-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۹, چهارشنبه

بخش دوم ملاحظات در باره اکادمی علوم


نوشته ی محمد عثمان نجیب

به گمان غالب من اولین کسی نیستم که دیدگاه خود را در این جا ابراز کنم و به باور کامل که آخرین هم نه خواهم بود.



نشانه های بایگانی ها به ما وانمود می کنند که گاه بنا گزاری این سفسطه سرای یک سویه ۲ فروردین سال ۱۳۴۹ بوده است.

اما سوگ مندانه که آغاز به فعالیت آن را در دهه های شصت و هشتاد هم ردیف با فعالیت دولت های حاکم افغانستان اطلاع رسانی نموده و آن را اثر گذار می نمایانند.

ناکارایی ۹۰ ٪  این دجال خانه برای هر خواننده ی صاحب بصیرت فقط با همان یاوه نوشتی های فرمایشی پیام بی نور و نمکی می رساند.

در کنار مستحقین واقعی دانش و آگاهی برای دریافت پیش وند های با افتخار آکادمیسین، برخی ها یا به گونه ی اجباری تباری و یا هم هدیه ی شاهان نادان این لقب را دزدیده اند که هرگز بایسته نه بود تا چنین حاتم بخشی و دست برد در علم و مدنیت به شاید همه ی شان نه، اما به بیشترین شان صورت نه می گرفت و آن گروه نادان های خوش لباس همه کاره نهال های شناعت و شماطت را در یک چنین جاهی غرس نه می کردند.

در دو سطر اول معرفی این مکان علمی!؟ دو غلطی کامل و فاحش تاریخی و نوشتاری حتا دستوری به نظر می خورند: 

اول _ نوشته اند که ( ... در ۲ فروردین (حمل) ۱۳۴۹ تاسیس گردید. ... در دهه ی شصت و هشتاد همردیف!؟ دولت افغانستان....انجام داده است...). 

 دوم _ کاربرد واژه ی هم ردیف با دولت که به دو دلیل این جا اصلن مکانی نه داشته و نه دارد.

الف _ مکان ها نهاد های علمی و پژوهشی کشوری نه هم ردیف و نه هم گام با دولت ها اند و مستقلانه عمل می نمایند.

کما این که دولت ها تنها حمایت جانبی امور مالی و اعتباری پولی و بودجه و فراهم آوردن زمینه های اسکان و فضای شایسته ی شأن یک چنین فرهنگ ستان ها مبذول می دارند.

ب _ یک دهه وقفه ی فعالیت پس از ایجاد این ارگان با چنان نام بلند علمی.

برخی از آقایان دی روز و آقایانی که امروز در آن حضور دارند، یک هدف از به اصطلاح اهداف هفت گانه ی شان را :

( ... رهبری و هماهنگ ساختن کار های علمی و تحقیقاتی در بخش های علوم طبیعی و بشری که توسط موءسسات عالی تحصیلی و دیگر موءسسات علمی و تحقیقاتی کشور « انجام صورت می گیرد ».

مکانی که سر نشینان اش  آن را جای گاه علمی می دانند، چی گونه؟ می تواند تا رهبری علمی جامعه را به عهده گیرد. 

ختم سطوری را که در بالا است با دقت مرورو حتا با بیشترین روا داشت داوری کنید.

چنین جمله ی بی سر و ته و آغاز و انجام غیر منطقی را کدام دانش آموز صنوف سوم و چهارم راهنمایی هم نه خواهد نوشت.

و اما فراتر:

به روایت واژه نامه های دهخدا, معین، عمید، واژه نامه ی آنلاین آپادیس و یکی پدیا و دیگران، آکادمی با الف آ (مت) دار واژه ی فرانسه وی و اشتقاقی از یل اساطیری مردم و خود یونان باستان است که آکادمس (م) با تلفظ ضمه (و) نام داشت. اراضی و باغ 

منسوب به او در شمال غربی آطیه ( آتن ) امروزی را با نام خودش آکادمی، جای گاه تدریس مکتب فلسفی افلاطون قرار دادند. ( آقادیمیا ).

در زبان فارسی دری معادل آکادمی همان واژه ی مرکب از فرهنگ و پسوند ستان ( فرهنگستان ) را داریم.

در برگردان!؟ خنده آور نام آکادمی و برای آن که واژه ی فارسی معادل آن یعنی فرهنگ ستان را جاگزین نه کنند، ترجیح داده اند که همان نام فرانسه وی را  با حذف ( مت ) الف اول که (آ) است به کار ببرند.

پس از آن واژه ی ( علوم ) را که عربی بوده و معادل فارسی آن  ( دانش ها ) است جا داده اند. فقط حرف ( د ) آن هم از الف بای فارسی را پیش وند گونه افزوده اند. چنانی که در اخیر علوم ( و ) ربطیه ی فارسی را پس وند ( م ) قرار داده و نام پشتوی آن را علومو گذاشتند.