-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۱۱, سه‌شنبه

تروریزم قابل «مذاکره» نیست/ پنجشیر خواهد جنبید

«مذاکرات بین الافغانی» تعریف مشخصی ندارد؛ با بهترین حس خوشبینی می توان آن را کلیت به ظاهر مفهوم یک ایده آل شیرین؛ اما بی مفهوم وتلخ تعبیر کرد.



از زمان امضای پیمان رسمی اتحاد بین امریکا و محور طالبان – پاکستان، به تاریخ ۱۰ حوت ۱۳۹۸برابر با ۲۸ فبروری ۲۰۲۰، ارکستر «مذاکرات بین الافغانی» با سرگروهی دکترخلیلزاد از دوحه، سازو و آواز خود را شروع کرد و به چشم برهم زنی، خیالات مجموعه های خان نشین های سیاسی در کابل را مفت و مجانی طلسم کرد و هوایی ساخت.
ارکستر خلیلزاد چنان صدای نکره اما بی وقفه دارد که هیچ کسی نه از جمع خواص و نه از عوام الناس را یارای آن نیست که انگشت تردید، شروط و پرسش بالا کند.
«مذاکرات بین الافغانی» تعریف مشخصی ندارد؛ با بهترین حس خوشبینی می توان آن را کلیت به ظاهر مفهوم یک ایده آل شیرین؛ اما بی مفهوم وتلخ تعبیر کرد.
رهبران تروریزم، در دوحه و کویته خوابیده اند و به هزینۀ امریکا و اروپا ارتزاق کرده ودرکشورهای خلیج سرمایه گزاری ها کرده اند. آن ها هیچ گاه سند نداده اند که با کدام شخص، گروه، حزب سیاسی، عالم اسلامی و جناح جنگی بر سر نظام آینده درافغانستان « مذاکره» می کنند؟
آن ها گفته اند که چهارچوب نظام و تشکیلات «امارت اسلامی» را موازی با دولت، حکومت، اردو و اعتبار ملی و بین المللی دست ناخورده نگهداشته اند، مدعی اند که با «مردم افغانستان» مذاکره می کنند!
در وجهه تسمیۀ «مردم افغانستان»، علی رغم مفاهیمی درهم جوش و آشفته زا، ممکن است درشعور اجتماعی، یک نوع بیان معطوف به تفاهم ازسوی جبهه تروریزم قابل رؤیت باشد. اما کاملاً قضیه برعکس است. گروهی که به خرج عربستان، پاکستان وامریکا بیش از 25 سال با احزاب سیاسی مسلح جنگیده، تا توانسته علمای اسلامی را از سر راه برداشته، رهبران وفرماندهان جنگی ضد خود را ترورکرده، تیغ قصابی را از گلوی تمامی اسیران جنگی مسلمان رد کرده، و از اصرار بر انحلال دولت، نظام سیاسی، اردو و تمام دم و دستگاه ملی گذشته و بر حذف «جمهوریت» پا می فشارد؛ کدام عقل می پذیرد که با « مردم افغانستان» به صلح و تفاهم دست خواهد یافت؟
نیروی نیابتی خارجی که عملاً با « مردم افغانستان» درنبرد استخوان شکن به کارگرفته شده، ازین اصطلاح مفروض چه فهمی درذهن دارد؟
چرا دراردوگاه اصلی که سالیان سال درچهار چوب «مقاومت ملی» جنگیده و در نوزده سال پسین نیز درچهارچوب نیروهای مسلح افغانستان با این گروه به جنگ ادامه داده، خاموشی حکمفرماست؟
اکثرکسانی که از«مذاکرات بین الافغانی» ذوق زده شده اند نمی دانند که منظور از سیاست نافی وسلبی تروریزم که مستقیم هستی ملی افغانستان را آماج گرفته، دقیقاً چی است؟
ستاد و قرارگاه مقاومت ملی چندین مرکز با هم مرتبط است که از پنجشیر تا به کوتل خیرخانه، از سالنگ شمالی تا دریای آمو، از ننگرهار تا گسترۀ بدخشان و هرات و بامیان امتداد دارد. طالب، با این ها می خواهد از موضع برتر، شرایطی را ایجاد کند که در چند جلسه دیداری همراه با تهدید، تکبر و فرمان، «امارت اسلامی» آی اس آی را بدون جنگ درهمه امورات جایگزین کند.
پنجشیر، ستاد اصلی نبرد با تروریزم، درکنار مارشال دوستم،حاضر به «مذاکره» ای نیست که هدفش تحویل دهی بلامنازع قدرت به طالبان و احیای امارت اسلامی باشد. طالبان این را خوب می دانند و با ریاکاری« مذاکره با مردم افغانستان» را مزه مزه می کنند.
برای دفاع ازهستی ملی افغانستان، میراث مسعود با تمام قدرت زنده است؛ نه دردستان ومغزهای فسیل های فروخته شده، بلکه درقدرت جوشان جوانان میلیونی از رکابل تا خاواک؛ از خاواک تا اقالیم محروسۀ مارشال دوستم. سکوت به زودی شکسته خواهد شد.
اگرقرار بر «مذاکره» است؛ این مذاکره باید با پاکستان انجام بگیرد.