-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۲۹, سه‌شنبه

نیاز تاریخی برای بسیج عمومی برای دفاع از افغانستان

 حمدالله محب از اشتعال جنگ داخلی در کشور هشدار داده است. این اشاره زمانی رؤیت اصلی خود را نشان خواهد داد که گلبدین از پاکستان به دارالامان برگردد و طومار مذاکرات دروغین صلح در دوحه درهم پیچیده شود. 

بازهم کمر طالبان را همانند سال 1994 دو باره به فتح کابل بسته اند؛ بدنه های دیگر را هم به حمایت از آنان ریزرف می کنند. درآن زمان، فتح کابل را رابن رافایل به احمد شاه مسعود ابلاغ کرده بود؛ حالا خلیلزاد آشکارا درکنار طالبان ایستاده است. 

پس کدام نیرو برای دفاع ایستاده است تا سر این مار وحشی را به سنگ بکوبد؟

نیروی طالب کوب، همان نیروی بازمانده با فرهنگ رزمی آخرین چریک فرماندهِ زمین – احمد شاه مسعود – است که دراشکال مختلف، دربرابر طالب درحال صف آرایی است. اردوی ملی افغانستان بخشی از همان لشکری است که درصحنه حاضر است و علی رغم آن که در چندین نوبت گروه گروه به طالب تحویل داده شده و به دام افتاده گان هرگز به خانه های شان برنگشته اند؛ کماکان یک گام از معرکه دفاع از افغانستان عقب نمی رود. 

شاید کار را به تجزیه اردو بکشانند؛ اما هیچ نیرویی، مانع جنگ خلق برای حفاظت از افغانستان نخواهد شد.

در یک سوی این جنگ، همانند دهه هفتاد، باز هم نیروی مقاومت ملی و در سر دیگر آن، لشکرهای حشری پیش رانش شده از پاکستان به سوی افغانستان است.  امریکا، درموقعیتی نیست که افغانستان را همانند پیش مرگان کوبانی در سوریه که به اردوغان تحفه داد، به جنرال قمر بجوا نذرانه بدهد. تاریخ افغانستان زخم خوردن های پیاپی است و این خطه، زخم هایش را لیسده؛ اما قدرت جادویی خود برای ایستادن درمعرکه تاریخی را نمایان کرده است.