-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۱۴, دوشنبه

پاسخ به فهیم کوهدامنی


اشاره: نوشتۀ جنیدالله عینی درپیوند به بحث فهیم کوهدامنی که از نخبه گان بدخشان انتقاد شده بود.



 امروز نوشته‌ای از قلم آقای فهیم کوهدامنی در پیوند به خاموشی جوانان بدخشان در برابر تروریست‌پروری و جنگ‌افروزی سیاستمداران پولدار و  قدرتمندِ کابل‌نشین بدخشانی، تحت عنوانِ "بدخشان را کابل‌نشینان به کام طالب می‌سپارند" مطالعه کردم.

من در این نوشتار، در پیوند به چیدمان لفظی نوشته‌ی جناب کوهدامنی ملاحظاتم را نمی‌نویسم و تنها به پیام و اعتراضی که در این نوشته‌ی بیدارگرانه عنوان شده است به گونه‌ی کوتاه دیدگاهم را در دو بخش عنوان می‌کنم.

نخست؛ جناب کوهدامنی به نکته‌ی مهم و حقیقت تلخی انگشت انتقاد گذاشته است. در همسویی با دیگاه عنوان شده از سوی جناب کوهدامنی باید گفت که اکثرِ افراد پولدار، قدرتمند و راه‌یافته به مدارج عالی نهادهای دولتی که فرزندان ناخلف مردم بدخشان‌اند، در یک رقابتِ نامشروع و سودجویانه، از گروه‌های مسلح جنایتکار، طالبان، داعشیان، رهزنان، قاچاقبران و اختطافچیان به گونه‌ی آشکار و‌ پنهان بی‌شرمانه دفاع و پشتیبانی می‌کنند.

شماری از این قدرتمندان کابل‌نشین با توزیع اسلحه و ایجاد گروه‌های مسلح در ناامن‌سازی بدخشان نقش انکارناپذیری دارند و نهادهای کشفی و استخباراتی نیز از این جنایت نابخشیدنی آنان اطلاعات دقیقی در دست دارند.

با این‌وصف، به دلایل نامعلومی در برابر این جنایت ویرانگرانه و سیستماتیک سکوت اختیار می‌کنند و در برخی موارد در فرایند مسلح‌سازی جنایتکاران و قاچاقبران و اختطافچیان نقشِ آتش‌بیار تنور معرکه را نیز فعالانه ایفا می‌کنند.

من با این دیدگاه آقای کوهدامنی کاملا موافقم که شوربختانه نسل جوان و تحصل‌یافته و عدالتخواه بدخشان به دلایل نامعلومی در برابر مافیای سیاسی کابل‌نشین بدخشانی مهر سکوت بر زبانِ خامه‌های خویش افگنده و از بلند کردن درفش اعتراض، اعتنا می‌کنند و می‌هراسند.

هیچ بدخشانی باوجدانی نمی‌تواند انکار کند که از میان حدود پنجاه نفر از قدرتمتدان بدخشانی که مالک ثروت‌های نجومی به دست آمده از قاچاق مواد مخدر و چپاولگری و پیوستن و راه‌یافتن به نهانخانه‌ی اصلی قدرت دولتی، شده‌اند، در متشنج‌کردن اوضاع امنیتی بدخشان نقش ویرانگرتر از داعشیان و طالبان دارند. با این‌حال، من نیز مانند آقای کوهدامنی نمی‌دانم چرا جوانان بیدار، آزاده و عدالتخواه بدخشان با برگزاری همایش‌های اعتراضی و دادخواهانه و نشر مقالات افشاگرانه در برابر این قدرتمندان پول‌پرست و جنایت‌پیشه‌ی کابل‌نشین اعتراض و قیام نمی‌کنند.

دو؛ کمک به طالب و داعش و جنگ‌افروزی قدرتمندان کابل‌نشین به بدخشانی‌ها خلاصه نمی‌شود. منطقی‌ترین بخش سخنان آقای کوهدامنی آدرس دادن ریشه‌های جنگ به کابل است. بلی، جنگ بدخشان ریشه در کابل و فراتر از کابل دارد. جنگ بدخشان در آغاز جنگ تصاحب معدن لاجورد و دیگر معدن‌های بزرگ بدخشان بود که تعدادی از زورمندانِ حریص از کابل آن را کنترول و هدایت می‌کردند. وقتی نیروهای دهشت‌افگن متوجه این ضعف مشهود گردیدند، بی‌درنگ به پایگاه‌سازی و جلب  و جذب افراد اماده‌ی جنگ و شورشگری پرداختند و همین اکنون بدخشان به مرکز تجمع تندروترین جنگجویان داخلی و تروریست‌های خارجی تبدیل گردیده است. 

اینجا می‌خواهم به آقای کوهدامنی تذکر بدهم که انجام اعمال تخریب‌کارانه و کارهای خلاف مصالح و منافع عامه، برای بزرگان کابل‌نشین در سطح افغانستان عمومیت دارد. مثلا همین شمالی بزرگ را به گونه‌ی نمونه مثال می‌زنم که بزرگ‌ترین پایگاه نیروهای بین‌المللی در قلب آن یعنی بگرام موقعیت دارد و  صدها قوماندان و نیمچه‌قوماندان ضد طالب از دامنش قد بلند کرده‌اند.  شمالی در یک قدمی کابل پایتخت افغانستان موقعیت دارد. اراضی و جغرافیای چندان  پیچیده‌یی هم ندارد؛ هیچ داعشی و طالب خارجی هم در اینجا دیده نشده است، اما طالب‌های محلی و بومی هر روز در بیخ گوش مقامات پر ادعایی که عنوان و لقب رهبری "شورای شمالی بزرگ" یدک می‌کشند، قدرت‌نمایی می‌کنند؛ امنیت شاهراه شمال را بر هم می‌زنند؛ اکثریت اختطاف‌ها و دزدی‌ها و جرایم سازمان‌یافته نیز به نحوی به این منطقه و مردمانش ارتباط می‌گیرد .

حالا این پرسش را از آقای کوهدامنی مطرح می‌کنم که جوانان آگاه و نویسنده‌ی شمالی بزرگ چرا مهرِ سکوت برلب زده‌اند و در برابر قدرتمندان کابل‌نشین شمالی بزرگ اعتراض نمی‌کنند؟ امیدوارم جناب کوهدامنی در این فصل و باب نیز پرسش‌ها و نگرانی‌های خویش را جسورانه عنوان کند.

و حرف آخر این‌که برای ارایه‌ی پاسخ درست و‌ مقنع به نگرانی‌ها و پرسش‌های آقای کوهدامنی در پیوند به اوضاع امنیتی بدخشان، آسان‌ترین طریقه ایجاد کانون بزرگ اعتراض و دادخواهی و برگزاری همایش‌های حق‌طلبانه در شهر کابل و درخواست بررسی این فاجعه‌‌ی ریشه‌دار و متدوام در بدخشان است که اگر زودتر ریشه‌کاوی و راهکارهای مناسبی برای مقابله با آن پیدا و روی دست گرفته نشود، دیری نخواهد‌ گذشت که بدخشان به سنگر تسخیرناپذیر تروریستان‌ مبدل خواهد شد و مردم بدخشان به هیمه‌ی خشک این تنور آتشزا تبدیل خواهند شد.