-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۳۰, جمعه

نخستین کلید گاوصندوق بحران، نعره های فلک پیچی است که در «سریچه» طنین می اندازد



نامه به احمد ولی مسعود

این عرایض را به این دلیل مشخص به نام شما همرسانی می کنم که عضو ارشد دودمان احمد شاه مسعود هستید.

در گفت و شنود با شبکه طلوع نیوز از «صلح نیابتی» ابرازتشویش کردید. شکی نیست که مذاکرات دوحه، جبهه افغانی آی اس آی است. اما سیاسیون کشور باید کارزار مذاکره مستقیم با پاکستان را به راه اندازند.

مذاکرات نیابتی در دوحه زهر مقاتل است. پاکستان درجایگاه فتح قرار دارد و به آسانی با لغو مذاکرات طالبان با دولت، چنین امتیاز تاریخی را از دست نمی دهد. برای ما مهم است که معضل تاریخی با پاکستان درگفت وگوی مستقیم بحث شود.  پاکستان فعلاً دلیلی به مذاکره مستقیم روی امنیت افغانستان ندارد. لغو توافق نامه امریکا و طالب هم به آسانی یا در کوتاه مدت ممکن نیست.

پس شما دنبال صلح نباشید؛ خود را به دفاع فعال یا غیرفعال هم قناعت ندهید. دیر یا زود جنگ وحشتناکی را به حوزه شما می آورند. تنها حوزه مقاومت است که همانند دورۀ بعد از سقوط دولت دکترنجیب الله، درمسیر عملیاتی کردن راهبرد پاکستان درشرایط جدید همچو مانع و دست انداز عمل می کند. 

تلاش ارگ برای تبدیل پنجشیر و حوزه مقاومت به مرکز آشوب و سپس استفاده سیاسی تیمی از خیزش و قیام ناگهانی لشکرهای خوابیده مقاومت به جایی نرسید و از دستورکار خارج شده است. عین پلان از سوی طالبان و پاکستان در دست اجرا است تا پنجشیر را به عنوان کانون ضدیت با پروسه صلح شهره بسازند. احتمالاً دروهلۀ نخست، پاکستان وطالبان سعی می کنند با حوزه مقاومت نه به حیث یک جناح شریک قدرت بلکه به شکل قطعه قطعه همچو بازوی حمایتی تابع و تحت مدیریت برای رژیمی که صاحبش فقط طالبان و پاکستان خواهد بود؛ کنار بیایند. این کنارآیی بدون تضمین دایمی به یک پول سیاه هم نمی ارزد.

 چه باید کرد؟

شما خوب تر از ما می دانید که حوزه مقاومت از تجارب 19 سال اخیر به درستی درس نگرفته است. بدترین سیاست این حوزه، فرآمدن از جایگاه اصلی خویش، تبدیل شدن به دزدان دانه درشت و چاق کردن رقابت داخلی برای نفر دوم بودن و حرکت پایدل کشال به سوی یک سرنوشت نا معلوم بود.

نقطه و تارک خطر برای حکومت طالبی، فقط و فقط ظرفیت لشکرکشان حوزه مقاومت از کابل تا سواحل آمو، از قندهار تا نورستان و ننگرهار و از هرات تا فراه و نیمروز و مناطق مرکزی است. هیچ کسی به زیر و زبر شدن سرنوشت مردم افغانستان اشک تأسف نخواهد ریخت.  موازنه قوا به همکاری امریکا در عرصه جنگ به هم خورده، و دیر یا زود، لبۀ وسیع جنگ به سوی شما نزدیک می شود.

 جناح متعرض وکمربسته از سوی امریکا، از هرنظر، همبسته، مسلح، مجهز و کوردینه شده، به حراست از منافع پاکستان- امریکا درصحنه حاضر است و هرگز درموضع دفاعی نمی خوابد؛ کارش تعرض حشری است. گستره مقاومت ملی برای نجات مدنیت افغانستان، اولویتش تشکل واجماع درلفظ نیست؛ این تقلا های بی حاصل همه را رنجور ساخته، موریانه خائنان داخلی، قلعه استوار انگیزۀ مردم را از درون پوسانیده، انگیزه برای «نخست حمله سپس گفت وگو» از دست رفته و فرصت و زمان نیز با شتاب درحال از دست شدن است. 

به جای گفتن این حرف ها در تلویزیون، دست و آستین بالا بکشید و دستگاه تبلیغاتی کارا و داغ و سنگرگاه نا شکن جنگ روانی و بسیح اذهان عمومی را تشکیل دهید. بروید قوماندانان چهار حوزه را درصحن آرامگاه مسعود بزرگ گردهم آورده وستاد کل مقاومت ملی برای دفاع از ارزش های افغانستان را اعلام کنید. درجلسه سراسری قوماندانان به جای مزه مزه کردن صلح، پنسل پاک زدن به خطوط پیشانی اشرف غنی، ( دماسنجی خوشحالی یا خفه گی اشرف غنی)، در بارۀ مدیریت شکستاندن جنگ تحمیل شده و استراتیژی تعرض دایمی بر دشمن به فیصله برسید.

به دورۀ تغافل، طلب استرحام و ضیاع وقت برای ایجاد «مشارکت!» وازین قبیل مقوله ها فوری خاتمه دهید. پیش از شما، موریانه های برجسته، به چنین تکاپو ها و معامله های مکروه دست زده اند و هرآئینه همه ای شان به استخدام دشمن درآمده اند.