-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۱۱, یکشنبه

تهدید عمران خان بعد از شکست مذاکرات دوحه


مردم افغانستان و قدرت های منطقه ای هرگزحاضر به تحویلدهی افغانستان به طالبان و پاکستان نخواهند بود. لاجرم، نبرد و مقاومت برای پاسداری از کشور و زنده ماندن، یگانه گزینه است. گزینۀ ممکن بعدی، کشاندن بالمقابل تروریزم به پاکستان است.



 همزمان با مسلم شدن شکست مذاکرات ضد افغانستان در دوحه، عمران خان، نخست وزیر پاکستان درگفت وگو با مجلۀ شپیگل آلمان به گونه یی معنادار و قسماً هشدار آمیز گفته است که باید به هندوستان هم اجازه داده نشود تا از قلمرو افغانستان برضد پاکستان فعالیت هایش را دنبال کند. 

پاکستان می داند که ایستاده گی مردم افغانستان دردوحه دربرابر طالبان غره شده از 12 ورق توافق کاغذی با امریکا، از حمایت ایران، روسیه و هند بهره مند بوده/ است.

عمران خان درمصاحبه اش از بندوبست با گلبدین حکمتیار و نیاتی که درپس دعوت حکمتیار به اسلام آباد پروریده شده بود، نیز به نحوی پرده برداشته و گفته است که درین باره به علاوۀ دکترعبدالله، با گلبدین حکمتیار هم صحبت شده است. درحالی که حکمتیار هیچ ربطی به جنبش مقاومت علیه طالبان و حکومت افغانستان ندارد.

عمران خان دریک ماه اول شروع مذاکرات  دوحه، که کم و بیش امید به عقب نشینی دولت کابل و نماینده گان مردمی درپذیرش شروط طالبان در تحویلدهی کلید قدرت سیاسی کم رنگ نشده بود؛ دهان خود را بسته و ظاهراً توجهی به شروع مأموریت حکمتیار نداشت. اما با عبور بن بست مذاکرات به هفته پنجم، پروژۀ به کار گیری دیگر مفرزه های نیمه بیدار ریزرفی آغاز گردید و بستن کمرحکمتیار به دفاع علنی از سیاست پاکستان بخشی از آن شمرده می شود. 

مردم و نیروی های مسلح و فراگیر مردمی درافغانستان، برای حراست از کشور و بقای زنده گی خود شان، جز اتحاد واقعی در سطح داخل و ایستاده گی دربرابر جنگ دایمی پاکستان ( به هدف ضعیف نگهداشتن دایمی افغانستان) راه و گزینۀ دیگری ندارند. گزینۀ دیگر، البته فعلاً یک راه ممکن، تسلیمی بخش اعظم قدرت به گروه مطلقه گرای طالبان، انصراف از مدنیت و راندن جغرافیای کنونی به حوزۀ راهبردی پاکستان است که هرگزاتفاق نخواهد افتاد.

درآن صورت، جنگ زاویۀ و برش دیگری به خود می گیرد که مصدرمنطقه ای دارد. برآوردن حتی پنجاه درصد خواست پاکستان، با مخالفت بیش از پنجاه درصدی هند وایران رو به خواهد شد. افزون بر نیروهای مقاومت ملی، قدرت های شامل درنزاع، با آهسته برو کردن طالبان به حجله ارگ مخالف اند.

چانس پاکستان این است که نیروی همیشه تابع و آماده، ارزان و آسیب پذیر را تحت فرمان خود دارد. اما هرگاه فشار جنگ بیشتر ازظرفیت موجود افزایش یابد، مصارف برای دیگرقدرت ها از جمله امریکا بالا می رود. آن ها مجبور اند دولت کابل را سرپا نگهدارند. درغیرآن، با افزایش گراف تلفات روزانۀ 200 نفر، دایرۀ جنگ گسترده شده و خطر به پایگاه های امریکا مسلم تر می شود. 

جنگ افغانستان ناگزیرگسترش یابنده است و از حوصله مخارج کشورها فراتر خواهد رفت. عقل سادۀ من اکنون چنین برداشت می کند که طرح جو بایدن برای تشکیل سه اداره سیاسی برای افغانستان ممکن است به آزمایش گذاشته شود. البته آن طرح نیز باب طبع عمران خان خواهد بود.