-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۵, چهارشنبه

مژده یی مرگ بار سیاست و جنگ استخبارات برای وحید مژده!

 

نوشته ی محمد عثمان نجیب.



وقتی غم بر کلبه یی از هم میهنان ات فرش می گستراند، در حیرت می روی که چی کنی؟ گویی لال و کر و کور و گنگ زاده شدی. 

زمان زمام امورت را اداره می‌کند. اگر تقلا نه کنی در خم و پیچ زنجیر هایش خرد و خمیر می شوی و اگر مقاوم باشی, موج‌سواران زمانه تا می توانند بی‌رحمانه بالایت شنا می‌کنند و‌ پا مالت می کنند.

اما وجدان بیدار ترا نه می گذارد که بی مهابا از غم شریکی با مادری که دو فرزندش را در بی رحمی طالبی از دست داده و در میان دو دستان لرزانش قامت های خفته ی ابدی جگر گوشه هایش ترنم باران اشک های مادر شان را ظاهرن نه می بینند لنگر انداخته اند، بگذری. همین گونه است رسم انسانیت و اسلامیت که درد انسان دردمند را احساس کنی و به حیث مسلمان همدردی داشته باشی. 

در هفته ی پسین دو حادثه ی متفاوتی کشور باز هم تکان داد. انفجار انتحاری اخیر و شهادت ده هم وطن ما از جمله دو کودک خواهر و برادر از سوی طالبان. از دیگر ترور وحید مژده، قربانی بازی های سیاسی که هر تلاش داشت جلوه یی بی طرفانه اما آگاه از کردار طالبان از خود تبارز بدهد که نه شد.

به هرحال ما همان گونه که درد جانکاه هر روز شهادت هم وطنان خود را فقط با تسلیت گفتن و نوشتن تحمل می‌کنیم، همان سان بر نا مردی های سیاست و سیاسیون مخصوصن مجریان جنگ های استخباراتی و نیابتی می اندیشیم که به هیچ کس رحمی نه دارند. بی گمان ترور وحید مژده از کید این بازی ها است که با وجود آگاهی و فراست سیاسی متاسفانه قربانی آشفته بازار سیاست درست در زمانی شد که ۴۸ ساعت از یک پیروزی بزرگ طالبان بر آمریکا و فشار آمریکا به غنی و سر افکنده گی غنی نزد تاریخ و ملت نه می گذرد. هر چند تفسیر های طالبانی شهید مژده گاهی به اثر مطالعه و پژوهش های او مرتبط به مسلک نگارنده گی و تحلیل گرایی او بود، ولی نه توانست که اقناع جامعه را بر این که او مجبور است تحقیق و تفحص و تجسس کند تا به خورد خواننده و بیننده و شنونده و مخاطب مستنداتی ارایه دهد، فراهم کند. نتیجه یی آن بر خورد هایی است که حالا و‌ در نه بودش خنجر های خلنده به سویش پرتاب می‌شود.

برای من جدا از معادلات سیاسی که در خط مقابل او قرار دارم، فارغ از نقد یا گرایش های سیاسی به حیث یک انسان و یک هم وطن مسلمان و یک نویسنده و به حیث یک تحلیل گر و محقق سیاسی توانا جای گاهی دارد. و ترور او اندوه بزرگی را به فامیل محترم شان آورده که با ایشان ابراز هم دردی دارم. چی خوب است جامعه ی سیاسی و نخبه گان ما آراسته به زیور پویایی و مدارا و تساند در چنین شرایطی و بیرون از جدال سیاسی شوند.