-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

عجب است، پنجشیر را خود پنجشیری تجرید می کند

اشاره: پنجشیرهراسی بخشی از یک پروژۀ بعد از طالبان است.

نویسنده: صابر صدیقی
ما مردم پنجشیر از گوشت و روغن سیر، نه د فکر علم هستیم نه دانش. فعلن اگر دانشمند را که در جایش بانیم یک سلمان لایق هم نداریم. گذشته ها شاید داشته بودیم. فعلن اگر پنجشیر مرکز سیاحت شود با این هم مشکل داریم.

اگر دست من باشد تمام دانشگاه های خیرخانه را هدایت می‌دهم که حد اقل هفته یک روز دانشجو های خود را با دانشجو های دانشگاه های دارالامان، دشت پرچی و کارته سه تبدیل کنند تا اگر از جهان بینی بگذریم ناحیه بینی، نوع برخورد ما را تغیر دهد. هفته یک روز هم دانشجویان این منطقه را کارخانگی می دهم تا به کارته سه و کارته چهار بروند و فقط در رستورانت ها، کافه های آن ناحیه چای نوش جان کنند و رفتار بیاموزند.

بامیان پارک ملی شده نه ازینکه دولت خواسته بلکه پارک ملی شده چون مردم بامیان خواسته. تا فعلن مردم از ما پنجشیری ها می ترسیدند؛ مسافر از تکسی ران پنجشیری میترسد، و تکسی ران از مسافر پنجشیری، تکسی ران ها از رفتن به محله های پنجشیری ها می ترسند. مبارک مان باشد حال ملت از رفتن به پنجشیر هم می هراسند.

پنجشیر نه زمین زراعتی دارد ‌‌نه محیط مناسب برای مالداری؛ پس چرا جلو سیاحتی شدن این ولایت را می گیریم و نمی‌گذاریم یک مقدار عاید نصیب مردم فقیر این ولایت شده و از معرفی فرهنگ، موسیقی و شعر و ادب پنجشیر زمین مانع می شویم. چرا نمی گذاریم صدای زیبای صوفی شعیب در هر گوشه‌ای این وطن طنین اندازد و نوای توله ای جاهد بنجشیری در هر نقطه‌ای کشور شنیده شود؟ چرای نمی خواهیم لباس پنجشیری و رسم و رواج اش به گوشه گوشه‌ای افغانستان انتقال یابد. کیست این دشمنان پنهان که پنجشیر و پنجشیری را بد نام می سازند؟ ما که اینقدر وحشی نبودیم، به یک بارگی چی شد این مردم حماسه آفرین را؟

چرا از خود طالب دوم ساختیم؛ در حالیکه با آنها مبارزه کردیم. سخت مبارزه کردیم و مشت افتخار به سینه می کوبیم. یک وطندار ما در دروازه پنجشیر در حال از بین بردن آلات موسیقی سیاحان داخلی.