-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۴, سه‌شنبه

هیهات از این بی خبران!



               محمد عثمان نجیب

یک آقا به حق خود رسیده، اما این حق ها را  نه دارد:

در شناس نامه اش باید و باید افغان بنویسد. چون هویت خودش قابل تحمل به ارکان قدرت نیست.

رییس جمهور نه شود. چون این حق میراث نیاکان دیگران است.

همیشه باید نفر دوم و سوم بی صلاحیت و بلی گو باشد؛ همیشه باید گویا برادر کوچک باشد. از استان هرات است، نه باید استان بگوید. شیندند را نه باید به نام اصلی آن یعنی سبزوار یاد کند.

تپه ی سیاه را الزاماً و باید تورغندی بگوید.

اگر وزارت تعلیم و تربیه را د پوهنی وزارت نه گفتی گناه کار هستی.

دانش گاه را باید و باید پوهنتون بگوید.

القاب علمی را به پوه آغاز کند و به وال ختم کند.

دادستان را باید سارنوال بگوید.

دادگاه عالی را باید و باید ستره محکمه بگوید.

القاب نظامی را باید و باید بریدمن و برید تو و‌ دگروال و‌ دگر تو بگوید به همین سلسله از اول تا تا آخر.

مجلس نماینده گان را بی چون و چرا ولسی جرگه بگوید

حق نه دارد مشرانو جرگه را مجلس بزرگان یا همان واژه ی معروف سنا بگوید.

حق نه دارد اسکناس یا روپیه بگوید او باید یک افغانی و یک میلیارد افغانی بگوید.

حق نه دارد در اسکناس ها به زبان مادری خود چیزی بخواند. همیشه باید تولواک بخواند.

ایستگاه را باید تم حای بخواند.

مکلف است بیمارستان را روغتون و ادویه فروشی را در ملتون بخواند.

مجبور است زایش گاه را زیژنتون بگوید ووو...

اگر همه ی این ها را به زبان مادری خود استفاده کرد، او جاسوس ایران است.

به نظر من این آقا نادان است.

این آقا به حق خود نه رسیده، این آقا بی خبر است و کر و کور.

الحمدلله که قرآن و حدیث و کلمه ی ما عربی است. ورنه آن گاه چه ها که باید می گفتیم و چه ها که باید نه می گفتیم.