-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۲۴, پنجشنبه

درنگی بر رمان شگفت انگیز «قمارباز»



ستارسیرت یاوز

 قمارباز، یادداشت‌های جوانی است به نام الکسی ایوانویچ که معلم خانگی اطفال‌ یک جنرالی روسی است. جنرال ثروت خود را از دست داده و اکنون مبلغ قابل توجهی به یک فرانسوی قرضدار است و تنها امید او برای پرداخت این قرض، ارثی است که در صورت مرگ مادربزرگ به او خواهد رسید اما با آمدن مادربزرگ همه چیز برهم میخورد و تغییر میکند...

در این داستان کراکتر الکسی عاشق دختر جنرال یعنی پولینا است و به درخواست او وارد بازیِ قمار می‌شود تا پولی را که او احتیاج دارد فراهم کند. این، شروعِ اعتیاد الکسی به قمار می‌شود و تا جایی پیش می‌رود که به یک قمارباز حرفه‌ای تبدیل می‌شود. در قمارباز هیچ چیز آن‌طور که انتظار می‌رود پیش نمی‌رود و بازیِ قمار، مسیر هر کدام از افراد را تغییر میدهد...

در اصل زندگی یک قمار به تمام معناست چون نمیتوانی دقیقا حدس بزنی آخرش چی میشود، حتی آشنایی با تمام آدم هایی که سر راهت قرار میگیرند هم یک نوع قمارهست. اینها چیزهایی هست که حین خواندن قمارباز برای تان یادآوری میشود. اگر دنبال کتابی از نویسنده ی بزرگ داستایوفسکی هستید که هم با سبک نوشتن این نویسنده آشنا شوید و هم درک آن دشوار نباشد قمار باز یکی از بهترین گزینه هاست. داستایوفسکی این کتاب را بر اساس زندگی شخصی و تجربه های تلخش نوشته تجربه هایی که همه ناشی از عشقش به قمار بوده...‌

داستایوفسکی در قمارباز به انتقاد قمار و اثرات مخربش بر زندگی نیز پرداخته و کار نوشتن این کتاب رو در کمتر از یک ماه به پایان رسانده است...

در ظاهر متن و روند داستان بسیار ساده هست اما باید در تمام اتفاقات و شخصیت ها دقیق شد تا پیام اصلی کتاب رو درک کرد؛ پیامی که میگوید حواست باشد چرخ زندگی مثل رولت قمار میچرخد...

اسم داستان: قمارباز

تعداد صفحه: 174

سال تالیف: 1866