-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۱۴, دوشنبه

آکادمی علوم مهدی برای دروغ بافی های تباری.




نوشته ی محمد عثمان نجیب

بخش پنجم:

گزارشنامه افغانستان: مسوولیت همه ای آن چه درین متن وپاره های الحاقی آن مورد بحث قرار گرفته، به دوش نویسنده می باشد.



استاد عبدالحی حبیبی در 33 ساله گی برابر 215 سال و تا امروز نزدیک به 300 سال دروغ گفته و بی محاسبه ی پی آیند های آن حد اقل چهار نسل گذشته و حال ما را کودن معرفی کرده اند. 

اگر حد اوسط طول عمر در کشور را که آن گاه افغانستان هم نام نه داشته است،  70 سال فرض کنیم  همان چهار نسل و اندی بیشتر می شوند.

گاه تولد استاد عبدالحی حبیبی. 1289 خورشیدی برابر 1910میلادی وانمود شده است.

زمانی که پته خزانه را کشف کردند اواخر سده ی  میانه و ختم دوران زمام داری هو‌تکی ها بوده. حالا معلوم نیست چگونه؟ موفق به کشف هم چو گنجی شده اند که 3 نسل پیش از آن ها نه توانستند موفقیتی با چنین بزرگی را نصیب شوند. یا چی کسی؟ 215  سال انتظار کشیده تا پدر محترم استاد حبیبی تولد و جوان شده و عروسی کنند و ثمره ی ازدواج شان فرزندی به نام عبدالحی باشد و هنوز هم دیده به راه باشد که این فرزند به جوانی و بلاغت فکری برسد و در 33 یا 34 ساله گی این کتاب بی سر و ته را به ایشان بسپارد که نه نام آن مسما به خودش است نه محتوای آن. 

استاد گرامی ما در 33 سال عمر شان برابر  215 سال دروغ گفته اند که و در هر سال عمر شان 6515 بار و در هر ماه عمر شان برابر 544, 91 و در هر روز عمر شان نزدیک به 18 بار دروغ گفته اند. البته به محضی که تولد شدند، اولین روز تولد شان به جای گریه کردن نوزادی 18 دروغ منتسب به پته خزانه بوده است. بعد از  دوصد و پانزده سال تا امروز را خود شما محاسبه کنید.

کهن نگاری ها نشان می دهند که تاریخ گویا نوشته شدن  پته خزانه ی کشف شده توسط استاد حبیبی 1729 میلادی برابر به 1142 هجری قمری است.

پرسش این است که در بیشتر از 215 سال حاکمیت های مختلف از خلفای راشدین تا افشاریان و شروع دوران معاصر از سلسله ی درانی ها تا آخرین شاه و رییس جمهور بارکزایی ها ( داود خان ), حتا یک آدم عاقلی پیدا نه شد که این پته خزانه را معرفی کند؟  یعنی واقعن همه هیچ بودند و هیچ؟

پرسش دیگر این است که استاد حبیبی چرا؟ کلمه ی کشف کرده یا به دست شان افتاده را در مورد این گهر نایاب به کار برده اند.

مسلم است که استاد حبیبی زمین را حفاری نه کرده اند و از آسمان هم به دست شان نیافتاده است. به صورت قطع باید نام شخص گاه و جاه آن را در خاطرات خود یاد می کردند که نه کردند.

آیا استاد غیر از پته خزانه کدام اثر دیگری هم کشف کرده اند؟

استاد نه گفته اند که در زمان هوتکیان زبان در باری چی بوده؟ 

مگر دوره ی انحطاط فرهنگی گذرای آن زمان ها را نه خوانده لید؟

در صورتی که پته خزانه سال 1142هجری قمری  نوشته شده، الف بای پشتو در کدام زمان ابداع گریده است؟

این هم ناممکن است که در آن مدت طولانی هیچ اثر مماثل و یا گرینه ی دیگری مثلن به فارسی دری  نشر نه شده باشد، چون زبان رسمی پشتو و دری بوده. البته زبان پشتو تنها کاربر گویشی داشته و زبان فارسی دری هم گویشی و هم نوشتاری بوده است.

 اسناد حتمی این کتاب را به صورت دقیق و نقد گونه مطالعه کرده بودند چرا علت نام گزاری پته خزانه را از سوی نویسنده ی بالای این کتاب توضیح نه داده یا مشخص نه گفته اند که نویسنده ی حقیقی اگر وجود داشته کی بوده است؟

چرا زبان پشتو آن قدر ها غریب و تهی از نام و واژه است که برای نام گزاری ی اولین اثر خود از زبان بی گانه ی عربی آن هم به گونه ی غلط استفاده کرده است؟

پته ریشه ی پهلوی داشته و مشتقی از پتت است که توبه و استغفار و پشیمانی معنا دارد و صدور اجازه نامه یا گواهی نامه را هم معنا می دهد.  

بخش ششم و نهایی!
 آکادمی علوم منجنیق پرتاب استبداد بر ضد فارسی.

اگر با فارسی در ستیز هستید، پسوند ستان را چگونه در نام افغانستان تحمل کردید؟ باید معادل افغان یک پسوند پشتو به آن دست و پا می کردید.
هیچ استادی، هیچ مدیری، هیچ کاندید یا خود آکادمسین از زبان فارسی دری قابل بخشش نیستند ولو اگر تا ثریا کتاب نوشته باشند و تا مهتاب علم اندوخته باشند.
این مرکز قاموسی را در چهار جلد نوشته و به نام قاموس پشتو نشر  نشر کرده است.
سراپای این کتاب از پوش اول تا پشتی آخر واژه فارسی، عربی و انگلیسی و فرانسه وی است.
به مشکل می تونیم در هر چهار جلد کتاب صد واژه ی  ناب پشتو بیاییم.
پرسش این جاست که قدامت رسمی کاربرد زبان پشتو که هیچ چیزی جز تقلید و برگردان نامأنوس دگر زبان ها به پشتو چیزی در آن دیده نه می شود.
من در کم تر از یک صفحه و نیمی از قاموس پشتو بالاتر از پنجاه مورد واژه های غیر پشتو یافتم، مثلن:

تشریح، قاموس، ادبیات، مرکز، چاپ، نیک، انسان، فرهنگ، ادا، فعال، هنر، ادیره، علم. دوست، سفارت، وزارت، دفتر، کتاب، دوام، عملی، صوتی، تصویر، اسناد، پروژی، متخصص، جریده،اکادمی، به روش نگارش خود شان، صادق، ضرر، ظالم، قبال، سبا، ثابت، فکر، موجود، طبیعی، اجتماعی، بشری، آباده، شیرازه، زمانی، جاری همه و در یک مقدمه ی عربی یا فارسی یا انگلیسی و فرانسه وی فارسی. شده ).
همه استادان محترم از اقوام دیگر که در این فرهنگ ستان سمت رهبری یا عضویت را داشتند، خاموشانه و جبونانه تن به پذیرش محو گام به گام زبان فارسی و دگر زبان به نفع زبان پشتو شدند. 
معنای این عقب گردی منفعتی شخصیت محور، جز خیانت  چی می تواند باشد؟
برای آن که یک لقب کذایی اکادمسین یا کاندید آکادمسین را دریافت کنند، خمی به ابرو نه آوردند. 
حالا کسی جواب بدهد با وجود آن که حد اقل در زمان ظاهر شاه زبان فارسی و پشتو به عنوان زبان های رسمی پذیرفته شده بودند، چرا برای تقویت زبان پشتو در تضعیف زبان دری کوشش به عمل آمده که اگر ریشه ی خود زبان فارسی قوت نه می داشت تن و ساقه و شاخه های او را برانداخته بودند.
ما هیچ گاه یک مصوبه ملی و پذیرفته شده به نام مصطلحات ملی نه داریم که کدام مجلس بزرگی از ملت آن را پاس کرده باشد. همه تغیرات زبانی رسمی برعلیه دری فقط به احکام های حاکمان قدرت صورت گرفته است.
القاب علمی, القاب، مسلکی دانش سرایی و دانش گاهی، همه و همه بیشتر طی چهار یا پنج دهه ی اخیر علیه زبان فارسی کاربرد داشته اند.
به دلیل این زبان پشتو در آن زمان ها متن نویسی نوشتاری نه داشته است.
چی کسی جواب می دهد که پیشا تغیر این القاب به پشتو آن همه زحماتی را که عالمان و دانشمندان فارسی کشیده بودند کجا رفتند و چرا؟ لازم بود برای رسمیت بخشیدن متعادل و برابر هر دو زبان فارسی و پشتو اقدامات برابر صورت می گرفت.
القاب علمی و مسلکی قبل از ایجاد این مرکز تعصب فرتوت همه فارسی بودند.که حالا به پشتو برگردانده شده است.
من این یادداشت را از حساب کاربری آکادمی علوم!؟گرفته ام.‌ و در تکمیل مقاله ها از ویکی‌پدیا و معلومات های جانبی، فرهنگ های مختلف فارسی استفاده کرده ام. 



در افغانستان در مؤسسات علمی به منظور آسان ساختن تفکیک و تشخیص سطح آگاهی افراد رتبه علمی یا القاب از طرف دولت اعطا می‌شود. رتبه‌های علمی علاوه بر شخصیت تفاوت در درآمد مالی نیز وارد می‌کند. رتبه‌های علمی مهم در کشور قرار ذیل‌اند:
القاب علمی در دانشگاه‌

این القاب به زبان پشتو هستند:
1. پوهیالی (استادیار درجهٔ سوم): از نامزد پوهیالی به پوهیالی سپری نمودن یک سال پس از شامل شدن در کادر علمی پوهنزی می‌باشد.
2. نامزد پوهَنیار: از پوهیالی به نامزد پوهنیار یک سمینار یا یک دوره معین را باید سپری کند.
3. پوهَنیار (استادیار درجهٔ دوم): یک دوره معین را باید سپری کند یا کسانی که ماستری (کارشناسی ارشد) بدست بیاورد.
4. پوهَنیار به نامزد پوهَنمَل: رتبه دکترا؛ کسانی که مدرک دکترا خویش را بدست می‌آورند پس از کمیسون وزارت تحصیلات عالی این القاب را حاصل می‌کند. نامبرده باید یک اثر علمی تحریر کند و این اثر از یک کمیته موظف سپری شود.
5. از نامزد پوهَنمل به پوهَنمَل (استادیار درجهٔ یکم): یک سمینار یا یک دوره محدود یک سال را باید سپری کند.
6. از پوهَنمَل به پوهَندوی (دانشیار درجهٔ دوم): یک اثر علمی را تحریر کند و این اثر توسط ۳ نفر پوهاند (پروفسور) مورد تأیید قرار گیرد موصوف سمینار با شرکت استادان و دانشجویان دایر کند. کاندید با به سؤالات جواب مقنع داده باشد و در اخیر از طرف کمیته موظف قبول شود.
7. از پوهَندوی به پوهنوال (دانشیار درجهٔ یکم): یک اثر علمی را تحریر کند و این اثر توسط ۳ نفر پوهاند پس از سپری نمودن موفقانه سمینار قبول شود. در سمینار استادان و محصلین شرکت نمایند. کاندید با به سؤالات جواب درست ارائه کند و در اخیر از طرف کمیته موظف باید مورد تأیید قرار گیرد.
8. از پوهنوال به پوهاند (استاد یا پروفسور): یک اثر علمی را تحریر کند و این اثر توسط ۳ نفر پوهاند پس از سپری نمودن موفقانه سمینار قبول شود. در سمینار استادان و محصلین شرکت نمایند. کاندید با به سؤالات جواب درست ارائه کند و در اخیر از طرف کمیته موظف باید مورد تأیید قرار گیرد. پوهاند معادل پروفسوراست.
القاب یا رتبه علمی در مؤسسات عالی تحقیقاتی

شمار زیادی مؤسسات تعلیمی و مؤسسات عالی تحقیقاتی در افغانستان وجود دارد که می‌توان از مؤسسه تحقیقاتی پوهنتون اسلامی، انستیتیوت تحقیقاتی نباتی، مرکز تحقیقاتی افغانستان‌شناسی وغیره. در مؤسسات تحقیقاتی محقق و سر محقق القاب‌گذاری شده‌است؛ ولی در انستیتوت زراعت (کشاورزی) سلن‌مل، سلن‌وال، سلن‌یار و سلندوی (همگی این نام‌ها به پشتو هستند) القاب گذاشته‌اند.
برگردان واژگان آکادمیک از پشتو به فارسی ویرایش
برگردان برخی از واژگان و القاب آکادمیک از پشتو به فارسی از این قرارند:[۱]

پوهَنتون: دانشگاه
حَربی‌پوهَنتون: دانشکده افسری
پوهنحٌی (تلفظ: پوهَنزَی)، دانشکده: دانشکده
پوهَنپال: دانشجو
پوهیالی: استادیار (درجهٔ سوم)
پوهَنیار: استادیار (درجهٔ دوم)
پوهَنمَل: استادیار (درجهٔ یکم)
پوهَندوی: دانشیار (درجهٔ دوم)
پوهَنوال: دانشیار (درجهٔ یکم)
پوهاند: استاد، پروفسور
دارالمعلمین: دانشسرا


این القاب به زبان پشتو هستند:

پوهیالی (استادیار درجهٔ سوم): از نامزد پوهیالی به پوهیالی سپری نمودن یک سال پس از شامل شدن در کادر علمی پوهنزی می‌باشد.
نامزد پوهَنیار: از پوهیالی به نامزد پوهنیار یک سمینار یا یک دوره معین را باید سپری کند.
پوهَنیار (استادیار درجهٔ دوم): یک دوره معین را باید سپری کند یا کسانی که ماستری (کارشناسی ارشد) بدست بیاورد.
پوهَنیار به نامزد پوهَنمَل: رتبه دکترا؛ کسانی که مدرک دکترا خویش را بدست می‌آورند پس از کمیسون وزارت تحصیلات عالی این القاب را حاصل می‌کند. نامبرده باید یک اثر علمی تحریر کند و این اثر از یک کمیته موظف سپری شود.
از نامزد پوهَنمل به پوهَنمَل (استادیار درجهٔ یکم): یک سمینار یا یک دوره محدود یک سال را باید سپری کند.
از پوهَنمَل به پوهَندوی (دانشیار درجهٔ دوم): یک اثر علمی را تحریر کند و این اثر توسط ۳ نفر پوهاند (پروفسور) مورد تأیید قرار گیرد موصوف سمینار با شرکت استادان و دانشجویان دایر کند. کاندید با به سؤالات جواب مقنع داده باشد و در اخیر از طرف کمیته موظف قبول شود.
از پوهَندوی به پوهنوال (دانشیار درجهٔ یکم): یک اثر علمی را تحریر کند و این اثر توسط ۳ نفر پوهاند پس از سپری نمودن موفقانه سمینار قبول شود. در سمینار استادان و محصلین شرکت نمایند. کاندید با به سؤالات جواب درست ارائه کند و در اخیر از طرف کمیته موظف باید مورد تأیید قرار گیرد.
از پوهنوال به پوهاند (استاد یا پروفسور): یک اثر علمی را تحریر کند و این اثر توسط ۳ نفر پوهاند پس از سپری نمودن موفقانه سمینار قبول شود. در سمینار استادان و محصلین شرکت نمایند. کاندید با به سؤالات جواب درست ارائه کند و در اخیر از طرف کمیته موظف باید مورد تأیید قرار گیرد. پوهاند معادل پروفسور است).
نه می شود که زبان فارسی دری و گوینده گان آن همه کسانی را ببخشند که به عنوان آکادمسین یا کاندید آن در فرهنگ ستان ملی افغانستان رهبری و عضویت آن را داشته اند.