-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۷, چهارشنبه

خلیلزاد و دکترعبدالله هردو یکی اند؛ لازم و ملزوم یک پروژۀ امریکایی

عبدالله پیمان

 همه می دانیم در پروژه مذاکرات آمریکا با طالبان دولت افغانستان به ویژه داکتر عبدالله به عنوان نماینده حوزه مقاومت عملا حضور و مشارکت داشت. یا به عبارت دیگر پروژه مذاکره یک مثلث بود؛ مثلثی متشکل از آمریکا، طالب و دولت (داکتر عبدالله). بدون وجود داکتر عبدالله به عنوان یک ضلع این مثلث، ممکن نبود پروژه گفتگوها کلید بخورد و به ثمر برسد. 

مسلماً نماینده آمریکا خلیلزاد بود و است؛ وی گزارش جزییات بحث هایی را که با نمایندگان طالبان در قطر انجام می داد، به زبان فارسی تقدیم داکتر عبدالله می کرد و از او به فارسی می شنید!. او گام به گام داکتر عبدالله را در جریان تحولات مذاکرات می گذاشت و نظریات اورا با خود به دوحه می برد و طلاب را از مواضع وی آگاه می کرد. در طی هیجده ماه مذاکرات آمریکا با طالبان و رفت آمدهای خلیلزاد به کابل و دوحه، داکتر عبدالله همواره به کسانی که از حوزه مقاومت نزد او مراجعه می کردند تا از تحولات پشت پرده مذاکرات چیزی بشنوند، می گفت که شما تشویش نکنید، روند مذاکرات دارد خوب پیش می رود، صلح آمدنی ست و منافع مردم ما در آن تامین خواهد شد. او با مهارتی که در گفتار استعاره ای و بیان سمبولیک و متشابه دارد، هیچ گاهی مراجعه کنندگان را در معرض اطلاعات ریز و دقیق قرار نمی داد و آنها را از کم و کیف تحولات میز گفتگوها آگاه نمی کرد.

 او همواره جد و جهد می ورزید تا چیزهایی را از تیررس فهم مردم پنهان کند که طی یک و نیم ماه آخر در دوحه آفتابی شده اند و افکار عمومی به کنه آنها اشراف یافته است. حالا سوال این است، این آقایی که دو بار به سود اشرف غنی انصراف داد و سه بار نتیجه تقلبی انتخابات را مشروعیت بخشید و در فرآیند تلاش های تقلب سالاران برای شکست دموکراسی در کشور مشارکت ورزید، چرا نخواست جزییات مذاکرات اش را با خلیلزاد و ملا برادر، به بخش بزرگی از نخبگان فرهنگی و سیاسی حوزه ما انتقال بدهد و رای کارشناسی آنها را در باب ماهیت گفتگوها و توافق حاصل کند؟. 

نوت: امیدوارم برخی از دوستان من که در کشتی او سوار اند و من خیلی آنها را دوست می دارم، از این نقد رنجور نشوند و به پرسش من پاسخی آرام و مستدل و معطوف به امور واقع ارائه بدارند.