-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آبان ۲۵, یکشنبه

به خاطر برپایی بزم آشوب زمان!


تبریک به امرالله صالح/ تسلیت به افغانستان

دانۀ کمسایی (عادل نام) چه سهل به میدان لولانده شد؛ چنان دم دستش بوده که کیف کردیم؛ درست مثل کشیدن کیف پول از جیب راستش؛ یا خیزاندن گوسفندی از زیر زانویش.


طالع تیم حاکم علی الظاهر « از سنگ می پَرد»؛ درین غمسرا، خبرهای داغ، زود به انجاد می روند و زخم زنی بر مردم، چونان آسیاب جادویی، بی خیال می چرخد تا مردم فرصت و توانمندی نداشته باشند که درچون وچرایی واقعه یی قبل از آخرین حمام خون، از فرادستان استجواب کنند. قدرت خداداد این مردم در فراموش کردن بلاهایی است که برسر شان آوار می شود.

زینهار... تا فرصت از دست نشده، حکومت زوجی غنی - امرالله دندان لق فریبنده را با سرانگشت نرم خود بیرون بکشد تا نوبت به انبر واقعیت های خشن نرسد.

دانۀ کمسایی (عادل نام) چه سهل به میدان لولانده شد؛ چنان دم دستش بوده که کیف کردیم؛ درست مثل کشیدن کیف پول از جیب راستش؛ یا خیزاندن گوسفندی از زیر زانویش. اما کارمبارکی است. تروریست قوم وقلب ندارد وباید سر از تنش جدا شود.

در سوی پر از تناقض ماجرا، امرالله و غنی هزاران تن به شمول حدود 400 تن از خون آشامان شبکه حقانی و طالب ( هموندان عادل نام) را آزاد کرده اند. 

جوان کشی روزانه درخیابان های کابل به خاطر موبایل و آدم ربایی گرسنه گان، با انهدام بلند منزل های  خود سر مافیا و روئیده دراماکن اشتباه، درهم پیچیده شد و چنان جهر زدند که اهالی شهر دست به گوش ها برده و چشم های شان را فروبستند. چون دیده واگشادند، خشم وهیجان شخصی در قصاص سینمای بی خطر و بی دفاع پارک شهر نو تخلیه شده بود که هیچ ربطی مستقیم به امنیت شهر و شبکه حقانی نداشت.

 پی آیندِ سلسله بازی ها با اعصاب ترک خوردۀ اهالی پایتخت در«شش ونیم» نگاری، نه فتح شعوراجتماعی، که لاجرم تکرار چنین بازی های سیاه خواهد بود.

درین مختصر، پرداختن به سریال نا ایستای کارنامه های طالب و شبکه حقانی نا ممکن است. از کجا شروع کنم؟

ازین جا:

در حمله بر دفتر امرالله صالح در کابل درسال میزان سال 2019 دست کم ۲۴ کشته و۵۰ تن زخمی شدند. چرا تا امروز هیچ احمد یا محمود با برچسب فلان وبهمان ولایت گرفتار نشد؟

در حمله بر کاروان امرالله در 19 میزان 1399 ۱۰ غیر نظامی به شمول کودکان و زنان کشته و ۱۵ تن دیگر زخمی شدند.

اما این جا واقعه ای نیمه جالب و آمیخته با رمز و پرده پوشی اتفاق افتاد.

پوره یک ماه بعد ( نگاه کنید!)  به تاریخ 19 میزان، امنیت ملی در اعلامیه‌ یی ادعا کرد که یک هسته مشترک گروه داعش و شبکه‌ حقانی را گرفتار کرده است. در هیچ« شش ونیم» پردازی و نامه های رسمیُ‌گروه ده نفری همراه با اسم و تبار و ولایت شان معرفی نشدند. تا امروز کسی نمی داند افراد ظاهراً بازداشت شده وجود خارجی داشتند یا خیر؛ و اکنون در چه احوالی اند؟!

جالب تر؛ امرالله صالح حمله بر خود را به گردن داعش و شبکه حقانی انداخته بود؛ و هیچ عادل ولد عارف عوضی هم به چنگ نیامده بود؛ اما حمله بر دانشگاه را صرفاً کار شبکه حقانی ( وابسته به طالب) قلمداد می کند؛ با این افاده که داعش یک نام است! 

مشت نمونه خروار، به چند حمله ای که افغانستان و دنیا را در شوک و سوگ فرو برد؛ اشاره می کنم.

دربزم کشتار تروریستان درشفاخانه نسایی- ولادی دشت برچی، که تاریخ بشر کمتر مثال آن را به خود دیده، اگر لازم ندیدید یک ... نام را از پنجشیر یا هلمند نامزد کنید؛ لااقل یک فاروق عمر یا ارشاد جنگوی را پاکستانی را به چشم مردم می زدید که کمی تف دل غمگساران می نشست. چند صد عمرفاروق اعدامی ازشبکه حقانی وطالب درزندان پلچرخی دردسترس بود؛ اما از روی مروت در بی مروتی به یک موی تروریست ها لطمه وارد نشد و صحیح و سلامت آنان را به پایگاه های شان برگرداندید. حالا جغرافیه کشف تروریست را به امرغنی تغییر داده اید تا موازنه برقرار شود. « این روش تازه را، تازه بنا کرده ای».

حکومت زوجی، اکنون کانکور رسوایی درپیش دارد. عادل نام، 22 جوان برومند را از زنده گی محروم کرده و ده ها تای دیگر را زخم زده است. درین کانکور، شعور اجتماعی به کمتر از اعدام درملاء عام عادل نام قانع شدنی نیست. دیده شود قصاص سینما پارک بالای این تروریست پنجشیری ( اگرفرض وگزینشی نباشد) نیز مکرر خواهد شد یا یک دورِ اگرومگر وفلسفه بافی دیگر رقم می خورد؟

حاکمیت غنی دراسد سال 1395 همزمان با کشتار 90 جوان تازه نفس و امیدوار به آینده و جراحت حدود 44 نفر دیگر، دردهمزنگ کابل، قضیه را با پاسوورد داعش اختتام داد. «جنبش روشنایی» به خاک و خون افتاد؛ اما پرونده اش ناپدیدارگشت و یک احمد یا محمود از فلان ولایت به مجازات نرسید وحتی زمانی که یک کاسه شیر دم دهان برخی پرچم داران جنبش روشنایی هل داده شد، جاذبۀ توتالیتاریزم اشرف غنی، یک باردیگر معجزه کرد.

در 27 سرطان 1398 انفجار انتحاری در سالن عروسی قصر دوبی در غرب کابل دست‌کم ۶۳ نفر کشته و ۱۸۲ نفر دیگر زخمی شده‌اند. 

سکۀ تراژدی هول آور به نام داعش ضرب زده شد؛ اما درین یک سال و چند ماه نه امرالله دهان به واکنش گشود؛ نه عادل، نه احمد؛ و نه محمود منتسب به فلان ولایت به دام افتاده؛ عجیب و گیج کننده نیست؟ اما در15 عقرب 1399 وقتی دردانشگاه کشتار راه می افتد، 9 روز بعد، سروکلۀ عادل نام پنجشیری ظاهرمی شود. دا وطن نه جوریژی