-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

همه گی از قدیر خان تا اسماعیل خان، قدرت خواب می بینند

  استقلال ما فقط در روی کاغذ است آن هم نیمه سیاسی!
عثمان نجیب



من که غوغای بر پایی جشن استقلال را می شنوم و به حیث شهروند این استقلال نیمه و در برخی حالات ویران گر آن را در پسا روز اول تا امروز هم در نگاشته های کهن خواندم و هم متناسب به عمر خود گواه آن بوده ام، حیران می‌مانم که کهن نگاران این وطن چند دسته و چند و در خدمت چند سلطان بودند و تاریخ واقعی ما چی است؟ 
همین حالا فکر کنید :
غنی گول را به سر رساند.
ستانکزی ها سرنوشت مردم را رقم می زنند
وزیر دفاع خفته ی بالین نعمت بی پرسان است
عبدالله جان با جنگ ظاهر فریب رسانه یی غرغرک ها می کند. 
آقایان دیگر حاصلات میوه را جمع آوری می کند.
همایون همایون به طالب بیعت می کند.
امرالله خان در دفاع و عطامحمد خان در کمین هر دو.
خلیلی آشفته ی از دست دادن رهبری شورای صلح.
محقق ره کرونا گرفت.
سرور خان‌ دانش  از آزدای خسته شده و برای حفظ مقام به گذشته ی برده‌گی تن داده است.
همه گی از قدیر خان تا اسماعیل خان، قدرت خواب می بینند.
 ما ملت خواب برده، جز خدای متعال، سر و سرور کشور شمول دیگری هم‌ سراغ نه داریم که از حقوق دیگران دفاع کند.
سوگ مندانه بازنده ی اصلی در این جا تمام آنانی که ربط خصوصی به عبدالله و غنی نه دارند هستند.
هر چند این بازنده گی ما و این برنده‌گی غنی و عبدالله پاینده گی نه دارد، اما بیشتر زمان بر است و پر مشقت و قربانی خواه. ولی مهم این است که شیرازه ی سلطه گرایی فردی و استبداد شکسته است و هیچ گاه بر وفق مراد کارگزاران آن پیش نه می رود.
من که فقط استقلال سیاسی در روی کاغذ را می شناسم که هر حرف آن در کارخانه و کارگاه های سیاست انگلیس پخته شد و از کوره ی سوزان بر امده به خوردن گرسنه کامی، یعنی شاه جوان امان الله خان داد که در همان ثانیه های اول دهن شاه را تا گلو سوخت که درد آن تا امروز به ما رسیده و ادامه خواهد داشت.