-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۴, سه‌شنبه

خوشحال سعادت، سرشکسته از پنجشیر به کابل گریخت

تمامی کوماندوهای یورشگر به پنجشیر خلع سلاح، و از چند مسیر به سوی کابل متواری شدند.







یکشنبه شب، دوم سنبله ۱۳۹۹حوالی نیمه شب، چهارچرخبال نظامی همراه با دست کم یک واحد تکاور نیروهای ویژه به فرماندهی خوشحال سعادت به روستای سنگانه پنجشیر فرود آمدند  تا کرام الدین کرام را به چنگ آورند. غرش چرخبال ها و تانک های هاموی که به سرعت از جوار روستا های فروبل و خانیز گذشته و به سوی سنگانه تقرب می کردند، اهالی روستا ها را به وحشت اندر کرده و همه ابتداء از روی بام ها حرکت کاروان نظامیان را مظنونامه نظاره می کردند که چی گپ است.

قوماندان قطعه خاص، که خود افسری از روستای ملسپه پنجشیر است دررأس گروه ایلغارچی قرار داشت.
کرام، پیشاپیش از طریق منبعی درکابل ازعملیات نیروهای ویژه با خبر شده و به خانه خواهرش در قریه منجهور رفته بود.
خوشحال سعادت محض پیاده شدن از طیاره، رأساً به سوی خانه مسکونی کرام الدین هجوم برد. به دستور او، کوماندوها به چهار سو افراز شده و یک بخش آن به بالای بام خانۀ کرام موقعیت گرفته و سپس با سرعت و خشونت حریم خانه کرام را شکستانده خود را به داخل انداختند. اعضای خانواده شامل کودکان و بانوان به وحشت افتاده بودند. خوشحال که چیغ می کشید کرام کجاست؟ دیگرنظامیان بی باک وقهار، به تفتیش و برهم زدن تمام نظم و نظام خانه مشغول بودند. 
همسرکرام به خوشحال گفت که کرام درخانه نیست.
اتاقی قفل بود و با لگد های متواتر درب آن شکسته شد و لوازم خانه را هریک به سو پرتاب کرده و کلکین ها وشیشه ها را سراسر شکسته بودند.
تا این دم، اهالی محل با آگاهی ازحمله بالای خانه کرام، از هر سو بریکدیگر صدا می کشیدند که به خاطردستگیری یک مفسدفی الارض مانند خود شان، چه نیازی به حمله شبانه زمینی وهوایی است؟ 
فریاد ازهرسو بلند شد: فساد درارگ کابل است. به خاطرگرفتاری یک «مفسد فی الارض» به چنین بی عزتی و قشون کشی چه نیاز است؟
 شعور مردم محل که درین سالیان پسین، از ماهیت حرکات اشرف غنی درک پخته دارند، الساعه فهمیده بودند که درعقب این عملیات، خباثت سیاسی وبدشگونی علیه پنجشیر قرار دارد.
اهالی مسلح قریه جات دسته دسته به سوی قوت های تانک و پیاده نزدیک شدند. کوماندوها دقایقی بعد از تجمع افراد مسلح نظم خود را باخته و دستپاچه به هرطرف نگاه می کردند. چرخبال ها همراه با خوشحال سعادت به سرعت از صحنه ناپدید گشتند؛ اما افراد پیاده قطعه ویژه درچندین مقطع به دام مردم افتاده و درتاریکی شب به هرطرف متواری گشتند. قسمتی از نظامیان فراری حلقه بند شده درناحیه ای موسوم به «پل دوآب» خلع سلاح شده؛ اما به میانجیگری بزرگان محل، صدمه ای به آن ها وارد نشد.

یک ستون از تانک های هاموی که ازمسیرعملیات شکست خورده، یاغی به طرف «دره» روانه بودند، نیز متوقف و سرنشینان شان خلع سلاح شدند. درین گیرودار، شماری از نفرات پیاده، فرار به سوی خاواک را چاره کار دانسته و سپس از راه اندراب خود را به کابل رسانیدند. بخشی از قوای ویژه با عبور از بازارک و جادۀ ولایت به سوی رخه فرار کرده، اما درناحیه منجهور مورد حمله و آتشباری قرار گرفتند.
مردم بالای تانک ها صدا می کردند: مفسدان فی الارض درکابل وارگ است. این جا برای چی آمده اید؟
قوت های درحال محاصره، از کوه های تُلخه و منجهور با تفنگ و راکت مورد حمله قرار گرفتند. حوالی 4 بعد از نیمه شب، چرخبال ها از کابل به محل آمده و افراد نظامی را نجات دادند.
مردم تصمیم به حریق تمامی تانک ها اتخاذ کرده بودند؛ مگرافراد مطلع ازین کار مانع شدند. بعد از ختم غائله، اشرف غنی هیأتی فرستاد تا جنگ ابزارها از دست مردم دو باره به حکومت تسلیم داده شود. هیأت اشرف غنی دراقامتگاه محمد علم ایزد یار، نارسیده به روستای جنگلک برگزارشد.
تا لحظه نوشتن وقایع اتفاقیه، از فیصله جلسه خبری نه رسیده است.