-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۲۹, پنجشنبه

سفرنامهء کابل

فیاض مهرآئین

از بلخ تا کابل طی ۴۵دقیقه رسیدیم اما از فرودگاه بین‌المللی کابل تا شهر نو به سواری تاکسی به مدت ۱۵۰دقیقه!

روز شنبه ۲۴عقرب/آبان ۱۳۹۹ پس از دوسال با گروهی از همکاران و دوستان به شهر کابل آمدم .این سفر رسمی و برای توضیح و استماع دیدگاههای مسؤولان و کارشناسان ولایات پیرامون طرزالعمل یا کارشیوهء اداری ولایتها و ولسوالیها است.

هواپیمای کام ایر ساعت سه و پانزده دقیقهء پس از چاشت طبق برنامه از میدان هوایی بین المللی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی رح -مزارشریف  برخاست و درست ساعت چهار و پانزده دقیقهء پس از چاشت بر فرودگاه بین المللی کابل نشست. هوای شهر مزارشریف ابری بود اما به مجرد رسیدن ما به شهر کابل چه تربرف جانانه یی  از ما پذیرایی کرد! لخظاتی گذشت و متوجه شدیم که برای گشت و گذار در این شهر زیبا نه قایق و زورق که به «کشتی نوح» نیاز است!

از میدان تا شهر نو با تکسیی که رانندهء آن از جوانان سرشار شمالی بود طی دوساعت ونیم رسیدیم و بقیه راه را پیاده شدیم و تا مهمانخانهء معهود که در نزدیکی عزیزی تاور موقعیت داشت هی میدان و طی میدان پیاده« تشریف» آوردیم خوب حسابی با باران رحمت الهی شسته شدیم!خدا را شکر که همراهان جوان و مهربان چون حاجی محمد کبیر نظری گران ارج و نیازی عزیز همراهم بودند ورنه من و پیمودن اینهمه راه؟! به قول شاعر«ما را به این گیاه ضعیف این گمان نبود!»

خلاصه وقتی به مهمانخانه رسیدیم ما خود به پاره هایی از ابر رحمت مبدل شده بودیم ... !

در مهمانخانه با پذیرهء خوب مهمانداران روبرو شدیم به سرعت در اتاق های مان جاگرفتیم . دیدیم که بارش برف و باران کاهش یافته است یاد شام خوردن افتادیم و به پیشنهاد نظری عزیز راه« بخارا» رادر پیش گرفتیم و به یاد دودمان  شاهی سامانیان بلخی در بخارا واقعن شام شاهانه یی را نوش جان کردیم-سوپ تلخ و تند،کابلی پلو تاجیکی با قورمه چلو بلخی جمع چای های مزه دار سیاه و سبز.

برگشتیم به اتاق و پس از ساعتی به استراحت پرداختیم...

یک تذکر کوچک: از بلخ تا کابل طی ۴۵دقیقه رسیدیم اما از فرودگاه بین‌المللی کابل تا شهر نو به سواری تاکسی به مدت ۱۵۰دقیقه!آخر هم جاده ها رودخانه شده بودند و هم راهبندان از کثرت وسایط،تنگی و بی نظمی راهها و عدم ساماندهی درست ترافیک، حرکت  موترها و وسایط تایردار را در این شهر تقریبن ناممکن ساخته بود با هرکه روبرو شدیم از بی نظمی و راهبندان های شهرکابل دل پرخون و داستانهایی پر از آب چشم داشت... . از همین سبب فرودگاه کابل را «میدان هوایی بین المللی حامد کرزی» نگفتم زیرا او زمانی مستحق چنین افتخاری می‌بود که طی سیزده سال حکومت داری اش با سرازیر شدن شاید هزار میلیارد دالر کمک جهانی -کم از کم- پایتخت کشور را به یک شهر معیاری در سطح قارهء آسیا  با ترانسپورت شهری پاسخگوی نیازهای شهریان در  سدهء بیست و یک مبدل می‌ کرد و این شهر زیبا به این روز سیاه نمی افتاد! افسوس که کابل برای فرمانروایان آن کماکان یک شهر بیگانه و به غنیمت گرفته شده پنداشته میشود و عملن نشانی از کدام کار دلسوزانهء راهبردی در آن به چشم نمی خورد!

ادامه دارد.