-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۱۳, پنجشنبه

دو راهیافت اصولی برای پایان دادن دایمی به تنش ها با پاکستان

عزیزآریانفر، پژوهشگرتاریخ و سیاست



پاکستان، راهبرد تعریف شده و مشخصی در قبال افغانستان دارد.

 از این جا  آغاز می کنيم که در  قاموس فوجی های پاکستان و آی اس آی اصلا دولتی مستقل به نام افغانستان جای ندارد و دیده نمی شود.

 پاکستانی ها بر آن اند که افغانستان، منهای یک دوره کوتاه ده ساله امان الله خان، تا  پایان جنگ جهانی دوم، یعنی پیش از تشکیل پاکستان، در عمل زیر  فرمان هند بریتانیایی و وابسته به آن بود‌. 

هنگامی که هند بریتانیایی فروپاشید، تقسیم هند به دو بخش هندو نشین و مسلمان نشین بر شالوده  مذهب صورت گرفت‌. از این رو، افغانستان مسلمان به  پاکستان  تعلق می گيرد و جز  آن شمرده می شود. 

اکنون پاکستان برای بقای خود و یافتن عمق راهبردی در برابر هند، راهی جز اشغال افعانستان به هر وسیله یی که شود ، ندارد‌. کما این که پاکستان و افغانستان،  در دوره احمد شاه درانی در بافتار یک دولت بودند و قلمرو واحدی را می ساختند‌. اکنون باید دوباره این دو بخش امپراتوری درانی با هم یکجا شوند و در یک کنفدراسیون زیر فرمان یک مرکز واحد  در آیند. یعنی اسلام آباد.

تنها مانع بر سر این کار، شوروی پیشین بود که در آغاز با حمایت از کودتای امان الله خان و سپس هم  داوود خانو در فرجام  کودتاچیان هفت ثور کوشید افعانستان را زیر سیطره خود ببرد. 

 از دید استراتیژیست های پاکستانی، اکنون باید به همان تعریف کلاسیک جیوپولیتیست های هند بریتانیایی برگشت. از دید آن ها برای دفاع از هند، نخست باید امنیت پاکستان  را در گستره مرز علمی,  یعنی تا دامنه های جنوبی هندوکش تامین کرد و سپس تا مرز استراتیژیک یعنی آمو. 

از همین رو، پاکستان برای خود یک راهبرد دو مرحله یی تعریف نموده است که در چهار چوب آن، در مرحله نخست باید گستره پشتون نشین و بلوچ نشین ، یعنی  دامنه های جنوبی هندوکش را زیر کنترل در آورد و سپس برای کنترل شمال یعنی از هرات تا بدخشان،  با ایران، روسیه، هند، کشورهای آسیای میانه و اروپاییان  وارد مبارزه شد. 

اکنون تنها حضور امریکا مانع بر سر راه تسلط پاکستان بر گستره پشتون نشین و بلوچ نشین  جنوب هندوکش است. اگر آمریکایی ها برآیند، این گستره بسیار زود زیر کنترل پاکستان می رود. اما گرفتن شمال کار ساده یی نیست. بر سر آن باید جنگ های فرسایشی بی پایانی را به کمک کشورهای عربی و چین به راه انداخت.

این گونه، کشور افغانستان در عمل در آینده به کنفدراسیون مبدل خواهد شد‌. در جنوب و شرق زیر کنترل پاکستان یک رژیم به شدت مذهبی امارت اسلامی به میان خواهد آمد و شمالی که در آن  از یک سو،  کشمکش بر سر قدرت میان تاجیک ها و ازبیک ها و شیعیان و سنی ها  و از سوی دیگر، جنگ در سراسر مرزهای شمال و جنوب ادامه خواهد یافت.

از همین رو، پاکستان به شدت تلاش دارد به کمک کشورهای عربی اخوان، طالب، داعش، حزب تحریر و چند گروه یگر  تندرو وهابی را در شمال جا به جا و در واقع جغرافیای جنگ را به شمال انتقال دهد. 

راه برونرفت از این حالت فاجعه بار چیست؟ 

چگونه می توان به جنگ خونبار بی پایان فرسایشی  در این جغرافیای بسیار خطرناک پایان بخشید؟

در گذشته،  در دوره جنگ سرد، برخی از سیاستمداران ما تنها راه برونرفت را همپیمان شدن با شوروی می پنداشتند. خوب، با شوروی همپیمان شدیم، نتیجه منفی برآمد. 

پس از فروپاشی شوروی، گروهی راه برونرفت را در همپیمانی با امریکا جستجو کردند. خوب، با امریکا هم همپیمان شدیم، اما تا کنون نتیجه یی نگرفتیم.  این گونه،

اکنون باز هم بر سر دو راهی قرار گرفته ایم و با این پرسش رو به رو هستیم که چه باید کرد؟. 

در ده سال گذشته من رسیدن به این جا را پیش بینی و در پی چاره‌جویی بودم. 

تز دید من، برای برونرفت از این وضع فاجعه بار ، تنها دو راه هست:

یکی به کمک جامعه جهانی و دیگری راهیافت منطقه یی.

در راهیافت نخست، همه سازمان های بزرگ جهانی اعم از سازمان ملل، شانگهای، ناتو، سازمان کشورهای اسلامی، سارک و اکو  بر سر بیطرف ساختن افغانستان  و رویکار آوردن یک دولت فراگیر در ان به توافق برسند. برای تامین امنیت آن باید نیروهای ایساف در آن مستقر شوند. در زمینه تقویت نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی آن شانگهای و ناتو زیر نظر شورای امنیت سازمان ملل همکاری و تعامل کنند. 

بیگمان، این تنها هنگامی میسر است که راهبرد امریکا در قبال افعانستان تغییر کند و امریکا به بیطرف ساختن افغانستان به گونه جدی مصمم شود. دردمندانه تا کنون هیچ نشانه یی دال بر تغییر راهبرد امریکا به چشم نمی خورد. 

راهیافت دوم ایجاد یک ساختار نوین منطقه یی متشکل بر ایران، افعانستان  و پاکستان است‌. شرط اصلی آن حفظ استقلال هر سه سازواره و بیطرف ماندن آن است. 

برای نیل به این هدف، نیاز به کار بزرگ روشنگری و آگاهانه است تا فرد فرد باشندگان کشور به چنین طرحی باورمند شوند و آن را تنها راه برونرفت از شر پاکستان و در کل اوضاع فاجعه بار کنونی بشناسند. سپس برای عملی ساختن آن، دست به کار شوند.

اگر به هر دلیلی یکی از این دو راهیافت عملی نگردد، تقسیم افعانستان  با گذشت زمان  به دو بخش امارت زیر کنترل پاکستان و دولت اسلامی خراسان شمال  و در واقع  تشکیل  کنفدراسیون افغانستان محتوم است. در چنین طرحی، کابل پایتخت نمادین کنفدراسیون خواهد ماند.

با این کار، جنگ پایان نیافته، بل که  میان شمال و جنوب به گونه فرسایشی و بی پایان ادامه خواهد یافت‌.

در اواضاع و احوال کنونی، گستره کشور در عمل به سه بخش تقسیم  شده است که اوضاع پیش از تشکیل امپراتوری درانی را به خاطر تداعی می کند:

در گستره قندهار- هرات، امریکایی ها فرمان می رانند، در گستره بین قندهار و بدخشان پاکستانی ها و در شمال  از بدخشان تا هرات نبرد بر سر کنترل ساحه میان قدرت های بیرونی و درونی به شدت ادامه دارد. 

بیگمان با گذشت زمان، در گستره زیر فرمان امریکایی ها نبردهایی میان نیروهای هوادار ایران و هوادار امریکا افزایش خواهد یافت.

ناگفته نماند که چین با دادن امتیازات بی سابقه اقتصادی،  در پی کشاندن پاکستان و ایران به سوی خود است. اگر  موفق به برنامه های خود شود، خود به خود زمینه برای تشکیل یک اتحادیه سه جانبه به کمک چین فراهم می شود.