-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۲۸, جمعه

بازگشت ترمینولوژی «مقاومت دوم » درمباحث جاری

بار دفاع از جمهوریت، مدنیت و افغانستان به دوش چی کسانی است؟




تمیم عاصی ازسیاستگران نوظهور است که بدون رهنوردی در پیچ و خم های مبارزۀ سیاسی و نظامی، به میدان سیاست و موقعیت اداری دست یافته است. او با عبور ماهرانه از پله های آسان روابط چند منظوره با مراجع بین المللی و داخلی، به چنین مرتبتی نایل شده است. 

هفته آخر ماه جوزا۱۳۹۶ تمیم عاصی با چراغ سبز امریکایی ها و تلاش محمد حنیف اتمر مشاور امنیت ملی آن زمان، به حیث معاون امور پالیسى و استراتیژى وزارت دفاع  انتصاب گردید. برکشیدن وی به بالا ترین منصبی که هیچ گاه درآن کار نکرده بود، تقریباً همزمان بود با منکوب کردن جنبش اعتراض مدنی در چهار راهی زنبق که مبتکر آن «نسل نو جنبش مقاومت» برضد طالبان بود. ( 29 جوزا 1396)
تانک هاموی با فرمان داوود تره خیل و گل نبی احمد زی از روی پیکرهای جوانان غیرمسلح عبور داده شد که با استقبال فراگیرحامیان اشرف غنی به ویژه در مجامع افغان ها درخارج از کشور مواجه شد!

حالا که تیم «خارجی» بی ریشه دربحران مشروعیت افتاده و دربرابر دهشت طالبانی، توازن از دست داده، برای نخستین بار پس از آن همه خیانت ها، جنایات تبلیغاتی و واژونه نگری نسبت به فرهنگ مقاومت علیه طالب و ترور، بار دیگر نگاه شان به «نسل دوم مقاومت» ملی همچو سکان نجات است. اکنون رستاخیز مقاومت ملی خود در گیرودار بحران پیچیدۀ رهبری نظامی و سیاسی است. همه رهبران خود خواندۀ پس از شادروان احمد شاه مسعود، خلع اعتبار شده و تنها وظیفه شان، پهره داری از ثروت های شان از طریق سازش به دشمن و تن دادن به پست ترین موقعیت های ممکن است. 

من مصاحبه تمیم عاصی را با شبکه طلوع نیوز شنیدم.

وی گفت اگرطالبان درشکل و محتویات شان تغییری رونما نکنند.« ما متأسفانه به سوی مقاومت دوم خواهیم رفت». 

تمیم تاکید کرد که اگر طالب به طرف جنگ برود ( به نقل از امرالله و عتیق الله بریالی) گزینه نظامی «مقاومت دوم» به واقعیت بدل می شود. از کنار این برنهاد فعلاً می گذریم که امرالله صالح در«مقاومت دوم» چقدر جای پا دارد یا ندارد.

اما «متأسفانه» یک تار پوسیده ومعنا دار واژۀ «متأسفانه» و « مقاومت دوم» را درگفتار تمیم با هم پیوند می داد. 
به چه معنی؟ 
یعنی اگر قراربرین شود که دسته جات اداری آمده از خارج ( چسپکی های غنی و کرزی) درجریان پیشرفت مذاکرات از پیکان حذف و طرد طالبان جان به سلامت ببرند، دردو راهۀ انتخاب بین طالب و « مقاومت دوم»، انتخاب شان همان طالب است که « شریک جدید مأموریت های ضد تروریستی امریکا» به حساب می رود؛ ورنه، «مقاومت دوم» به سوی طالبان خواهد آمد. به نحوی طالبان را می هراسانند که اگر ما را از رده خارج فرض کنید، «مقاومت دوم» را درمقابل خود خواهید دید.

به گفته تمیم عاصی، عناصری که از نقطه نظر ائدیولوژیک با طالبان درمخالفت قرار دارند؛ تفنگ بردست می گیرند. وی علی رغم آن که از تاو بالا شدن های متناوب روابط بین مذاکره کننده ها یاد آور شد؛ اما قید کرد که مذاکرات دوحه با شکست مواجه نخواهد شد.

 تمیم عاصی نسبت به اکثریت سیاستگران دزد، تاریخ فروش، خود فروش و بی هویت، شرافت سیاسی خود را تا هنوز پاس داشته است. او اگر چه از مجبوریت و تاکتیک برای نخستین بار از «نسل دوم مقاومت» نام برد؛ مگر اوضاع چنان پیش می رود که دیر یا زود، ساکنان باشگاه ارگ و حلقات اداری بیرون از ارگ، نوبت به نوبت به اعجاز «مقاومت ملی علیه طالبان و تروریزم» پناهنده می شوند. برای آنان طالبان وضد طالبان مفهومی واحد است.
 اگرغلبۀ حضوری، دهشت و گفتاربلند پروازانۀ طالبان در دوحه مسجل نشده بود، من مطمئن هستم که اصطلاح «نسل دوم مقاومت» هیچ گاه از زبان عاصی شنیده نمی شد. حتی خطر آن وجود دارد که خود غنی و امرالله، در دقایق نود، دست اتحاد به «نسل دوم مقاومت ملی» دست اتحاد دراز کنند. مقاومت دوم، با شواری های صد رنگ ازجمله تصفیه حساب با خاینان داخلی مواجه است.