-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۲۰, پنجشنبه

بخش هفتم کتاب وادی گرگ ها

چرا دختری در کابل آتش زده شد؟

رزاق مأمون



 با آن که لفظ «کافر» یا مرتد در شماری از آیه های قرآن صریح به کار رفته است؛ درهیچ یک از آیه های قرآن، بر گردن زدن، یا اعدام علنی یا سری «مرتد» یا «کافر»، امر نشده است.

به طور مثال، این آیه می گوید: « ولی کسی که از آیینش برگردد؛ و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، برباد می‏رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.» 

 سوره بقره آیه 217


آیه ای دیگر، بیانگر صرفاً تشویش قرآن در دوره زنده گی پیامبر اسلام از فعالیت کسانی است که سعی می ورزیدند افراد نو مسلمان را به « گذشته» های شان برگردانند:

«ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر از کسانی که کافر شده‏اند اطاعت کنید، شما را به گذشته‏های تان باز می‏گردانند؛ و سرانجام، زیان کار خواهید شد». سوره آل عمران آیه 149

در سالیان اول دعوت پیامبر، شمار مؤمنان اندک بود. روی گردانی دو باره هریک از آن ها به آئین گذشته شان،  بسیار مهم بود. پس این آیه نازل شده است:

«ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‏رساند؛ خداوند جمعیتی را می‏آورد که آن ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند». سوره مائده آیه 54

آیه زیر نیز رنگی از دریغ و تأسف دارد:

«کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشت شان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است!» سوره محمد آیه 25

در سالیان دشوار دعوت و ارشاد پیامبر، به نظر می رسد که بازگشت نو مسلمان ها به دین گذشته شان، گاهی سرعت می گرفته است. ظاهراً زورمندان قبیله ای در میان اعراب و خویشاوندان افراد تازه مسلمان، با اعمال فشارهای مختلف آن ها را وادار می کردند که دین محمد را ترک گفته و به آغوش فرهنگ و اعتقاد آبا و اجدادی خویش برگردند. قرآن با افرادی که روی دلایل مختلف دو باره به افکار قبلی شان برگشته اند؛ ابراز همدردی کرده است. در شمار دیگری از آیه ها که کلمه کافر و مرتد به طور مشخص نیامده؛ اما رنگ ومعنای کفر و ارتداد از آن مفهوم می شود. 

«کسانی که بعد از ایمان کافر شوند، به جز آن ها که تحت فشار واقع شده‏اند؛ در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است- آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‏اند، غضب خدا بر آن هاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!».

 سوره نحل آیه 106

در آیه دیگر، شناسنامه کسانی که با رضا و رغبت خود از اسلام فاصله گرفته اند، چنین رقم خورده است:

«و کسانی که پس از آن کافر شوند، آن ها فاسقانند». سوره نور آیه 55

مگر دستور مشخصی برای کشتن آنان نیامده است.

شمار کسانی که ظاهراً از روی شوخی با پیامبر، یک بار مسلمان شده و سپس «کافر» شده اند؛ تحت نظارت خداوند قرار دارند. این بار سخن از «عذاب» گناه کاران است:

می‏گویند: «ما بازی و شوخی می‏کردیم!» بگو:« آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‏کردید؟! (بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (به خاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد؛ زیرا مجرم بودند!».

 سوره توبه آیه 65 و 66

در آیه ای دیگر، درجه تهدید کمتر شده است:

« کسی که کفر را به جای ایمان بپذیرد، از راه مستقیم (عقل و فطرت) گمراه شده است.»  سوره بقره آیه 108

درآیۀ دیگر، خداوند بی آن که «کافران» را به مرگ حتمی، گردن زدن با شمشیر و... تهدید کند، از «هدایت» دو بارۀ آن ها منصرف می شود:

چه گونه خداوند جمعیتی را هدایت می‏کند که بعد از ایمان و گواهی به حقانیت رسول و آمدن نشانه‏های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!». 

سوره ال عمران آیه 86 

آیه ای دیگر:

 (آری،) کسانی که ایمان را دادند و کفر را خریداری کردند، هرگز به خدا زیانی نمی‏رسانند؛ و برای آنها، مجازات دردناکی است!». 

سوره آل عمران آیه 177

دروازه توبه به روی همه گمراهان باز است؛ بدین شرح:

به خدا سوگند می‏خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند؛ در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته‏اند؛ و پس از اسلام‏آوردن شان، کافر شده‏اند؛ (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولیّ و حامی دارند، و نه یاوری!». 

سوره توبه آیه 74

در هیچ یک ازآیه هایی که از قرآن نقل کردیم، بیان نشده است که بروید «مرتد» یا یک مسلمان از دین برگشته را اعدام کنید. البته بحث جنگ های رویاروی ازین مساله جداست. در میدان رزم، هر اتفاقی می افتد که در آیات قرآن به کرات در آن باره سخن گفته شده است. پرسش این جاست که روی چه دلیلی، دربسیاری از کشورهای اسلامی غیر منتخب، از قصاص و اعدام، به عنوان عملی مستند به کلام خدا استفاده می شود؟

این قضیه در محدوده احکام فقه اسلامی که پس از نزول آیات و درگذشت پیامبر، درجوامع اسلامی جاری شده، قابل مطالعه است. اعدام ها و کشتارهایی که به نام اوامر خدا صورت می گیرند، غالباً سیاسی، متکی به سنت گرایی ترسناک و اشتباه گرفتن احکام گوناگون علمای فقهی، با ارشادات مشخص خدا در قرآن است. بعضاً از یک نکتۀ مندرج در کتاب مقدس، با توجه به انگیزه ها، موقعیت های متفاوت و توضیح مفاد و معانی، استخراج و شرحیات متضاد و گیج کننده ای به دست می دهند.

درکشورهای اسلامی، به خصوص ایران و عربستان، تفسیر سیاسی حاکم از قرآن، با شکل و شمایل تفسیر طالبان و داعش ازین کتاب همسانی دارد.


دراعتراضات سراسر نوامبر سال 2019 درایران، صدها تن از سوی سربازان حکومتی تیرباران شده و هزاران تن به زندان ها رفته اند. ابوالفضل بهرام پور، یک کارشناس دینی و مفسر قرآن در شبکه اول تلویزیون دولتی ایران با اشاره به مجازات دستگیرشده ها چنین گفت: «طبق آیات قرآن دستگیرشدگان اخیر باید در همان نقطه جنایت در جلوی چشم مردم زجرکش شوند.»


https://www.bbc.com/persian/tv-and-radio-50583308

صدا و سیما و وعده "زجرکش" شدن معترضان؛ کارشناس دینی تلویزیون ایران چه گفت؟

28نوامبر 2019 - 07 آذر 1398


این غلیظ ترین تفسیر حکومتی از کتاب مقدس است. همان کارشناسی دینی که جمهوری اسلامی ایران با «کفار» مواجه است. بنا برین « کسانی که در تظاهرات، سربازان مسلح آمریکا بودند و الان دستگیرند؛ این حکم قرآن در مورد آن ها است.»


ادبیات صریح «زجرکشی» از آدرس حکومت اسلامی ایران، یک اندازه کم سابقه است؛ اما با محکومیت گسترده رو به رو شد. ازجمله، اندیشمند نام آور و منتقد حکومت اسلامی – دکترعبدالکریم سروش- و پیشرو جریان اصلاحی موسوم به «روشنفکران دینی»، گفت که سخنان بهرام پور «نسنجیده» و «بهانه» جویانه است. 

سروش گفت:«در قرآن مطالبی هست که با اندیشه‌ها و ارزش‌های امروزین ما چندان سازگار نیست، اما راه حل این نیست که معنی این آیات را عوض کنیم. بلکه باید دید خودمان را نسبت به وحی و این کتاب الهامی تغییر دهیم.»

به نظر او، کتب آسمانی سه گانه، حاوی احکام جزایی خشن و مشابه به هم اند. به طورمثال، «سنگسار در قرآن نیست؛ اما در تورات هست»؛ احکام جزایی تورات، بسیار سختگیرانه‌تر و خشن‌تر از احکام قرآن است. اما امروز یهودیان آن احکام را رها کرده‌اند و اجرایشان نمی‌کنند؛ چرا که در قرن هیجدهم یک اصلاح‌طلب یهودی اهل آلمان، به نام موزس مندلسون، تحولات شگرفی در شریعت یهود ایجاد و آن‌ها را تعطیل کرد. اکنون به جز ارتدوکس‌های بسیار اندک در دین یهود، تقریبا هیچ یک این احکام را اجرا نمی‌کنند.»


سروش: احکام خشن قرآنی؛ چه باید بکنیم و چگونه بیندیشیم؟

حسن امرایی، دوشنبه 25 آذر 1398 برابر با 16 دِسامبر 2019

https://www.independentpersian.com/node/33041


با این حال، تا حال دیده نشده که فردی در اسرائیل یا مجامع غیر حکومتی یهودیان امروز، به نام «کافر» محکوم به سنگسار شده و چنین امری بدوی بالای کسانی که خود مسلمان اند و در موج خیزش گرسنه گان به دام حکومت افتاده اند؛ اجرا شده باشد. به دلیل آن که نظام سیاسی اسرائیل براساس احکام تورات اداره نمی شود.

اما چرا شخصیت های مسلمان «سیاسی» درجمهوری اسلامی، «زجرکشی» معترضان مسلمان در خیابان را امری مشروع اعلام می کنند؟

مردمی که از ستم وحق تلفی به ستوه می آیند، علی العموم برضد دولت های حاکم اسلامی جنگ ابزار به دست می گیرند؛ یا برای نفی قطعی آنان از قدرت به خشم و خروش متوسل می شوند. عالم دینی قبضه کرده بر سرنوشت مردم، فوری با این سپر قرآنی درمیدان حاضر آمده و آلات کشتاری را که از پول همان مردم ذخیره کرده، در قلع وقمع خود شان به کار می گیرد.

إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ.

 سوره 5 مائده، آیه 33

برگردان تفسیری آیۀ بالا به وسیله یک عالم دینی چنین است: جز این نیست که کیفر کسانی که با خدا و رسول او می جنگند و در زمین به فساد و تبهکاری می پویند ( با اسلحه سرد یا گرم به منظور ترساندن و سلب امنیت و تجاوز به حقوق مردم ظاهر می شوند ) این است که کشته شوند ، یا بر دار آویخته گردند ، یا دست ها و پاهایشان ( چهار انگشت یک دست با چهار انگشت یک پا ) بر خلاف جهت یکدیگر بریده شود و یا از آن سرزمین تبعید گردند. این برای آنها خفّت و خواریی در دنیاست و آنان را در آخرت عذابی بزرگ است.

سروش درین باره می گوید: «این تنها آیه‌ای است که درباره محاربه با خدا و رسول آمده است که برای آن و نیز فساد در زمین، ۴ مجازات مختلف تعیین شده است، که عبارتند از: یا کشته شود، یا به دار آویخته شود، یا اعضای بدن بریده شود یا نفی بلد و زندانی شود.»

به گفته آقای سروش در تلویزیون معنایی نادر از دو کلمه "يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا" مستفاد شده بود که گویی باید زجرکش شوند. ضمن آن که تعبیری که از نفی بلد رفت، ( گذاشتن افراد در کشتی و رها کردن‌شان در دریا) نیز تعبیری بسیار غریب بود.

پاورقی: سروش شأن نزول این آیه را به داستانی مرتبط دانست که در آن کسانی آمدند نزد پیامبر و به دروغ اسلام آوردند و آنگاه چند روزی در مدینه ماندند و سپس گفتند "آب و هوای مدینه به ما نمی‌سازد، مریض شده‌ایم، شکم‌هایمان ورم کرده و فکری به حالمان بکنید." پیامبر آنها را به خارج از شهر می‌فرستد و شترهایی در اختیار آنها قرار می‌دهد و می‌گوید که از شیر و بول شتر بخورند. این گروه اما وقتی شیر شتر خوردند و حالشان خوب شد، شترها را برداشتند و بردند و چوپان‌ها را کشتند. 

سیوطی، که از جمله مفسران نامی قرن نهم هجری است، در این باره بسیار مختصر و مفید سخن رانده و نوشته است: "عرینیین آمدند به مدینه و مریض بودند و پیامبر گفت بروید نزد شتران و شیر و بول شترها را بخورید. وقتی صحت پیدا کردند چوپان را کشتند و شتران را بردند."

خبر به پیامبر رسید به قدری ناراحت شد که خودشان و به روایتی همراه با حضرت علی برای دستگیری آنها حرکت کردند و در نهایت دستگیرشان کردند و این مجازات‌ها را بر آنها روا داشتند که از جمله کشتن و بریدن دست و پا … بود.

بعد از این حرکت آیه نازل شد که (بنا بر بعضی روایات) به پیامبر توصیه می‌کرد تندروی کردی و این اولین و‌ آخرین باری بود که در اسلام دوره پیامبر، مُثله اتفاق افتاد.

به گفته سروش این مجازات قبل از دستگیری و توبه کردن بر آنهاست، اما اگر توبه کنند چنین مجازات‌هایی را نباید اعمال کرد.

او گفت: «اگر قرار شود به زبان امروزی آیه ۳۳ را معنا کنیم، چنین می‌شود: قطاع الطریق را به اشد مجازات برسانید. عموم فقها و مفسران گفته‌اند مراد از محاربه با خدا و رسول، راهزنی مسلحانه و آدم‌دزدی و ایجاد ناامنی است و اصلا و اساسا بر اعتراض و انتقاد و تظاهرات بر ضد حکومت اطلاق نمی‌گردد.»


درین میان، ناهمگونی ذاتی کشورهای اسلامی، دشواری کنار آمدن با جهانی شدن است. جهانی شدن در نگاه آن ها، نابودی اقتدار دین و دنیا تلقی می شود. وقایع خشن در دنیای توسعه نیافتۀ عمدتاً اسلامی، درکنار اثر گزاری عوامل خارجی و جبر گلوبالیزاسیون، بیشتر میراث یک رکود طولانی تاریخی و کنار گذاشته شدن سرزمین های اسلامی از مسیر اصلی تغییرات در عصر جدید است. درین سرزمین ها، پس از 1400 سال، هنوز کمتر کسی مایل است در باره این مسایل تنش زا با آب و تاب بحث کند. در دنیای امروز، ده ها هزار مسلمان از افغانستان تا عراق و گسترۀ خاور میانه و افریقا سال هاست که به قتل و کشتار همنوعان مسلمان و هم باوران «برادر» خویش مشغول اند. درین جا مفهوم و فلسفه مجازات قصاص از بیخ و ریشه دگرگون شده است. از تئوریسن های قلم به دست و آتشین نفس های دینی در منبر ها و حوزه های اسلامیه و مدرسه های بی حساب پاکستان و افغانستان هیچ کسی از قصاص آن همه «برادرانی» که «برادران» و «خواهران» مسلمان خویش را به امید اجر و ثواب، با لذت، هیجان و نا ترسی شکنجه کرده و از زنده گی ساقط می کنند؛ جبهه ای استدلالی منصفانه تشکیل نمی دهند.

 نگاه دوگانه به ارزش ها و کرامت انسان درکشورهای پیشرفته و دارای قوانین مدنی لیبرال نیز از برخی جهات به نگاه تئوریسن های اسلام گرا شباهت دارد. حامیان بین المللی حکومت افغانستان به شمول امریکا که هنوز مجازات اعدام در ایالات متحده امریکا قابل اجرا است؛ حکومت دست نشانده خود در کابل را اجازه نمی دهند جنایتکاران و تروریست ها را اعدام کند. این برخورد دوگانه، بیشتر «سیاسی» است. 

متفکران اسلامی با اشاره به همین نکات و در نتیجه گیری های خود از وضعیت بشری در جهان اسلام، سایه حضور غربی ها را به قمچین می زنند. متفکران دنیای آزاد به نوبۀ خود موضوع را ساده سازی می کنند و عامل افراطیت و تروریزم را تهدیدی به کرامت وحقوق بشری معرفی می کنند. اما دریک حرکت معکوس، گاه شاهد وقایعی هستیم که در اثر فیصله و فشار دموکراسی های بزرگ جهان، بزرگ ترین تروریست های خون آشام که کرامت وحقوق بشر را پامال کرده و حق زنده گی را از آدم های بی گناه گرفته اند؛ بدون مجازات رها می شوند.

از همین رو، هرگاه ضرورت احساس شود، ریاکاری استراتیژیک به آسانی لباس ابزار سیاسی را به تن کرده،  درنتیجه، اصل حقوق بشری را بی دغدغه دور می زنند. سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر ناظر بر اوضاع افغانستان، بر اعدام چهار تن از کسانی که در دادگاه اولیه به اعدام محکوم شده بودند، کمترین اصراری از خود نشان ندادند؛ و حتی برای جلوگیری از احتمال اجرای مجازات اعدام، از اصول خویش پیروی کردند. البته این امر طبیعی است؛ زیرا فرهنگ سیاسی و اجتماعی جوامع پیشرفته، اعدام در برابر قتل را به معنای کاهش سطح جنایات و آوردن اصلاحات تلقی نمی کند. مثل این که انتشار خبر اعدام یک مجرم درین جوامع، رسمیت بخشیدن به یک نوع احساس وحشت پس از جنایت تعبیر می شود. از همین رو، حضور کشورهای جهان آزاد که احترام و رعایت حقوق و کرامت انسان را به عنوان بنیاد فلسفی نظام های سیاسی و اجتماعی مدرن پذیرفته اند، مایل اند حکومت افغانستان از مجازات اعدام در برابر جنایت کاران به امید رسیدن به اصلاحات و یا انتقام گیری استفاده نکند. هیچ سفارت خارجی از قوه قضائیه افغانستان به خاطر چشم پوشی از حکم اعدام در قضیه فرخنده انتقاد نکرد؛ ضمن آن که در عین زمان از آن ها نخواستند با بازرسی های جامع، به عدالت کامل مطابق ارزش های افغانستان و جهان وفادار بمانند.

آن چه در عمل مشاهده شد، ناظران حقوقی و قربانیان ( فرخنده و خانواده اش) از طرز کار دستگاه قضایی به شدت نا امید شدند. بدین ترتیب، علی رغم شعار قانون سالاری در افغانستان،  دست وپای حاکمیت درافغانستان با ریسمان ملاحظات مختلف داخلی و خارجی پیچیده شده است. این مساله، پروسه رسیدن به دادگستری و دفاع از حق فرد در برابر تجاوز و ظلم را به شدت مختل کرده است.

ولی حکومت افغانستان تحت تأثیر منافع «سیاسی»، حداقل در دو مورد، احکام اعدام را به اجراء گذاشت. آن ها هنگامی که پای ملاحظات سیاسی در میان باشد، وفاداری چندانی به نرمش در برابر جنایت کاران و یا رعایت اصول کشورهای متحد افغانستان نشان نمی دهند. یک نمونه از اجرای اعدام بنا به حکم دادگاه سه گانه و امضای رئیس  جمهور افغانستان در اکتبر سال 2014 مشاهده شد که  شش مرد متهم به تجاوز جنسی بالای زنان و یک تن دیگر از سردسته های قتل و ارعاب، تیرباران شدند. درپس پردۀ این اقدام، ملاحظه سیاسی خوابیده بود که می باییست به هیجان و انتظارات مردم در برابر جنایات خشنی که در پایتخت روی داده بود؛ پاسخ داده می شد. دادستانی افغانستان رسماً اعلام کرد که پنج تن از جانیان اعدام شده، یک گروه از زنان را در حاشیه غربی کابل ربوده و در روز روشن بر آن ها تجاوز کرده بودند. فرد شماره شش، به نام حبیب استالف، از سران مافیای آدم ربایی و قاچاقچی مواد مخدر بود. 


عاملان تجاوز گروهی پغمان اعدام شدند


8 اکتبر 2014 

https://www.bbc.com/persian/afghanistan/2014/10/141008_k03_kabul_gang_rape_execution