-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مهر ۱۹, شنبه

مگر فرهاد دریا عضو برحال افغان ملت شاخه آلمان نیست؟

 




پیش یادی از من !


زبان پشتو به دلیل فقر باروری و نه بود بالنده گی نه تنها به زبان فارسی که برای نخبه گان خود پشتو هم مایه یی درد سر بوده که حکام خودکامه‌ی افغانستان به جای تلاش در پرورش

عاقلانه ی رد پا یابی پشتو به جامعه، سعی بر تحمیل استبداد گونه ی آن کرده اند که در نتیجه حتا نخبه گان خود شان هم دچار سرخوردگی و سرگیچه گی شده اند.

 بر خلاف این ها، اعراب وقتی سرزمین های پهناور خراسان دی روز و ایران و افغانستان تا آن سوی مرز های شمالی کنونی افغانستان که روزگاری جز سرزمین های کشور ما بودند را  انتظار نه داشتند که شان با وجود ایمان آوردن مردم به اسلام، خود شان ناگزیر به پذیرش و حتا یادگیری زبان فارسی شدند.‌ باز مانده های امروز اعراب همان قوم شریف عرب هم وطن ما اند که بزرگان شان عاقلانه اندیشه داشتند و درک کردند که با وجود محو کردن بی رحمانه ی آثار و گنجینه های بزرگ علمی و ادبی خراسان زمین نه می شود زبان فارسی را محو کرد، ناچار همه عرب ها فارسی آموختند و تا امروز یکی از ارکان تشکیل ملت ما اند. و گسترده گی زبان عربی را می دانیم که تا کجاست.


آقای محترم زیوری صاحب به برداشت خود شان جمعی از نخبه گان سر شناس کشور را فاشیست خطاب کرده اند. دلایل کامل شان نزد خود شان است. 

من چند عرضی خدمت شان کردم که این جا هم هم رسانی کردم. 

لازم دیدم نقاط نظر شان را در پی. دی. آف تقدیم کنم تا در نقل قول شان امانت داری را رعایت کرده باشم.

به دید من گشودن در برای چنین مباحثی سودمند اند تا پرتاب های احساسی.



بگو مه گوی صمیمی و کوتاهی با رفیق زیوری!


 از این ها که شما نام بردید، من حد اقل دو تن آن ها درست می شناسم که یکی شان زنده اند و یکی شان زنده یاد استاد اکرم عثمان. اما من در وجود شان و اعمال شان بدی یی نه دیدم که شما گفتید، مخصوصن آقای ملک ستیز که با هم یک جا بزرگ شدیم هر چند من چند سالی بزرگ تر از ایشان هستم.

نقد سیاسی و مسلکی را همه ی ما حق داریم اما هتک حرمت و احساسی نوشتن در صلاحیت ما نیست, هر کی و از هر کجا که باشیم.

من فقط چند دقیقه پیش یک نگاره یی از داود خان را در برگه ی یکی از ارکان اصلی حزب دموکرات خلق افغانستان دیدم.  

در ذهن من دوران پرسش ها شروع شد که آیا این عضو محترم کلیدی حزب با نشر آن عکس به این نتیجه رسیده اند که راه رفته ی ما اشتباه بوده و یا این بر مبنای کدام دلیل  شخصی است؟ به هر دلیلی این نگاره جایی برای نشر در برگه ی ایشان نه دارد. اما من حق نه دارم زشت و ناپسند برخورد کنم. تا خود را در آیینه بی نه بینیم آیینه ی دگران شده نه می توانیم. بدرود.


( نجیب گرامی درود‌ و عرض حرمت خدمت شما دارم 

با حفظ احترام باید گفت که روابط شخصی ما با افراد نمیتواند قضاوت کند که شخص x و یا y چون دوست من هستند،هیچ مشکلی در کار شان نیست.

آنچه من در حرکات افراد نامبرده دیدم برایم روشن شد که اینها خطرناک‌تر از افراد بی سوادی مانند امرخیل و طاقت هستند 

مگر صبور سیاه سنگ و داود فارانی تیورسن های حکمتیار در دهه۹۰ نبودن؟

مگر فرهاد دریا عضو برحال افغان ملت شاخه  آلمان نیست؟

کخ‌ های فارسی ستیزی اکرم عثمان را هر آدم می‌تواند در نوشته هایش بیبیند 

نوشته عثمان نجیب

عذر من:

 زیوری صاحب گرامی احترامات من به شما تقدیم است.

 من خدمت شما نه گفتم که به اساس علاقه ی شخصی با کسانی در دفاع از آن ها بر آمدم . اگر چیزی از رخ داد های دهه ی شصت خورشیدی در حافظه ی شما باشد، با سربلندی می توانم یاد کنم که یکی از منتقدان پرغوغای آن زمان برخی ها از جمله همین فرهاد دربا خودم بودم. مراجعه بفرمایید به روز نامه های حقیقت انقلاب ثور بعد ها پیام تحت نظر رفیق حمید روغ و معاونیت آقای پدرام و بعد ها رفیق طنین، روزنامه ی هیواد زیر مدیریت رفیق صفر خواریکش و شاد روان رفیق امین افغان پور، روزنامه ی انیس تحت مدیریت مرحوم استاد جلال نورانی، جریده های انتقادی تحت نظر رفیق بصیر پاکزاد و هفته نامه ی وزین کابل که بعد ها با مدیریت رزاق مأمون ژورنالیست آگاه افغانستان نشرات داشت و بایگانی های رادیو و تلویزیون ملی افغانستان که در همه امور قابل  نقد حزب و دولت من پیش گام های بودم و حمید هامی و  حضرت وهریز هم با دست بلند آگاهی که نسبت به من داشتند همراهان هم بودیم. همه این موارد بعد ها در روایات زنده گی من می آیند. بحث این است  که مقایسه‌ی فرهاد دریا یک آدم بی سواد و سود جو با استاد اکرم عثمان، یا صبور الله سیاه سنگ یا فارانی بی انصافی است و باقی می ماند نقد بر داستان های استاد زنده یاد، چی کسی از جمله شما در زمان پس  از نشر کتاب شان که امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را دست کم گرفته بود نقد کرده است؟ چرا آن زمان همه سکوت بودند. مگر فراموش کرده ایم که حتا در زمان حاکمیت حزب همه ی ما و شما را دنبال تقویت زبان پشتو می فرستادند؟ و هی فشار می آوردند که توازن نشرات پشتو و فارسی را مراعات کنید و ما چشم درد برادران پشتون را می پالیدیم تا پشتو صحبت کنند. اما متاسفانه وقتی ثبت آغاز می شد پشتون کنرها صحبت خود را دوباره فارسی ادامه می داد و می‌گفت که پشتو صحبت کرده نه می توانم. این حقیقت را امروز چند نابخردی که تیکه دار زبان پشتو می گیرند نه می پذیرند. آین گروه غرق جهالت و خود کامه گی هستند که خود شان هم از پشتو نویسی و پشتو گویی بهره یی نه دارند و فقط به نرخ روز نان می خورند و نود در صد آن ها در خانه های شان فارسی صحبت می کنند.

به خاطر داشته باشیم که پشتون های فارسی نویس و فارسی سرا ده ها مرتبه بهتر از فارسی زبان های ما می نویسند و می سرآیند، شاد روان ها استاد عبدالحی حبیبی که چند روز قبل من نقد گونه ی تندی را در مورد دیدگاه شان نوشتم، سلیمان لایق، حسن بارق شفیعی، دکتر نجیب الله، و حالا غرزی لایق. دکتر حمید روغ، دکتر صبورالله سیاه سنگ، از هنر مندان عزیز نگار گر ما هژبر شینواری  و فراوان شخصیت های دگر پشتون تبار هزار بار از منی بی سواد و از بسیاری با سوادان تاجیک تبار بهتر و رساتر می نویسند حد اقلی از نوشته های پشتو نه دارند. من که شخصن در نویسنده بودن حتا شاگرد درجه ی بیستم هر یک این ها نیستم. 

مبارزه ی ما علیه پشتون ها و زبان پشتو نیست.

مبارزه ی ما برضد تیکه داران سیاسی پشتو است که پشتو را خار چشم دیگران ساخته و قوم گرایی را پیشه کرده اند تا به ثروت و قدرت خود بیافزایند. پشتون و پشتوی بی چاره ی بی‌خبر از دنیا چی؟ گناهی دارد که توسط نخبه گان تبار خود شان هم چنان مورد استثمار قرار می گیرند و در فقر و بی سوادی به سر می برند. درست مانند برخی نخبه گان فروخته شده ی فارسی که از نام فارسی فقط به نفع خود استفاده می کنند. شما بهتر از من می شناسید شان.

برای آن که از عدم جانب داری من و یا نگاهی احساسی من مطمئن باشید خدمت تان می نگارم که من چندی قبل سه نوشته ی آقای غرزی لایق را نقد کردم، در روایات سیاسی جایی که شاد روان لایق صاحب قابل نقد بودند به آن پرداخته ام که در آن زمان حیات داشتند. یا همین دی شب و امشب بر دو پست جناب دکتر روغ که پیشینه ی دیرینه ی کاری هم با ایشان دارم نقد کردم. یا جواب می گیرم یا مسکوت می گذرند. اما همه ی این ها بیان آن نیست که ما از علمیت آن ها و حتا خدمتی که به زبان فارسی کرده اند چشم پوشی کنیم.

 با حوصله و سبز بمانید زیوری صاحب گرامی.