-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۹, چهارشنبه

پارسی و دری، روح واحد دارند؛ هیچ یک «خارجی» نیست

نویسنده: عزیزآریانفر، پژوهشگر سیاست و تاریخ


پیمان طالب - امریکا، «معاهدۀ دیورند» دوم است

پیمان امریکا - طالب، گاوی نیم پوست کرده است که تا گندیدن لاشۀ گاو، نیم پوست خواهد ماند!

 پاکستان همیشه سیاست ایجاد یک حکومت «دوست» درکابل را دنبال می کند. «دوست» یعنی کامل بی ضرر درعین حال مفید! شاه محمود قریشی دراسلام آباد همین سیاست را با ادبیاتی تشریفاتی و دل خوش کن تکرار کرد. وی به نقل از جنرال ایوب نخست وزیر سابق پاکستان گفت: دوستی نه اربابی!

قریشی اکنون از آنسوی دیوار «طالبان» دوست، از تشکیل دولت «دوست» درکابل سخن می گوید. پروژه را چنان پخته کرده و امضای امریکا را هم گرفته اند که حالا به جرئت به دکترعبدالله میگوید که « ما در هیچ موردی، نمی خواهیم و علاقه نداریم که در امور داخلی شما دخالت کنیم.»

واقعاً؛ دیگر نیازی به مداخله نخواهد بود. «امارت اسلامی» وظیفه خود را همچو دولت افغانی پاکستان، با ضرب وخشونت و کمترین مدارا به سر می رساند. این پروژه درسال 1371 خنثی گردیده بود. اینک بعد از سه دهه، پاکستان بار خود را سبک کرده و یک دولت کامل پاکستانی با ریش و لنگوتۀ «فرزندان افغان» را تیار و آماده وارد معرکه ساخته و منظوری رسمی آن را از امریکا هم گرفته است.

تا این جای کار، همه چیز( علی رغم نگرانی ها و محالات بسیارخطرساز به خود پاکستان) بروفق مرام پاکستان پیش رفته است. پیمان امارت اسلامی با امریکا، درواقع پیمان رسمی بین پاکستان و امریکا است که اجازه می دهد، «خط دیورند» دوم، رسماً از تورخم تا آمو و از سپین بولدک تا بندر اسلام قلعه گسترش یابد. 

اما آیا چنین فرضیه ای همین گونه که تا این جا پیش رفته، تا خط آخر جلو خواهد رفت؟

این جاست که احتمالات موج برگشت و عکس الحرکت قوت می گیرد. این گاو نیم پوسته کرده، تا فاسد شدن لاشۀ گاو مذبوح، تا آخر پوست نخواهد شد. درین حوزه، امریکا و پاکستان قادر متعال نیست. این جا یک جامعۀ سی میلیونی پخته شده در جنگ، زنده است و قدرت های خشن منطقه ای ضد امریکا کماکان.


بخش دوم ملاحظات در باره اکادمی علوم


نوشته ی محمد عثمان نجیب

به گمان غالب من اولین کسی نیستم که دیدگاه خود را در این جا ابراز کنم و به باور کامل که آخرین هم نه خواهم بود.


همه دعوا ها در غیاب افغانستان و فرهنگ تاریخی کشور فیصله می شود

 مصادره‌کنندگان مولانا عاجز از خواندن یک بیت مثنوی

هشتم مهر روز بزرگداشت مولانا جلال‏ الدین محمد بن بهاء الدین معروف به مولوی از عارفان بنام ایرانی است.


۱۳۹۹ مهر ۸, سه‌شنبه

صلح ساخته گی با پلنگ تیز دندان!

 پاییدن ترامپ در کاخ سفید پس از ژانویه و تاج پوشی مجدد طالبان، از شایعات است، گزارشنامهء افغانستان، چرا صدای قلبش را گوش نمی دهد؟ 

کمباور کابلی

صلح دوحه، ماه و اندی است مهمان، غم مخور

گرزهم پاشید در پایان آبان ، غم مخور

گر ترامپ از مسند کاخ سفید، آواره شد

برگ زردی کوچ کرد، در بر گریزان، غم مخور

با تروریستان نشستن ، چیست جزاتلاف وقت 

گر ندیدی طلعت غول بیابان ، غم مخور

«فقه اسلامی»برای مملکت داری،خطاست 

این متاع کس مخر، بفروش ارزان، غم مخور

ریش این بز ،لایق نان نیست،سزای آتش است

دارکن لنگوته هارا،بی هراسان، غم مخور

این ضیافت، دشمنان خلق را رسواکند

گر فتادی در میان شهر و شیطان، غم مخور

خوی گوسفندی ،رهاکن، تانگردد استوار

با پلنگ تیز دندان، باز پیمان، غم مخور


اکادمی علوم، گهواره ی شرارت


نوشته ی محمد عثمان نجیب


خرابکاران صلح

                                    

   نوشته ی : اسماعیل فروغی

      امریکاییان با امضای توافقنامه با طالبان و با براه انداختن تیاتر مسخره ی قطر زیرنام مذاکرات بین الافغانی ، فقط میخواهند بروی ناکامی ها و رسوایی های شان در جنگ افغانستان روپوش بگذارند .

      آنان نوزده سال پیش به مقصد سقوط دادن حاکمیت طالبان و به هدف برقراری دیموکراسی به افغانستان لشکر کشیدند و حالا با کرنش و امتیاز دهی شرم آور ، از طالبان صلح گدایی می کنند - از همانهایی که تروریست گفته از قدرت ساقط شان کرده بودند .

      اینکه آقای پومپئو در قطرمیگوید : افغانها خود باید نظام آینده ی شانرا تعین کنند چه معنایی به جز تسلیم شدن به خواست های بنیادگرانه و بدوی طالبان دارد ؟ امریکاییان بخوبی میدانند که طالبان ـ این ریشوهای لنگوته سیاه ،  فقط نظام کامل اسلامی میخواهند - نه کم نه زیاد . آنان حتا جمهوری اسلامی هم نمیخواهند . این حقیقت را امریکاییان در توافقنامه با طالبان قبول کرده و سعی بر هموارکردن بستر مناسب برای برقراری آن دارند .

     اما طوری که معلوم می شود تیرامریکاییان به سنگ خواهد خورد . پروژه ی ننگین برپایی دوباره ی امارت اسلامی ، با ناکامی شرم آوری روبروست . امریکاییان اکنون می دانند که نه مردم آماده ی پذیرش دوباره ی امارت اسلامیست و نه ایران ، روسیه ، هندوستان و چین تحمل نظام افراطی اسلامی طالبی را درمنطقه دارند .

     درست با درک همین واقعیتهاست که حالا هم امریکاییان وهم شریک دایمی پروژه ی طالب پروری شان ( پاکستان ) ، با بهانه های مختلف بدنبال برهم زدن مذاکرات دوحه و ادامه ی پروژه ی های قبلی شان استند .

        دعوت ازعبداالله و استقبال شانداراز وی درپاکستان ، یکی ازهمین تلاش هاست.  این پهن کردن فرش سرخ برای عبدالله ، قبل از آنکه بمنظور تأمین صلح باشد ، قصد و نیت تحریک و جریحه دار کردن احساسات خودخواهانه ی غنی را به دنبال دارد .   

     از سوی دیگر ، خلیلزاد وعمران خان حالا هردو با یک صدا از دخالت خرابکاران شکایت کرده و از امکان معلق شدن مذاکرات دوحه سخن بر زبان می رانند . .این که خلیلزاد با صراحت میگوید " تا توافق سیاسی میان دولت افغانستان و طالبان بوجود نیاید ، طالبان به کشتار ادامه می دهند " ، خود گواه روشنی ازنقش خرابکارانه ی امریکا درین روند است . 

     هرچند آنان ازخرابکاران نام نمی برند ؛ اما مردم منظورآنان را درک نموده اند.   مردم هم خرابکاران را می شناسند و هم بازی مسخره ای را که زیرنام صلح در دوحه براه افتاده است . مردم  می دانند که تیاترقطرتا ختم انتخابات ریاست جمهوری امریکا ادامه خواهد یافت و پس از آن دور باطل جنگ درافغانستان توسط همان خرابکاران اهریمن خوی و شرکای داخلی شان ادامه خواهد یافت .             

  


اشتباه مرگ بار دکترغنی


دکترغنی در محضر روزنامه نگاران گفت که هیچکس قادر به تغییر نظام و قانون اساسی افغانستان نیست.

براساس بیانیه منتشر شده از سوی ارگ، غنی تصریح کرد: هیچ قدرتی قادر به تغییر ماهیت نظام و فصل‌های اول و دوم قانون اساسی را ندارد.

وی مثل همیشه هوایی فیر کرد و گفت: «آغوش جمهوریت بسیار بزرگ است.»

جمهوریتی که غنی از آن سخن می گوید، نه جمهوری است، نه آغوشش باز است. این دریچه در سیاست بین المللی بسته شده است.


حکمتیار چگونه به دام اسرائیل گرفتار شد؟


از جنگ علیه آذربایجان تا جنگ در کنار آذربایجان


توافق سیاسی بدون آتش بس حماقت است

 درصورتی که پاکستان به جنگ درسراسر افغانستان ادامه داده و حاضر به آتش بس نیست، چه کسی با چه صلاحیتی نسبت به یک  معامله سیاسی در دوحه می تواند دلگرم باشد؟ دکترعبدالله نه از اسلام آباد که اگر از عرش معلی هم فرمان جورآمد بیاورد، چیزی به نام توافق به دست نمی آید. چپه کردن حکومت غنی تا موعد انتخابات امریکا در برنامه است. اما به نظرمی رسد که ترمپ در انتخابات شکست خواهد خورد؛ حتی درصورت پیروزی.

به نظر می رسد که کش وگیر قدرت های منطقه ای هنوز به یک نتیجه نزدیک نشده است. چنین اجماعی به آسانی میسر نیست. پاکستانی ها و امریکایی توقعات عامه را نسبت به صلح بی جهت بالا می برند.

سخنان آمرانۀ شاه محمود قریشی درمحضر دکترعبدالله

 حضور شاه محمود قریشی و دکترعبدالله در انستیتیوت مطالعات استراتیژیک در اسلام آباد.

سخنان شاه محمود قریشی، متکبرانه، شیادانه، هشدارآمیز و سرشار از پتکه امرونهی بود. شیره و شربت گپ هایش این بود: 

غنی و امرالله را رخصت کنید و برنامۀ صلحی را که ما برای تان ترتیب داده ایم؛ وبه نفع تان است؛ دنبال کنید؛ از آن استفاده ببرید که اگر این فرصت را از دست دادید، شتر کابوس ویرانی و دهشت درعقب خانه های تان زانو خواهد زد.

سپس یک دخترسرلُچ وزیبا که برنامه را پیش می برد، از دکترعبدالله طلبید که گپ های را بگوید. به خود شان، همه مواهب تمدنی فراهم است؛ اما اگرمجلسی درکابل برپا شود و احتمالاً ریشداران امارتی حضور یابند، بی تردید چادر زن «نطاقه» ( برفرض اگرزن را اجازه بدهند) سه گز  خواهد بود!

صادقانه می توانم نوشت که از سخنان دکترعبدالله چیزی به درد بخور استخراج نتوانستم.

شمس الدین حامد: امریکا طالب را به قدرت می آورد

 



ما برای دفاع از دست آورد های 19 ساله درافغانستان، با پروژه امریکایی خواهیم جنگید.

۱۳۹۹ مهر ۷, دوشنبه

مختصری پیرامون : همسفر سانسکریت




 مختصری پیرامون : همسفر سانسکریت 

رمان فارسی دری ، نوشته حشمت رستگار

حسین پرواز


حل مسئله ی کوچی ها و حل مسئله ی ملی

دو زخم ناسوری که کشور را تباه کرد.

نوشته: عثمان نجیب

احمد غوث زلمی گران مایه سلام!

 


سیمای شما سرانجام درشبکه فرهنگی« آئینه کابل» رؤیت شد؛ سیمایی که کماکان همانند کابل – گهواره و مأمن رؤیا های از دست شده- مالامال از امید های انبار شده، خسته؛ اما با تمام قدرت حجمی خویش زنده است. 

در گفتارآغازین، دو نکته یی کلیدی و ضروری را صراحت دادید: 

فرآورده های شبکه «آئینه کابل» از ملاحظات «سیاسی ومذهبی» کاملاً مبرا خواهد بود. این ویژه گی، درهیچ رسانه یی پیش بینی نشده است. 

هرآئینه که تیمار و باروری فرهنگ و ارزش های غبارگرفته درسالیان سلطۀ «سیاست» های پول زده و مسموم و مذهب» های سیاست زده وابزاری، همسان نفس کشیدنِ هوای پاک است. اندر رهی که پیش رو دارید، برای شما و هم گروه های همزاد، قدرت عمل و خلاقیت آروز می کنم.


گزارشنامه افغانستان: 
جهت ارسال مقالات، نظریه ها، اخبارویژه و غیررسمی، به این نشانی درتماس شوید: rmamoon20@ yahoo.com

سرمایه داری باید دوباره خود را تعریف کند!


راشا تودی ترجمه رضا نافعی

۱۳۹۹ مهر ۶, یکشنبه

سفر دکترعبدالله به پاکستان یک ذره اهمیت ندارد


به سلسله سفرها و چکر ها

آوازه درافتاد که دکترعبدالله روانۀ پاکستان است تا علی الظاهر درگره گشایی از گره از کار ناگشودۀ چهل ساله، طبع بیازماید!

دکترعبدالله کامل از جانب خلیلزاد رفو و اطوکاری شده و سفر وی درنقش فرمان پذیر بلا منازع، بریده از کاروان مقاومت ملی، مثل سفرهای 22 مرتبه یی حامد کرزی، بی اهمیت و عبث است. پاکستان از تهدید های وحشتناک امریکا نه ترسیده و راهبرد خود را نسبت به افغانستان تغییر نداده، با رفتن دکترعبدالله مگر عرش به فرش می افتد؟

می رود تا عمران خان تشویقش کند  و بترساندش که شما در حکومت آینده جایی دارید؛ این مزاحم بی ریشه ( اشرف غنی) از سر راه بردارید تا خدای نا کرده بلایی عظیم تر، شما را قورت ندهد. 


خلیلزاد: گروه های حامی ایران را زیر نظر گرفته ایم!

نمایشنامۀ دوحه به کجا می رود؟

زلمی خلیلزاد دریک کنفرانس ویدیویی در انستییوت صلح امریکا  با اشاره به نقش منفی رژیم ایران در مذاکرات صلح هشدار داد: اگر گروه‌های حامی جمهوری اسلامی در افغانستان علیه آمریکا اقدام کنند، مورد حمله قرار می‌گیرند.

گروه های حامی مگرکسانی غیر از گروه های ضد طالبان اند؟

زلمی خلیل‌زاد تاکید کرد: به جز رژیم ایران، تمامی کشورها و نهادهای مرتبط از مذاکرات صلح در افغانستان پشتیبانی کردند.

وی گفت: رژیم ایران می‌خواهد تا انجام توافق با آمریکا و یا بدون برد و یا باخت ما را با یک هزینه بالا در جنگ افغانستان نگه دارد.

خلیل زاد در ادامه هشدار داد که گروه‌های تحت حمایت و نزدیک به رژیم ایران افغانستان تحت نظر هستند و در صورت اقدام خلاف منافع آمریکا، این گروه‌ها را هدف قرار خواهیم داد.

مردم امریکا در انتظار کودتا و ضد کودتا در کاخ سفید


پیک نت

 ترامپ برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری و ماندن در کاخ سفید دو گزینه در آستین دارد. یکی از این دو گزینه جنگی است که امریکا هدایت آن را برعهده خواهد داشت و مناسبات غافلگیرانه امارات متحده و بحرین با اسرائیل با میانجیگری شخص ترامپ می تواند زمینه سال همین گزینه باشد و هدف هم ایران است.

گزینه دوم استفاده از میلیشیای شخصی و بخشی از ارتش امریکا برای یک اقدام کودتائی است که قطعا دامن دمکرات ها را خواهد گرفت. دمکرات ها که بیش از گزینه اول، نگران گزینه دوم هستند از هم اکنون سعی می کنند برخی فرماندهان ارتش را به سوی خود جلب کرده و مانع کودتای ترامپ و فتح کاخ سفید هستند. معاون رئیس جمهور پیشین آمریکا «ال گور» در برنامه تلویزیونی «فاکس نیوز» گفت که اگر ترامپ کاخ سفید را در ژانویه سال 2021 ترک نکند، نظامیان او را از آنجا بیرون خواهند انداخت. افکار عمومی امریکا خود را برای درگیری های اجتناب ناپذیر داخلی در دوران انتخابات و دخالت نظامیان در انتخاب آماده کرده است.

قدرت سریالی ترکیه درحال فتح دنیا است

 نویسنده: فاطمه بوتو (Fatima Bhutto)


منبع: فارن پالیسی

استفاده ناگهانی پروژۀ خلیلزاد ازکارگران جنسی


این نگاره به وسیلۀ نفرات طالبان نشر شده و گویا نمونه یی از عملیات فاتحانۀ خود ( کشتن یک افسراردوی ملی درشیوه کی) را تبلیغ کرده اند تا ترس را همه گانی سازند. خلیلزاد هم به نماینده گی از طالبان گفت که تا توافق سیاسی نشود، طالبان به کشتار خود دوام می دهند. 

و... هردم ازین باغ بری می رسد و غزال عنایت یکی از ده ها کارگر جنسی که درگرماگرم سرازیرشدن دالر روی صحنۀ شبکه های تجارتی ظاهر شده است، به تسلی دل طالبان چنین گفته است:

 دوست دارم پس از آمدن صلح در میان طالبان کنسرت برگزار کنم. طالبان به آرامش روحی ضرورت دارند و این آرامش را از طریق موسیقی به دست خواهند آورد. 


البته طالبان به این مسأله کمترین اهمیتی نمی دهند؛ مگرپوشش تبلیغاتی از جاهای دیگری تنظیم شده وهزینۀ هموار کردن فرش عاطفی برای آنان از سوی کارگران جنسی نیز از جای دیگری می آید. 

چطور شد که یکی و یک بار این سخن ناممکن را بر زبان او گذاشته اند؟ این موجودات چطور جرأت می یابند که با پا گذاشتن به خون ده ها هزار انسان مدافع و بی گناهان این سرزمین، خودش را به سربازان نیابتی آی اس آی عرضه می کند. او را درحساس ترین احوال کنونی پیش کرده اند که مجرایی بدهد و دل طالبانی را که موسیقی را حرام کامل می دانند؛  نرم کنند.

وقتی این ها درکابل رفت و آمد می کنند و روی صحنه ها برای پررنگ کردن بازاریابی برای خلوت های پولساز شبانه جولان می دهند، چه کسانی امنیت شان را تأمین می کنند؛ طالبان یا نیروهای امنیتی که همیشه از سوی طالبان قصابی می شوند؟! یک رقم اوضاع تبلیغاتی را شکل داده اند که که همه ورق ها سرچپه می گردد!

 از نظر من، درپسِ این پیشنهاد فعال جنسی، یک راز سازماندهی شده تبلیغاتی وجود دارد که سرنخ آن در نهاد های خارجی است.

گزارشنامه افغانستان: 

جهت ارسال مقالات، نظریه ها، اخبارویژه و غیررسمی، به این نشانی درتماس شوید: rmamoon20@ yahoo.com

۱۳۹۹ مهر ۵, شنبه

گلبدین: باید افغانستان و پاکستان یک کشور شود

از برگۀ فقیرودان

 گلبدین حکمتیار طی یک کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ ششم حوت 1366 (25 فبروری 1988) که توسط استخبارات نظامی پاکسان سازماندهی گریده بود در حضور ژورنالستان و عدۀ یی از دپلومات های خارجی بعد از تماس روی «حکومت مؤقت» تازه تشکیل شدۀ جهادی ؛ اظهار داشت:«حکومت اسلامی در افغانستان تمام قیودات ویزه و پاسپورت را برای پاکستانی ها رفع خواهد کرد. سرحدی بین افغانستان و پاکستان وجود نخواهد داشت. ما میخواهیم پاکستان و افغانستان را یک مملکت واحد بسازیم و اگر درین راه موانع موجود باشد میخواهیم کنفدراسیونی بین دو مملکت بوجود آید.»(داکتر نصری حق شناس، تحولات سیاسی جهاد افغانستان، جلد دوم، صفحه 92، با نقل از: برسی وقایع مربوط به افغانستان در ماه فبروری و مارچ 1988، صفحه 29)


مقصد خلیلزاد از «خراب ‌کاران» کی ها اند؟



واژۀ سرخ و شوم در ادبیات سیاسی خلیلزاد

«خرابکاران» واژۀ سرخ در ادبیات سیاسی خلیلزاد است. مراد از خرابکاران کسانی اند که به خاطر معاملۀ خود سرانۀ وی درغیاب مردم افغانستان، انگشت انتقاد را به سویش نشانه رفته اند. 

طنین این کلمه به گوش عناصری خوش می خورد که ازین توطئه تاریخی برضد هستی و مدنیت افغانستان به دلایلی خوشحال اند. 

خرابکاران از نظر خلیلزاد به کتگوری متفاوت فهرست می شوند.

اول، تمامی نیروهای مقاومت ملی به شمول اردو، پلیس و گردان های امنیت ملی که برای بقای مدنیت وجمهوریت درافغانستان می رزمند.

دوم، تمام اقشار و اجتماعات، شامل زنان، روشنفکران، شهرنشینان، فرهنگیان، هنرمندان و اهالی رسانه و آزادی بیان که از زورگویی خلیلزاد و افراطیت مذهبی متنفر و هراسان اند.

سوم، سیاستگران و نسل جوان و آگاه که در باب تروریزم، دهشت و ماهیت طالبان، میزبانی و برادری آن ها با داعش و القاعده و وابسته گی مطلق به آی اس آی و پالیسی گمراه امریکا، از روی آموزه ها ومطالعات شان، شناخت دارند.

چهارم، روسیه، ایران، چین و هند که از اتحاد مجدد امریکا با تروریزم به تعجب افتاده، منافع راهبردی شان آماج قرارگرفته؛ بنا برین با تمام نیرو، به واکنش برخاسته اند.

خوب؛ حالا که طیف و جایگاه و منزلت «خرابکاران» که 90 درصد نفوس کشور و قدرت های منطقه ای را دربرگرفته و تا این پیمانه گسترده و قدرتمند است؛ خلیلزاد از چه رو به اعمال و اجرای پروگرام غیرعادلانۀ خویش امیدوار باشد؟


طالب عملاً در دوحه شکست خورده است

 

طالب، درکُل با زنده گی به شیوۀ امروز، درجنگ است. پاشنۀ آشیل طالب همین است که جز یک ساختاراختناقی فقهی- محلی با هیچ مظهری از زنده گی توان سازش ندارد.

گزارش ها می نمایانند که ایستاده گی که درواکنش به تصمیم امریکا برای انتقال قدرت به طالبان، نیروهای ضد طالب و ترور درداخل و درسطح منطقه، دو باره جان گرفته اند. پروگرام خلیلزاد از چند جا درهم شکسته؛ و طالب در مذاکرات فرمایشی و تشریفاتی دوحه، هیچ حرفی به گفتن ندارد. متن توافق ضد افغانستان ( پیمان نامه طالب – امریکا) را زیر بغل زده و قیاس برین دارد که نیازی به مذاکرات نیست؛ مذاکرات قبلاً صورت گرفته و متن توافق هم نزد ماست!

دست طالب درمذاکرات سیاسی خالی است. عملاً درمذاکرات دوحه شکست خورده است و ادامه مذاکرات صوری برایش خسته کن وبی حاصل است. بالا کردن گپ های کلیشه ای و گلبدین وار مانند «نظام اسلامی» یا توافق با امریکا برای ختم «اشغال» قصه های مفت هستند. با آن که امریکا از سوی کرجنگ ترین دشمنان تاریخی اش در حوزۀ افغانستان ( روسیه، ایران و چین) درمضیقه افتاده و قفل شده است، اما افغانستان یکی از دستگاه های تنفسی برای امریکا است که اگر از آن دور شود، خفه گی اش کلید می خورد. خروج از افغانستان، مقدمه ای برای خروج از دریا ها و خشکه های خلیج خواهد بود.

ترمپ به حساب خودش خرج امریکا را درافغانستان کاهش داده و نیروی ارزان طالب را درجنگ استعمال می کند؛ مگرنیروی اجیرطالب تنها از امریکا نیست و پاکستان برای خودش مارکیتنگ گسترده ای ایجاد می کند.


به بهانه ی پاسخ به پرسش استاد پرتو نادری

 


اندرباب پیشینه ی گریستن در زمان نوشتن

محمد عثمان نجیب 

۱۳۹۹ مهر ۴, جمعه

تعریف نوین استاد دانشگاه: ما طالب را می خواهیم!



تفاوت میان یک استاد دانشگاه و یک ابجد خوان مغز شویی شدۀ مدرسه اکوره ختک پشاور چه است؟


مذاکرات لعنتی در دوحه شکست خورده است

به تک تک چهره های کبود، نگاه های درغبار آغشته و دندان های قفل شدۀ نفرات طالبان در دوحه نگاه کنید؛ الساعه حساب دست تان می آید که در صورت و پسِ صورت آنان، خون خشم و خون آشامی لخته شده است. درنگی پلک ها روی هم نهید و به 26 سال کارنامۀ دراکولایی آنان دقایقی به اندیشه اندر شوید؛ برای حراست از هستی و ارزش ها، قدرت رزم دایمی و مقاومت آخرالزمانی در روح تان چاه می زند.

اول برای این سوال خود جوابی پیدا کنید که این گروه، چه وقت همزیستی و مصالحه با آدم ها را به تعریف آورده است؛ آنگاه کاخ خوشباوری های تان فرومی ریزد؛ به سنگ مقاومت تبدیل می شوید تا که زنده ونفس از سینه برمی آرید، بر فرق طالب و هوادارانش کوبیده می شوید!


دو چهرۀ غم انگیز سازمان 75 ساله ملل متحد

 ۷۵ سال است که سازمان ملل متحد تاسیس شد و بیایید نظری به کارکرد ها، ضعف ها و امتیازات این سازمان بیاندازیم...


مسافتی که سازمان ملل متحد در ۷۵ سال گذشته طی کرده و عملکرد آن در حفاظت و محافظت از صلح جهانی آشکار است... در جهان، ناامنی ها در حال افزایش است. برای سازمان ملل غیرممکن است که با این حال فعلی، راه حل برای مشکلات و ناامنی ها تولید کند...




ستار رفعت یاوز


۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه

دستبرد شبکه های خارجی برصفحه قاسانی و لطیف پدرام



طبق اطلاع موثق  برگه های مربوط به بشیراحمد قاسانی و دکترعبدالطلیف پدرام از سوی ناظران بین المللی مسدود شده اند.

اطلاع رسانی قاسانی و نقد و نظرات تند لطیف پدرام، ظاهراً بر روند مذاکرات جاری در دوحه اثر «منفی» برجا می گذاشت. 

هر دو صفحه از سوی هکرهای وابسته به شبکه های خارجی درکابل که روند کار شبکه های اجتماعی را رصد می کنند؛ مسدو شده اند. 

اکنون صفحه قاسانی و لطیف پدرام از دسترس متقاضیان خارج است و اطلاع دقیقی وجود دارد که این کار از سوی ارگان امنیت ملی صورت نگرفته است. درگزارش آمده است که ارگان امنیت ملی از چند ماه به این سو تلاش های ناکامی انجام داد تا صفحه «گزارشنامه افغانستان» را از شبکه مجازی خارج سازد؛ اما نتیجه ای به دست نیاورد. اما آن ها توانسته اند که رابطه بین وبلاگ گزارشنامه با شبکه فیس بوک را قطع کنند.

 مدت ها پیش صفحۀ هارون امیرزاده در لندن را نیز صدمه زدند که تا کنون از فعالیت بازمانده است. 


نخستین عقب نشینی هیأت دولت در دوحه

درحالی که جنگ وصلح افغانستان ربطی به فقه حنفی و جعفری ندارد، خبرنگار الجزیره گزارش داده است که هیأت دولت با آن که در ابتداء برعلیه وارد کردن احکام فقه حنفی در سند طرزالعمل، از خود ایستاده گی نشان داد، سرانجام هر دو طرف ( هیأت دولت و طالبان) توافق کردند که فقه حنفی به عنوان سند رهنمای اصلی در نظر گرفته شود. 

تا کنون هیچ فریادکشی و تنش بین دو طرف مشاهده نشده است. 

الجزیره می گوید که با مسلط شدن علمای اهل سنت و حنفی باوران بر هیأت دولت، درصورتی که اختلافات به یک مکتب فکری دیگر گره می خورد؛ وضع پیچیده تر می گردد؛ زیرا درین صورت نماینده گی مکتب فقه جعفری دیگر وجود ندارد. 

با آن هم در پیش نویس مرتبه، به سایرمکاتب فقهی اجازه داده شده است که ازاصول خود می توانند پیروی کنند. 

هیأت دو طرف، روی تغییرات جزئی مانند تبدیل "قرآن و سنت" به "شرع" بحث های زیادی انجام دادند.

همچنین طرف حکومت از کاربرد اصطلاح «عدالت اجتماعی» انصرف داده و قبول کرده اند که به جای آن، «عدالت اسلامی» نوشته شود. طالبان که اصرار دارند جنگ کنونی آن ها «جهاد» خوانده شود، مجبور به پذیرش کلمه «جنگ» شده اند. اختلاف پیرامون این مساله که آیا «توافق نامه دوحه» به حیث بخشی از متن در چهارچوب مباحث شامل باشد یا نه، مورد اختلاف است. 

یک دیپلمات گفت: "به نظر می رسد که آن ها جلو می روند."

یک نماینده دولت افغانستان به الجزیره گفت: "پنجره از طرف ما بسته نخواهد شد ، ما به یافتن راه های تعامل سازنده ادامه خواهیم داد."




نخستین صاعقۀ سقوط در کوریای شمالی فرود آمد

 رهبر کره شمالی از یک سوء قصد جان سالم به در برد.

رئیس ستاد مشترک نیرو‌های دفاع از ژاپن گفته: کیم جونگ اون رهبر کره شمالی سال ۲۰۱۸ موفق شد از یک سوء قصد توسط نظامیان ارتش کشورش جان سالم به در ببرد.


به گزارش خبرگزاری اسپوتنیک، دریادار کاتسوتوشی کاوانو اظهارداشت: چهار مأمور نظامی کره شمالی تلاش ناموفق برای کشتن کیم جونگ اون را در یک استراحتگاه ساحلی در منطقه وونسان-کالما انجام دادند که کیم جونگ-اون به طور منظم از آن بازدید می‌کرد.


کاوانو گفت: "تلاش‌های ارتش کره شمالی برای ترور کیم جونگ اون در منطقه وونسان-کالما بی نتیجه بود. چهار نفر آن روز فرار کردند و از طریق دریا به ژاپن رفتند. "

سلطان جهانی شکست های متواتر چی می گوید؟

دونالد ترامپ از تعهد دادن نسبت به انتقال صلح آمیز قدرت در صورت شکست در انتخابات ماه نوامبر خودداری کرده است.

او در کنفرانسی خبری در کاخ سفید گفت: "خوب باید ببینیم چه می شود، خودتان این را می دانید."

ترامپ در مورد برگه های رای ابراز نگرانی کرد که ظاهرا اشاره ای به برگه هایی است که به صورت پستی ارسال می شود. او قبلا استدلال کرده که این نحوه رای گیری در مقابل تقلب آسیب‌پذیر است هرچند خود قبلا به این شیوه رای داده است.


اندیان اکسپرس: مذاکرات دوحه نوعی میانجیگری بین افغانستان و ارتش پاکستان است


خروج امریکا از افغانستان بعید است.

Indian express نوشته است که مذاکرات دوحه که در 12 سپتامبر آغاز شده، در نبود آتش بس، با بی اعتمادی عمیقی دست و پنجه نرم می کند. این منبع اضافه می کند که طالبان ممکن است با ارائه مشوق ها تن به سازش دهد.  روزنامه هندی اما مشخص می کند که گفت وگو های بین افغانی، درواقع نوعی میانجی گری میان دولت افغانستان و ارتش پاکستان است.

 بسیاری ها معتقدند که ایالات متحده این بار از افغانستان "خارج" خواهد شد. اما بررسی دقیق تر نشان می دهد که بدون درنظرداشت نتایج انتخابات ریاست جمهوری امریکا، خروج از افغانستان بعید می نماید.

به گفته روزنامه، غیر از عراق و سوریه ، ایالات متحده هیچ پایگاهی در آسیای میانه یا آسیای جنوبی ندارد. حضور در افغانستان که برای مبارزه با تروریسم حیاتی است ، از نظر ژئوپلیتیک نیز بسیار مهم است. حضور چین در گوادر و یک ایران متخاصم درسوی دیگر، مساله امنیت برای امریکا بیش از تأمین امنیت برای سفارت آن کشور در افغانستان به شمار می رود. 

ایالات متحده بالای نیروهای امنیتی افغانستان سرمایه گذاری کرده است. گزارش وزارت دفاع آمریكا ، ماه جون 2020 ، بار دیگر تأكید می كند كه منافع حیاتی امریکا آن است كه "اطمینان حاصل شود كه (افغانستان) هرگز دیگر به عنوان پناهگاهی امنی كه تروریست ها بتوانند امریکا و یا منابع متحدان آن را آماج حمله قرار بدهند استفاده نشود." بیانیه مشترک 29 فبروریایالات متحده و افغانستان متعهد به "ارزیابی و تعیین مشترک" به عنوان مبنای خروج شده است.


فارین پالیسی و گذاشتن کلاه کلان برسر طالبان

 به گزارش فارین پالیسی، یعقوب شاه مدیربخش استخراج معادن دروزارت (سایه) تشکیلات طالبان گفته است که استخراج معادن از عوامل اصلی رشد وتوسعه افغانستان است و این گروه درحال حاضر سالانه حدود 400 میلیون دلار از طریق استخراج معادن درآمد دارد.

 آمار ارائه شده از سوی طالبان، توسط محققان مستقل نیز تایید شده است. به این ترتیب، درآمد دولت افغانستان از معادن کوچک شده است. روزنامه امریکا خواب های خود در بارۀ آیندۀ درخشان برای طالبان را این گونه توجیه کرده است:

دو مقام ارشد طالبان ، از جمله یکی از اعضای تیم مذاکره کننده شورشیان، گفته اند که در سال های اخیر، طالبان تلاش کرده اند تا درآمد خود را از استخراج مواد معدنی تحت کنترل خود افزایش بدهند. 

بر اساس گزارش جدید برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) ، این گروه مجوزهای استخراج ، ترتیب کار و کنترل حمل و نقل از معادن و دسترسی به جاده ها را صادر می کند.

این دو مقام با اشاره به تغییراتی که این گروه برای افزایش تولید و "دستیابی به حداکثر سود" در بخش ایجاد کرده اند؛ گفته اند آن ها انتظار دارند روزی برسد که دیگر تحریم های ایالات متحده یا بین المللی در مورد فعالیت های اقتصادی طالبان وجود نداشته باشد.

فرمانده طالبان که ظاهراً از ذکرنامش پرهیز کرده به خبرنویس فارین پالیسی گفته است که: اکنون ما امیدواریم که مذاکرات صلح ثمر بخشد و پس از آن ما می توانیم از خود در بازارهای بین المللی نمایندگی کنیم و به روش خود برای تأمین اشتغال و شکوفایی مردم افغانستان کار کنیم.



پاداش تسلیم شدن به طالب، مرگ است

تازه ترین اخطار به نشانی خاینان روی صحنه و عقب صحنه

 زلگی عبادی سخنگوی والی ارزگان درگفت وگو با شبکه الجزیره گفته است که گروه طالبان سه شنبه شب 28 تن از نیروهای پلیس را که سلاح های شان را بر زمین گذاشته و به طالبان تسلیم شده بودند؛ جا درجا تیرباران کرده اند. 

اکنون ثابت می شود که تسلیمی به طالبان، نتیجه اش مرگ است. این حادثه برای خاینان نفوذی درصف اردو و پلیس، دولت، پارلمان و نفرات به ظاهر مستقل، یک زنگ خطر است. 

تسلیمی به طالب، راه حل نیست. قاری یوسف یکی از سخنگویان تروریزم مدعی شد که آن ها تسلیم نشده بودند. این یک غلط اندازی است. هرگاه 28 تن به راستی بجنگند، سه برابر تعداد خود می توانند از طرف مقابل را قتل عام کنند. 


حکمتیار ضد فارسی است؛ پس چرا فارسی می نویسد؟

 

نوشته ی محمد عثمان نجیب.

درنگی بر جلوه های قرآن، منتشرۀ تهران، با سبک وسیاق فارسی - دری


ترا از حزب اخراج می کنند

 

بخش دوازده - روایات زنده گی من

نوشته ی محمد عثمان نجیب.


اسدالله درانی: جای پای ما در افغانستان مستحکم تر از هندوستان است

تهیه از ستار رفعت یاوز


امریکا مگرمی تواند دربرابر مردم افغانستان مقاومت کند؟

حبیب کوهستانی

خلیل زاد: امریکا به اجازه کسی در افغانستان نیامده و برای برامدن هم از کسی اجازه نمی گیرد.

 

آقای خلیل زاد آیا وقتی که به کشور ما آمدید فراموش تان شده که اجازه شورای امنیت بود‌؛ چون شما مکاره گری کردید که تروریزم امریکا را تهدید می‌کند؛ شمارا کمک کردند به کشور ما بیایید. ‌حال اگر خودت سنگر را به دشمن ساخته گی امریکا که با انرژی وقوت ‌قدرت امریکا تولد ‌وچاق شد؛ نمی دادی میدیدی که ویتنام یاد امریکا می رفت یا خیر؛ چون تا حال مردم افغانستان مقابل امریکا قرار نگرفته اند وای از آن روزی که مردم به کوه برآیند وبا امریکا اعلان جنگ نمایند. 

شوروی ها که در همسایه گی افغانستان بود یک صندوق مرمی را هم از آن طرف آمو با چرخبال میتوانست بیاورد؛ توان مقاومت نداشت؛ ‌از هم پاشید آیا امریکای خلیل زاد از آنسوی اوقیانوس ها چقدر خواهد توانست  مقاومت کند؟


برنامه خارجی این است که پنجشیر قبل از آمدن طالبان انفجار کند


از مراجع متفاوت امنیتی و ناظران اوضاع، گزارش های مکرری واصل شده است که امریکایی ها به منظور تسهیل روند طالب پذیری درسطح عمومی، در پی بی ثبات سازی ولایت پنجشیر بوده و درین برنامه هزینه کرده اند. 

 هم اکنون شبکه های مختلف با هم رقیب خارجی درپنجشیر کار می کنند. مقدمۀ این پروژه از سال ها پیش شروع شده بود و با هزینه امارات، کویت، عربستان و قطر صد ها مدرسۀ علنی ومخفی فعال شده است. پنجشیر اکنون بستر و حیاط خلوت داعش و حزب التحریر است.

برنامۀ خارجی یک هدف دارد: پیش از آوردن طالبان درصحنه قدرت، پنجشیر به عنوان مرکزاصلی مقاومت ملی برای بقای مدنیت درافغانستان باید از درون انفجار کند و داعش، که همانا چهره دوم طالب است، پنجشیر را به تصرف خود در آورد.

عناصری که از نام پنجشیر درصحنۀ سیاست، منصب گیری و تجارت درکابل اقامت دارند، توان و اختیاری درکنترول اوضاع ندارند.


مصاحبه روزنامه شرق با عالی پیام (هالو)





سالهای خبرنگاری و فیلمبرداری پا به پای احمد شاه مسعود در پنجشیر



۱۳۹۹ مهر ۲, چهارشنبه

کنار بروید؛ شرمساران درگاه تاریخ!



 نامۀ سرگشادۀ بیش از ۲۰۰ نخبه فارسی‌زبان

به آقایان دکتر عبدالله‌عبدالله و استاد عطامحمد نور


وحید مژده: آهن تغییر می کند؛ طالبان، نه!

درسال 2009 شادروان وحید مژده درجریان صحبت با من ( درخانه اش جوار سفارت روسیه ) گفت: نه پاکستان، طالبان را به درستی می شناسد، نه امریکا، نه دولت کرزی. 

وی پنج سال تمام با طالبان از نزدیک در وزارت خارجه کار کرده بود.

پرسیدم: پاکستان خالق آن ها نیست؟ آن ها هم نمی شناسند؟

مژده جواب داد: اگر چنین بود، درآخرین ساعات که قرار بود امریکا به افغانستان حمله کند، طالبان خواهش و اصرار تمامی رهبران پاکستان برای تحویلدهی اسامه بن لادن را قاطعانه نادیده گرفته  دیدیم که حکومت خود را بسته به قمار زدند.

گفتم: حالا پشمان نشده اند؟

مژده جواب داد: تا جایی که من اطلاع دارم، پشیمان هم نیستند!

گفتم: یعنی چی که همه این گروه حرفه ای آدم کش را نمی شناسند؟

گفت: از نظراحکام فقهی... از نظرفقهی ناشکن هستند. انتخابات، حقوق بشر، حقوق زن و دیگرچیزهایی که دردنیای دیگرارزش حساب می شوند، درنظرآنان علامات گمراهی وارتداد هستند.

جمله آخرمژده این بود: آهن تغییر می کند، طالبان، نه!

وقتی برنهاد سوژۀ داغ مذاکرات قطر از دو روز به این سو، دررسانه ها پیچید، همان صحبت مژده را درخاطرم زنده ساخت.

حامد کرزی در گفت وگو با روزنامه هندو از هند خواسته است که باید با طالبان مستقیم وارد گفت و گو شود. هند، همیشه طالبان را همچو یک گروه تروریستی می شناسد و هیچ گاه حاضر به تماس با آن ها نبوده و بعد ازین هم نخواهد بود. 


اگرنر هستی، از افغانستان خارج شو!

 سناریوی انتخاباتی ترمپ

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک گفت که به جنگ افغانستان پایان خواهد داد و نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج خواهد کرد.

بخش خنده آور سخنان ترمپ چنین بود: اکنون نقش آمریکا به عنوان مصلح و صلح آور است، ولی این صلح از راه قدرت بدست آمده و الان آمریکا قدرتمندتر از هر زمان دیگر است و سلاحهای آمریکا به حدی پیشرفته است که فکر این سطح از پیشرفت را نمی‌کرد.


دروغ شاخدار خلیلزاد درمحضر کنگره امریکا

خلیلزاد گفت که اکنون وظیفه مهم نیروهای امریکایی در افغانستان، حفاظت از خود شان است. لشکرهای امریکا در پنج پایگاه با کدام کشور در جنگ اند و کدام کشور درین 19 سال طرف شان انداخت کرده است؟

تروریزم دولتی پاکستان همراه با مفرزه های افغانی الاصل آن تک و توک با نظامیان امریکایی می جنگیدند. اکنون خطر رفع شده و پیمان اتحاد امریکا با تروریزم رسماً امضاء شده است. اکنون قوای امریکایی با مردم افغانستان در رویارویی قرار دارند.

خلیلزاد درعین حال گفت که امریکا اجازه نمی دهد که افغانستان به دهه نود برگردد.  وضعیت افغانستان اکنون بدتر از دهه نود است. همزمان در 25 ولایت جنگ دوام دارد. وضعیت کابل، کشت وخون، اختطاف و دهشت به خاطر حتی یک موبایل، هیچ چیزی از دهه نود کم ندارد. به صف رهبران طالب دردوحه نگاه کنید؛ زنده گی درمغز آنان به اندازه یک قطعی گوگرد کوچک و منقبض شده است. مردم، با چه چیز آن چهره های سربی و کبود و لنگوته های سیاه، قلب های سرشار از تنفر و غیظ، می توانند از درِ سازش پیش آیند؟


حاکمان افغانستان مستکبران زمان خود استند .

   

    نوشته ی : اسماعیل فروغی


اعلام غافلگیرکنندۀ چین در سازمان ملل

 شی جین‌پینگ رئیس جمهور چین اعلام کرده است که کشورش قصد دارد تا قبل از ۲۰۳۰ روند کاهش تصاعد گازهای گلخانه ای را شروع کند و از نظر تصاعد این گازها تا سال ۲۰۶۰ به سطح خنثی برسد.

آقای شی این برنامه را هنگام ایراد سخنرانی ویدئویی از پکن در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک تشریح کرد.

این گام قابل توجهی در نبرد علیه تغییر اقلیم تلقی می شود، به خصوص که چین با سهمی ۲۸ درصدی، بزرگترین منبع تولید دی اکسید کربن در جهان است.

با توقف مذاکرات جهانی و تعویق کنفرانس "سی او پی ۲۶" تا سال ۲۰۲۱، انتظار زیادی برای پیشرفت در این زمینه در مجمع عمومی وجود نداشت.

با این حال رئیس جمهور چین با این اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل را غافلگیر کرد.

او از همه کشورها خواست روند بازسازی اقتصادی در پی همه گیری ویروس کرونا را با کمک برنامه های سازگار با محیط زیست دنبال کنند.

فقه، مشکل افغانستان نیست؛ مشکل، تقسیم عادلانه قدرت است


مشکل افغانستان، آن گونه که مشاوران آی اس آی به رهبران سازمان صرفاً جنگی طالبان درافغانستان دیکته کرده اند، گروگیری زنده گی و آیندۀ مردم به وسیلۀ فقه حنفی یا جعفری نیست؛ ایجاد یک چهارچوب مورد پذیرش برای همه در بارۀ چه گونه گی تقسیم قدرت درنظام سیاسی آینده است. 

مشکل حاضر، احترام بی فایده به«افتخارات» بی سروته و موهوم گذشته هم نیست. دراصل، بسترواقعیت های امروزی است که آینده را ترسیم می کند و از صورت بندی آینده، باید همه راضی باشند تا اجماع هم گرایی پدید آید. ساختن یک کعبۀ فقاهتی وبلامنازع به منظور مقدس کردن حاکمیت مطلقۀ برخاسته از آن، اعلام جنگ ابدی است و کسی هم برنده نیست.

دامنه گیری جنگ و کشتار لاقیدانه، همزمان با نمایش دروغین در دوحه به نام مذاکره، یک اصل را اثبات می کند که این وضعیت دوزخی دست کم تا معلوم شدن سرنوشت انتخابات امریکا دربدترین حالتش حفظ می شود. 

بعد از آن چی؟

تروریست های به ظاهر «افغانی» هرگز و هرگز و هرگز، پای شان به قدرت و کابل نخواهد رسید. ما نوزده سال تمام شاهد هستیم که امریکا و ناتو با تروریست های افغانی الاصل هیچ گاه به درستی نه جنگیدند؛ فقط برحفظ معنا دارجنگ درین خطه، این و آنسو دویدند و مردم عادی را کشتند. هیچ گاه اردوی ملی افغانستان را به درستی تجهیز نکردند؛ هیچ گاه نهاد کلیدی امنیت ملی را برای زدن اهداف اساسی درداخل و بیرون از مرز ها اجازه نداد. درعوض، با حفظ زیرساخت های افراط گرایی و سپس اتحاد با آن ها ( دردوحه) پروسۀ اعادۀ نظام سیاسی را گدود کردند.

اکنون جنگ طالب به حمایت از سیاست امریکا دربرابر مردم افغانستان تنظیم شده است. سوال این جاست که آیا مردم به عنوان یک کلیت حدود 30 میلیون نفری، مقهور بربریت طالبانی خواهند شد؟ هیچ ارزشی ندارد که چه تعداد از مردم روی انگیزه های اجبار و تمایل قومی یا هرچیز دیگر، از نظام لخته شدۀ شرعی - قومی حمایت کنند؛ مهم، بقای افغانستان به عنوان یک بسترملی و مدنی است. تجربه به ما می گوید هرکه با مدنیت می جنگد، مغز خودش را پاشان می کند.


درحکومات گذشته، کسانی مثل دانش به توپ بسته می شدند

نسیم اکبر

 سرور دانش را سنگسار نکنید. نظر نقادانه و قضاوت در مورد تاریخ یک امر معمول است. او یک شخص است از بین سی و شش ملیون انسان دیگر سرزمین کثیرالملیتی افغانستان. او بالای تاریخ گذشته انتقاد و قضاوت نموده است. او حق انتقاد را مانند هر شخص دیگری دارد. سرور دانش یک دانشمند حقوق است مسیولیت چیزی را که گفته است بدوش میگیرد و میتواند وضاحت بیشتر بدهد. در حکومات گذشته اگر در تاریخ بنگریم اشخاصی مانند سرور دانش با نظر انتقادی اش به توپ بسته میشدند. حال لطفا بپذیرید که زمان زیاد تغیر کرده است و یکی از دست اورد ها هم این است که شخصی به جرم انتقاد و یا قضاوت شخصی مورد پیگرد قرار نمیگیرد. درین موارد ازراه منطق و گفت و شنود باید پیش رفت و اتحاد را باید حفظ و تقویت کرد.

هنوز حکومت طالبان نیامده احساساتی نشوید و برای کسی مرگ نفرستید.

۱۳۹۹ مهر ۱, سه‌شنبه

اشتباه پنجشیری ها

 ساکنان قریه عنابه پنجشیر مرتکب اشتباه شدند. سه آدم کش طالبی را به دست خود به حکومت تحویل دادند. آن ها به زودی رها خواهند شد. 

من قبر کن ام یا عثمان نجیب؟


نوشتۀ مشترکی از عثمان نجیب و یحیا افشار درسوگیادِ نجیب رستگار


گل آغا شیرزوی و دیگران در ماه مارچ 2019 کجا بودید؟


اشرف غنی پیش از سرور دانش بر احمد شاه ابدالی و حامد کرزی اتهام بسته بود.

اشرف غنی درجایی گفته بود: خو ميرويس نيكه و احمد شاه بابا در رگم جارى است.

اما در ماه مارچ 2019 چنین شوت کرد:

از احمد شاه تا کرزی بالای چوکی چه ها که نکردند! ( سدوزایی یا بارکزایی و محمد زایی) برادر برادر را کشت؛ پدر پسر را کشت؛ کشتن کشتن که دربین کاکا زاده ها که بیخی رواج است.

فتوای غنی کم و بیش مستند است، اما تروخشک عشیره های قدرتمدار پشتون را سوختانده است. مثلاً درکارنامه های احمد شاه درانی، حامد کرزی، ظاهرشاه و داوود خان چنین ادعای نمی چسبد.

غنی ضربت دیگر وارد کرد: این بار است که در تاریخ افغانستان، من به ارادۀ مردم بر سر کار آمدم. من که روی تانک های امریکایی ها نیامدم! مگر من کدام بادیگارد امریکایی داشتم؟

یعنی، درانی ها و محمد زایی ها همیشه پیشقراول نیروهای انگلیس و امریکا به سلطنت و قدرت کابل تکیه داده اند. 

حالا من از ملت «اکثریت» انتظار دارم فقط بگویند که چرا در آن زمان این چنین خاکباد نکردید که اکنون دربرابر سرور دانش «بیخی خوده ایلا کدین؟»


سروردانش دقیق ترین حرف تاریخ را زده است.


از عوام الناس که بر سرور دانش می تازند، جز این چشم داشتی نیست. وقتی استادان دانشگاه، گل آقا شیرزوی و آرین یون، طالب نکتایی پوش ( نبیل مسکینیار) و دیگران دهان به واکنش وا می کنند؛ لازم است اول همان یک پره گراف سخنان سروردانش را دقیق بخوانند.

دانش می گوید: نظام طالبانی با سلطنت دوران تاريك و سياه سدوزایی ها و محمدزایی ها که به نام امارت و یا سلطنت از 1747 (1126ش) تا 1978 (1357ش) به مدت بیش از 230 سال بر افغانستان ظالمانه حکومت کردند، از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد.

این سنوات نویسی ظاهراً اشتباه است. دانش درلحظات استعجالی سفر «سیاسی» به بامیان، سرسری یادداشتی برداشته است.

از اعلام پادشاهی احمد شاه ابدالی در شیرسرخ قندهار، 273 سال می گذرد؛ نه «بیش از 230 سال». تاریخ مرگ پادشاهی احمدشاه درانی 16 اکتوبر 1772 میلادی به ثبت رسیده است یعنی، 25 سال حکومت کرد.  تیمورشاه درانی از 1772 الی 1793 به مدت 21 سال سلطنت کرد. مجموع سالیان حاکمیت احمد شاه و تیمورشاه، 51 سال است. اگر این 51 سال را از ارقامی دانش جدا فرش کنیم، می ماند 179 سال، نه 230 سال.

از قرار معلوم دوره ای را که سروردانش، شروع «نظام طالبانی» درعصر سدوزایی و محمد زایی تا سال 1978 ( کودتای ثور) مشخص کرده، مرادش بعد از ختم پادشاهی تیمورشاه بوده باشد. احتمالاً شلوغ تاریخی ننگین، از شروع دورۀ زمان شاه بوده و تا زمان رسیدن دورۀ شاه امان الله، واقعاً نظام طالبانی «فراقانونی»، «نا محدود و مطلقه» شکننده و نبرد برسرقدرت موروثی بین احفاد سدوزایی و دودمان بارکزای آغاز می شود.

دورۀ نادرشاه و هاشم خان را دربرابرمردم و روشنفکران افغانستان نمی توان طالبانی گفت، این دورۀ دورۀ داعشی است. بعد از جنگ جهانی دوم است که شاه محمود خان و داوود خان روی صحنه آمده و طناب تقید داعشی اندکی شُل می شود.

 من درین بررسی کوتاه سروردانش هیچ اهانتی به «افتخارات» سلاله های پشتون نمی بینم. درقرن نوزده، هیچ افتخاری درتاریخ افغانستان به چشم نمی خورد؛ قهرشده باید نشان بدهند که افتخارات چه بوده اند؟

غالمغال فایده ندارد؛ با سعه صدر برخورد داشته باشید.

 


۱۳۹۹ شهریور ۳۱, دوشنبه

کودتای سه نفری به رهبری خیلزاد/ احتمال خریداری برخی اعضای هیأت مذاکرات در دوحه

گزارشنامه افغانستان متکی به منابع نزدیک درکابل دریافته است که سه مخالف سرسخت سیاسی و عقده مند علیه اشرف غنی ( مثلث کرزی، عبدالله و حنیف اتمر) تحت سرپرستی دکترزلمی خلیلزاد روی یک طرح مخفی کار می کنند تا کارغنی را یکسره کنند. 

طرح به گونه ای آماده می شود که همزمان با ایجاد یک چتر صلح دردوحه، اشرف غنی را با اهانت و سر زوری از ارگ بیرون بیاندازند.

سناریوی بعدی، جمع وجور کردن رهبران سنتی آموخته خور است که حدود 15سال از خوان کرزی ارتزاق کرده اند. گزارش بیان می دارد که حنیف اتمر موظف است با استفاده از وزارت خارجه، جامعه جهانی و منطقه را از اضرار دولت اشرف غنی مطلع ساخته و اسقاط آن را به نفع صلح توجیه کند.

دکترعبدالله وظیفه دارد تا ازطریق شورای عالی مصالحه، همه کانال های تماس با افغانستان را قانع بسازد که شرط رفتن به سوی یک صلح سراسری، عزل و برکناری این دیوانه عصبی ( اشرف غنی) است. هیچ مشرقومی و رهبرجهادی از وی حمایت نمی کنند. جزء بعدی مأموریت عبدالله این است که به وسیلۀ وزیرانی که در دولت معرفی کرده، قبر غنی را حفر کند.

کاری که به عهده حامد کرزی گذاشته شده این است که رهبران سیاسی و جهادی را برای تحولی پیشرو ( مطابق سناریو) آماده بسازد. از همین حالا، فهرست تماس ها با استاد سیاف، حکمتیار، صلاح الدین ربانی، عطامحمد نور، حامد آغا از دودمان مجددی، مارشال دوستم، حاجی محقق، استاد خلیلی و بسیاری از شخصیت های قومی و جهادی فراهم شده است. 

دکترخلیلزاد، تأمین کنندۀ مخارج نجومی پول برای این پروژه است. پول ها به وسیلۀ حنیف اتمر سرسلسله روابط خارجی، به اعضای باشگاه ضد غنی تحویل داده می شود. نکتۀ مهمی که گزارش شده، این است که تلاش جریان دارد تا اعضای هیأت مذاکره کننده دوحه به خصوص معصوم استانکزی را نظر به وزن شان خریداری کنند تا اکثریت آراء برای فیصله های نهایی، از قبل تأمین شده باشد. 

درهمین حال، از امنیت ملی خبر می رسد که اجمل عابدی معاون اپراتیفی امنیت ملی به نفع ارگ به پویایی افتاده و یک تیم خاص، تمامی تماس های هیأت مذاکره کننده را زیر ذره بین گرفته و از کلیه تحرکات و ملاقات های شان گزارش تهیه می شود. 

ارگ ترس از آن دارد که ممکن است فروپاشی ناگهانی از کابل کلید بخورد. گزارش می گوید که هرگاه طالبان دربرابر گروه ضد غنی، اندکی از نرمش کار بگیرد، سقوط، حتی قبل از داغ شدن مذاکرات برای معامله اتفاق خواهد افتاد. 


آقای سروردانش، سخن به تدبیرگفتید؛ ندامت «سیاسی» شما پوچ است!




  ماهیت«امارت»، اعمال مطلقۀ قدرت است؛ چه در هیأت سلطنتی، چه در شکل سخت افزاری اسلامی متشرع. 




آنتن حساسیت شماری ازمحافظه کاران کلیشه ای نسبت به سخنان برنامه ریزی شدۀ سرور دانش در بامیان بلند شده است.  منظور از فرمایش ناگهانی سرور دانش دربارۀ حاکمیت های شبه «امارتی» سدوزایی و محمد زایی در تاریخ افغانستان، که بی هیچ اگر ومگر، از سوی غنی خائن به شکل حساب شده دیکته شده بود، گوگرد زنی آشکار به باروت کهنۀ جنگ ذات البینی قدرت میان عشیره های پشتون است تا با محکوم کردن حاکمیت های شبه طالبانی درانی، خودش را بیرق بردارغلجایی به حساب آرد.

زهی خیال باطل!

آقای دانش را درمأموریت حکومتی عادت برین بوده که چشم بسته بر آستان انقیاد و تمرکزگرایی بی چون و چرا تمکین به جا آورده و مضافاً خدمات رضاکارانۀ مبالغه آمیزی به فربه سازی دیدگاه انحصارگرایانه، سلبی و بازگشت به « گذشته گرایی» سیاسی درافغانستان انجام داده است. 

اما چه آثاری را خوانده است تا به چنین نتیجه گیری رسیده است؟ و آیا قول وی دربررسی یک پره گرافی تاریخ، غلط است؟

بازیافتِ تاریخی سروردانش که شماری از مردم کمتر مطلع از نفس واصلیت تاریخ معاصر افغانستان را برآشوبیده، از کجا آمده است؟

کار سرور دانش، تاریخ نگاری، نه، خوانش همان متون، مکاتیب و کتبی است که صد سال است به خورد همه داده شده و به استثنای جلد دوم تاریخ میرغلام محمد غبار، همه « مشروعاً»  به نوشت آمده و درکُل، با ملیت گرایی دولت های حاکم رنگمالی و توجیه شده است. او فقط به رسم ایجاز و مجاز، نتیجه گیری را به سود اشرف غنی انجام داده است؛ ورنه، هرآنچه گفته، برآیند آثارعلی احمد کهزاد، میرغلام محمد غبار، عبدالحی حبیبی، میرمحمد صدیق فرهنگ و کتب تابعه و مشتق شده ازین منابع است.

دانش گفت:

نظام طالبانی با سلطنت سدوزایی و محمدزایی که به نام امارت و یا سلطنت به مدت بیش از ۲۳۰ سال بر افغانستان حکومت کردند، از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد. در آن نظام ها هم یک گروهی کوچک از یک قبیله به صورت موروثی و با استبداد و دیکتاتوری بر افغانستان حکومت کردند.

برخی این عقیده را مطرح می کنند که طالبان، جریان ایدئولوژیک است و سران محمد زایی و سدوزایی چنین نبوده اند. باید گفت که بر خورد شهزاده ها و شاهان سدوزایی و محمد زایی، دربحث قدرت طلبی، همانند طالبان امروزی، به شدت ایدئولوژیک بود. حتی برادران سدوزایی زیرجذبۀ قهار ایدئولوژی قدرت، برادران خود را کورکردند و محمدزایی ها، پدرکشی ها کرده و حکومت «اودُر» زاده ها را ساقط کردند.

پشیمانی پسان سروردانش پوچ و «سیاسی» است. نکتۀ مهم، نتیجه ای است که سروردانش از متون رسمی تاریخ حاکم گرفته است. درین که همه تعریف قدرت درحکومات بی پروا و مستعجل سدوزایی و محمدزایی، مبنای امارتی داشت، چی کسی می تواند بگوید؛ نه!  ماهیت«امارت»، اعمال مطلقۀ قدرت است؛ چه در هیأت سلطنتی، چه در شکل سخت افزاری اسلامی متشرع. 


خطر توطئه دکترعبدالله - خلیلزاد در دوحه جدی است

نظام «خالص» اسلامی که از سوی ارتجاع نشخوار می شود... به چه معناست؟ 

نظام «خالص» اسلامی از نظر تاریخی یک قصه مفروض و من درآوردی است. هیچ گاه چنین الگویی وجود نداشته است. درهیچ جای دنیا حتی مدل نظام نیمه خالص، در برابر مطالبات زنده گی تاب ایستادن از دست داده است. در احوال امروزافغانستان، حاکمیت امارتی و داعشی، توهمی برآمده از تومور فرا تاریخی در مغز خوارج خونریز سوری و «افغانی» است.

منطق ناظر برین پندار، هنر درخشان آی اس آی است که از کوتاه ترین راه به هدف قریب می شود؛ یعنی تمرکز برانحصار قدرت از طریق برپا کردن گنبد آهنین بر ذهن سنتی و اعتقادی جامعه ای غم زده که از جنگ خسته شده و حاضر است هر شرایطی را برای آتش بس پذیره گردد.

محاسبۀ پاکستان این اس: زمانی که گنبد نظام «خالص» اسلامی ( بهانه بزرگ شیطانی) بنا می شود، مجموعه ارزش های اسلامی امروزی، معرفت مدنی، انتخابات، همزیستی مدرن و متعادل و آزادی بیان درقالب نظارت و خود سانسوری افتاده و در شکم گنبد آهنین نظام «خالص» ذوب می شود. 

« نظام اسلامی» طالبی، مرحلۀ نوین و تکاملی پیمان « دیورند» است که این بار خطوط مرزی کنترول پنجاب بر افغانستان را یکسره محو کرده و جنون معلق استراتیژیک به نفع پاکستان، دایمی می شود برهستی افغانستان میخ پایان می زند. اما آیا درعمل چنین چیزی حادث شدنی است؟

این غبن وخطای محاسبه، حتی درحد ظهوراول طالبان دردهۀ هفتاد کارآمدی ندارد. گزارش هایی فاش نشده ای وجود دارد که خطر همسویی عبدالله – خلیلزاد علیه غنی خائن و نا عاقبت اندیش که شش سال تمام را دراشتعال جنگ قومی و فرقه ای سپری کرد؛ جدی است. این تبانی، با وصف آن که بهترین شخصیت ها در ترکیب گروه تماس در دوحه حضور دارند، به شکل شکاف و دو دسته گی عمدی درتیم مذاکراتی دوحه رونما خواهد شد.

همزمان، اردوگاه داخلی منطقه ای ضد طرح خلیلزاد نیز به حرکت درآمده است.

غنی ممکن است دستگیر یا درکابل خانه بند شود؛ اما شمار کسانی که درافغانستان امروز حاضر اند از شرف، آزادی، اردوی ملی، قانون اساسی، جمهوری، نظام میانه رو و جامعۀ غیر «امارتی» خود به نفع طالب بگذرند، تعداد شان به اندازه نفرات همان مدارس پاکستانی است. حتی اگرعبدالله و خلیلزاد دریک توطئه مشترک برضد افغانستان، صف رویارویی در دوحه را شکافته و پروژۀ سیاه را روی کاغذ رنگ پیروزی دهند، شکست قهار این طرح اجتناب ناپذیر است.

هرکس از توافق نابرابر سخن می گوید. توافق تحمیلی و نابرابر درکجای دنیا آینده داشته است؟


فرقه تبه کار طالب در دوحه جام زهر خواهد نوشید


نمایشنامۀ مسخره به گرداننده گی خلیلزاد ( دراوج تراژدی جاری درافغانستان) که در دوحه روان است، قطعاً معروض به بن بست است. افغانستان امروز به به ارتجاع سیاه تسلیم شدنی نیست و سرکوب تاریخی طالب و دگرگونی اجتماعی درچشم انداز قرار دارد. 

صلح با طالب، قیزه کشی مدنیت و معرفت است. این را همه می دانند و نیازی به آوردن شاهد وادله نیست.

ما به مرور شاهد یک دگرگونی در بین جامعۀ پشتون هستیم که برای نخستین بار، احتمال سیطرۀ طالبان در بسترزیستی شان، آن ها را به دلهره انداخته است. حمایت تباری طالب در خطر قطعی قرار دارد. غیراز طالب، هیچ خانوادۀ مدنی و شهری و نیمه شهری پشتون وغیرپشتون نمی تواند زیر سایبان وحشت «امارتی» طالبان، آبرومندانه زنده گی کند. طالب، با زنده گی مدنیت درجنگ است؛ شکست از همین جا برای همیشه مسجل گردیده است. 

اتحاد خون بین امریکا و فرقه تبه کار طالبان به ترمپ و خلیلزاد مبارک باشد. برای مردم، زنده گی کردن، معادل زنده ماندن درهیبت گورستانی ارتجاع نیست.


سلسله ی روایت های زنده گی من!

نوشته ی محمد عثمان نجیب

در بخش دهم خواندید که چه ها کشیدم. 

پیش از ورود به ادامه ی روایت می خواهم یاد آوری کنم که:


۱۳۹۹ شهریور ۳۰, یکشنبه

پیام مولانای مقاومت: منتظر چه روزی هستید؟


مولانا حبیب الله حسام از علمای سرشناس وقاطع در اردوگاه مقاومت علیه بلک واترامریکایی (طالبان) است. وی نامه ای نگاشته است خطاب به جوانان میهن. در آئینه نام مولانا حسام، سرنوشت محتوم رژیم خاین کابل را می توان به روشنی دید. در بخشی از خطابیۀ مولانا چنین آمده است:


آیا میدانید روزانه چند صد جوان کشته وچند صد طفل یتیم، چند صد زن بیوه ، چند صد مادر و پدر داغدیده می شوند ؟! میدانم کم وزیاد میدانید؛ زیرا که هر روز پاره ای از تن وپیکرتان را از دست می دهید وبه سوگ می نشنید.

- آری این اسلام خونین واین عدالت زخمی و این آزادی معلول واین کرامت مظلوم و این سرزمین اشغال شده واین مردم محروم واین جوانان مقهور واین ناله ای بلند بیوه زنان واین اشک توفندۀ یتیمان واین قلب های داغدار پدران و مادران از دست کیست ؟!.

- شما منتظر چه کسی وچه نسلی هستید که ملت تان را از زیر تیغ ستم ، بی امنی وبی باوری وفقر نجات دهد؟!

- چرا شماری از جوانان رو آوردند به کیسه بری، سرقت، زور گیری، رهگیری ، راهزنی وبقیه فعالیت های خلاف انسانی و شرعی امرار معاش نمایند به چه دلیل ؟!.

درحالی که بالای دوتریلیون دالر به مملکت تان آمد وهنوز بیمارتان در خارج تداویی می شود، برق تان وارداتی است وطفل تان زیر چادر وبیابان درس میخواند مگر نقش تقدیر واسلام را در این فضاحت دخیل میدانید ؟ ویا جانیان استعمار بر سرتان آورده است ؟!!.

آری شما در سرزمین مملو از ثروت قرار دارید، فقر، تنگ دستی، درماندگی، غربت و مظلومیت شما تصادفی نیست شما باید احساس مسوولیت نمایید که دستگاه های توطئه و حلقه های انحصار گر وارثین استعمار شما را از مسیر انسانی به مسیر بردگی وشرمساری وفقر واعمال بد کشانده است ، آیا این نا امنی واین جنگ تصادفی است ؟!

هرکسی که از طریق شجره خبیثه استعمار مدیریت می شود مطمیناً که سود وبقای شان در جنگ وخون ریزی وسفاکی است !

آیا این تصادفی است که یک شخص در ۵ پست وبست دولتی کار می کند وبرای بقیه افراد جامعه حق کار و ماموریت نیست چون حلقه فاسد از خود اعضا وارکان دارد و برای دیگران فرصت تعامل نمانده است، کرسی های دولتی به پول فروش می شود، ترویج فساد وفحاشی مدیریت می شود ، هویت ، تاریخ ومبارزه اسلامی تان توهین وتحقیر می شود! وشما منتظر چه روزی وچه نوع حاکمی وچه نوع نظامی هستید؟

اهالی «جمهوری» دروزارت خارجه چه حال انداخته اند؟


برای ارسال مطالب مستند، با خاطرجمعی کابل به این نشانی بنویسید: rmamoon20@gmail.com


آن پائیزهای کابل چه شدند؟

 خاطره یی از قهارعاصی، به قلم رحمت الله بیگانه

اشاره: رحمت الله بیگانه از نیمه دوم سالی های شصت خورشیدی روایت کرده است. هنگام خواندن این متن، همان موترواگون دار سیار رحمت الله- عزیزایما یادم می آمد که عقب شفاخانه فروشگاه ایستاده می بود. گویا آن جا مرکز فرهنگیان بود. گاه گاه من هم آن جا سری می زدم. از خود می پرسم آن صبح ها و آن پائیز های کابل را چه حال افتاد؟ ( مأمون)




امریکا، دیگر «بزرگ» نیست؛ کوچک تر شده است




نوشتۀ ستاررفعت یاوز


۱۳۹۹ شهریور ۲۹, شنبه

چرا طالبان حاضر به پذیرش گلبدین حکمتیار نمی شوند؟

 آیا این پرسش همیشه در خاطر شما جان نگرفته است که چرا طالبان هیچ گاه حکمتیار را به صف خود نمی پذیرند؟

گلبدین از زمانی که من به خاطر می آورم، ظرف 26 سال اخیر، بیش از ده بار دست دوستی و التماس به طالبان دراز کرده است؛ اما آنان هرگز دست دراز شدۀ او را نه فشرده اند. حتی درسال های حاکمیت کرزی، حکمتیاراز پاکستان اطلاعیه رسمی به شبکه القاعده منتشر کرد و به بن لادن و ظواهری بیعت کرد. القاعده هم به صدایش پاسخ نداد. 

به نظر من، علت پرهیزطالبان از آشنایی با حکمتیار این است که بعد ازسقوط چهار آسیاب و سپس سقوط ننگرهار به وسیلۀ طالبان و مارش به طرف کابل، تقریباً تمامی اعضا و جنگجویان حزب اسلامی به طالبان پیوستند. فارسی زبانان شان بعداً یکه یکه از صف طالبان رانده شده و تیت و پرک طرف پشاور رفتند. همه اعضای حزب حکمتیار تا هنوز درصف طالبان جنگیده و میجنگند.

اگر طالبان به حکمتیار آغوش وا کنند، خواه نا خواه شرایط به نفع حکمتیار در داخل تشکیلات طالبان تغییر می کند ویک تحریک دیگر در درون تحریک طالبان جان می گیرند. بنا برین طالب با همه ممکن است نزدیک شود، جز با حکمتیار. برای آن ها بهترین حکمتیار، حکمتیار تنها است. 

اتحاد جنگی امریکا وطالب علیه افغانستان

 مذاکرات تحمیلی و دروغین صلح در قطر، به جایی نمی رسد. این حقیقت درسخنان اخیرمک ماسترمشاورامنیت ملی پیشین ترمپ مشهود است.

در مذاکرات باید لااقل یک وجهه مشترک بین دو جناح با هم دشمن وجود داشته باشد. من هیچ ارزش مشترکی را بین طالب و مردم افغانستان نمی بینم. نظام طالبی معادل است به فضای کوته قفلی کلان تر. قیمت این صلح انتخاباتی ترمپ، به مراتب بدتر از جنگ است. اتحاد امریکا با شبکه ترور، آنان را دیر یا زود با مردم سراسر مسلح درسراسر افغانستان رویاروی خواهد کرد. کارشکنی و سنگ اندازی کشورهای نیرومند آسیایی که به جایش!

آقای امرالله صالح، چرا قاه قاه می خندید؟

 دکترلطیف پدرام

یک پیشنهاد وطندارانه به جناب آقای صالح!

لااقل دو کار را را از رئیس تان تقلید نکنید:

- وقتی شعر می‌خوانید، اگر به حافظه‌ی تان اعتماد ندارید، به متن اصلی مراجعه کنید یا از مشاور فرهنگی تان کمک بخواهید.

در سالگرد شهید صلح،شعر مولانا را مثل جناب رئیس تان غلط خواندید. این غزل اول از دیوان کبیر است و چنین است:

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها

ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها...

- در مصاحبه طلوع‌نیوز با نجفی زاده چند بار قاه‌قاه خنده کردید، درست مثل رئیس تان. روایات داریم که خنده‌ی بلند و قاه قاه برای یک مسلمان پسندیده نیست.بهترین خنده لبخند است:خیرالضحک التبسم.

امام‌علی‌علیه‌السلام، در وصف مومن فرموده‌اند:

ان‌ضحک ‌فلایعلو‌صوته‌سمعه:

چون بخندد، صدای خنده‌اش از گوش فراتر نمی‌رود.

نکته‌ی آخر این که، در چنین روزگار بد و سال بد، که بر سراسر خراسان آه و اشک پارو می‌کشد، و از "برکت" این نظام شما مرده‌ها نوبت دفن پیدا نمی‌کنند و به قول عطارنیشاپوری(عارف‌بزرگ)،چیزی نمانده است که "نان" اسم اعظم شود،یک لبخند هم گاهی سنگینی می‌کند.

اگر غنی قاه‌قاه می‌خندد باید بخندد، یک آدم بیمار شوونیست رانده‌شده از وطن، و به قول خودت بی ریشه، بعد از چهل سال غیاب مطلق، به کمک باداران اش به منصه‌ی قدرت می‌رسد و آخرین تازیانه‌های شوونیزم قومی را بر جان هویت و زبان مردم فرود می‌آورد و بخشی از اهداف قومپرستانه‌ی خود و اسلاف خود را تحقق می‌بخشد،اما تو چرا؟

آقای‌صالح!

قول می‌دهم در این جایگاه نمی‌مانید، نشود دوباره بیایی و بگویی:این آدم، قومپرست و بی‌ریشه است و پاس خدمات و صداقت این بنده را ندانست!



عجب عجب عجب عجب عجب!

 


حسن کاکر نویسنده و محقق مشهور زبان پشتو است که تاریخ یک طرفه را عموماً به زبان انگلیسی درخارج انتشار داده است.

«ذریعهٔ این نامه، محترم حسن کاکر که در خارج زندگی می‌کند و می‌خواهد به وطن عزیز خود افغانستان برود، معرفی می‌شود. ما به وی توصیه کردیم که ریش خود را مطابق شریعت اسلامی بسازد. فعلاً با وی همکاری کنید.»

آرندهٔ پرزه: حسن کاکر، تاریخ‌نگار مشهور کشور

نگارندهٔ پرزه: عبدالسلام ضعیف، سفیر حکومت طالبان در پاکستان

برگرفته از برگۀ فهیم رسا


اختراع تازۀ سفارت امریکا درپسا ائتلاف با طالبان

 

سرکردۀ گروه های افراطی، فرقه تبه کار طالبان است. سفارت امریکا درکابل چی مرجعی را آدرس می دهد؟

سفارت آمریکا در افغانستان با انتشار اطلاعیه‌ای هشدار داد که «گروه‌های افراطی» قصد دارند به « هدف‌های پرشماری» از جمله به زنان افغان که در بدنه دولت صاحب مقام هستند، معلمان زن و همچنین فعالان حقوق زنان حمله کنند.

سفارت آمریکا در افغانستان در این اطلاعیه‌‌ درباره جزئیات طرح گروه‌های افراطی برای حمله به زنان افغان سکوت کرد.  

اطلاعیه سفارت آمریکا در افغانستان همزمان با برگزاری دور نخست مذاکرات بین‌افغان در دوحه قطر منتشر شده است. زلمی‌خلیل‌زاد، نماینده آمریکا در امور صلح افغانستان در آغاز این گفت‌وگوها در شنبه گذشته هشدار داد که در هر دو طرف کسانی هستند که می‌خواهند گفت‌وگوها به نتیجه نرسد و وضعیت به شکل کنونی باقی بماند.

خلیلزاد جز به گروه های ضد طالبان به کی اخطار می دهد؟


استاد ربّانی به مردم تاجیکستان چه پیام داد؟

 


 عبدالله رهنما، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک دفتر رئیس جمهور تاجیکستان 

همه در گرد هم جمع شوند، دولت اصل اول است، امنیت یک وجیبه دینی است. 


هشدار به طالبان بی فرهنگ شهرداری کابل




آقای سلطان زوی: دست چوکره های بی شرف خود را از یخن کتاب فروشان کوتاه کن!

اطلاع رسیده به گزارشنامه افغانستان بیان می دارد که «حق گیری» مأموران غیر مسوول شهرداری کابل از کتاب فروشان ناحیه تیمور شاهی فزونی یافته است.

کتاب فروشی های تیمورشاهی و مناطق دور وپیش آن، درچهار دهۀ سرشار از نا امنی و جنگ ها، رسالت بزرگ آگاهی دهی و ترویج کتاب خوانی درمیان پایتخت نشینان را به دوش داشته اند و اکنون بعد از روی صحنه آمدن داوود سلطان زوی، رشوه گیری از مروجان فرهنگ و مدنیت، کارد را به استخوان شان رسانیده است. 

به بهانه های مختلف، همه روزه، کتاب فروشان را به برچیدن کتاب فروشی های شان تهدید کرده و درنقش طالبان بی فرهنگ «جمهوری» آنان را فشار می دهند که برای شان باج بدهند. در رأس باج گیران و رشوه ستانان بی آزرم، رئیس ناحیۀ دوم شهرداری قرار دارد و به وسیله شماری از «چوکره» های خویش، لقمه های حلال این خادمان معنویت را از دهان شان می ربایند.

طالبان ناحیه دوم درحالی از روزی خانواده های کتاب فروشان دزدی می کنند که در سراسر شهر بازار پودرفروشی و عرضه چرس های گونه گونه رونق دارد وروزانه میلیون ها افغانی به جیب خلافکاران شهر می ریزد. شهرداری به جای خالی کردن جیب باشنده های بیچارۀ شهرکابل، درآئینۀ تیرۀ وجدان های خویش دمی به صورت خویش خیره شوند و برعواقب کردارشوم خویش فکر کنند.

پریشانی عمومی همراه با شیوع کرونا، نا امنی و کاهش سطح متقاضیان کتاب، ضربت سنگینی بر کاروبار نشر و فروش کتاب وارد آورده است. من از سلطان زوی اولاً می خواهم که فوری به بی شرفی مأموران بی فرهنگ خویش خاتمه دهد؛ درغیرآن، یک رشته مدارک و شواهد تکان دهنده ای را که از سه ماه پیش در دسترس من قرار گرفته است، انتشار خواهم داد. 


۱۳۹۹ شهریور ۲۸, جمعه

بازگشت ترمینولوژی «مقاومت دوم » درمباحث جاری

بار دفاع از جمهوریت، مدنیت و افغانستان به دوش چی کسانی است؟


پایان تاریخ برای افغانستان

 

اسلحه و انبارهای استراتیژیک میراث مانده از مسعود در زراد خانه های پنجشیر را دربدل پول به اردوی ملی نوتاسیس پس از طالبان به فروش رسانیدند. این همان رازی را فاش کرد که ما چرا درهزار سال اخیر، صاحب حکومت نبوده ایم. لباس زیبای فرهنگ و زبان ما زیب قامت همه حکومت های آمده و رفته درین حوزه بوده است. اما ما حکومتی برای خود نداشته ایم. زیرا به جای تفنگ، به قلم، بی غرضی، عیش و گذاره و همزیستی به هر بهای ممکن باورمند بوده ایم. نا برابری و اشاعۀ خوی ایلغاری سرانجام به مردم آموخته است که بیزاری عادتی از نبرد برای تشکیل حکومت مقتدر، و مقابله با جبر همسرنوشت شدن غیرعادلانه، گردن نهی به  برده گی خوش به رضا است که نخستین پی آیندش، زوال ارزش های انسانی است. 

اگر پایان تاریخی درکار باشد، تاریخ گردن خمی فرهنگی و سیاسی باید سپری شده باشد.


۱۳۹۹ شهریور ۲۷, پنجشنبه

مذاکرات صلح دوحه در 4 پرده


محمدحسین جعفریان کارشناس ارشد مسائل افغانستان

این مذاکرات به نتیجه خواهد رسید، اگر به‌راستی «بین‌الافغانی» باشد و نه ذیلاامریکی و پاکستانی [ذیل آمریکا و پاکستان]!


پاسخ رحمت الله نبیل به خواجه آصف پاکستانی که گفته بود: الله اکبر، شما زور دارید، ما خدا داریم!

 «خواجه صاحب! [آقای خواجه!] خدا در انحصار شما نیست اما بی‌شک تروریسم و کشتار در انحصار شماست.» 

نوع ترسناکی از خطر برای بشریت در کره زمین

دو کوه یخی حیاتی در قطب جنوب در حال نابودی است.

تغییرات اقلیمی برای کوه‌های یخی قطب جنوب بسیار گران تمام شده است. به علت گرم شدن کره زمین، دو کوه یخی حیاتی در قطب جنوب در حال نابودی هستند.

به گفته دانشمندان، دو کوه بزرگ برف و یخ در قطب جنوب ضعیف شده و در حال شکسته شدن هستند. به گفته آنها، گرم شدن هوا و آب اقیانوس‌ها به یخرود‌ها و کوه‌های یخی جزیره پاین در قطب جنوب بسیار آسیب رسانده است.

بقای این کوه‌های عظیم یخی برای زیست انسان و کره زمین بسیار حائز اهمیت است. تصاویر هوایی سازمان هوا-فضای آمریکا، ناسا، نیز وضعیت نگران کننده‌ای درباره کوه‌های یخی قطب ترسیم می‌کند. این یخرود‌ها پس از ذوب شدن در حال حرکت به سمت اقیانوس‌ها هستند که نتیجه آن، بالاآمدن سطح آب اقیانوس‌ها و جاری شدن سیل و امثال آن خواهد بود.

به گفته دانشمندان، سرعت ذوب شدن این کوه‌های یخ بسیار نگران کننده است و برای کاهش سرعت این روند باید اقدامات جدی صورت پذیرد.

پاسخ کوتاه وحید «عمر» به یک بی دینِ انتحاری


به سید اکبرآغا
در قرآن کریم چندبار عیسی علیه السلام بنام مادر اش مریم یاد شده است. هویت یک پیامبر بزرگ نام مادرش است.
اسماعیل علیه السلام با مادرش بی بی هاجر در دشت رها شد و آب زمزم به خاطر او مقدس است.
محمد صل الله علیه وسلم بنام مادر اصلی اش بی بی آمنه  و مادر رضاعی اش بی بی حلیمه یاد میشود.
در کتاب‌های مقدس خداوند جل جلاله تذکره پیامبران بنام مادران شان شده است و این ثابت است که نام مادر بی ناموسی نیست.
بی ناموسی این است که که کسی از نام مادرش بشرمد.
بی ناموسی این است که یک مادر در محضر هزاران نفر با کلاشینکوف تیرباران شود.
بی ناموسی این است که فرزند جوان یک مادر در حمله انتحاری کشته شود.
بی ناموسی این است که  در مقابل مادر عزت و عفت دختر گرفته شود.
این ملت براساس نصوص اسلامی مبنای ناموس را خوب میشناسند و بی ناموسی را هم مشاهده کرده اند.

نقش ویرانگر عبدالله درین مقطع تاریخ سیاسی

باورمن این است که خلیلزاد به وسیلۀ دکتر عبدالله، غنی را منزوی کرده و راه را برای حکومت مؤقت باز می کند.

 توازن برهم می خورد و برنامه واگذاری قدرت به تروریزم وپاکستان وارد مرحلۀ نوین می شود. این فاجعه زمانی اتفاق می افتد که مقاومت ملی به طور کامل صدا بلند نکند و روسیه، هند وایران نیز تسلیم همین پروسۀ یک جانبۀ امریکا و پاکستان شوند. حتی اگر چنین شود، چانسی برای سیطرۀ انحصار سیاسی تحت نام « نظام اسلامی» وجود ندارد؛ نفس زنده گی امروز، برطالب غالب می آید. مردم با طالب طرف اند، چند سیاستگر سازشکار و بردۀ پول درسرنوشت مردم نمی توانند دستکاری کنند.
اکنون برنامه این است که درقدم اول همه نهاد های به ظاهر مدنی، ابن الوقت ها، قوم پرستان  وتوهم زده ها گردن خود را نرم نگهدارند.
بعد از استقرار احتمالی طالبان درشهرها و محور قدرت، استحاله و هضم گریزناپذیر آنان شروع خواهد شد. یکی ازمولفه های شکست طالبان، زنان اند که نخستین قدرت نرم و جنجالی و نامیرا به حساب می روند. 

سید اکبرآغا کی است؟


نیروهای خارجی حتی قرص های تقویت جنسی به اکبرآغا می فرستند!

سید اکبر آغا در دهۀ حاکمیت حامد کرزی ظاهراً حرکت جیش المسلمین را بنا نهاده بود. مشارالیه در سال ۲۰۰۵ توسط امنیت دستگیر  شد . سپس در زندان  امنیت به اجنت امنیت ملی بدل شد و درنتیجه به فرمان حامد کرزی از زندان آزاد شد و امنیت ملی درکابل برایش امکانات و بودوباش تهیه کرد. امریکایی سپس حاضر شدند که ماهانه مبلغ دو هزار دالر مخارج زنده گی وی را تأمین کنند. 
 او طی این سال ها رابط بین امنیت ملی، امریکایی ها، یک افسر آی اس آی به نام امجد اقبال و طالبان بوده است. درین مدت حتی قرص های خاص تقویت جنسی برایش اکمال شده است.
از خدمات سودمند سید اکبرآغا به امریکایی ها یکی هم این است که شماره تلفن تمام فرماندهان و رهبران طالبان را جمع آوری کرد؛ به خصوص شماره های ارتباطی فرماندهانی را که با کرزی و غنی درارتباط بوده اند. او درازاء سه وقت غذا و معاش و دیش آنتن، در واقع اجنت دو جانبه شناخته می شود. 

هجویه ای به رفعت حسینی، بر دشنام دهندهء حافظ و فردوسی!

نسیم نریمان( پوشنگ پور)

یک مدعی شاعری به سبک نیما، به اسم و رسم رفعت حسینی، نمیدانم، زیر تاثیر مواد مخدر است یا روان پریشی ای دیگر، که پیوسته در یک وبسایت نه چندان خوشنام، بر زبان پارسی دری و نوابغ شعر فارسی، اهانت میورزد و جعلیاتی، سرهم بندی میکند.

از احمدشاه بابا درانی تا غنی بابای احمدزی همه بی ناموس هستند!؟



سید اکبر، طالب مهمانخانه امنیت ملی جواب بدهد.

 نوشته ی محمد عثمان نجیب

ما اسیران دست چی گروهی هستیم؟

کوبیدن چکش واقعیت بر منخرین مدعیان «نظام اسلامی»

حجاب اسلامی دیگر اجباری نیست. حجاب در دارالاسلام حرمین شریفین رسماْ اختیاری شد.

این مکتوب وزارت داخله عربستان را به طالبان در دوحه و شایقان حجاب عربی ارجاع کنید.

وزارت امور داخله  کشورشاهی عربستان سعودی، با صدور فرمانی مبارزه برعلیه بی‌حجابی زنان در این کشور را لغو کرد. 
این فرمان که از تاریخ ۲۳ سپامبر قابل اجرا است، در آن تاکید شده که اگر فردی به خاطر نداشتن حجاب بر زنی مزاحمت ایجاد کند، پولیس موظف است که او را بازداشت و مورد پی‌گرد قرار دهد.

۱۳۹۹ شهریور ۲۶, چهارشنبه

از قطر تا کاشغر

از قطر تا کاشغر
(محمد افسر رهبین، کابل ـ سنبلۀ 1399)

نشسته ای، که از آن مژده های تر برسد!
 قطارِ قافلۀ صلح از «قطَر» برسد

نشسته ای که «برادر» تفقُّدی بکند
که خونبها به تو از کُشتۀ پدر برسد

مگر که قسمتِ آدم به دستِ شیطان بود!
که شوکران به من و شیخ را شکر برسد

به نرخِ روز مخور نان؛ که «خواجه» می داند
تفالِ خربزه بی گفت و گو به خر برسد

چه کرده اند از این باغ سرفرازان را؟
کجاست کاج بلندی که در نظر برسد

زِ دجله رَد شدنت ساده نیست، می بینیم
دمی که خِنگ ترا آب تا کمر برسد
........
عزیزِ من!  چه سراسیمه و پریشانی؛
چه مانده از بدِ این چرخ؟ تا دگر برسد

بدان! گر آتش بلخِ من از شرار افتد
نوای نای من از سند و کاشغر برسد

اکثر مردم ترسو از همین حالا خود را به برده شدن آماده می کنند

از قلم عبدالکبیر ستوده

اکثریت مردم افغانستان از همین حالا تسلیم تفکر طالبانی شده‌اند و در فکر ریش ماندن و چادری خریدن و لباس پنجابی پوشیدن و پاچه بلند کردن و لنگی زدن و روزی چند بار مسجد رفتن هستند. طالبان هم وقتی که این بره‌گی و برده‌صفتی اکثریت را می‌بینند، می‌گویند اگر نام مادرت را گرفتی بی‌ناموس هستی و... حالا سوال این است که گناه یک مشت طالب متحجر و بدوی است یا گناه یک جمع منفعل و نقش‌پذیر و ترسو؟

چرا مردم یک‌صدا نمی‌گویند: بلی ما از جنگ خسته شدیم و صلح می‌خواهیم و آرزو داریم طالبان بیابند و داخل جامعه شوند و در سیاست مشارکت کنند و مثل اولاد آدم خواسته‌های انسانی خود را پیش ببرند و از خشونت و تندروی دست بردارند، اما ما استبداد دینی را نمی‌خواهیم، ما زندگی وحشی و بدوی را نمی‌خواهیم، ما قرائت طالبانی از دین را قبول نداریم، ما حقوق و آزادی‌های خود را می‌خواهیم. چرا نمی‌گویند: وقت دره و توبه و تناب گذشته است، زمان تحمیل و اجبار دینی گذشته است، دیگر زندگی بدوی را نمی‌خواهیم، نظام بردگی را نمی‌خواهیم، جامعه قرون میانی را نمی‌خواهیم، و...

چرا این صداها بلند نمی‌شود و هیئت مذاکره کنند دولت را حمایت نمی‌کند و گوش طالبان را کر نمی‌سازد؟ یک طالب می‌گوید: اگر نام مادرت را گرفتی بی‌ناموس هستی و اکثریت ما می‌گوییم: ولا چطور کنیم؟ پیش از پیش تسلیم شدن شاخ و دم ندارد. درست است که ما جنگ نمی‌خواهیم، اما این نباید به معنای این باشد که دیگر هرچه طالب گفت را قبول داریم و موبه‌مو عملی می‌نماییم.

افغانستان را به کدام سو می برند ؟

 نوشته ی: اسماعیل فروغی   

امریکا به دروغ می گوید که ما نمی خواهیم نظام و حکومتی را بر مردم افغانستان تحمیل نمائیم.

دعوت صلاح الدین از انشعابگران درکنگرۀ سراسری جمیعت اسلامی


گزارش غیررسمی ارجاع شده/ مخاطبان این گزارش می توانند به این آدرس پاسخ خود را گسیل بدارند:
rmamoon20@gmail.com

علی شـریـعتی همـکار سـاواک بـود‎


اشاره: من درکتاب « دردامگه حادثه» مجموعه گفت وگو با پرویزثابتی مدیرشعبه سوم داخلی ساواک نیز چنین اشاراتی مشروح را دیدم. پرویز ثابتی درآن کتاب می گوید که علی شریعتی تریاک مصرف می کرد و ما مجبور بودیم از بیرون زندان برایش مواد تهیه کنیم.

سید حمید روحانی، از تاریخ‌نگاران معاصر، پس از انقلاب، با استفاده از برخی مطالب، نامه‌ها و همچنین گزارش‌هایی از ساواک، شریعتی ( نویسنده و متفکر شیعه و جامعه شناس که آراء و نظریات او در شکل‌گیری فاجعه ی ۲۲ بهمن ۵۷ خورشیدی نقش داشت) را همکار ساواک دانست و نظرات خود درباره شریعتی (نویسنده، جامعه‌شناس و پژوهشگر دینی) را در جلد سوم کتاب نهضت امام خمینی و نیز نشریه ۱۵ خرداد منتشر کرد.

نویسنده در بخش ریشه اندیشه اسلام منهای روحانیت نویسنده کتاب ـ به نسبت شریعتی و ساواک پرداخته است و تز اسلام منهای روحانیت را به تعبیر نویسنده ـ محکی برای ارزیابی اندیشه‌های شریعتی و نظام شاهنشاهی دانسته است.

ادعای همکاری شریعتی با ساواک، با پاسخ‌ها و تحلیل‌های فراوانی مواجه شد.

شناسنامه ی کاملِ کتاب؛

نهضت امام خمینی، جلد سوم

نویسنده: سید حمید روحانی ( زیارتی)، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول خرداد ۱۳۷۲، قطع وزیری، صفحه ۹۴۷، تیراژ ۵۰۰۰

تغییرطالب، برابر است با مرگ طالب

ضیاء مسعود در پاریس گفت: تا دو ماه دیگر جنگ در افغانستان آغاز می شود، رهبران آمادگی های لازم را بگیرند.

 منظور از شروع جنگ « تا دو ماه دیگر»، آن چنانی که ضیاء مسعود اشاره داشته، درواقع آغاز «مرحلۀ تکاملی جنگ» درحضور نیروهای خارجی ( نه بعد از خروج آن ها) است که این بار، جنگ با طالب، با جنگ سال های هفتاد خورشیدی متفاوت خواهد بود. درآن سال ها، سه محور جنگی ( حزب وحدت، جنبش ملی و دولت اسلامی) درجنگ چهارسالۀ بین همی، خسته شده و کارآمدی خود دربرابر یک نیروی به شدت مجهز را از دست داده بودند. از همه جا به نفع طالب موج شکست آمده بود.
 شورای مصالحه با پیشقراولی دکترعبدالله که از سوی خلیلزاد نظارت و مدیریت می شود،  دیر یا زود به نقطۀ افتضاح آمیزی نزدیک خواهد شد؛ ازین رو، آماده گی های مردمی برای دفاع از مدنیت درکشور از چند ماه به این سو دربسترهای سنتی مقاومت علیه تروریزم آغاز شده و هنوز هم درجریان است.
چانس صلح عادلانه با امضای پیمان اتحاد طالب جمع آی اس آی با امریکا عملاْ از بین رفته است.

 اکنون افزون براردوی ملی ضد تروریستی حاضر درصحنه، لشکرهای جوان وفوق العاده با روحیه درمیدان حاضراند تا حساب خود را بدون مداخله وکارشکنی نیروهای خارجی، با طالبان یکسره کنند.
طالب، تنها با یک میلیون رزمندۀ زیرسن سی سال در کابل رویاروی است. مسلم است که سر پنجه هایش درنبرد با مردم خواهد شکست. 
جنگ افغانستان در موجودیت نیروهای خارجی، استمرار خود را حفظ کرده و نیروهای خارجی می خواهند انتقال قدرت به طالبان درحضور آنان به انجام برسد. اما شواهد، نشانه ها و آماده گی مردم نشان می دهد که این برنامه با کمک قدرت های منطقه ای مخالف امریکا خنثی خواهد شد.
 ضیاء مسعود فقط این موضوع را همه گانی ساخته است. ادغام یا مشارکت طالبان در نظام آینده امری ناممکن است؛ زیرا تغییرطالب، با مرگ طالب برابر است. برفرض، اگرطالبان تن آسا وپروار از اطعمه واشربه دردوحه، تن به صلح و مدنیت بدهند، بی تردید با خشم وغضب هزاران تن از ساکنان میرغضب مدرسه های پاکستان مواجه خواهند شد. نبرد با این پدیده تا زمان انتقال واقعی مصیبت وتبعات جنگ به داخل پاکستان، برای نجات افغانستان امری حیاتی است. پذیرایی از آنان درشهرها و قصر ارگ، اشک کباب است که باعث طغیان آتش درهستی افغانستان می شود.


متوجه کلاه برداران باشید

نوشته ی محمد عثمان نجیب.
خواننده های عزیز!
قبلن یادداشت مفصلی خدمت شما تقدیم کرده بودم که کلاه برداران از سراسر جهان و حتا کشور خود ما با نیرنگ های مختلف و ترفند های اینترنتی در پی شکار هستند. 
در تازه ترین اقدام گروهی را به نام همسر یابی یا  دوست یابی ایجاد و همه گی را دعوت به ثبت نام می کنند.
هشدارید که در دام نیافتید.
این عکس را از جایی کپی کرده به من هم فرستاده اند تا آدرس و اطلاعات بیشتر خود را برای شان بفرستم.
من برای دریافت نمبر تلفن و آدرس مکمل شان کمی پیام رد و بدل کردم.
متاسفانه که موج نمرات از آمریکا هستند.
که به خاطر محرمیت شان هم رسانی نه می‌کنم.
من فقط وظیفه ی وجدانی خود را ادا کردم.
چون ما در داخل کشور نظام و دولت مسئول نه داریم، فکر کردم این یک کمکی خواهد بود به شما عزیزان. 
حالا دیگر این کار ها جهانی شده و بیشتر کشور های جهان آن را در خود دارند. اما نظام های شان متوجه اتباع خود هستند. 
سلامت باشید.
من ثبوت های فراوان دارم. 
یکی را به عنوان نمونه به شما با عکس ان تقدیم کردم. 
اختیار دارید که با خودتان چی می کنید.
این عکس یکی از آن ها است.
متاسفانه دیدم که چند نفری ثبت نام هم کرده اند.