-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۳۰, یکشنبه

امریکا، دیگر «بزرگ» نیست؛ کوچک تر شده است




نوشتۀ ستاررفعت یاوز



 بیشتر از یک ماه میشود که سلسله به سلسله هر آنچه در جهان به وقوع می پیوندد را تعقیب میکنم، و هر آنچه دنیا با آن درگیر است ذهن مرا نیز درگیر میسازد؛ امروز ها روزی نیست که در عنوان اخبار، موضوع معاهده و عادی سازی روابط اسرائیل با امارات متحده عربی و بحرین نباشد و بنابر آن تصمیم گرفتم من نیز مقالهٓ بنویسم که قرار ذیل است:

"یک روز تاریک در تاریخ رژیم های عربی ..."

عبارت موجود در این عنوان متعلق به واصل ابو یوسف، عضو کمیته اجرایی سازمان آزادی خواه فلسطین است. او با این جمله، توافق نامه عادی سازی ارتباطات بین امارات متحده عربی و بحرین با اسرائیل را هدف قرار می دهد. وای به حال فلسطین!

جاذبه های قبل از انتخابات دونالد ترامپ، با سرعت زیادی ادامه دارد... ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی قبلی شعاری داشت که "آمریکا را دوباره بزرگ بسازد". اگر این جملات را معکوس بخوانید، آیا به این معنی نیست که آمریکا دیگر بزرگ نیست، یعنی کوچکتر می شود؟ کاملا همانطور است! 

آمریکا به طور قابل توجهی قدرت هژمونیک سابق خود را از دست داده است. دیگر امکان ندارد تا دوباره آن قدرت سابق خود را بدست آورد. آنچه که در حال حاضر انجام داده میشود به هدف جلوگیری ازهم پاشی یا حداقل کاهش سرعت آن است. لیکن دیگر، سنگها از مکان قبلی حرکت کرده اند ... بله با وجود کوچک شدن نیز ایالات متحده هنوز بزرگترین قدرت در جهان است. و کوشش میکند با استفاده از این قدرتِ بی باکانه، در برخی مناطق کوچک و متوسط با روشِ پیچاندن بازو نتیجه بگیرد. وقتی این کار را انجام میدهد درست مثل یک فیل که وارد مغازه شیشه فروشی می شود و همه جا را تخریب میسازد؛ عمل میکند. و او با آنچه که امروز تخریب می کند، بذر مشکلات جدید و بحران های جدید را میکارد. اما ایالات متحده، و ترامپ که میخواهد برای بار دوم انتخاب شود، هیچ اهمیتی به این موضوع نمی دهند. و وقتی ترامپ می گوید "اول آمریکا"، برایش بقیه موارد مهم نیست که به حقوق بین الملل مناسب هست یا نه...

به عنوان مثال، برای برقراری رابطه بین صربستان و کوزوو با میانجیگری آمریکا، شرط شده است تا هر دو کشور روابط خود را با اسرائیل توسعه دهند و قُدس را به عنوان پایتخت اسرائیل بپذیرند. و حتی نیازی نمیبینند تا با هر دو کشور نامبرده در این مورد مذاکره کنند. و در این مذاکرات یک طرفه، بیرحمانه و فاقد هرگونه ارزش اخلاقی عمل میکنند. اما روش پیچاندنِ بازو اینجا جواب می دهد. به همین ترتیب با استفاده از این روش، امارات متحده عربی و بحرین را نیز پشت میز نشانده و توافق نامه عادی سازی ارتباطات را با اسرائیل امضا کردند.


اگر به گفته های ترامپ دقت صورت بگیرد، دیگران نیز در صف هستند...

عربستان سعوديِ سلمان بن عبدالعزیز که قبلاً او را تهدید کرده بودند: " نمی توانی بدون محافظت ما بر تخت بنشینی..." نیز در زمان مناسب به این کاروان می پیوندد. بدوییان و ثروتمندان خلیج فکر میکنند که با این کار ثروت و سلطنت خود را به گرنتی گرفته اند و میتوانند مدت زیادی به پا بیایستند. با این حال، چهل و یک سال قبل در سال 1979؛ هنگامی که مصر اسرائیل را به رسمیت شناخت و روابط دیپلماتیک برقرار کرد، سازمان اتحادیه عرب به رهبری عربستان این کشور را از عضویت حذف کرده بود. از کجا تا به کجا...؟ در سال 1994، اُردنِ درمانده را در همان میز نشاندند. و اکنون بحرین، که فقط 15 فیصد از نفوس آن که در داخل کشور است شهروند آن میباشد، 71 فیصد از نفوس آن شیعه اما دولت او که ظاهراً سنی است؛ بنابر حفظ امنیت و ثبات در داخل کشور که مشکل دارد درمان را در معاهده با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل میبیند.

رژیم ها ... آه رژیم ها! رژیم هایی که هرگز در جهتی که مردم عرب قدم میگذارند؛ نگذاشته اند... به همین دلیل نیز این رژیمها همیشه نیاز به حمایت از قدرتهای جهانی دارند و مجبورند انواع تحقیرها را بپذیرند. در همین حال اینجا عضو هیئت اجرایی سازمان آزادیخواه فلسطین واصل ابو یوسف با گفتن اینکه "امروز یک روز تاریک در تاریخ رژیم های عربی است" فریاد می زد که این یک روز ناراحت کننده برای آرمان فلسطین است. در حالی که ترامپ و نتانیاهو در واشنگتن شانه به شانه پروژه "اسرائیل بزرگ" را پیش می بردند، بمب ها به طور معمول بر روی غزه پرتاب میشد. یهودیان متعصب نیز با استفاده از زور وارد مسجد الاقصی شدند. اما هیچ یک از این موضوعات دقت سردمدارانی که هیچ تصوری جز ثروت و سلطنت ندارند، را جلب نکرد. هرچه آنها بیشتر درگیر این نگرشها و رفتارهای احمقانه باشند، کار برای ایالات متحده و اسرائیل راحت تر است و راحت تر میشود. و بدین ترتیب آنها می توانند از هر کی هرگونه امتیازات مورد نظر خود را بدست آورند.

اگر به سودهای کوتاه مدت رژیم های عربی و واشنگتن و تل آویو نگاه کنیم، اکنون شرایط در مسیر درست و کامل است. به نظر می رسد هر کس هر آنچه را که می خواست بدست آورده است. سبک روابط بین الملل امارات متحده عربی ذاتا از قبل مشخص است. خرید مقدار زیاد سلاح از کشورهای قدرتمند و توزیع مقدار هنگفت پول برای سازمانهایی که آنها می خواهند... بزرگترین آرزوی بروکرات های غیرنظامی و نظامی ایالات متحده، نیز مشاوریت در امارات متحده عربی هنگام متقاعد شدن یا کار در شرکت های آمریکایی که با امارات تجارت می کنند؛ است!

بله درست فهمیدید. رشوت هایی که برای بدبختی ها و قتل های ولیعهد های جاه طلب در انواع دستگاه های دولتی توزیع می شود، به یک ثروت برای افراد شناخته شده در پایتخت ها که محافظ آنها هستند، تبدیل می شود. چه کسی اهمیت می دهد که مردم فلسطین به یک تکه نان احتیاج دارند؟ اگر خلاصه کنیم ، معاملات و معاهدات فقط یک نمایش بود. و عادی سازی روابط یک رویا... موضوع عادی سازی روابط میان اسراییل و بحرین و امارات متحده عربی و مذاکرات بین الافغانی برای سرمایه گذاری ترامپ در انتخابات یک ماه بعد ایالات متحده لازم بود و بس...!