-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۵, چهارشنبه

یک خاطره ی خونین می نویسم دوستانی که برداشت نه می توانند لطفن نه خوانند.

 

محمد عثمان نجیب


اواخر حکومت دو ماهه ی حضرت صاحب مرحوم بود، اوضاع امنیتی آرامش نسبی پیدا کرد. گفتن حضرت صاحب سیلوی مرکز را افتتاح مجدد می کنند.

چون عجله زیاد بود من یوسف خان کمره مین دفتر خود را توظیف کردم و با موتری که فرستاده بودند، حرکت کرد.

حدود سه ساعت بعد دوباره به دفتر برگشت.

دیدم ترسیده و پریشان است. دلیل را پرسیده و گفتم راه سیلو خو امنیت شده کدام حمله شده سر تان که ترسیدی؟

آهسته گفت، (... حضرت صاحب نامد مه یک تصویر دگه آوردیم سیل کنین...).‌ اصرار کردم که چیست گفت:

( ساحی سیلو ره پاک‌ کده بودن مه هموجه چکر می زدم که دیدیم یک چیز گوشتی ده لب جویچی سرک افتیده، پیش رفتم که پستان بریده شده از کدام سیاه سر « کدام مهربانو شهید خواهر ما و هم وطن ما و انسان « بود...) پرسیدم چی کدی باز؟ گفت تصویرشه گرفتم و‌ کت پایم داخل جوی انداختمش...).

گویی جهان بر سر من ریخت و تصویر را دیدم تا امروز که نزدیک به سه دهه از آن می گذرد، روح و روان من را می آزارد.

آن تصویر و تصویر چک دلاری با یک تصویر مهم دیگر همراه با تصاویر عمومی در بای گانی های نشرات نظامی موجود بود نه می دانم معاون صاحب ربانی خان آن را حفظ کرده یا حذف؟ این بود حالت ملت ما.

متأسف ام که ناراحت تان ساختم.