-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

یارگیری امرالله صالح و نصیحت مارشال دوستم به «برادران»

        امروز در نوزده همین سالیاد چریک کوهستان ها و صحرا ها، سه نوع گفتار به مشاهده رسید. نوع نخستینش، سراسر طلب استرحام و باج دهی لفظی برخاسته از هول و ترس از طالبان بود. این دسته سخنرانان، روح شان از تبلیغات چند سویه به نفع طالب «فتح» شده است.
سپس، امرالله صالح ( آئینه صادق وارخطایی باشگاه کوچک ارگ)، ناگهان به یادِ هیبت و صلابت احمد شاه مسعود افتاده و مجلس را حداقل نیم ساعت به تریبیون یارگیری برای حفظ درحال زوال اشرف غنی تبدیل کرد که هیچ ثمری هم نداشت.
آنکه چندی پیش جهر می زد که «جمیعتی توپ ختم شو» امروز زیرخیمه جمیعیتی ها برای اشرف غنی، پنهان گاه می پالید.
اشرف غنی به برنده شدن کرکت جشن راه می اندازد. یک روز نشده در هفته شهید، به طور زنده لااقل تسلیت و غم شریکی از زبانش شنیده شود. حالا که با طالب میانه اش برهم خورده و همزمان از سوی امریکا سه طلاقه شده، هرطرف چنگ می اندازد و به خاطر یارگیری از زبان امرالله پیام دروغین می دهد؛ پیامی که مطلق به آن عقیده ندارد.
حتی درموتر سه عراده ای ریکشای برقی با همسرش سوار می شود و کمپنی دروغین را اشتهار می کند که هیچ قطعه و بدنه اش ساخت ومال افغانستان نیست؛ مگرکسی تا کنون از مبارزه و مقاومت شکوهناک مسعود از زبان وی چیزی نشنیده است.
به نظر من، درسخنان زندۀ استاد خلیلی و مارشال دوستم، خط سرخ و مشخص ملی و اراده برای بقای افغانستان وجمهوریت برجسته بود. خلیلی اعلام کرد که طالبان، «امارت اسلامی» را فراموش کنند و افغانستان هرگز به گذشته برگشتنی نیست. این یک هشدار پایدار بود. 
مارشال دوستم درپیامش، جزیره نشین های شورای نظار و جمیعت را اندرز داده بود که وضع باریک است و با هم دست اتحاد دهند. وی تصریح کرده بود که طالب دو راه دارد؛ یا به صلح پایدار و همزیستی انسانی با مردم افغانستان تن دهند؛ یا آن که درنبرد مردم «نابود» خواهند شد.
برداشت بنده از پیام دوستم این بود که مصالحه هرگز به نتیجه نخواهد رسید. مردم برای بقای هستی خویش آماده گی داشته باشند.