-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۱۵, سه‌شنبه

ترخیص احتمالی اشرف غنی دردوحه، کاردفاع را سخت می کند




شماری گمانه زنی دارند که اشرف غنی به وسیله خلیلزاد و اسکات میلر، ممکن است به جبر، تسلیم خواسته های حداکثری طالبان و امریکا شود. ظاهراْ تلاش برین است که آتش بس ( هرچند مؤقت) را به قیمت گزافی بالای وی بفروشند. در بدل آتش بس، که فایدۀ اصلی اش به سبد انتخاباتی ترمپ می ریزد؛ از غنی چه مطالبه دارند؟

 یک گزینه این است که مشارالیه به خلع حکومت جمهوری و آمدن حکومت عبوری رضا دهد؛ تا در عوض، کیمیای آتش بس فراچنگ آید. اگر چنین شود، راه حل، نا پدید ترو طالبان، جری ترمی شوند. راه حل طالبی، جز برای خودش به هیچ کس دیگری راه حل نیست؛ ظل حاکمیت شرعی پاکستان است.

درثانی، اشرف غنی شیر خانه و روبای بیرون است، آفتابش به لب بام رسیده و چیزی برای از دست دادن ندارد. با آن هم، بعید است درنقش امیرعبدالرحمن خان دوم ظاهر شده و امضاء عبث بر ورقی بگذارد که سرزمین های این سوی «دیورند» را درمحضر خلیلزاد به وارث بریتانیا ( پاکستان) واگذارد. عبث به خاطر این که، افغانستان امروز ملک طلق غنی نیست؛ او خودش آمده از جای دیگر است. مردم افغانستان، تا کنون دربرابر طالب ایستاده گی کرده و آنان را در گسترۀ بومی مرز ها تارانیده است.

اما ترخیص استعجالی غنی ازصحنۀ قدرت، کار مقاومت ملی برای دفاع از افغانستان را درموجی از هرج ومرج فرو می برد. پروژۀ خلیلزاد، صف وسیعی از خائنان «نخبه» و معامله گرانی را که دردو دهۀ پسین، هیچ وظیفه ای جز پهره داری از سرمایه های دزدی شان ندارند؛ به کار گرفته است. درین صورت، تا دامنه گیری منظم مقاومت ملی و حداقل تا نخستین ضربت زنی کمرشکن جنگی بر طالبان، که سبب برهم زنی محاسبات پاکستان و امریکا شود؛ استخوان شکنی وصف شکنی گسترده ای را شاهد خواهیم بود. گویا تقدیر این جئوپلتیک، همین سان رقم خورده است.