-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۲۵, شنبه

نگاهی به کتاب « کشمکش بر سر قدرت در افغانستان»

پاکستان محور تفکر استراتیژیک واشنگتن و تحقیر حامدکرزی 
بررسی کوتاه کتاب کای ایده نماینده ویژه سازمان ملل متحد درکابل که به وسیله عارف منصوری دپلومات و دوشیزه فرحناز منصوری برگردان شده است. 



یک
این اثر نوشته «کای ایده» نماینده ویژه سازمان ملل متحد در کابل از ماه مارس سال ۲۰۰۸ تا مارس ۲۰۱۰ می باشد.
کتاب که به دو زبان نورویژی  و انگلیسی ( با توضیحات بیشتر)منتشر گردیده است، توسط محمد عارف منصوری( دیپلمات اسبق افغانستان) و دوشیزه فرحناز منصوری به زبان فارسی/ دری ترجمه گردیده و اکنون تقدیم بازار کتاب شده است.
این کتاب همانطوری که خود نویسنده بیان نموده است،در واقع یادداشت های شخصی او از جریان فعالیت های روزمره اش در دو سال مدت مأموریت او در کابل بوده است.
کتاب «کشمکش بر سر قدرت در افغانستان»در چهل و دو فصل و ۲۹۴ صفحه با ترجمه شیوا و نثر روان، کتاب خواندنی و جذاب می باشد،که جا دارد به آقای منصوری و دوشیزه فرحناز منصوری،از این بابت صمیمانه تبریک گفته شود.
در نگاهی نخست به نظر می آید که کتاب ممکن است در باره کشمکش قدرت در سطح داخلی افغانستان بحث نماید،اما واقعیت این است که این اثر بیشتر به رقابت بین قدرت های بزرگ و جدل آنها با سازمان ملل متحد می باشد.

دو
کتاب در واقع کشمکش و نا هماهنگی جاری بین امریکا،سازمان ملل متحد و کشور های اروپایی مانند:جرمنی ،فرانسه و بریتانیا را به صورت عمومی بیان می نماید.
از مطالعه این یادداشت ها برمی آید که امریکا در افغانستان با نماینده خاص سازمان ملل متحد،چنانکه شأن حقوقی و دیپلماتیک او اقتضا می کند ،رفتار نمی نماید.

کای آیدی می نویسد:
«دلیل اساسى تلخکامى من در افغانستان، استراتیژى واشنگتن بود! آنها بسیار روى استراتیژى نظامى، با همکاری نیرو و حملات تهاجمى تأکید می کردند؛ و در ماموریتهاى نظامى، براى نیازهاى سیاسى و ملكى، اولویتى قائل نبودند. 
آمریكا در مورد استراتیژى خود، به نظر ملل متحد و کشورهاى عضو ناتو، اهمیتى نمىداد؛ و در این زمینه، به سؤالات مهم و جدى آنها، و نگرانىها و پیشنهادات آنها، توجهى نمىکرد.»

سه
عدم کفایت و ناکارآمدی کابینه 
نویسنده کتاب دولتمردان افغانستان را، فاقد استراتیژی می داند و از عدم کفایت آنها،بارها گله و شکایت نموده است.
«مقامات افغان، منتظر بودند براى مشكلات کشورشان، دیگران استراتیژى و راه حلى بیابند و ارائه دهند!. »
در باره رفتار غیر مسولانه کابینه در اجلاس مهم اسلام آباد خاطره‌ی را نقل می نماید که واقعاً شرم آور می باشد:
«یک درجن از وزراء براى افتتاح جلسه به اسلام باد آمدند؛ تا حدودى متعجب شدم. این نوع اشتراک دور از انتظارم  بود. اما این احساسم، زودگذر بود. زمانى که سخنرانى افتتاحیه مجلس به پایان رسید، و بحث اصلى آغاز شد؛ هیچیک از وزراى افغان در تالار نبودند تا با مقامات پاکستانى گفتگوهاى دوجانبه نمایند. 
تمام وزیران با کرزى رفته بودند. مقامات بلند پایه پاکستان همراه با ما، براى دیدار با همتایان افغانى خود، ساعتها منتظر ماندند. من و مارک وارد به وزراى افغان که در موترهاى خود، کاروان رئیس جمهور را همراهى مىکردند، به طور متواتر زنگ زدیم. اما فقط یک وزیررا موفق شدیم به جلسه بیاوریم،وزیر اقتصاد را....»

چهار
بریتانیا در هلمند چه می کند؟
نماینده خاص ملل متحد،از نحوه حضور وفعالیت بریتانیا در هلمند بطور تأمل برانگیزی انتقاد می نماید و حامدکرزی را محق می داندکه از عملکرد بریتانیا ناراضی باشد.
«اما چرا آنها در هلمند کامیاب نشدند؟ با آمدن  بریتانیایى ها، چرا شورشیان نه تنها تضعیف نشدند، بلكه بیشتر از پیش قدرتمند هم شدند؟! 
«بریتانیا نقش رهبرى مبارزه با مواد مخدر را به عهده داشت؛ ولى کشت کوکنار، به جای کاهش، افزایش مىیافت؟ با وجود اینكه بریتانیایىها در هلمند پایگاه نظامى داشتند، این ولایت به تناسب سایر ولایات، مقدار زیادترى تریاک تولید نموده بود. واقعاً آنجا چه جریان داشت؟ »

پنج
انتقاد از رویکرد غلط و روش متناقض کشور های کمک کننده به افغانستان
نماینده خاص ملل متحد از اینکه کشور های کمک کننده به مناطق ناامن و استان‌های تولید کننده مواد مخدر «هلمند و قندهار »بیش از مناطق امن« مانند استان‌های شمال و شمال شرق»توجه نموده اند و کمک های فراوان می نمایند،انتقاد نموده می نویسد:

{«در ۲ مارچ سال ۲۰۰۸ مقاله‌‌ی در Asia times منتشر شد که نویسنده با تمسخر نگاشته بود: «آیا مىخواهید یک میلیارد دالر براى کمکهاى انكشافى مصرف کنید؟ اگر در افغانستان زندگى مىنمائید؟ به دو گونه مىتوانید توجه آمریكا را براى مساعدت جلب نمائید: یكى با حملات طالبان، و دیگرى از راه مواد مخدر!. آنهائى که این دو را ندارند، آینده یأس آورى دارند». در حقیقت این همان چیزى بود که مردم ولایات آرام و با ثبات، به چشم سر می دیدند. آنها اغلب از من مى پرسیدند: «آیا خشونت یگانه و خوبترین راه جلب توجه است؟». آیا بهتر نبود به این مردم به خاطر تأمین امنیت توجه بیشتری می گردید؟»}

شش
انتقاد ار تقویت جنگ سالاران و بیان عدم ظرفیت دولت افغانستان در روابط بین المللی

کای آیده از اینکه دولت افغانستان با توافق ناقص و خلاف منافع ملی خود در مواردی عمل نموده است چنین می نویسد:
«...معافیت ایساف از پرداخت مالیات صدها میلیون دلار سالانه از درآمد دولت کاسته بود.»

او همچنان از تقویت جنگ سالاران بشدت انتقاد نموده می نویسد:
«من با فهیم خان که او را رئیس جمهور به حیث معاونش انتخاب نموده بود، مخالفت داشتم و از آن راضى نبودم. 
اگر چه مجبوریت رئیس جمهور را درک مىکردم، و مىدانستم چرا این کار را کرده است؟. انتخاب فهیم، تعمیم یک سنت نادرست بود. 
چند روز قبل از انتخابات، یک خبر بددیگر رسید،وآن اینکه عبدالرشید دوستم جنگسالاربدنام،ازتبعیداختیاری خود از ترکیه دوباره بر مىگردد! 
او برمىگردد تا در انتخابات از کرزى حمایت کند. دوستم به لحاظ وحشیگرى و بربریتش در سال ۲۰۰۱در کابل به بدنامى شهرت داشت. کرزى مىخواست توسط دوستم، رأى ازبكان در شمال کشور را بدست آورد. به همین دلیل، به همكارى دوستم نیازمند بود. در اگست، من و ایكنبرى به سلسله ملاقاتهاى متعدد خود، از کرزى خواستیم که دوستم را نخواهد؛ ولیكن زود مشخص شد که رئیس جمهور فكر خود را نموده، و هیچکس نمىتواند مانع او شود.»

هفت
پاکستان محور تفکر استراتیژیک واشنگتن و تحقیر حامدکرزی 
کای آیدی از تغییر سیاست امریکا در دورهٔ اوباما انتقاد نموده و رفتار جوبایدن با حامد کرزی را عامل مهم بی اعتمادی رئیس جمهور و مردم افغانستان به امریکا می داند.
او می نویسد، جوبایدن در نخستین سفر خود بعد از انتخاب اوباما به کابل آمد و در ملاقات با حامد کرزی به او گفت:«پاکستان در مقایسه با افغانستان، پنجاه مرتبه برای امریکا مهمتر است. »جو بایدن این را هم اضافه نموده بود که «از مبارزه  با طالبان، مبارزه با القاعده برایشان مهمتر است. »

«اکنون پاکستان، محور تفكر استراتیژیک واشنگتن را تشكیل مىداد. ُپر واضح بود که در صورتحضور تروریستان در پاکستان، و بدون یک استراتیژى موثر، افغانستان براى همیشه بى ثبات خواهد  ماند. هرچند به مشارکت فعال و استراتیژیک با اسلام آباد نیاز بود؛ اما مشكل اصلى، عبور از یک اعلامیه و رسیدن به یک اقدام مشخص سیاسى بود. مقامات پاکستانى، درد سر دولت بوش بودند، و حالا به عنوان میراث به دولت اوباما باقى مانده بودند. فشارهاى سیاسى آزموده شد، و مساعدتهاى سخاوتمندانه مالى هم انجام شد. اما پاکستان در استراتیژى خود نسبت به افغانستان، تغییرى به وجود نیاورد»

«هولبروک( نماینده ویژه آمریکا)در دوره ماموریتش در افغانستان، اعتماد میان رهبران افغان و دولت آمریكا را کاملاً متضرر ساخت. علاوه بر عصبانیت کرزى، تمام اعضاى حكومت، حتى آنهائى که تردیدهایى نسبت به رئیس جمهور داشتند، نیز عصبانى بودند. موضوع اصلى این بود که آمریكا کاملاً برخورد تحقیر آمیز داشت.»

هشت 
تلاش های متعدد هولبروک( نماینده ویژه امریکا در افغانستان)برای تضعیف و کنار گذاشتن حامدکرزی 

«یک روز قبل از اجلاس هاگ، هولبروک تفاضاى جلسه دیگرى را مطرح نمود. او دو نكته مهم
را در اجنداى خود گنجانده بود: 
یكى اینكه چطور مىتوانیم خود را از شر احمدولى کرزى (برادر اندر رئیس جمهور کرزى) که رئیس شوراى ولایتى کندهار بود، و متهم به فسادهاى زیادى بود، خلاص کنیم؟ 
دوم اینكه اگر من بتوانم، نشستى میان هولبروک و معاون وزیر خارجه ایران تنظیم کنم. به او پیشنهاد کردم که موضوع برادر اندر کرزى را نباید بدون اسناد موثق مطرح کنیم. قبلاً هم چنین کارى شده بود، نمایندگان جامعه جهانى بدون دلیل، به برادر او اتهام وارد نمودند. واکنش کرزى مثل همیشه این بود: «شما اسنادى براى من ارائه کنید تا اقدام نمایم، بدون اسناد، نمىتوانم کارى انجام دهم». 
در انتخابات ۲۰۰۹ تمام تلاش هولبروک کنار گذاشتن حامدکرزی بوده است.
«تأ کید هولبروک این بود که باید مانع از آن شو یم که کرزى اعلان پیروزى نماید. ما باید به دلیل بى نظمی ها و تخطی ها مرحله دوم انتخابات را اعلان کنیم. فكر کردم که این کار امكان ناپذیر است. پس به او گفتم: «در حالى که ما تا کنون از نتایج مرحله اول خبر نداریم! آیا به کرزى بگوییم که انتخابات باید به مرحله دوم برود؟. از نظر قانونى انتخابات زمانى به مرحله دوم مىرود که هیچیک از کاندیدها نتوانند پنجاه جمع یک را به دست آورند».

نه
کابینه حامدکرزی از دیدگاه نماینده ویژه سازمان ملل متحد 
کای آیده،کابینه حامدکرزی را به محافظه‌کار،جنگ سالار و اصلاح طلب تقسیم نموده،از 
زاخیلوال و اتمر به عنوان وزراء موفق یاد نموده و از به عنوان یک دوست(ظاهراً)فرمانبردار همواره ستایش نموده است.
او از سیما ثمر و اسپنتا به دلیل همکاری ایشان با او برای  آزادی کامبخش قدردانی می نماید و ظاهراً شاهکار ایشان همین داستان پناهندگی کامبخش می باد.

ده
«کرزی شریک استراتیژیک برای آمریکا نمی باشد»
با توجه به نوشته کای ایده،ظاهراً این امریکاست که تخلف و می نماید و باعث بی اعتمادی حامدکرزی و مشکلات بین او کاخ سپید را فراهم می آورد.
«ایکنبری(سفیر ایالات متحده درکابل)در مورد اوضاع سیاسى در پایتخت افغانستان، در پیامى تلگرامى واضح نوشته بود:»«کرزى شریک استراتیژیک نمىباشد، و دیگر اینكه در افغانستان، هیچ نخبه سیاسى نیست که به جای منافع شخصى و محلى، به منافع ملى متعهد باشد». 
ایكنبرى از واشنگتن خواسته بود، در مورد بدیل وى مطالعه وسیع و تحقیق کنند، تا استراتیژى ۸ مارس سال ۲۰۰۸ اوباما، به طریقه درست پیاده شود. »

یازده 
منطقه،ایران،پاکستان،روسیه 
شناخت نویسنده از سیاست ایران بسیار سطحی و حاکی از عدم اشراف و تسلط او از سیاست های امنیت محور و عمق راهبردی این کشور راجع به افغانستان می باشد.
کای ایده می نویسد:
«مشكل ایران و آمریكا روى برنامه اتمى بود؛ اگر در ایران سیاستمداران تصور مىکردند که تحت فشار مىباشند، دخالت خود در امور افغانستان را افزایش مىدادند. ایران 
حاکمیت مجدد طالبان  در افغانستان را نمىخواستند؛ اما براى ایجاد دردسر براى آمریكا، با دادن اسلحه خفیف به طالبان، مخفیانه با آنان همكارى مىنمودند. این براى آن بود که آمریكایىها با مشكل مواجه شوند. چنانكه قبلا یادآور شدم، ایرانىها درسال ۲۰۰۱در تدویر اجلاس ُبن همكارى نموده بودند. آنها زمانى
عصبانى شدند که رئیس جمهور بوش، ایران را محور شرارت خواند.»
همچنان در این کتاب راجع به سیاست های راهبردی اسلام آباد و مسکو هیچ اشارهٔ نشده است،در حالیکه پاکستان را در موضع خود ثابت قدم می داند.
کای ایده در حالیکه ضمیر کابلوف دیپلمات و سفیر روسیه در کابل را،دیپلمات زیرک و کارکشته می داند که رابطه خوبی با او داشته است،اما حتی یک پاراگراف هم راجع به سیاست های استراتیژیک مسکو در باره افغانستان نمی نویسد.

دوازده 
تقسیم آب دریای آمو
نکته ی جالب توجه در این کتاب در باره تقسیم آب دریای آمو می باشد که کشور های ازبیکستان و ترکمنستان برای افغانستان ۲۰ درصد سهم را پیشنهاد می نمایند،در حالیکه افغانستان ظرفیت استفاده بیست درصد را هم ندارد.
«من موضوع تقسیم آب آمو دریا را میان افغانستان و کشورهاى آسیاى میانه مطرح نمودم.
کشورهاى آسیاى مرکزى سهم افغانستان از آب را پذیرفتند. حتى دو کشور موضوع حق ٨٠ فیصد را هم پیشنهاد کردند. این فیصدى هرچند بسیار کم بود؛ اما براى افغانستان سالها لازم بود تا خود را به این فیصدى برساند، و از آن سود ببرد. مهم این بود که موضوع به منظور بحث روى میز قرار گرفت»

سیزده 
بحث تجزیه افغانستان 
نویسندهٔ کتاب از نسخه های خارجی برای افغانستان تا مرز تجزیه سخن رانده است‌،اما هیچ نوع سندی ارایه نمی کند،که کدام کشور ها خواهان تجزیه و فدرالی شدن افغانستان می باشند؟
کای ایده می نویسد:
«ما در گذشته بسیار اشتباه کرده‌ایم و باید بكوشیم تا براى یافتن راه حل نهایى، اشتباه بزرگترى نكنیم. 
وقتى که خارجى ها غیرمسئولانه،از غیرمتمرکز شدن قدرت، یا بدتر از آن از تجزیه افغانستان سخن مىگویند، این براى من هراس آور است؛ اما آنان فكر مىکنند که این راه حل مىباشد. تجزیه افغانستان، احتما ًلا از خطرناکترین سناریوهایى است که پیشبینى شده است. اگر این موضوع داغ شود، جنگهاى خونین داخلى به وجودخواهد آمد، و بی ثباتی پاکستان را هم در بر خواهد گرفت. این نظریه‌ای است که براى افغانستان و منطقه، نتیجه مخاطره آمیزى دارد. 
غیرمتمرکز شدن یا فدرالى شدن را باید به خود افغانها واگذاریم،....آسان است که انسان مأیوس شود و بگو ید: 
جنگ را در افغانستان باخته ایم،افغانستان یک کشور ناکام است، و اعمار و آباد کردن مجدد آن ناممكن مىباشد. من با این تصور
موافق نیستم.»

چهارده 
آخرین دیدار رسمی  با حامد کرزی و وداع با کابل 
«روز قبل، در یک ضیافت کوچک در قصر ریاست جمهورى، با رئیس جمهور خدا حافظى نمودم. روابط من و رئیس جمهور کرزى، در مدت این دو سال، نزدیک و صمیمانه بود. او براى قدردانى از کارهایم، یک مدال مهم افغانى را به من اعطاء نمود؛ فرصت کافى براى تحلیل و ارزیابى دو سال گذشته نبود. کرزى تا حدودى از من مأیوس شده بود. او بدین خاطر مأیوس بود که چرا در انتخابات ریاست جمهورى، در برابر مداخلات بى شرمانه‌ی آمریكا و سایر خارجیان، موضع جدى اتخاذ ننمودم؟ و یا در برابرشان نایستادم؟. من نیز از او مأیوس بودم؛ چراکه وى روى جنگسالاران سرمایهگذارى نموده بود؛ همان جنگسالارانى که افغانستان را ویران کردند. پس باید اجازه دادهنمی شد تا آینده این وطن را برباد کنند.»

مطالعه‌ی این کتاب را به دوستان و بویژه به جوانان توصیه می نمایم.

کمبود مهم کتاب 
کتاب کای آیده متأسفانه فاقد فهرست اعلام و فهرست اماکن می باشد.
همچنان به جز یکی دو مورد،هیچ نوع ریفرنسی ارایه نمی دهد.