-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۱۴, چهارشنبه

افشاگری دپلومات: طالبان و روسیه به وسیلۀ حامدکرزی نزدیک شدند

 

پرویز آرزو

رییس‌جمهور فرصت‌سوزِ افغانستان پس از 2001

اشاره: اشرف غنی نیزعموی نیمه دیوانه و هشتاد سالۀ خود را به سفارت افغانستان درمسکو منصوب کرده بود. مشارالیه بدون پرده پوشی از طالبان نماینده گی می کرد.


این نوشته به معنای چشم پوشی از کاستی‌های امروز حکومت افغانستان نیست اما از دید من آغازگر روند ویران‌گری و از دست رفتن فرصت‌ها در افغانستان پس از 2001، آقای کرزی بوده است.

در این روزها و ماه‌ها و سال‌های سخت و اندوه‌ بارِ تکراری در افغانستان عزیز، گاهی به یاد سال‌های نخست پس از 2001 می‌افتم و آن همه امید برای شکوفایی و امنیت و زندگی. پس از سال‌های دراز جنگ و اختناق، بخت به افغانستان رو کرده بود. از انزوا و فراموشی بیرون شده بودیم و افغانستان دوباره در جهان بود و جهان در افغانستان. آن اجماع جهانی و منطقه‌ای برای کمک به افغانستان، فرصتی استثنایی بود که غمگنانه از دست رفت. می‌شود عوامل بیرونی فراوانی، از جمله تنش‌ها و تقابل‌های جهانی و منطقه‌ای در نقاط مختلف این کره خاکی، را برشمرد که بر ‌کم‌رنگ شدن نقش و اهمیت افغانستان تاثیر گذاشتند اما از دید من مهم‌ترین نقش در از دست رفتن آن فرصت طلایی را خود ما بازی کردیم. رییس‌جمهور فرصت‌سوزِ آن سال‌های افغانستان به هیچ چیزی جز تداوم قدرت خود نمی‌اندیشید. آقای کرزی نقشی بسیار ویران‌گر در از دست رفتن آن فرصت‌های طلایی برای افغانستان بازی کرد. او بود که نعشِ بر زمین افتاده طالب‌ها را دوباره  بلند کرد، آن‌ها را برادر خواند، برای مشروعیت بخشیدن به آن‌ها تلاش کرد و همه این کارها را تنها با یک هدف انجام می‌داد: بقای قدرت خود. 

تلاش برای وجهه و مشروعیت دادن
به طالب‌ها توسط آقای کرزی
نه تنها در داخل افغانستان، بلکه در خارج از افغانستان نیز بسیار پر رنگ بود. مشتی نمونۀ خروار :

در سالهای 2007 تا 2010 سکرتر اول سفارت افغانستان در مسکو بودم و زیر نظر یکی از بهترین، میهن‌دوست‌ترین و تواناترین دیپلمات‌های افغانستان، آقای زلمی عزیز مسولیت بخش سیاسی سفارت را بر عهده داشتم. آقای زلمی عزیز پیش از سفیر شدن در مسکو، معین سیاسی وزارت خارجه افغانستان بود. 

سطح همکاری‌های امریکا و روسیه در آن سال‌ها بسیار بالا بود و عوامل تنش زا در روبط آن دو کشور، کم. روابط روسیه و امریکا در افغانستان بیشتر بر همکاری استوار بود تا تقابل. به عنوان نمونه: 

در اوایل سال 2009 حتا کمیسیون مشترک امریکا- روسیه با ریاست مشترک آقای مدویدوف و آقای اوباما ایجاد شده بود. مجریان کمیسیون خانم هیلاری کلینتون و آقای سرگی لاوروف بودند. گروه‌های کاری متعددی با سرپرستی مدیران ارشد دو کشور، زیرمجموعه‌های آن کمیسیون مشترک بودند. از جمله این گروه‌ها: گروه سیاست خارجی و مبارزه با تروریزم، گروه مقابله با دَوَران غیر قانونی مواد مخدر، گروه انرژی هسته‌ای و امنیت اتمی، گروه همکاری برای مقابله با شرایط اضطراری، گروه توسعه همکاری‌های اقتصادی و تجارتی و ...

در بسیاری از این گروه‌های کاری، "افغانستان" از سرخط‌های همکاری‌های روسیه و امریکا شمرده می‌شد. این سطح عالی همکاری‌ها به ریاست روسای جمهور دو کشورِ تاثیرگذار بر اوضاع و دورنمای افغانستان برای کشور ما فرصتی استثنایی برای جلب بیشتر پشتیبانی در زمینه صلح و ثبات و شکوفایی بود اما نبودِ چارچوب تدوین شده سیاست خارجی بر پایۀ یک میثاق ملی و مبتنی بر منافع ملیِ تعریف‌شده از یک سو و سیاست‌های «مداری‌گرایانه» آقای کرزی، که در داخل خوب جواب داده بود و حالا راه به حوزه سیاست خارجی برده بود، بر همه آن فرصت‌ها خاکستر افشاند. 

آقای کرزی که در بازی‌های داخلی خود برای تداوم قدرت، دست به دامنِ طالب‌ها شده بود و  در داخل افغانستان از آن بازی خطرناک سود می‌جُست، در بیرون از کشور نیز فقط و فقط تلاش می‌کرد با مشروعیت بخشیدن به طالب‌ها، به مهره‌ای ارزشمند در بازی‌هایی خطرناک برای افغانستان تبدیل شود. 

سفرهای گاه و بی گاه بعضی گروه‌ها و گاهی عوامل امنیتی آقای کرزی به روسیه بدون هماهنگی  حتی با سفیر افغانستان بسیار مشکوک می‌نمود. سفارت باری از طریق سایت رسمی وزارت خارجه روسیه از سفر انجینر ابراهیم سپین زاده، معاون شورای امنیت افغانستان که به نظر می‌رسد در دوره آقای کرزی همه کاره شورای امنیت بود، خبر شد! روسیه که در آن سال‌ها بهترین سطح همکاری‌ها با امریکا را داشت نیازی به همنوا شدن با پنهان‌کاری‌های آقای کرزی نمی‌دید اما بدیهی است که بی‌علاقه نبود از ابزارهای نو تاثیرگذار بر رویدادهای افغانستان آگاه شود و برای تسلط بر آنها بکوشد؛ اتفاقی که بعدها افتاد. 

آقای زلمی عزیز سفیر افغانستان در مسکو در واکنش به آن رفتارها در سال 2010 استعفا داد. آقای کرزی با انتصاب کاکایش عزیز کرزی به مسکو و خالی کردن میدان از طالب‌ستیزان، راه را برای بازی‌های بیشترش در تلاش به وجهه دادن به برادران طالبش هموار کرد. گمان می کنم او نه تنها در داخل که در بسیاری از کشورهای تاثیرگذار در منطقه این شیوه را پیش گرفته بود. نتیجه رفتار رییس‌جمهور فرصت‌سوزِ افغانستان آن شد که گروه تروریستی طالبان امروز در میدان سیاست و جنگ افغانستان پیش می‌تازند. می‌کشند، ویران می‌کنند و می‌سوزانند و در متن و بطن این آشفته‌حالیِ فاجعه‌بار، آن مرد خواب ریاست حکومت موقت را می‌بیند...