-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۲۲, شنبه

آیا پاکستان تغییر استراتیژی می دهد؟ هرگز نه!

 مردم ما از جنگ چندین کشور علیه چندین کشور درخاک افغانستان جان شان به لب رسیده است. شمار زیادی از آنان از سرتشنه گی به آرامش، بی خبری از سرشت کشاکش ها یا تحت تأثیر رسانه ها، یک اندازه امیدوار شده اند که طالبان شاید به مفاهمه و یک جور آمدی که به «حفظ دست آورد ها» و خاتمه جنگ منجر شود؛ اراده از خود نشان خواهند داد. 

گذشته ازین که گشودن کورگره جنگ و تراژدی با هزارلایه و هزاران نمودار، زمان گیر است و قریباً با محالات پهلو می زند؛ هرزمانی که به این پرسش، دست کم یک پاسخ بیش از پنجاه درصدی بی خلل پیدا شود، می توان خوشبین بود:

آیا پاکستان نسبت به افغانستان تغییراحتمالی نگاه «عمق استراتیژیک» به افغانستان، در راهبرد دگرگون شده اش مناقشه افغانستان را جدا از نزاع کشمیرتعریف می کند؟

حد اقل نخبه گان سیاسی، روشنفکری و فرهنگی رده اول کشور درداخل و خارج از کشور، حتی آنانی که بنا به ملاحظات قومی نسبت به طالبان نگاه مساعد دارند، به این پرسش پاسخ قطعاً منفی می دهند.

ازین قرار، طالب یک تاکتیک ابزار پاکستان دربرابر افغانستان است. مبرهن است که اشاره بدبینانه به مذاکرات «صلح مسلح» در دوحه، هواداران طالب و ضد طالبان خسته از جنگ و مردم عادی را خوش نیاید. اما ماهیت مذاکرات صلح انتخاباتی ترمپ و امتیازگیری پاکستان دربرهه، همین است. باخت طالبان درنشست های آتی دوحه زمانی کلید می خورد که آن ها مجبور به اعلام و مراعات آتش بس شوند.

آتش بس برای گروهی که نزدیک به سه دهه اثبات کرده است که غیراز لولۀ تفنگ و مغزمسلح همیشه جوشان، چیزی برای ارائه دادن به زنده گی و افغانستان ندارد؛ مرگ سیاسی و غروب انگیزه برای رزمیدن است؛ و سیاسی بودن مرگ طالبان، نسبتی به «طالبان افغان» ندارد. از خود صاحب دارند.