-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۱۵, شنبه

خطر شکست مقاومت ملی درمذاکرات دوحه زیاد است

 به نظر می رسد که همه کشور های جهان و منطقه، ( به استثنای هند) رسماً یا تلویحاً حمایتگر طالبان شده اند.

 این کشورها، اکنون طالبان را به عنوان نمایندۀ سیاسی و نظامی امریکا، پاکستان وقطر به حساب می آرند ودرین ترکیب، سعی درتثبیت جای پایی دربازی های بعدی افغانستان دارند. ایرانی ها درجریان دادوگرفت های سیاسی، حق خود را می ستانند تا منافع خود را نجات دهند. ضعیف ترین حلقه از نظر داشتن حامی قوی منطقه ای، جبهه مقاومت ملی است. 

محور مقاومت، درموقعیتی ناپایدار تر و لغزان تر از دورۀ اول (2001) قرار دارد. ارچند درفاز اول، اردوی مجهز مقاومت و حکومت رسمی را دراختیار خود داشت؛ اکنون بعد از 20 سال، نه تنها دولت و اردو را در دست ندارد، مضافاً از قبل داوطلبانه خلع سلاح شده، از انشعاب های چند مرحله ای صدمه دیده، رهبران شان به فساد گرائیده و اعتماد خود را از دست داده اند.

این جبهه نخست باید رهبرخودش را بیافریند. ورنه درچنگ همان گرگ های فاسد شده دوباره می غلتد وعمر فاجعه صد سال دیگر تمدید خواهد شد. ممکن است سهمی در حکومت بعدی طالب محور به نیروهای مقاومت ملی داده شود؛ اما تجربه می آموزاند که به زودی از صحنه زده شده و قالب تمامیت خواهی بر قامت افغانستان تنگترشده و از صحنه رانده خواهد شد. افغانیت و اسلامیت طالبان، افغانستان مدنی را به گام مرگ فرستاده و دربهترین حالت، به یکی از اقمارمحافظتی وتحت نظارت پاکستان تبدیل می کند.