-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۳, شنبه

نبرد نهایی در راه است




فــــرید ســــــیاوش



زیر پوست حوادث و جریانات جهان، زمین لرزهِ دگرگون کنندهِ در گردش است؛ وضعیت ناشناختهِ که پیشروی همهِ ما قرار دارد هم نشاط آور و امیدوار کننده است و هم ترسناک. نشاط آور البته در آینده و در دراز مدت و اما ترسناک در امروز و کوتاه مدت. باور این حکم بسیار مشکل است که سرانجام همه امپراتوری های زر و زور برچیده خواهند شد و ما در مرحله نهایی نظم نوین جهانی هستیم که از بازی رولت روسی که انجام دادند، جان سالم نخواهند بُرد، زیرا اسلحه را با ماشه کشیده تسلیم پوتین کرده اند.

مساله را باید کمی شگافت؛ بگونه ساده میتوان گفت که مفهوم نظم نوین جهانی آرزو و هدف تعدادی از بانکداران بین المللی بود و است که قصد داشتند و دارند از نظر اقتصادی و سیاسی بر تمام کره زمین به عنوان یک خانواده خوشبخت حاکم شوند و این حرکت از سال ١٧٧٣آغاز شد با وجود آنکه در طول سالها تغییرات مهمی را تجربه کردند اما مفهوم و هدف اصلی آن پروژه در شکل ومحتوا  تغییری چندانی نکرده است. این بانکها  که از سال ١٩٤٤ تاکنون کره زمین را از طریق گردش دالر امریکا دارند غارت میکنند؛  حالا در معرض تهدید تورم قرار گرفته زیرا دستگاه چاپ آنها که سالهاست برای پوشش هزینه های پوچ آنان بخاطر راه اندازی، حفظ و گسترش جنگهای نفت و سایر منابع مهم مانند قهوه، تنباکو، تریاک و... در چرخش بود، گردش رو به پایان  یافته است.

برای جلوگیری از این تورم بزرگ، آنها در آغاز به چهار کشور (چین ، ایران ، ایتالیا و اکنون ایالات متحده) حمله ویروسی کردند تا با کمک ارزشمند رسانه های بدنام خود وحشت را در مردم گسترش دهند. اگرچه این ویروس (کرونا) با ویروس های جدیدی که هر ساله به انسان حمله می کنند تفاوتی چندانی ندارد، اما رسانه ها مردم را تحت فشار قرار می دهند تا داوطلبانه خود را از طریق ترس و وحشت منزوی کنند. تعداد بزرگی شغل خود را از دست دادند، شرکت ها در حال ورشکستگی هستند، وحشت سقوط بورس اوراق بهادار موجب گردیده که کیف پول و دارایی های خشک شده را خالی و در نتیجه چند تریلیون دلار مجازی از بازار خارج شد تافشار بر ارز را کاهش دهند.

بانکداران بین المللی در سال ١۹۹۵ که ۹۵ در صدکره زمین را پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی تحت سلطه خود درآوردند، نمی توانند تماشاگر این سقوط باشند. به نظر می رسید که هیچ چیز نمی تواند مأموریت نهایی آنها را برای تکمیل رویای اورولین ( تخریب چند کشور در خاورمیانه، بزرگ کردن اسرائیل و به دست آوردن کنترل کامل بازار جهانی نفت)متوقف کند.

هنگامی که ولادیمیر پوتین مسئولیت روسیه را به دست گرفت، هیچ نشانه ای وجود نداشت که او بهتر از مستِ که جایگزینش شده بود، عمل کند. به نظر می رسید یک افسر سابق KGB بیشتر  در خط  نوستالژی قرار دارد تا خط ایدیالوژی. اما پوتین ارزش های بیشتری را در دل و دماغش کاشته بود: میهن پرستی، انسان دوستی، احساس عدالت، شجاعت و جسارت، توانمندی بالا و داشتن یک دوست اقتصاددان نابغه به نام سرگئی گلازیف که آشکارا نظم نوین جهانی را تحقیر می کرد، اما مهمتر از همه، او تجسم تناسخ ایدیولوژی روسی است که مدتهاست از استقلال سیاسی و اقتصادی کامل برخوردار است. پوتین پس از چند سال صرف پاک سازی روسیه از باتلاق  الیگارشی ها و مافیوزهایی که سلف اش با بوتل های  خالی ودکا و پیوه از خود گذاشته بود، آستین ها را بالا زد و به کار بزرگ نوسازی پرداخت.

از آنجا که مخالفان او در غرب ٢۵۰سال از طریق استعمار بیمه شده توسط سلطه نظامی، کره زمین را غارت می کردند، پوتین می دانست که باید کار خود را با ساخت یک ماشین نظامی شکست ناپذیر شروع کند و این کار را کرد. او فرمان تولید انواع مختلفی از موشک های مافوق صوت توقف ناپذیر، بهترین سیستم های دفاعی زمین بزمین و زمین به هوا، هوا به هوا و هوا به زمین، بهترین سیستم های گیربکس الکترونیکی و بهترین هواپیماها جنگی را داد. سپس برای تفهیم به حریفان که از فکرجنگ هسته ای بمثابه گزینه مناسب بگذرند؛ به مواردی دست یافت که از کابوس ها ساخته شده اند، مانند  Sarmat ( موشک بالستیک قاره‌پیما با برد بالا و خارق‌العاده) ، Poseidon (پوزئیدون سرور یا شوهر زمین  نام یکی از خدایان یونان باستان که خدای آبهای شور وشیرین  و دریاها، رودخانه‌ها، سیل، خشکسالی، زمین لرزه و اسب‌ها)و Avangard (پیشتاز) همه غیرقابل توقف و قادر به نابودی هر کشور در زمان  چند دقیقه و چند ساعت اند.

با داشتن زرادخانه ای جدید و بی همتا، او می تواند نیروی ناتو یا هر یک از شرکای آن را شکست دهد، همانطور که در سپتامبر ٢٠١٥ در سوریه این کار را کرد. وی ثابت کرد که استقلال از سیستم بانکی NWO ( نظم نوین جهانی) اکنون یک حق و یک موضوع انتخابی برای هر کشوری می باشد.

پوتین نه تنها در جنگ سوریه و کریمه پیروز شد، بلکه حمایت بسیاری از کشورهای جهان را با فهمیدن اینکه روسیه چقدر شکست ناپذیر شده است، نیز بدست آورد و این قوت باعث تغییر ناگهانی مواضع آنکشور ها شد. در سطح دیپلماتیک، چین قدرتمند را نیز در کنار خود قرار داد و سپس توانست از تولیدکنندگان مستقل نفتی مانند ونزوئلا و ایران محافظت کند، در حالی که رهبرانی مانند اردوغان ترکیه و محمد بن سلمان از عربستان سعودی تصمیم گرفتند که در کنار روسیه قرار بگیرند، بدینگونه نه تنها بهترین دست پر را در بازی پوکر برایش چید، بلکه همه عرشه کشتی بازی را در اختیار گرفت.

در پایان به این نتیجه می رسیم که پوتین اکنون بازار قدرتمند نفت  این منبع انرژی اجتناب ناپذیری که اقتصاد و ارتشها را روغن کاری می کند در کنترل دارد، در حالی که ناتو و بانکداران فقط می تواند بدون هیچ راهی برای بازپس گیری آن تماشا کند.  امپراتوری بانک ها پنج سال است که به سختی بیمار شده است، اما اکنون مورفین گرفته است و به سختی متوجه می شوند که چه خبر های در راه است.

از آنجا که دیگر امید به شروع جنگ جهانی سوم با اقدامات روسیه و چین از بین رفته است، آخرین بانزای (یورش موج انسانی یک تاکتیک پیاده نظام در یورش است، تا درگیری تن به تن) سرمایه مالی به شکل ویروس و در نتیجه ایجاد یک بیماری همه گیر جعلی از بوته ها بیرون آمد. تمرکز اصلی این بود که از تورم بزرگ فاجعه بار دالر آمریکا که دیگر کسی نمی تواند جلوگیری کند، بسوی پیاده سازی ارز رمزنگاری شده در دنیای مجازی عبور کنند، گویا بانکداران ناکام مزمن هنوز هم مشروعیتی برای کنترل منابع مالی ما دارند. در ابتدا به نظر می رسید که این طرح می تواند کارساز باشد. آن وقت بود که پوتین  برای شروع بازی رولت روسی ،هفت تیر خود را بیرون آورد و بانکداران مغز خود را با فشار روی ماشه منفجر کردند. پوتین جلسه ای با اوپک برگزار كرد و با امتناع از كاهش تولید روسیه و رساندن هر بشكه به زیر ۳۰ دلار ، قیمت نفت را شکست و بدون هیچ دغدغه و پشیمانی، تولید پرهزینه نفت غرب را کُشت.

تمام دالرهایی که از بازار خارج شده بود، باید توسط فدرال رزرو و سایر بانک های مرکزی دوباره تزریق شود تا از سیر نزولی قیمت نفت و فاجعه نهایی جلوگیری شود. اکنون بانکداران محترم راه حلی ندارند.

در این بین، ترامپ همچنین  گانگسترها دستمال به گردن بسته است. در حالی که رسانه ها از نشر سوژه کلروکین کرونا که یک قرص قدیمی برای درمان مالاریا طراحی شده بود، خودداری کردند؛ ترامپ استفاده از این داروی نجات دهنده برای بیماران آلوده  به کرونا را به اداره غذا و دارو آمریکا FDA(De Food and Drug Administration) توصیه کرد.

روسیه با اعلان خبر کشف و تولید داروی ضد کرونا یک ضربه قزاقی دیگر وارد ساخت، این بار به شاهرگ داروسازی.  در حالی که بیشتر کشورهای غربی اکنون باید  تلاش و صبر کنند تاخود به چنین موفقیت دست یابند یا با سیلی از یک قرص روسی برای نجات شهروند خود روبرو شوند.

 پوتین این روزها درگیر نجات زندگی است، در هفته آخر مارچ بودکه  پس از تاراج مواد هواپیمای امدادی چین در جمهوری چک ، ۱۵هواپیمای نظامی پر از پزشك، نرس، دارو و تجهیزات را مستقیماً به شمال ایتالیا فرستاد. کشورهای اروپایی می ترسیدند چین یا روسیه واقعیت فاجعه کرونا را در منطقه لومباردی ایتالیا پیدا کنند، جایی که مردم جان خود را نه به خاطر برخی از اشکال کرونا از دست میدادند بلکه  بااحتمال بالا در نتیجه تطبیق یک کوکتل کشنده ترکیبی از دو واکسن قبلی برای مننژیت و آنفلوانزا گرفته شده است، که آنها در کمپاین های واکسیناسیون جداگانه تزریق شده بودند.

کرونا، روزمره اخبار شگفت انگیزی را به همراه داشت و دارد. یکشنبه ٢۹مارچ، خیره کننده ترین آنها مانند یک زنگ خطر در شبکه های اجتماعی به صدا درآمد؛ تماشاگران محدود متوجه شدند که ترامپ کنترل فدرال رزرو را به دست گرفته است، که اکنون توسط دو نماینده خزانه داری امور خارجه اداره می شود. از میان همه اخبار گیج کننده طی ماه گذشته، این بهترین و تکان دهنده ترین خبر است. ترامپ پس از سه سال قدرت، سرانجام به وعده انتخاباتی خود مبنی بر بیرون بردن بانک های خصوصی از امور عمومی ایالات متحده و خاتمه دادن به یک قرن بهره برداری از شهروندان آمریکایی عمل کرد. وی گروه سرمایه گذاری معروف صخره سیاه Blackrock را برای شروع خرید شرکت های مهم، بانک فدرال رزرو زیر فشار قرار داده است  به این معنی که ترامپ دارد  بخش بزرگی از اقتصاد را ملی می کند، از سوی دیگر با وارد کردن بورژوازی ملی در معامله، از سقوط بازار جلوگیری می کند. این حرکت جسورانه در یک برهه از زمان مهم اتفاق می افتد و ما را متوجه این واقعیت می کند که ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ متحد هستند و بشریت را به دوراهی نظم نوین جهانی و آزادی برده اند، انتخاب حق مردم است. سیر مسایل و اقدامات میرساند که جهان بین سالهای ٢۰٢۰ و ٢۰٢٤به شدت تغییر خواهد کرد زیرا این فرصت مناسب ممکن بار دیگر فراهم نشود.

نظم نوین جهانی با سه کشور قدرتمند کره زمین روبرو است و باز شدن مشت جعلکاران غارتگر همه چیز را تغییر داده و درِ بانکهای زیادی بسته خواهدشد.  پوتین و ترامپ اگر نمیخواهند سرانجام با کلاهک های هسته ای  به عالم نیستی پرواز کنیم که به هر دو جهت پرواز خواهند کرد؛ باید اکنون خطر  آنها را لگام زنند، امنیت و سعادت بشر را تضمین کنند. 

نبرد نهایی در راه است!....


چشمه:

  https://edition.cnn.com/specials/politics/president-donald-trump-45 (CNN)

  https://www.nytimes.com/topic/person/donald-trump  (New York Times)

  https://wikileaks.org/