-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۱۰, پنجشنبه

فارسی ستیزی و پشتو گرایی دو دلیل نهان و آشکار ایجاد گردونه شکنی به نام فرهنگ ستان (آکادمی علوم).

 

نوشته ی محمد عثمان نجیب

از محمود طرزی تا آقای رشتین و از آقای عبدالحی حبیبی تا یک کارمند عادی زبان پشتو همه جعل و دروغ آفریده اند.



چنانی که تاریخ بیان می کند و همه ی ما متناسب به عمر و مطالعات مان می دانیم، زبان پشتو بیشتر به وام ها و سرقت های ادبی و تحمیلی بالای مردم و جامعه و زبان فارسی دری وابسته است تا یک پویش و گویش علمی و دستوری استوار بر پژوهش و ابتکار مدافعان کاذب آن. هر زبانی پیشینه ی روشن و دلایل منطقی و با ثبوت از کهن باری خود دارد. الف بای معین آثار پسندیده و تایید شده ی معین و باستانی علمی، دستور زبان، گرامر زبان و اعداد شمارش معین.

در بسا موارد این زبان ها هم مانندی هایی با زبان های دیگر دارند که با شهامت آن را می پذیرید.

به (سبیل مثال)، من هر دو واژه ی عربی داخل قوس  را در همین لحظه جا گزین واژه ی (مانند) کردم. هیچ گاه هم پافشاری نه دارم و اسلحه بر نه می دارم که نه این ها مربوط زبان مادری من هستند. اما سوگ مندانه حتا خردمندان قلم به دست زبان پشتو از روی شتاب زده گی احساسی، از مرز عقل عبور کرده و هی هی چرند می سرآیند.

اگر مجال واکاوی در این بخش یافتم یا در بخش های دیگر، روشن می سازم که در کم تر از یک صفحه و نیمی یک پیش نویس پشتو آن هم قاموس، همه واژه ها وام زبان فارسی و عربی اند و نام او را قاموس گذاشته اند که خود ریشه ی عربی دارد.. 

فرهنگ ستان ملی افغانستان نه برای نیت خیر که برای آفرینش هر چی شر است تا این حال طی طریق کرده است. 

این جا شما را به خوانش روایت  یک پژوهش دعوت می کنم که مصداق خوبی برای برتری جویی زبان پشتو است.

کما این که دیدگاه محمود طرزی در باره ی سعی برای تاج سر شدن زبان پشتو را کهن یادی ما هرگز فراموش نه می کند. 

و پس از آن در سال ۱۳۴۳ حکم روایی شاه نادان دارالسلطنه، اقدامات آقای رشتیا و هم باوران وی برای تلاش ناکام رسمی شدن تنهای زبان پشتو در افغانستان  کماکان در بایگانی های تاریخ است که خوش بختانه با مقاومت وکلای فارسی زبان و دیگر اقوام مجلس آن زمان رو به و به شکست مواجه شد.

یا ادعای مضحکه بار آقای عبدالحی حبیبی به عنوان یک دانش مند اما با عقده، در مورد دریافت کتاب ( گنجینه ی پنهان ) پته خزانه همه آشنا هستیم. 

که بعدن در مورد می پردازم.

در نتیجه ی چنین برتری جویی های زبانی از بی زبانی حاکمان قدرت کشوری بود که افغانستان از دریچه ی فرهنگی با جهان خارج بسیار بی نفس و ضعیف جلوه می کرد.

با مطالعات کارشناسی می یابیم. که پیشا ایجاد و 

 توسعه ی نهادی به نام  آکادمی علوم افغانستان، فعالیت‌ های فرهنگی از نشانی های جداگانه ی فرهنگی صورت می‌گرفت. 

این نهادها تنها کار بخصوص خویش را به پیش می‌برد و ترکیبی بودند به این شرح:

در سال ۱۳۰۱ خورشیدی برای نخستین بار در افغانستان نهاد «پشتو مرکه» (انجمن ادبی پشتو) در چهارچوب وزارت معارف افغانستان (وزارت آموزش و پرورش) تأسیس گردید.

در سال ۱۳۱۰ خ. انجمن ادبی کابل تأسیس گردید.

در سال ۱۳۱۱ خ. انجمن ادبی هرات و قندهار تأسیس گردید که انجمن ادبی هرات هنوز هم فعالیت دارد.

در سال ۱۳۱۶ خ. انجمن ادبی کابل و قندهار با پشتو مرکه ادغام گردید و به نام «پشتو تولُنه» (فرهنگستان پشتو) در چهارچوب وزارت معارف افغانستان تأسیس شد. مجلهٔ کابل به حیث ارگان تحقیقاتی این نهاد بچاپ می‌رسید.

در سال ۱۳۲۱ خ. انجمن تاریخ در چهارچوب وزارت معارف تأسیس گردید، که مجله آریانا و افغانستان ارگان نشراتی این نهاد بودند.

در سال ۱۳۲۷ خ. انجمن دائرةالمعارف در چهارچوب وزارت معارف تأسیس شد که انجمن در سال ۱۳۴۴ خ. در چهارچوب وزارت اطلاعات و فرهنگ و در سال ۱۳۵۷ خ. با آکادمی علوم افغانستان مدغم شد.

در سال ۱۳۳۴ خ. مرکز بین‌المللی کوشانی در چهارچوب یونسکو ایجاد و ثبت گردید.

در سال ۱۳۴۶ خ. انجمن باستان‌شناسان در چهارچوب وزارت اطلاعات تأسیس گردید. پس از ۱۳۶۱ خ. به آکادمی پیوست پس از ۱۳۸۱ خ. متعلق به وزارت اطلاعات و فرهنگ گردید.

در سال ۱۳۵۴ خ. مرکز تحقیقاتی زبان پشتو ایجاد گردید که ارگان نشراتی آن مجله پشتو بود که به زبان‌های یونسکو بچاپ می‌رسید. در ۲ حمل (فروردین) سال ۱۳۴۹ خ. پس از فرمان شاه آکادمی تأسیس شد.

در سال ۱۳۵۷ خ. اداره مستقل و نهاد علمی قبول شد. با رشد سطح تحقیقات‌های علمی در وزارت بانوان، معارف (آموزش و پرورش)، تحصیلات عالی، وزارت اطلاعات و فرهنگ، مراکز تحقیقات اسلامی، دانشگاه اسلامی، ریاست سروی (Survey/نقشه‌برداری) معادن، انستیتوت تحقیقات زراعتی (کشاورزی)، انستیتوت طب (پزشکی) کابل، ادارهٔ انکشاف صنایع دستی و دیگر نهادها بنا به ضرورت وقت ایجاد گردیده اما صلاحیت کشوری نه داشتند. اکنون آکادمی چنین صلاحیتی را دارد

شما مواد ا، ۴ و ۹ گزارش بالا را با دقت مرور کنید.

بدو‌ن هیچ مشکلی می یابید که هدف تضعیف زبان فارسی دری و تقویت اجباری زبان پشتوی افغانستانی است. که خوش بختانه کارگر نه بوده و نه خواهد بود. اما بی اثر گزاری منفی هم نه بوده است.

برنامه ی فارسی ستیزی چنان مداوم و مدون و بدون تغییر بوده که مرز دیورند برای پاکستانی ها.

تمام رژیم های موافق و مخالف یک حزب سیاسی در پاکستان برای دید یک سان مرز دیورند یکی از دگر گوی سبقت جسته اند و این روال ادامه دارد.

حالا ببینید که بر عکس روی کرد جهانی، القاب علمی افراد توسط دولت ها اعطا می شود.

و طبعی است که افراد اول مملکت در آن دخیل اند.

فکر کنید، ملا عمر، ملا کرزی و ملا غنی چی گونه ؟تشخیص اهلیت یک کاندید آکادمسین و یا استاد و پروفسور، استاد یاران درجه دار و دیگران را می دهند که خود علمی نه دارند...

ادامه دارد...