-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۱۵, پنجشنبه

وحشت غرب از استراتژی نوین اقتصادی چین

گلوبال ریسرچ

نویسنده: "لوکاس لیروز دی آلمیدا"

ترجمه - بامداد شرقی



 چین استراتژی اقتصادی خود را با رویکردی فزاینده به سوی تقویت بازار مصرف درونی پیش گرفته است.

بحران اقتصادی بی سابقه ای که خود را در میان همه گیری کرونا بیشتر نمایان ساخته و نه تنها در حال گسترش است، بلکه از پس این همه گیری شتاب بی سابقه ای نیز خواهد گرفت، پکن را بر آن داشته تا با اتخاذ یک برنامه درون گرایی اقتصادی، اقداماتی را برای اولویت دهی به بازار مصرف داخلی و تقویت اقتصاد خود از داخل ایجاد کند.

کارشناسان و استراتژیست های چینی این استراتژی را "رویزیون یا رویگردانی مضاعف" می دانند و معتقدند که این تغییر شکل بازار مصرف چین، یکی از کلیدی ترین اقدامات در مهمترین بخش تولید ناخالص داخلی ملی را در سالهای آینده برآورد خواهد کرد.

برنامه ریزان چینی نیاز به اقدامات جسورانه تری در جهت اصلاحات برای پرورش بازار داخلی با کارآمدی برتر و گسترش ظرفیت های کشور داشته اند.

بیماری همه گیر توسط ویروس کرونا، شکنندگی شدید بازارهای جهانی و کاهش سریع سرمایه گذاری مالی فرا ملی را آشکار کرده و نیاز به تغییرات اساسی و توسعه اشکال اقتصادی جایگزین را برجسته کرده است.

در برابر دگرگونی های پر شتاب جهان امروز، چین اولویت را روی سرمایه گذاری در انتقال از اقتصاد صادرات محور به اقتصادی متمركز بر بازار داخلی گذاشته است. “شی جین پینگ”، رهبر چین در بیانیه اخیر خود نوشت كه چین نیاز به ایجاد مدل جدیدی از توسعه دارد كه در آن، اصل باید در گردش اقتصادی داخلی باشد، تا بازارهای داخلی و خارجی بتوانند مكمل یکدیگر باشند.

در پیش نگری های گذشته، چین برخی از اقدامات را در این راستا انجام داده بود، آن پیش نگری ها، نه تنها به انتخاب چین برای این تغییر کمک کرد، بلکه در نتیجه آن راه اندازی رسمی این استراتژی با مشکلات بازدارنده روبرو نشد.  به عنوان مثال، در سال 2020، سهم صادرات از تولید ناخالص داخلی چین به 17 درصد کاهش یافت. از طرف دیگر، مصرف داخلی افزایش چشم گیری داشته و در سال گذشته به 58 درصد از تولید ناخالص داخلی رسید.


با این حال، این بدان معنا نیست که صادرات دیگر در اقتصاد چین مهم نخواهد بود، بلکه این کشور به سرمایه گذاری در گسترش بیشتر عرضه کالاهای ارزان قیمت با استفاده از مزایای رقابتی خود ادامه خواهد داد. بزرگترین دلیل این امر را می‌توان در سرمایه گذاری در "کمربند و جاده ابریشم" یافت. این کشور به سادگی قادر خواهد بود با تمركز بیشتر  بر بازار ملی، مصرف داخلی به نقطه اصلی اقتصاد ملی تبدیل شود، و بدون آنکه در انزوای اقتصادی قرار گیرد، در آمد خود را نیز افزایش دهد.

در واقع، سیاست جدید اقتصادی چین بر کل جهان تأثير خواهد گذاشت. انجام چنین اصلاحات بنیادی توسط بزرگترین قدرت در حال ظهور در جهان بدون ایجاد تغییرات عمده متقابل با چندین کشور دیگر غیرممکن است. به ویژه در غرب، ترس از تأثيرات این ابتکار عمل از مدت ها قبل دیده می شود. برای مثال، یکی از بزرگترین بانکهای آلمان، Commerzbank “کومرتس بانک”، پیش بینی می کند که چین در مسیر خودکامگی اقتصادی قرار گرفته است. به دلیل اهمیت روابط اقتصادی چین با اتحادیه اروپا، اروپایی ها می ترسند که این تغییر روند در چین به اتحادیه اروپا آسیب جدی برساند. سایر شرکای تجاری، که سرشعب آنان در ژاپن و کره جنوبی هستند نیز نگران نتایج سخت استراتژی جدید چین بر روی اقتصاد خود هستند، که آنها را تهدید می کند.

در آینده نزدیک، چین خود به تولید کننده عمده بیشتر کالاها و خدمات صنعتی پیشرفته که هم اکنون از اروپا، ژاپن و کره وارد می کند تبدیل خواهد شد. راه دستیابی به حاکمیت اقتصادی هموار شده و نگرانی کشورهایی که چنین محصولات و خدماتی را به پکن ارائه می دهند، را برانگیخته است. با این تغییر، احتمال تشدید جنگ تجاری با ایالات متحده بیشتر می‌شود. و آلمان یکی از متضررترین کشورها خواهد بود، چرا که آلمان یکی از عمده ترین  تأمين کنندگان وسائل نقلیه، قطعات خودرو، هواپیما، ماشین آلات و تجهيزات صنعتی به چین بوده است، و این همان چیزی است که اقتصاددانان “کومرتس بانک” را بسیار نگران ساخته است.

چین این قدرت بزرگ نوظهور جهان با افزایش روند منحصر به فرد اقتصادی خود، نه تنها ساده تر از باقی کشورهای قدرتمند جهان از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ بیرون آمد، بلکه با خرید محصولات صنعتی از آن کشورها، اقتصاد جهانی را نجات داد.

تنها راه پاسخ گویی به تداوم روند پیش گرفته شده در چین، الگوبرداری باقی کشورها از آن  و اعمال اقدامات حمایت گرایانه و انزواگرایانه در گرایش به تمرکز در خودکفایی و خودگردانی اقتصادی با اتکا بر تحكيم بازارهای داخلی پایدار خواهد بود، تا آنها با این روش، سپری در برابر اثرات - احتمالاً ویرانگر - بحران اقتصادی آینده ایجاد کنند. چین استراتژی خود را ناگهان ایجاد نکرد، اما از نظر تجربی متوجه شد که مناسب ترین کار در حال حاضر ایجاد این وارونگی در بازار است. بزودی، اروپا و ایالات متحده رو در روی مشکلاتی که چین در پیش بینی آنها استراتژی بنیادی خود را بر پا داشت، روبرو خواهند شد. و شاید الگوی چین را برای خود انتخاب کنند.

اکنون، بازارهای “شمالی“ متوجه شده اند که امکانات گسترش آنها اندک است و ممکن است دیگر نتوانند روی چین حساب کنند. در واقع آنها بدون چین در  تقویت بازارهای خودشان  و برای غلبه بر بحران کنونی چه چیزی را برای عرضه خواهند داشت؟