-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۹, جمعه

از پارسی دری تا دری خراسانی و دری افغانی عمرزی

عزیزآریانفر، پژوهشگرتاریخ و سیاست ورز

مادری ازبیک تبار می رود به پیشاور و  در آن جا کودکی می زاید. آیا این کودک ازبیک تبار است یا پشتون؟ خوب، روشن  است قطع نظر از مکان،  هویت تباری نوزاد ازبیک است. عین چیز  در  باره  زبان پارسی نو هم صدق می کند.  



دوستی پرسیده اند که برخی ها  بر آن اند که با توجه به  این که خاستگاه  زبان ما خراسان بوده است، نه پارس، باید دری خراسانی خوانده شود، نه پارسی دری. دیدگاه  شما در زمینه چه  است؟ 

در پاسخ  باید گفت این عده به  بیراهه رفته و گمراه شده اند.

هیچ نیازی نیست که به یک زبان سه هزار ساله که جزو شش، هفت  زبان برتر جهان است، نام بدهیم. این  زبان نام  دارد و نام  آن پارسی است و  در  جهان آن را  در درازای تاریخ با همین نام می شناسند. می دانیم که پارسی را جزو چهار زبان کلاسیک جهان (در پهلوی سانسکریت، یونانی و لاتین) به رسمیت شناخته اند. خوب مگر می شود، به جهانیان بقبولانیم که آقایون!  غلط کرده اید، نام  زبان ما  «پارسی افغانی» است!!!!! مگر کسی در جهان حاضر است، همچو چرند و پرندی را که نه بار تاریخی دارد و نه علمی، بپذیرد؟              

 باید دانست که میان پارسی دری و پارسی نو یک تفاوت بنیادی و ریشه یی هست که عده یی آن را نمی دانند. 

پارسی نو یک نام علمی و اکادمیک اگزنونیم است که در علوم  لنگویستیک، ایتمولوژی و فیلولوژی کاربرد عملی دارد.  این یک اصطلاح پذیرفته شده  در تراز جهانی است که بر سر آن همه  دانشمندان زبان شناس و کانون های علمی و اکادمیک جهان اجماع و توافق عام و تام و بی چون و چرا  دارند. تعویض این نام که رسما وارد مدار علمی شده  و نهادینه گردیده، در عمل ممکن نیست. 

 بر عکس، پارسی دری  یک اندونیم و یکی از نام های ادبی و  رسمی زبان ما در  یک  برهه معین زمانی (از دوره  سامانیان تا یورش مغول است). اگر کاربرد  دری  را  دربار شاهرخ تیموری هم بپذیریم، عمر آن از چهار  سده  به  شش سده  بالا می رود. پس از شاهرخ کاربرد دری متروک شده بود. 

اگر مصادره  به مطلوب تلقی نشود، می توان پرسید که پشتو از روی کدام  توپونیم گرفته  شده  است؟ برعکس، از اتنونیم پشتون برخاسته است.  یعنی حتمی نیست که نام  یک  زبان حتمی با توجه به توپونیم و خاستگاه آن گذاشته  شود.  تازه وقتی  یک  زبان در درازای یک  هزار سال پارسی نام  داشته و در یک  برهه زمانی چند سده یی (در دوره  دبستان  شعر خراسانی) در پهلوی پارسی گاه  دری  (به چم درباری) هم خوانده شده است، نمی توان  این نام  را  بنا ملاحظات  سیاسی غیر علمی تغییر  داد.  

زبان ها  در جهان گاه از روی توپونیم ها گذاشته می شود و گاه هم  از  اتنونیم ها.  ما در کشور منطقه یی  به نام  پشه یی نداریم.  اما زبان پشه یی داریم. 

یعنی حتمی نیست از روی توپونیم سر از نو نامگزاری شود. 

آن چه در جهان پذیرفته شده است، خاستگاه زبان پارس و پرورشگاه و گهواره آن خراسان بوده است. باید میان خاستگاه و پرورشگاه زبان تفکیک قایل شد. 

حتا هرگاه بپذیریم که خاستگاه  زبان خراسان بوده  است، پس باید  نام  آن  را خراسانی بگذاریم / یا خراسانی دری. اما نه دری خراسانی. اما چون دولت  افغانستان نه تنها با واژه های ایران و پارس، بل نیز با  واژه خراسان هم سر دشمنی دارد، باید شگرد تازه  یی به کار  بسته  شود و کسی  به نام  شاغلی مصطفی عمرزی بیاید و وظیفه بگیرد  و پنج صد برگ بنویسد و  از ناصر پور پیرار پان عرب گرفته تا البر تاسی، پان ترکیست آوند و دلیل  بیاورد که نام  زبان ما دری افغانی است، نه پارسی دری. حتا در همین مورد باز هم به بیراهه رفته است. اگر خاستگاه زبان ارجحیت دارد باید افغانستانی دری گفته شود. 

اما برنامه این است که باید در کشور خدا داد ما همه چیز قومی باشد. 

باز هم، گیریم که درست می فرماید، پس باید افغانی دری باشد. فشرده سخن، چیزی به نام دری افغانی وجود ندارد و چیزی جز کلاهبرداری سیاسی نمی باشد.

از این ها که بگذریم، این  زبان  در جهان پارسی نام  دارد.  چون از دل پارسی میانه  ساسانی/ پهلوی ساسانی بر خاسته  است.  

برای مطالعه  یک  زبان  در بعد تاریخی باید همه اوضاع و  احوال پدیدآیی زبان  را  در  زمان و مکان معین بررسی کرد.  زبان پارسی نو در اوضاعی به جهان  آمد که ساسانیان 470 سال بر هرات و  سیستان و سه سده آزگار بر بلخ و  قندهار و تخارستان و مرو فرمان می راندند. پس از یورش اعراب هم صدها هزار پارسی  به کشور  بلخ  و  فرارودان پناه  آورده  بودند و زبان پارسی نو در  اثرآمیزش  زبان های ایرانی شرقی و  غربی  بر شالوده زبان پارسی میانه  ساسانی  به میان آمد.  این که همه  زبان شناسان  جهان  با اجماع  زبان پارسی نو  یا پارسی  دری  را  یک  زبان ایرانی غربی می شمارند، دلایل علمی خودش را دارد.  نه این که تصادفی باشد.  

برای درک  بهتر موضوع  یک مثال می آورم. مادری ازبیک تبار می رود به پیشاور و  در آن جا کودکی می زاید. آیا این کودک ازبیک تبار است یا پشتون؟ خوب، روشن  است قطع نظر از مکان،  هویت تباری نوزاد ازبیک است. عین چیز  در  باره  زبان پارسی نو هم صدق می کند.  

در دوره  سامانیان زبان پهلوی اشکانی عملا با  زبان پارسی ساسانیان آمیزش یافته و هر دو  زبان  زیر  داربست  رستاخیز زبان اوستایی رفته، زبان چمدکانونی، آمیزه یی و  گستره یی را  به نام  پهلوی  ساسانی/ پارسی میانه  ساسانی به میان  آورده  بودند. با  افتادن بلخ به  دست  ساسانیان، و  رستاخز آیین  زرتشتی و  زبان آیینی اوستایی، زبان های باختری و  خوارزمی به گونه نهایی منقرض  شدند و پس از یورش اعراب زبان سغدی هم  در این دریای خروشان نابود شد.

سامانیان هم پارسی تبار  بودند.  از همین  رو، نام کشور خود را  ایران و نام زبان خود  را  پارسی گذاشته  بودند.  دری  در مقام  ستایش و بزرگداری از  این  زبان  از  سوی ادیبان  به کار می  رفت. که در کنار پارسی به کار می  رفت،  آن هم گاه گاهی به کار می  رفت.  

به  هر رو، نه دری خراسانی درست  است و نه هم  دری افغانی منطقی. دری افغانی خواندن  زبان ما جعل و تحریف آشکار  تاریخ  است.  من بارها گفته  ام که  تاریخی، علمی، جهانی، عامیانه و سراسری زبان ما پارسی است و  دری  یکی  از نام های ادبی آن در  یک  برهه معین زمانی.  در هیچ سند و مدرک مکتوبی پیش از سامانیان و پس از تیموریان تا سده  بیستم ، به  استثنای چند مورد  انگشت شمار مانند اشرف خان هجری و چند کتاب فرهنگ هندی، تا سده  بیستم نام  دری  دیده نمی شود.  با این هم با توجه به  این که زبان پارسی  سه گویش دارد: پارسی تاجیکی، پارسی ایرانی و پارسی کابلی دری، می توان به گونه مشروط و مفروض زبان ما را  پارسی  دری خواند.  اما  با توجه به توطئه شوم سیاسی و پروژه براندازی زبان پارسی، باید جدا از کاربرد  دری همچون نام  زبان ما پرهیز گردد.