-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۱۸, یکشنبه

جوبایدن در چاه افغانستان

 

پیروزی جو بایدن در برابر ترمپ جامعه ستیز، چه سودی به افغانستان دارد؟




بایدن بانی نظریۀ تقسیم بندی بسترهای جنگ برون مرزی امریکا درافغانستان وعراق است. وی پیرامون مدیریت همه چیز در عراق و افغانستان، دست کم یک مرتبه، چوکات فدرالی را مطرح کرده و دو اظهار با مضمونی واحد از زبان برون داده است. درعراق، او معتقد بود که باید به سه کشور شیعه، سنی و کُرد ها تقسیم شود.

جوبایدن با آن که درسطح راهبردی، دشمن آشتی ناپذیر روسیه وچین شمرده می شود، درگسترۀ آسیای جنوبی، از زمره سیاستگران تمکین گر به پاکستان است؛ همین شخص گفته بود که پاکستان از نگاه امریکا، پنجاه مرتبه نسبت به افغانستان مهم تر است. اما پای خود را درجغرافیایی قایم کرده است که با یک درصد اهمیت خود، کُل سرنوشت سیاسی و راهبردی امریکا درجنوب آسیا را رقم می زند! اهمیت پاکستان به خاطرمقابله با چین و روسیه ازطریق استقرار درافغانستان است.

دردور کنونی، اگر دیدگاه های مشارالیه از بیخ تغییری نکرده باشد، می توان گفت که افغانستان برای بایدن یک علاقه غیررسمی و قرارگاه جنگی است.

بایدن نسبت به مدیریت افغانستان بدبین تر از ترمپ است. وی در سپتامبر سال ۲۰۱۹ گفت: وقتی که پاکستان سه ولایت افغانستان را در شرق کشور کنترل می‌کند. افغانستان را نمی‌توانیم درست کنیم. درست شدنی نیست.

همچنین درماه فبروری سال 2020 گفت که ایدۀ «ملت سازی» درافغانستان عبث است و« ممکن نیست آن کشور متحد شود، هیچ امکان ندارد که آن کشور یک پارچه شود." 

 برای امریکا در حوزۀ روسیه و بغل گوش چین، یگانه محل ارجاع، پاکستان است. به این ترتیب، لاتری امتیاز دهی به شبکه تروریستی طالبان باطل نخواهد شد؛ مگر این که مردم افغانستان با حرکتی محاسبه شکن، از خود واکنش نشان دهند. 

اکنون وی دروضعی که ترمپ چهارچوب های اخلاقی درسیاست را از هر جا درهم شکسته، دربزنگاه بحران تاریخی با «شعاربازگرداندن رهبری اخلاقی» امریکا روی صحنه آمده است. ترمپ و صاحبان کارتل ها و تراست های صنعت، نفت و جنگ ابزار، قبل از پیش رانش به معرکه سیاست، علامات زوال عمومی درامریکا را متوجه شده و از خطر «فلج» کشورش بیمناک بود.  با شعار «نجات امریکا» به میدان آمد؛ اما وخامت اوضاع بالاتر از توان او بود، به جای نجات، با همه ای دنیا و همچنین مردم خودش درکشاکش افتاد. به جای رهایی، التهاب و نا امنی اجتماعی را درامریکا انتشار داد. 

قابل درک است که دغدغه ای اصلی رهبران امریکا این است که کشور شان سرانجام دارد آرام آرام از سکوی رهبری جهان رو به نشیب روان است. نبرد با چین، نتیجه نداد و رویارویی با روسیه و ایران به هدف « رهبری جهان دموکراسی برای رو به رو شدن با چالش های قرن 21» به بن بست خورده است. حالا «زخم افغانستان» نیز درحال عود کردن است. 

بایدن، دررابطه به مهار به صرفۀ جنگ های برون مرزی، فتح حوزه های راهبردی و زمینه سازی برای فروکاست هزینه های نگهداری پایگاه های جنگی در کشورهای درحال جنگ ( مانند افغانستان)ُ گریزی تر از ترمپ است. او نسبت به حراست از منافع افغانستان از جمله «حقوق زنان» و دموکراسی، سال ها پیش توبه کرده است. 

او بود که درسال 2010 ( به نقل از ریچارد هالبروک) چیغ کشیده و گفته بود:

من جان پسرم را به آنجا (افغانستان) برای حقوق زنان به خطر نمی‌اندازم.

آقای بایدن همیشه خواهان فراخواندن سربازان آمریکایی از افغانستان بوده است.

اکنون، همان سوال مرتبط با نحوۀ کنار آمدن با افغانستان که مغز ترمپ را به هنجارشکنی جنون آمیز( اتحاد با تروریزم جهانی و جاری کردن حمام خون درافغانستان) به فساد کشانید؛ بی تردید اعصاب بایدن پیر را نیز خرد خواهد کرد. 

تزلزل و بازی خونین امریکا و پاکستان بیانگر این بن بست است: بی تو بودن نتوانم، با تو بودن نتوانم.

اما تجارب حکمروایان از بوش تا ترمپ به ما می گویند که همیاری با فابریکۀ توقف ناپذیر تروریزم ( پاکستان) از بهر وصلت با رؤیا های برون مرزی امریکا، حیات سیاسی خود و ای چه بسا که زنده گی های زیادی را به «کشتن» خواهد داد. امپراطوری امریکا را پاکستان ندافی خواهد کرد.