-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ آذر ۱۶, یکشنبه

«تقسیم قدرت»، «مقاومت ملی» و نقطه ضعف اصلی

 مؤلفۀ اصلی در گفت وگوهای دوحه، امارت و جمهوریت نیست؛ «تقسیم قدرت» است. شاید نسخۀ عادلانه تر کنفرانس بن. اما تقسیم «عادلانۀ قدرت» سخت ترین پهلوی زورآزمایی های طاقت فرسا در اتاق مذاکرات خواهد بود.  ممکن است بارها و بارها انقطاع بیاید و نیروها تا مرز هشدار به همدیگر و شروع جنگ سر همدیگر فریاد بزنند.

آیا چنین نا ممکنی، اتفاق خواهد افتاد؟ درافغانستان هنوزتجربه نشده است. توافق بن، به مزاق پاکستان برابر بود و نسخه ای بود سر دستی و بدون آینده. آیندۀ مذاکرات دوحه، آشفته تر از بن است. طالب و ضد طالب شاید دریک ظرف به سختی و فشار خمیر شوند؛ درحالی که نیروی سوم ( داعش یا طالب جدید و خلافت پرستان) پشت دروازه، منتظر قومانده از پاکستان، ریاض، سفارت امریکا ... خواهد نشست.  حل سیاسی بحران، با حل معقول و همه پذیر مسایل ملی درپیوند است. هنوز هیچ نشانه ای از درک برهنۀ واقعیات امروزی از سوی طالب و پاکستان مشهود نیست. مذاکرات دوحه، یک فرصت خداداد دوم است برای جنبش ملی مقاومت که از هشت سال پیش مکمل قدرت نظامی و سیاسی را از دست داد و جایگاه نماینده گانش تا کنون سمبولیک و درخدمت «گذشته گرایی سیاسی» بوده است.

اکنون مقاومت ملی دو باره مستقیم وارد مشارکت درنظام می شود. «پاشنه آشیل» یا نقطه ضعفش این است که همان نماینده گان قدیم که از هرنگاه به فساد آغشته شده اند؛ در دوردوم نمایش حضور مقاومت ملی برای مدنیت افغانستان نیزپیشقراول اند. امکان باخت مقاومت ملی از همین جهت قوی است.