-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۱۲, یکشنبه

وعدۀ خنده آورغنی ازیک قدمی گودال تاریخ

 حالا پای لُچ کرده ام که کار کنم!
پروژه جنگ قومی خانه به خانه شکست خورد؛ خواب گذشته گرایی کابوس شده است. 



اشرف غنی امروز در سمنگان گفت: حالا پای خود را لچ کردم، وقتی پای خود را لچ کنم، میدانم که کار میکنم.
وی پنج سال آزگار، پای لچ کرده بود تا جنگ قومی خانه به خانه را نهادینه کند. از چهارطرف ذخیرۀ کم بنیۀ بیت المال را درین ره خرج کرد؛ اما شکست خورد. او شیفتۀ بازگرداندن نظم گذشته دروضعیت امروز کشور بود؛ مگرفقط استخوان های خودش درز وکسر شد.


او که پنج هزار آدم خوار را رها کرد؛ حالا برای چانه زنی روی ۴۰۰ تن دیگر پای لچ کرده است. دهان تۀ بوجی را ایلا کرد، حالا دهان بوجی را بند کرده که «حق العبد!» چطور می شود؟

ایده آل غنی برای افغانستان مگرشبه نظم امریکایی است؟ خیر!

او خواب این نظام را دیده بود که به کابوس تبدیل شد.

روایت تاریخی که از برگۀ جناب نصیرمهرین برداشتم؛ بدین شرح:

خشونت استبداد و سرنوشت یک بهبود خواه نیکنام
     از  واپسین لحظات زنده گی تاج محمد خان بلوچ پغمانی (۱)

نادرشاه گفته بود ببریدش که از دهن توپ پرانده شود.
"بابه جانم (محمد حسن خان) که از روز اعدام پدر خویش اطلاع داشت، حکایت کرد که: 
با یک خریطه سان سفید، همردیف مبارزین باشهامت که پدرش شامل آنها بود، با آنها به سوی قتلگاه میرفتم . پدرم (تاج محمد خان) متوجه حضور من شد. زمانیکه نام تاج محمد بلوچ پغمانی خوانده شد، پدرعاجل به طرف من (محمد حسن خان) دید وبا نگاه های معنی دار و پدرانه برایم فهماند که از اینجا برو، این جا ایستاده نشو.
... من خیلی از خود استواری وشجاعت نشان دادم که پدرم ناراحت نشود. در گوشه یی ایستادم و صحنۀ پراندن پدر را توسط توپ می دیدم که لحظۀ بیش نمانده بود. پدرم اجازه خواست که درکنار توپ نماز بخواند. دو رکعت نماز خواند و با آخرین نگاهایش مرا میدید. اماتوپچی یا جلاد، دیگر برایش وقت نداد. فورآ چشمانش را بست وبه دهن توپ ایستادش کرد. تا نگاه کردم توپ صدا کرد . دویدم که توته های از بدن پدرم را پیدا کنم، اما فقط یک توته دستش را با چند پارچه گوشت هایش پیدا کردم. همه را جمع کرده ودر همان خریطه سفید در دست داشته نهادم و دویده دویده به خانه رفتم. آن پارچه ها را تشییع جنازه نمودند وبه شهدای صالحین خاموشانه  در پهلوی مقبرۀ عبدالرحمن لودین، برادرعروسش که پیشتر به امر نادرشاه در قصر دلگشاه به شهادت رسیده بود، دفن کردند..."2
                                           ...
۱- "تاج محمد خان در اوایل و زمان حیات خودش، تخلص منطقه یی وقومی نداشت. پسانتر او را پغمانی وبلوچ لقب دادند که با آن القاب منطقه یی وقومی  شهرت یافته است. زیرا پدرش بلوچ بود و منطقۀ بود وباش او پغمان." (از نامۀ محترم انجینیرحمید بلوچ)
۲- در حوزۀ خشونت شناسی. توپ پراندن های دوران پادشاهی محمد نادرشاه. بربنیاد نامۀ بانو نوریه حقنگر.)