-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۲, یکشنبه

کشف «ششم ونیم»: ذخیره گاه راکت در«دهکده های شمالی» است!


دا بله خوشحالی! « هردم ازین باغ، بری می رسد.»

جلسات مغالطه انداز و درهم وبرهم کازینوی کلیوالی «شش ونیم»، اکنون صاف و ساده به قوطی عطار مشابه شده است. آش درهم جوش که حتی آشپز شش و نیم اشتهای تناول محصول خودش را ندارد؛ چه رسد به خلق الله.



مثلاً محرر «ششم ونیم» به ارتباط دو درجن راکت که از قلب شهر کابل به قلب شهر کابل خالی شد، چنین شهادت می دهد:

ازین نوع مهمات در دهکده های شمالی یافت میشود!

برگردان این ادعا چنین است: طالبان در«دهکده های شمالی» هستند؛ نه درزوایای دیگرجغرافیای پایتخت!

کسانی که بیشتر از سی سال عمر دارند، هرگز به یاد ندارند که از شمالی به پایتخت راکت پرانی شده باشد. از زمان نجیب که شخص بنده مانند ده ها هزار تن دیگر شاهد بوده ایم، راکت های کور معمولاٌ از کوه های صافی مشرف به میدان هوایی کابل، ( به وسیلۀ حزب اسلامی)؛ از پغمان، ( به وسیلۀ نفرات استاد سیاف)؛ از ارغنده، چهارآسیاب و گاهی هم از خاک جبار به ساحات مسکونی پرتاب می گردیدند. 

درآن زمان، نظام کمربسته حاکم بود که مجریان راکت های کور را قلع وقمع می کرد. علاوه بر گردان های «خاد»، فرقه ۵۳ به فرماندهی جنرال دوستم ( مارشال امروزی) و ده ها جنگندۀ میگ و سو، مراکز تجمع راکت پرانان درپغمان و حواشی جنوب را چت وچغل می کردند.

بعد از سقوط دولت دکترنجیب الله، مراکز اصلی پرتاب راکت عموماً از جنوب به سوی شمال، شرق و غرب و از شمال به سوی نیم دایرۀ جنوب و شرق و غرب قرار داشتند. یعنی درهمان زمان که کابل همه روزه با خاک یکسان می شد؛ کسی به یاد ندارد که « از دهکده های شمالی» به مناطق مسکونی کابل درجن درجن راکت، قوله کشان وغرش کنان شلیک شده باشد. حالا که محرر «شش ونیم» از روی تثبیت و کشف استخباراتی (!) به چنین یافته هایی رسیده، یک معنایش این است که مراکز سنتی راکت پرانی درساحات سنتی اش دیگر بیخی وجود ندارد؛ هر فسادی که هست، درهمان «دهکده های شمالی» است. این نوعی نشانه گذاری تلویحی به موتر حامل یک سیت راکت ۲۴ تایی است که دیروز کابل را به خاک و خون کشید؛ یعنی که بنا به انگارۀ استخباراتی (!) محرر، مخفیگاه های راکتی در «دهکده های شمالی» است و موترحامل راکت باید از همان دهکده های عبور کرده و به کابل داخل شده باشد.

این هذیان پردازی دیگراز سنخ و جنس استخباراتی نیست؛ به وضوح، هدفی دیگری دارد. هزاران کمره دراماکن دولتی وشخصی نصب اند که قابل بازبینی اند.

مورد دوم:

محرر « شش و نیم» امروز یک گُل دیگری را نیز به آب داده است؛ بدین شرح:

در بخش تامین امنیت کابل برای فعلا هیچ فعالیت با مفهوم تر دیگر از جلسات شش و نیم وجود ندارد. (!)

تاریخچه « شش ونیم» از هیچ منظری با مبارزه شباروزی کادرهای اپراتیفی امنیت ملی، کشف واستخبارات پلیس و کشف وزارت دفاع، قابل برابرگذاری نیست. اگر رئیس امنیت ملی، وزیردفاع ووزیر داخله این ادعای سر به هوا را بخوانند؛ ( چه فکرمی کنید) درمغز و روان شان چه صاعقه ی می پیچد؟

مگرمردم نمی دانند که بزرگ ترین دست آورد « شش ونیم» گریزاندن موقتی موبایل دزدها، اختطاف چی و خس دزد ها می باشد؟ شما یک لحظه درازا و پهنای تشکیلاتی، عملیاتی، طرح و اجرا و پلان گذاری سه ارگان امنیتی و دفاعی را درذهن تان مجسم کرده و پوشش نبرد درعلاقه های کابل را درنظر بیاورید؛ عقل تان می پذیرد که به قول محرر «شش ونیم» « در بخش تامین امنیت کابل برای فعلا هیچ فعالیت با مفهوم تر دیگر از جلسات شش و نیم وجود ندارد؟!