر برهم زدن نظم و امورات دولتی بود؛ حالا که می پندارند از موضع قدرت و گرفتن دولت پیش آیند، در اثر مقاومت دقیق و سازمان یافته، از چندین جا مفصل های شان شکسته می شود.
این نظر من نیست؛ نظر نظامیان ارشد ضد طالبان است.