-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۲۹, شنبه

استاد ربّانی به مردم تاجیکستان چه پیام داد؟

 


 عبدالله رهنما، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک دفتر رئیس جمهور تاجیکستان 

همه در گرد هم جمع شوند، دولت اصل اول است، امنیت یک وجیبه دینی است. 



 با سلام و احترام، 

 فردا هم زادروز و هم سالگرد شهادت استاد برهان‌الدّین ربّانی، چهرة بزرگ ملّی، منطقوی و جهانست. به این مناسبت پاره‌ای از یادداشت خود از آخرین ملاقات با این شخصیت تاریخی و بخشهایی از پیام بسیار مهمّ ایشان به مردم تاجیکستان را همچون یاد و گرامیداشتی از آن بزرگوار پیشکش دوستان می‌نمایم. پیام بسیار جدّی، که این پیر خرد همگی چند مدّت پیش از شهادت چون وصیّت و رهنمای برای دولت و مردم تاجیکستان ارائه نموده بود و امروز هم باید به گوش جان شنیده شود. 

 یاد استاد گرامی باد! 

 *** 

...چون سفر ما سفر صلح و برنامۀ صلح سازی بود، نکتة عالی آن ملاقات با رئیس شورای عالی صلح افغانستان استاد برهان‌الدّین ربّانی بود... 

 خود برهان‌الدّین ربّانی نیز امروز از بانفوذترین شخصیت های افغانستان، شاید همچون فرد واحد، بانفوذ ترین شخصیت افغانستان به حساب آید. شخصیت او در این کشور از چندین جهت مطرح و قابل توجّه است: همچون راهبر مردمی و جهادی، که برای استقلال کشور عمری مبارزه داشته است (1)، همچون سیاستمدار پرسابقه، که حدود 50 سال صف پیش صحنة سیاسی را تجربه کرده است (2) ، همچون پروفسور و عالم دینی، که مقام بالاترین علمی خود را همچنان حفظ نموده است (3) ، همچون چهرة ادبی و فرهنگی، که اعتراف عمومی یافته است (4) ، همچون شخصیت معنوی و اخلاقی، که با حلم و زهد و تواضع خود مشهور گشته است...و غیره. خلاصه، این شخصیت جامع امروز هم از ستونهای دولتداری و از محورهای جامعة افغانستان است. و همان مفهوم بسیار بلند «استاد»، که نسبت این شخصیت به کار می‌رود، به تمام معنا در سطح و سیمای این چهرة فضیلتپناه تجلّی کرده است. 

... استاد با پذیرایی گرم در بارة برنامه‌های ما و چگونگی رفت سفر و بازدید از افغانستان پرسان شده، نظر خود را در بارة امکان صلح در افغانستان بیان داشتند و از این، که تجربة صلح تاجیکستان مورد آموزش و توجّه قرار گرفته است، بسیار خوشحال بودند و بی‌اختیار به نقل لحظه‌های بسیار جالب و ناگفتة روند صلح تاجیکستان آغاز نمودند. لحظه‌هایی، که شاید فقط ایشان و بعضی راهبران روند صلح می‌دانستند...

 ولی از این صحبت بسیار مهمّ، برای بنده قسم نهایی آن بسیار مهمّتر بود، که در آن استاد برهان‌الدّین ربانی برای تاجیکان و تاجیکستان پیامی را اظهار داشتند. این پیام یک انسان پرتجربه، یک انسان دلسوز و یک انسان آگاه بود، پیامی، که باید همة ما از بالا تا پایین با گوش عقل بشنویم. متن آن، که چون امانت جمله به جمله یادداشت شد، چنین است: 

 «بسم‌الله-ر-رحمان-ر-رحیم. چون می‌روید، سلام مرا به تمام مردم تاجیکستان، خصوصاً، به برادر عزیز من، رئیس جمهور امامعلی رحمان رسانید. پیام من به مردم، نیروهای سیاسی و دولت تاجیکستان این است، که همه در گرد هم جمع شوند، سخن من به حکومت تاجیکستان این است، که همه را در گرد خود داشته باشد... 

 وظیفة تاریخی تمام نیروها در تاجیکستان این است، که دولت و وضعیت موجوده را حفظ کنند. داشتن دولت به عنوان یک بستر مسئلة بسیار اساسیست، همة نیروها و همة مردم باید دانند، که امروز حفظ دولت اصل است. اوّل دولت، اوّل حفظ دولت، بعد از آن ایدئولوژی ها، طرحها و هدفهای دیگر.  

 دیگر این که برای همه در تاجیکستان امروز حفظ امنیت ضرور است. من از تمام مردم تاجیکستان خواهش دارم، که امنیت را همچون یک وجیبة دینی و وظیفة شرعی خود حفظ کنند. زمان زمان ساده نیست، من از طریقه های گوناگون اطّلاع می‌گیرم، که بسیار نیروها در خارج آرامی، استقرار و ثبات تاجیکستان را نمی‌خواهند. پلانها دارند، که این کشور ناآرام باشد، زیرا راهبر تاجیکستان امامعلی رحمان یک فرد استقلال‌طلب است، فکر تابعیت ندارد... 

 در چنین مرحله دولت هم باید مردم را، نیروها را، شخصیتها را همگی در اطراف خود داشته باشد. مردم وقتی راضی می‌شوند، که مشکلات آنها خصوصاً رسیدگی شود و به فرهنگ و ارزشهای آنها احترام گذاشته شود...

 من از اطراف بسیار خبرها دسترس می‌کنم...من می‌خواستم بگویم، که برادر من امامعلی رحمان جوانمرد بناموس تاجیک است. من در این باره به استاد س. ا. نوری چند بار، چند روز گپ زدم، این را فهمانیدم، گفتم: حالا شما را جامعه، روسها، منطقه، غرب اجازت نمی‌دهد، که حکومت داشته باشید. بیایید همین راهبر جوان را، که همه قبولش دارند، دستگیری کنید، دولت تاجیکستان را سازید. باری از تخار تا بدخشان در ماشین این گپها را فهماندم، بسیار بارهای دیگر. امامعلی رحمان یک شانس تاجیکان و تاجیکستان است.

و آخر پیام من این است، که با حفظ آرامی، با رشد و پیشرفت، با صلح، بار دیگر ملّت تاجیکستان به جهان یک نمونه دهد، نمونه‌ای از عظمت تاریخی خود. با همان فرهنگ اصیل اسلامی و ملّی خود یک پیام تمدّنی دهد، نمونة دولت، نمونة فرهنگ...

 ما در افغانستان در شرایط بسیارقومی، ملّتها، زبانها، نیروهای خارجی، بسیار سیاستها، بسیار گرفتاریها داریم، از این رو نمی‌توانیم به همة هدفهای خود برسیم. شما قدر آسودگی خود را شناسید، کشور را رشد دهید. کشور فقط در حال آزادی مردم رشد می‌کند: مردم، که آزاد بود، خودش کشور را رشد می‌دهد.  

 ما باید آن جا، در تاجیکستان، شاهد همبستگی دولت و مردم باشیم. 

 این چیز را من هم برای عام و هم برای خاصّ گفتنی هستم، دولت خود را، امنیت خود را در این محیط فتنبار نگاه دارید...

 خلاصه، این را ما برادرانه می‌گوییم: اگر این فرصت از دست رود، دیگر جمع کردن تاجیکستان مشکل است، احتیاط باشید...

 از خدا طلب می‌کنم، که تاجیکستان ‌‌آباد، آزاد، پیشرفته باشد. و برای شما نیز، جناب داکتر، که مهربانی کردید، من خوشحال شدم از دیدار. همه را، خصوصاً، برادرم رئیس جمهور را، اگر دیدید، سلام گویید...» (کابل، 27. 04. 2011، ساعت 12: 30) 

 دو پینویس بر پیام استاد ربّانی: 

 1. وقتی استاد ربّانی سخن خود را برای دولت و ملّت تاجیکستان می‌گفت، بنده با تمام وجود به سیمای نورانی این سیاستمدار کهن سابقه می‌نگریستم: او بسیار آرام، با اندیشة عمیق، با تأمّل و مسئولیت، با ملاحظة تمام پهلوهای موضوع سخن می‌گفت. او تمام وقت به یک نکته نگاه می‌کرد و به نظرم، در طول این گفتار روندهای پرشور جهانی، فضای پیچیدة منطقه، نقشه‌های شوم قدرتها و ابرقدرتها، منفعت های نیروها و گروهها و واقعیت های داخل و اطراف تاجیکستان، که او از تمام آن بسیار خوب آگاه است، پیش چشمان اومیگوزشتند و دور می‌زدند. و او، همچون پیر خردمند سیاست، همچون پدر دوراندیش بر آن می‌‌اندیشید، که چگونه کشور و مردم تاجیکستان را، که برای او هرگز بیگانه نیستند، از فرو رفتن به این طوفان برحذر دارد. کشوری را، که در صلح آن، در حفظ دولتداری آن، در حفظ استقلال آن، خلاصه، در نجات آن نقش او نیز کم ندبوده است...

 استاد ربّانی هنگام این صحبت، که برای عام گفته می‌شد، گویا روی میدان مینه‌ها راه می‌رفت، که در سخن خود چه گفتنی ها را بگوید و چه نگفتنی ها را نگوید...زیرا، در چنین محیط، در چنین سطح، در چنین سمت، از چنین فاصله و در چنین مسئله گاها گفتن مشکل است و گاها نگفتن مشکل...و نهایت، این استاد پرتجربة سیاست هم گفت و هم نگفت...به گونه‌ای، که درک و دریافت گفته و نگفته‌های او به سطح فهم شنونده وا‌گذار شد. 

 2. پس از شنیدن این پیام باید بار دیگر به این نکته برگردیم، که برهان‌الدّین ربّانی کیست و پیام او چه اهمّیت دارد؟ جواب: او از سابقدارترین سیاستمداران تاجیک، از با تجربترین راهبران سیاسی، از آگاه ترین شخصیت های منطقه، شخصیتی، که روندهای داخلی و منطقوی و جهانی را از داخل می‌داند، می‌شناسد و گاها می‌سازد. و علاوه بر این، زندگی، تاریخ و تجربه نشان داده است، که برهان‌الدّین ربّانی به همة معنا دوست است، دوست مردم تاجیک، دوست دولت تاجیکان، دوست راهبر دولت تاجیکان. پس، پیام او از عمق تجربه، از اوج آگاهی، از حس دلسوزی و از سر دوستی بیرون آمده است. در پیام او هیچ غرضی نیست، جز صمیمیت و نیکویی. پیام جدّی و آگاهانة دوست کهنتجروبه و کاردیده. پس، در این مرحلة حسّاس تاریخ، در این محیطی، که بسیار کشورها در پیش چشمان مان به گرداب فتنه و نامنی فرو می‌روند، این پیام را همگان باید به گوش جان و خرد بشنویم، چه دولت، چه مردم.