-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۲۴, شنبه

خائنان داخلی، از نام مسعود شعار غلط می نویسند

 


نوشتۀ حاجی عبدالرحیم دستیار احمد شاه مسعود



 در شبکه‌های اجتماعی یک عکس بلبورد حاوی شعاری که گویا از زبان آمرصاحب شهید راجع به صلح باشد را دیدم و خواندم که برایم تعجب‌ آور بود!

من چنین حرفی را در بدترین حالت از زبان مبارک ایشان نشنیدم و به یاد ندارم و در جریان مصاحبه ها اگر من نبوده باشم که آمر صاحب شهید چنین سخنی گفته باشد و ما بعدا می دیدیم، هم چنین چیزی وجود ندارد.

آمرصاحب دوبار با ملا عمر از طریق تلفون صحبت داشتند که موضوعاتی را همان زمان یادآور شدند که یاد می کنم:

- در قدم اول آتش‌ بس بود،

- بعد تعیین هیأت مذاکره‌کننده، تا روی همه موارد بحث صورت گیرد.

ذهن و ضمیر آمرصاحب در طول زندگی‌اش پُر از آرزوی صلح بود، منتها با آن مولفه‌ای که برای همه هویدا است. يعنی صلحی که در آن آزادی و عدالت و برابری برای همه ی مردم وجود داشته باشد.

طور مثال، زمانی که طالبان به کابل نزدیک شدند، آمر صاحب شخصاً در حالی به میدان شهر در قلب دشمن رفت که امیدی برای بازگشت دوباره نداشت. در آن جا تمام افراد بلند پایه طالبان حضور داشتند و ملا عمر نیز از طریق تلفون با ملا ربانی در تماس بود. این خود نشان می‌داد که آمر صاحب در حد فداکاری به دنبال و آرزوی صلح راستی بود.

بعدها پاکستانی‌ها بار بار در وسعت جنگ که نصف کشور را زیر چتر خود درآورده بودند و تلفات شان رو به افزایش بود، طالبان را سر زنش می‌کردند که چرا لقمه تیار را از دست دادید و مسعود زنده از قلمرو تان برگشت! منظور شان همان رفتن آمر صاحب به چهار آسیاب بود.

جان گپ این است که آمرصاحب در حین صحبت با طالبان هرگز و هیچ گاهی، حتا زمانی که جبهه در میان انبوه ی مشکلات دست و پنجه نرم می کرد به اصطلاح که میان مرگ و زندگی قرار داشت، چنین عبارت ها را نگفته است. شما هم این جریان هارا در ویدیو های آمر صاحب کم و بیش مشاهده کرده اید، و می توانید قضاوت کنید.

حرف بنیادین این است که شعار منسوب به آمر صاحب گویا "بدترین صلح بهتر از خوب‌ترین جنگ است" دروغ محض است و من شاهد همه ی صحنه های مصاحبه های آمر صاحب بودم.

موضوع به درازا نکشد، باید یک حرف دیگر را نیز بگویم: با آن‌که از عکس آمرصاحب در کشاندن مردم در سه دور انتخابات چه استفا‌ده شد همه می‌دانند. حال به‌خاطر موضوع صلح با طالبان که هیچ علایم تغییر در رفتار و کردار طالبان از گذشته تا به حال دیده نمی‌شود، می‌خواهند تاریخ مبارزات صاف و پاک آمرصاحب را در بازار خودفروشی به حراج بگذارند که جفای بزرگی را در حق ایشان روا می‌دارند و قابل بخشش نیست و تاریخ گواه است که آمرصاحب روشن ضمیر و پاک تر از این حرف های خام بود.

در نزده سال که گذشت هیچ کس بیاد ندارد که حرفی در موارد ذیل که همه طرح ها و نظرات آمر صاحب بود کسی چیزی بگوید

- اردو که کی بنیان گذار آن بود، آمر صاحب نخستین اساس گذار ارتش بود چرا کسی یاد نمی کند؟

- در قسمت انکشاف شهری ، آمر صاحب شهید نظرات خاص داشت کسی در هیچ مجلسی یاد نکرد و حتا غیر رسمی کسی چیزی در این مورد نگفت.

- طرح همبستگی ملی که از دوره ی حکومت موقت تا اکنون دوام دارد و محصول تفکر قهرمان ملی است حتا تا حال مانند موارد دیگر نامی از جناب ایشان گرفته نشد.

من شاهدم. در حین جنگ در گل غندی که از سوی طالبان حمله عظیمی در حال جریان بود در خطوط جبهه ، مصروف دفاع از کشور بود و فرمان می داد ، از سوی دیگر می فرمود : " خداوند لطف کند که جنگ ختم شود. کار بالای دریا پنجشیر صورت گیرد، دریای سالنگ ‌و دریای غوربند از وسط گلغندی عبور کند، دشت بگرام سیر آب شود، از صد ها هکتار زمین بهره گیری می شود و هم از آفتاب سوزان بگرام جلو گیری می شود.

همچنان وزش باد ساحه ی جبل سراج که بسیار اذیت کننده است به سبب کارگیری این آب ها ختم می شود و باقی به طرف کوهدامن و در نهایت به دریای کابل وصل شود .

شهر چاریکار ولایت پروان به طرف بالا نقل مکان کند، در شهرکابل هیچ نقشه ی از کشور های همسایه قابل تطبیق نیست جز مطابق هوای خودش در نظر گرفته شود .

به شهر جدید کابل پلان مشخص در ذهن داشت" بر تمام ولایات از آب فراوان کشور یاد می کرد و در قسمت بند برق کوکچه با چینايی ها صحبت کرده بود و تیم متخصص از چین آمده بودند، سنگ های نیمه قیمتی کشور ما را نمونه گیری کرده و جهت استخراج سنگ مرمر در ولایت پنجشیر آماده بودند و قریب به شروع کار بود .

تا اکنون نزده سال سپری شد مردم یک حرف به یاد ندارند که در این موارد از سوی کسی گفته شده باشد که آمر صاحب چنین نظر ها داشتند .

اگر چنین شخصیت با اندیشه های منحصر به فرد خود که با اندک امکانات در برابر فوج پاکستان و طالبان مزدور مقاومت کرد و در زمان کم تمام کشور را فرا گرفت در کشورها دیگر ظهور می کرد که دو تجاوز را به زانو در آورد بود، خدا می داند نام و افتخاراتش را به کجا ها می کشاندند.

مردم دنیا و مردم کشور ما شاهد اند که یک لک شصت هزار نیرو خارجی با تجهیزات پیشرفته و ابر قدرت دنیا مثل : امریکا چطور زمین گیر شده و در حال خروج از افغانستان هستند.

خواستم به سهم خویش در این مورد کوتاه بنویسم تا خاطر تان ملول نشود . من که نوشته بعضی از برادران را می‌خوانم ، در خود فرو می‌روم و به این می‌اندیشم که چرا برای توجیه خرابی‌ های هجده ساله ی شان جهت تایید ذهن مردم را از نام و نشان آمرصاحب سوء استفاده می‌کنند و او را شریک ذلت خود می‌سازند؟! حال که باز پرسی وجود ندارد "جز خدا و روز آخرت "