-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۳۱, جمعه

صلح با طالبان اعلام جنگ به مردم است


سیامک بهاری- فاجعۀ دیگری بر افغانستان تحمیل می شود. 



‏‌
استراتژی ماندگاری آمریکا در افغانستان که تحت نام پروسه صلح و سازش با طالبان و پایان جنگ ‏به خورد جهانیان و بویژه جامعه دردمند و زخم‌خورده افغانستان داده شده است، به مراحل فاجعه ‏آمیز‌تری پا می‌گذارد. مصالحه ‌آمریکا و طالبان در قطر، به تضمین نسبتاً پایدار عدم حمله به ‏نیروهای نظامی و امنیتی آمریکا و متحدان ‌آن انجامید. در عوض به خاک و خون کشیدن مردم ‏افغانستان بیش از هر وقت دیگر تشدید گردید. طی مدت کوتاهی پس از توافقات قطر، حملات ‏تروریستی ‌آدم‌کشان طالب، در ابعاد بی‌سابقه‌ای از حمله به زایشگاه تا مدرسه و بازار و ناامن کردن ‏جاده‌ها، آدم‌ربایی و باج‌گیری گسترش یافت تا برگ برنده بیشتری در ‌آنچه مذاکرات بین‌‌الافغانی ‏خوانده می‌شود در اختیار طالبان باشد.‏

شرط اول پذیرش مذاکره با حکومت‌، آزادی ۵ هزار تروریست ‌آموزش دیده از زندان تعیین شد. ‏اعضای دستگیر شده بیش از ۲۰ سازمان تروریستی از شبکه حقانی و لشکر طیبه و القاعده و جنبش ‏اسلامی ازبکستان، ایغورهای ترکستان، تا حزب التحریر و لشکر جنگوی و شاخه خراسان و … ‏که همگی زیر پرچم امارات اسلامی طالب جنایت ‌آفریده‌‌اند و به جرم عملیات تروریستی، ‌آدم‌ربایی، ‏قتل، تجاوز، انفجار، معاملهٔ سنگین مواد مخدر در زندان بوده‌اند ‌آزاد شدند و بسرعت شگرفی به ‏پست‌های خود بازگشتند.‏

‏ با ‌آزاد سازی ۴۶۰۰ زندانی جنایت پیشه، خشم جامعه از این معامله کثیف بشدت برانگیخته شد. ‏تمام کسانی که در کشتار مردم بی‌پناه افغانستان نقش درجه اول داشتند، رها شدند تا دوباره علیه مردم ‏سازماندهی شوند. همان نقشه و روش و سازشی که با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار انجام شد ‏و ‌آزادی بیش از ۳هزار جنایتکار جنگی او از زندان، شرط بازگشت از مخفیگاهش در پاکستان و ‏قصر نشینی‌اش در کابل گردید، این بار در ابعادی بسیار بزرگتر، مصیبت‌بارتر، اسرارآمیزتر و ‏بیشرمانه‌تر با حمایت آمریکا و کل ارتجاع منطقه، تمهیدات برای بازگشت امارت اسلامی طالبان و ‏سهیم کردن آن در قدرت سیاسی در شُرف انجام است.
حکومت افغانستان با نقشه‌ای از پیش طراحی شده با فراخوان دادن لویی‌جرگه مشورتی این همسویی ‏آشکار با توافقات ‌آمریکا و طالبان را به نام نمایندگان مردم، در ادامه سازش خفت‌بار و آزادسازی ‏خطرناک‌ترین تروریست‌ها که از فرماندهان و سازمان‌دهندگان مستقیم جنایت علیه مردم افغانستان ‏بودند، جا زد و شراکت رسمی با جانیان طالب را پشت سر این مجمع پنهان کرد. در یک شیادی ‏مهندسی شده از خود سلب مسئولیت کرد و همهٔ بار این شرارت را بردوش لویی‌جرگه انداخت تا باج ‏دهی به طالبان و آزاد سازی باقیمانده نیروهای آن از زندان را به نام ‏‎”‎نمایندگان مردم‎”‎‏ مشروعیت ‏ببخشد.

حکومتی پوشالی، دست نشانده و بی اختیار، مشتی مرتجع و زورمندان محلی و سران قبایل و ‏قوم‌پرستان و رؤسای احزاب جهادی و قلدرهای دست نشانده خود را به نام نمایندگان مردم گرد آورد. ‏برای پوشاندن اهداف خود جمعی از فعالین مدنی و منتقدان را هم به این نشست دعوت کرد. در ‏حالیکه از تأمین امنیت یک جمع کوچک حکومتی عاجز است، ۳هزار نفر را با هزینه کلان ۳۳ ‏میلیون دلاری در یک جا و به مدت چند روز جمع کرد و رأی گرفت که باقیمانده زندانیان طالب را ‏برای انجام پروسه مذاکرات بین‌الافغانی از زندان رها کند.‏

در روز اولِ ‌شروع به کار لویی جرگه، توصیه نامه مایک پومپئو وزیر امورخارجه ‌آمریکا بین همه ‏شرکت کنندگان توزیع شد که تأکید بر آزادی همه زندانیان طالبان داشت، تا راه مذاکرات به ‏اصطلاح بین‌الافغانی هموار گردد. دستور کار و نتیجه تجمع لویی جرگه اینچنین از پیش معلوم شده ‏بود. در جریان این نشست، بلقیس روشن نماینده پارلمان از فراه، علیه ‌آزاد سازی زندانیان طالب و ‏باج ‌دهی به آنها دست به اعتراضی نمادین زد. او بسرعت مورد حمله قرار گرفت. این اعتراض ‏بهانه‌ای شد تا رکیک‌ترین الفاظ از زن ستیز‌ترین به اصطلاح نمایندگان از تریبون جرگه بیان شود ‏که به خوبی چهره واقعی فرهنگ طالبانی -اسلامی ضد زن حاکم بر این نشست را به شکل بارزی ‏نشان داد.‏

حربه‌ای به نام مذاکرات بین‌الافغانی

‏۱۹ سال جنگ و تروریسم سازمان یافته طالبان که از ‌آبشخور پاکستان تا دستان پنهان ‌آمریکا و ‏روسیه و چین و عربستان و جمهوری اسلامی ایران و قطر و تمامی ارتجاع منطقه تغذیه شده است و ‏کل بساط اسلام سیاسی و همه منابع اصلی تأمین ‌آنها، که برای اقتدار اسلام سیاسی علیه بشریت و ‏مردم افغانستان جنایت ‌آفریده‌اند، با اشاره حامد کرزای رئیس جمهور، ‏‎”‎برادران ناراضی‎”‎‏ خوانده ‏شدند. جنگ تروریسم اسلامی با مدنیت، با حق زن، با آزادی‌های سیاسی و اجتماعی برادر کشی ‏خوانده شد.

کم هزینه کردن حضور و ماندن ‌آمریکا و متحدین در منطقه و افغانستان، مطلوبیت بخشیدن به ‏توحش اسلام سیاسی، مادام که اسلحه‌اش رو به ‌نیروهای ‌آمریکایی نباشد، حقیقت پنهان شده پشت ‏عبارت مذاکره و صلح بین‌الافعانی است. اینک طالبان در نقش متحد آمریکا در مذاکره با حکومت ‏افغانستان از موضعی بالاتر برای سهم‌خواهی بیشتر و شراکت در قدرت حکومتی حضور خواهند ‏داشت.‏

این مذاکرات و توافقات، حاصل رقابت و کشمکش نیروهای دخیل در جنگی است که بر سر مردم ‏افغانستان آوار شده است. این ترفندی است که شرکای این جنگ بر سر ‌آن به توافق رسیده‌اند. همه ‏زرادخانه‌هایی که مهمّات جنگی و امکانات سیاسی و اید‌ئولوژیک ‌‌آن را فراهم ساخته‌اند، رهبران و ‏فرماندهان ‌آنرا گماشته‌اند، ‌آنرا از مخفی‌گاه‌های وزیرستان پاکستان بیرون کشیدند و تا مرکز امارات ‏اسلامی و دفتر سیاسی طالبان در قطر ارتقاء دادند. این شیادی و جنایت علیه بشریت را تحت عنوان ‏‎”‎صلح‎”‎‏ و مذاکرات بین‌الافغانی، دارند به جامعه فقرزده و مصیبت دیده افغانستان حقنه می‌کنند که ‏در همه رُخدادها و در طول این تاریخ مالامال از شقاوت و بیرحمی، قربانی درجه اول ‌آن بوده است.‏

‎”‎ارگ‎”‎‏ و ‏‎”‎سپیدار‎”‎، نه مردم افغانستان، نه کارگران و نه حق زنان، نه میلیونها بیکار و گرسنه و ‏بی‌خانمان و خیل آورگان این کشور را نمایندگی نمی‌کنند. خود حکومت و همه اجزاء متعفن جهادی ‏و تکنوکرات و وکیل و وزیر ‌‌آن، ادامه سناریوی سیاهی هستند که قریب به چهار دهه است شیرازه ‏جامعه را متلاشی کرده است.‏

مطلوبیت طالبان برای ‌آمریکا و کل بورژوازی در پتانسیل فوق ارتجاعی و توحش بی بدیل‌ آن برای ‏منکوب کردن جامعه است! نیرویی که برای معامله و دست به دست شدن و خون پاشیدن به جامعه ‏سازمان یافته است. هیچ تغییری در بنیادهای اعتقادی و ایدئولوژیکِ عمیقاً ارتجاعی و ضد بشری ‌آن ‏روی نداده است. همان توحش و بیرحمی و ضدیت نهادینه شده علیه ‌آزادیهای اجتماعی و سیاسی، ‏به‌ویژه زن ستیزی بی بدیل‌ آن، همچنان بر پرچمش نقش بسته است. ‌آنچه تغییر کرده است، ‏استراتژی آمریکا و رقابت‌ها و تناسب قوای جدید در منطقه است.

همانگونه که مذاکره و توافقات ‌آمریکا و طالبان ذره‌ای امنیت برای مردم افغانستان ایجاد نکرد، ‏مذاکرات به اصطلاح بین‌الافغانی نیز به تبع‌‌‌ ‌آن دردی از جامعه دوا نخواهد کرد. صلح با طالبان نه ‏پایان جنگ که ‌آغاز یک دوران سیاه برای مردمانی است که چهاردهه اسیر دست جریانات ‏تروریستی اسلامی از جهادی و طالب تا ارگ و سپیدار بوده‌اند.‏

دوره‌ای سهمگین و نبردی نابرابر پیش روی جامعه است. حفظ دستاوردهای ارزشمندی که با ‏جان‌فشانی نسل امروز جامعه از زیر تیغ طالبان و مجاهدین و غیره بدست ‌آمده است، در مقابل ‏هجومی سخت قرار گرفته است. نسل امروز، از پا نخواهد نشست و با مواجهه رو در رو، با این ‏خطر، گام‌های استوارتری برای به عقب راندن و شکست این توطئه‌ها بر خواهد داشت و جامعه را ‏از سقوط در سراشیب بربریت اسلام سیاسی نجات خواهد داد.‏

از: ایران امروز