-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

با زبان فارسی/دری؛هرکی درافتاد برافتاد

به قلم: عبدالحى خراسانى




دانشگاه واژه بیگانه است،اما واژه های انگریزی با رسم الخط عربی و اردو واژه بیگانه نیستند!؟شرم باد براین حماقت و جهل مرکب تان....

در تاریخ یک هزار و چهارصدساله‌ای این فلات با عظمت،بسیاری ها کمر به نابودی این زبان گهربار و فراقومی و تمدنی،بسته بودند،اما تنها نام آنهایی در تاریخ ماندگار شد:که ارزش و اعتبار این فرهنگ و تمدن را درک کردند و دست از خصومت و دشمنی کشیدند.
بدانید که سرانجام این جهل مرکب؛ثمری جز فروپاشی کامل هویت سیاسی افغانستان ندارد.
من نمی دانم به کسانی که« دانشگاه» را واژه « ایرانی» می دانند،با چه زبانی باید گفت:که زبان فارسی دارای قواعد ثابت و متغیر می باشد و این ظرفیت و انعطاف پذیری را داراست که همواره و همیشه خود را به روز بسازد.

الف
ما در جهان زبانی به نام زبان ایرانی نداریم،تا واژه ایرانی داشته باشیم،همچنانکه زبان افغانستانی نداریم،زبان خراسانی نداریم؛ در فلات ایرانشهر تمدنی و خراسان بزرگ ما یک زبان فراقومی،فراجغرافیایی،تمدنی و تاریخی داریم که به نام فارسی ( فارسی/ دری،پارسی،فارسی میانه)یاد می شود،این زبان از بخارا تا هریوا و از گنجه تا شیراز دارای دستور واحد نگارش می باشد.

ب
ما دارای لهجه های فراوان در زبان فارسی هستیم،که شاید به بیش از یک صد لهجه گویشی برسد،مانندلهجه های: سمرقندی،بلخی،دروازی،تهرانی،هراتی،مشهدی،شیرازی،بخارایی،کاشغری،گنجه یی،تبریزی و دهها لهجه دیگر ....
در تمام این لهجه ها از اعراب تلفظ که بگذریم؛ لغات،واژه ها ،ترکیبات و اساسات عروض و قافیه و جمع و غیره ...یکسان و واحد می باشد.

ج
قوانین صنعت ادب زبان فارسی و داستان پسوند: «گاه» حداقل بیش از هزارسال سابقه تاریخی دارد.
علامت اسم زمان و علامت اسم مکان که در آخر کلمه می آید،مانند:شامگاه،سحرگاه و آرامگاه،قدمگاه،نه ساخته هویت سیاسی ایران،بلکه ساخته ی بزرگترین نویسندگان،ادیبان و مؤرخین خراسان می باشد:
به تاریخ بیهقی توجه کنید،تا دلتان بخواهد از این مثالها و نمونه ها دارد،حتماً می دانید که تاریخ در عصر امپراطوری غزنویان برشته تحریر درآمده است.
«بهارگاه،چاشتگاه،گریزگاه،شکارگاه،لشکرگاه،آرامگاه،قدمگاه ......»

ترکیب اسم مکان در چهارمقاله عروضی سمرقندی: اسم مکان در چهارمقاله سمرقندی 
«کمینگاه ، رزمگاه ، بزمگاه ، جایگاه ، پایگاه و دها واژه دیگر»

واژه مقدس و مبارک دانشگاه با رعایت همین قواعد ساخته شده است.
دانش+گاه =دانشگاه.
آیا مولانا و سنایی هم ایرانی بودند که این ترکیبات با پسوند گاه را به کار برده اند:
ور همی دانی که منزلگاه حق جز عرش نیست
پس مهار اشتر کشیدن در بیابان شرط نیست
سنایی 
ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو
در سجودافتادگان و منتظر مر بار را
مولانا 
فردوسی که شاهنامه را تقدیم سلطان محمود نمود،بیش صد ها واژه با پسوند گاه دارد:
بدان جایگه بودش آرامگاه
نکردی ز بیمش برو دیو راه
فردوسی 
کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه
فردوسی 
بدید این دل درون دل بهاری
سحرگه دید طرفه مرغزاری
در او آرامگاه جان عاشق
در او بوس و کنار بی‌کناری
مولانا 
این قاعده در زبان فارسی بسیار گسترده و پر کاربرد می باشد،پسوند گاه با ترکیب واژه های عربی و فارسی،هزاران مرکب ایجاد گردیده است.
مصدر ثلاثی مجرد+ گاه، مانند:
رصدگاه ،حرمگاه و عبادتگاه 
مصدر ثلاثی مزید+ گاه، مانند:
اقامتگاه، استراحتگاه 
د
بدانیدکه سرانجام این جهل مرکب؛ثمری جز فروپاشی کامل هویت سیاسی افغانستان ندارد.
یک گوساله نوشته است« دبیرستان هم کلمه ایرانی است»، من به این کاشف عزیز و تمام آنهاییکه چنین فکر می نمایند، پیشنهاد می کنم،حداقل این کتاب گرانسنگ تاریخ بیهقی را مطالعه بفرمایید،لابد این سلطان مسعود غزنوی بدبخت هم ایرانی بوده است؟
«امیر ماضی، انارالله برهانه، ما را چون کودک بودیم، چگونه عزیز و گرامی داشت، و برهمه فرزندان اختیار کرد؛ و پس چون از دبیرستان برخاستیم، و مدّتی برآمد، در سنۀ ستّ و اربعمأه (406) ما را ولیعهد خویش »کرد...."تاریخ بیهقی ،از زبان سلطان مسعود غزنوی ص ۱۳۳
این واژه تماماً در تاریخ بیهقی استعمال شده است.
لشکرگاه،گذرگاه،ریارتگاه،عیدگاه،قدمگاه،نظرگاه،آرگاه وبارگاه،عشرتگاه ،کازرگاه و صد ها کلمه دیگر...