-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۸, شنبه

مقاومت دوم، بدون سرکوب خائنان داخلی منحرف خواهد شد


حاشیه ای بر سخنان اخیر یونس قانونی با شبکه دیداری طلوع نیوز



یونس قانونی، از جمله «نخبه» هایی است که در ۲۰سال اخیر،  وظیفه «پهره داری» از دارایی های منقول وغیر منقول خویش را به عهده داشته اند. موضع گیری های سیاسی آن ها برآیند همان «پهره داری» رسالتمند است.

وی گفت در صورت «مجبوری!» به «مقاومت دوم» روی می آوریم؛ یعنی اگر طالب اندکی طناب شُل کند و به دارایی های «مقدس» کاری نداشته و به آن ها جایی در دولت بدهد، راه معامله و گذاره باز است.

از نظر این هاُ، «مقاومت دوم» باید از سرمایه های عظیم عطانور، قانونی، بسم الله محمدی، و امتیازات و کرسی ها برای نخبه گان و بسته گان شان دفاع کند. این سرمایه ها به جای تقویت اقتدار سیاسی، بیشتر به خون جگری و تشویش برای صاحبان شان دامن زده است.

هیچ یک ازین ها، دربرابر رهایی حدود شش هزار تروریست، کمترین اعتراضی از خود ظاهر نساخت؛ حالا چطور شده که سنگ مقاومت دوم را به سینه می زنند؟

گفتمان «مقاومت دوم» با خطر از جانب کسانی مواجه است که حامد کرزی و خلیلزاد و اشرف غنی را پیامبران نازل شده از درگاه عرش پنداشته و علی الحساب، ماشین جنگی مقاومت ملی را از کار انداخته و ابزارهای مقاومت را به بیع نیمه به فروش رسانیدند. این نحلۀ کوچک، برای احراز مقام «دوم» درحکومت چه کارهایی که نکردند!

از سروکلۀ همدیگر بالا پریده، مصالح ملی و تاریخی را زیر پا نهاده و همدیگر را به رگبار لفظی بسته اند. یکی برای جلب توجه کرزی گریه کرد؛ دیگری به مدت ۲۴ ساعت معاون گل آقا شیرزوی شد؛ یونس قانونی به جهر گفت که هرگاه مقام «دوم» به ما برسد، کلاه خود را به آسمان پرتاب کنیم. آن دیگر، به حدی بردۀ آز و متاع دنیا بود که حتی پول «پشقل» مزرعه کوچک وزارت داخله را هم قاپید.

دفاع از مال و منال، تملق، گسست از فرهنگ و تاریخ، نشانه ای از ایمان کامل به «اسلام عزیز» و «آرمان های آمرصاحب شهید» قلمداد گردید و اکنون برابر است با دفاع از ارزش های مدنیت درافغانستان!

حالا که مدنیت نیمه جان در افغانستان دو باره در معرض تهدید قطعی بربریت قرار دارد، سوال اصلی این است که مدیران «مقاومت دوم» چی کسانی خواهند بود؟

سخت ترین آزمون درپیش است. «نسل جوان» از نسل معامله گرو تاریخ زده سرخورده است. اوضاع شتابان جلو می رود و فرصت های زیادی هدر رفته. همه چیز دیرهنگام به نظر می رسند. جایگزین رهبری برای مقاومت، پرسشی است که نبردهای بعدی به آن عملی پاسخ خواهد داد. بربریت سیاسی قطعاً چانس استیلا ندارد؛ اما مقاومت دوم علیه بربریت همه جانبه، نخست به تصفیه حساب با خائنان درونی نیاز دارد. تا زمانی که نیروهای مقاومت از گرو مردم فروشان داخلی رهایی نیابد، مقاومت دوم شکل نمی گیرد و هرگاه زیر فشار و شرایط اضطراب شکل بگیرد، دراثر ضربۀ طالبان و عملیات مخفی سازمان های اطلاعاتی ُ متلاشی و منحرف خواهد شد.

به نظر من، مقاومت دوم به یک پیشقراول جوان و شجاع، وارسته از متاع دنیا و قاطع نیاز دارد که نخستین مأموریتش  سرکوب بی رحمانۀ معامله گران وخائنان داخلی باشد. درغیراین صورت، داستان قانونی، عبدالله، امرالله، احمد ضیاء و بسم الله مکرر خواهد شد.