-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۲۱, جمعه

پرسشی در باره پشتونتباران فارسی نگار

 فیاض بهرمان نجیمی



شک نیست که در صد سال اخیر تعداد زیاد شاعران و نویسندگان پشتونتبار به کمک زبان پارسی صاحب نان و شهرت شده اند.

آیا از میان این همه، کسانی پیدا شدند که به مثل نویسنده فرانسوی  «امیل زولا» همچو  وجدان آگاه در برابر جعل و دشمنی سیستم حاکم در مورد زبان پارسی صدا بلند کنند، نامه ی احتجاجی بنویسند و واژه سازی های پشتو را که برگردان واژگان پارسی اند نقد نموده و در دفاع از فرهنگ و زبان پارسی برخیزند؟ـ پاسخ نه است. 

نه دیروز و نه امروز هیچ یک از فرهنگیان  پشتون تبار پارسی نگار درین باب لب باز  نکرده و در آینده نیز سکوت را از بهر سهم در قدرت حفظ خواهند نمود!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیش از ده سال پیش با یکی از نویسندگان پشتونتبار، که به زبان پارسی داستان و رمان نوشته و برای زبان مادری اش هیچ خدمتی نکرده است و امروز چونان یون می اندیشد در برابر این پرسش من که چرا به زبان مادری اش نمی نویسد پاسخ داد:

« تو می خواهی  یک کودک را به مصاف یک پهلوان بفرستی. زبان پارسی مثل یک پهلوان است و زبان پشتو مثل یک کودک. چگونه می توان یک زبان محلی را با یک زبان بزرگ مقایسه کرد.  اگر من به پشتو بنویسم، کی آن را خواهد خواند؟»

من نام وی را نمی نویسم، اما کسانی که در آن شب حضور داشتند، درین برگه با من اند، مطمینم آنها با خوانش این یادداشت میدانند منظورم کی است!

اینها وقتی به ایران می روند پارسی زبان و پارسی نویس اند و وقتی به افغانستان برگشته اند، دری نویسان شیفته «واژگان ملی»  می شوند. البته  گهگاهی در مسایل مشخص، استثنا ها را نباید نادیده گرفت. ولی شامل بحث واژگان تحمیلی پشتو بر زبان پارسی نمی شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ


یک اشاره به  یک مقوله لوکس اروپایی ـ انتلکتوئیل 

یا برابر «غلط مشهور» پارسی [ روشنفکر] 

سوا از تعریف های انتلکتوئیل [روشنفکر]، امیل زولا برای بار اول یک چیز را پس از نوشتن نامه به رییس جمهور فرانسه در رابطه به «ماجرای دارایفوس» نشان داد ـ روشنفکر به حیث وجدان بیدار  یا آگاه مردم ، که در برابر قدرت حاکم تمکین نکرده و از حقیقت و عدالت در برابر دروغ دفاع  می کند.

«ماجرای درایفوس» به رویداد گفته می‌شود که دادگاه افسر یهودی به نام درایفوس را در سال ۱۸۹۴ به اتهام خیانت به حبس محکوم  کرد. آن زمان فرانسه در تب ناسیونالیسم گرفتار بود.

بخش اعظم جامعه تحت تاثیر تبلیغات دروغین و احساسات ملی گرایانه، دریفوس را خائن و مستحق مرگ می دانستند.

 اما امیل زولا با عده یی از انتلکتوئیل [روشنفکران] به مبارزه قلمی بر خواستند تا حقیقت و عدالت را جانشین جعل و دورغ نمایند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در صد سال گذشته چنین شخصیت های در میان پارسی نگاران پشتونتبار مفقود بوده و همه در واقع حافظ همان سیستم جعل بوده اند که بالای غیر پشتون ها حاکم است.

برتولت برشت ـ « آنکه حقیقت را نمی‌داند، نادان است اما آنکه حقیقت را می‌داند و آن را انکار می‌کند تبهکار است. »