-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ دی ۲, سه‌شنبه

آینده افغانستان با وضعیت امریکا رابطه مستقیم دارد

اما امریکا به کجا می رود؟

فیاض بهرمان نجیمی



به قول نوام چامسکی، امریکا مدت ها کشور دموکراتیک نه بلکه جمهوری پلوتوکراتیک یا توانگر سالاران الیگارشیک است، که سیاستگران را می خرند. این کشور تا ۲۰۱۶ به کمک ابزار تبلیغاتی گسترده واقعیت های درونی اش را پنهان می کرد و برای دیگر کشور ها نه تنها نسخه دموکراسی میداد، بلکه  درجه دموکراتیک بودن سیستم ها را همچنان تعیین می کرد و یا هم به کمک  بم و پول به دیگر کشور ها دموکراسی صادر می نمود. به انتخابات پر از فساد افغانستان در یکنیم دهه گذشته بار بار مهر تایید گذاشت ولی انتخابات طور نمونه ونزویلا را غیر دموکراتیک اعلان کرد. 

کشور های همسال امریکا هم از جمع ناتو، اتحادیه اروپا و در کل متحدین آن در سراسر جهان هیچگاه جرأت نداشته اند انتخابات امریکا را زیر پرسش ببرند، چون حق فرستادن ناظر به آنکشور را نداشته اند. 

در سی سال اخیر تلاش ایالات متحده امریکا برای ایجاد حکومت های «انتخابی» و «دموکراتیک» نتایج قابل ملموس نداشته است. هیچ کشوری به اصطلاح لیبرال دموکراتیک به رفاه اقتصادی و  ثبات سیاسی نه رسیده است. در رأس اکثریت «دموکراسی» های برآمده از رژیم های توتالیتار متحد شوروی سابق در اروپای شرقی حاکمان اقتدار گرا و ناسیونالیست حاکم شده اند و صدور دموکراسی به کشور های افریقایی و آسیایی به ویژه اسلامی فاجعه بار بوده و سبب ازهم پاشی ثبات حداقل سیاسی،  آنارشیسم و جنگ داخلی شده است. 

وضعیتی را که امریکاییان بر دیگر کشور ها تحمیل نموده بودند، آرارم ارام به سوی آنکشور بر می گردد. دموکراسی در بزرگترین دموکراسی جهان زیر پرسش رفته است.  همین اکنون دو مسیر آنارشیسم و دیکتاتوری پارادیگم مسلط در امریکا شده است.

دو حزب اساسی امریکایی از سال ۲۰۱۶ بدینسو به گونه خیلی کودکانه و مسخره همدیگر را متهم به وابستگی ـ یکی به روسیه [جمهوریخواهان] و دیگری به چین [دموکراتها] می کنند.

گفته می شود آغاز پایان دموکراسی امریکا با کنار رفتن نیکسن بود و اکنون به آخر خط نزدیک شده است. 

پول همه چیز در انتخابات امریکا است. حتا شخصیت های خوشنام مثل سندرز دو بار توسط پول از میدان مبارزه بیرون ساخته شد.

رسانه های امریکایی که در دهه ۱۹۷۰ به بیش از ۶۰ رسانه بزرگ می رسید، اکنون و در عصر گلوبال به هفت رسانه انحصاری با برنامه های مشابه تقلیل یافته اند. همه موازی  مصروف تحمیق افراد جامعه اند. سالهاست آزادی تبادل اطلاعات ازبین رفته و همه اطلاعات یک جانبه و محلی اند. 

شبکه های اجتماعی بخش دیگر تبادل اطلاعات اند. اما  این شبکه ها به مرور زمان به بازوی دستگاه استخباراتی مبدل شدند، که اطلاعات را نه تنها از مردم امریکا بلکه از سراسر جهان جمعآوری و ذخیره می کنند. 

همه یی این رسانه ها غول های بزرگ اقتصادی اند، که به هیچوجه دموکراتیک نمی باشند، چون بازی دموکراتیک در درون کانسرن ها وجود ندارد. مدیران آنها تصمیم گیرنده اصلی اند. 

خصلت واقعی این رسانه ها چه در شکل گفتاری، دیداری یا نوشتاری خیلی سطحی، بازاری، یک جانبه و با هدف خفه کردن صدای آزاد مخالف می باشد.

 از نیم سال بدینسو شاهد بودیم، که رسانه های امریکا برای بار نخست صدای رییس جمهور برحال خویش را خفه و سانسور می کردند و حالا هر آن کسی که مطابق سیاست آن ها نباشند، سانسور و قدغن می شود. 

شبکه های اجتماعی از آن هم فراتر می روند و نوع کنترول مطلق و توتالیتار را بر همه مشتریان در سراسر جهان تحمیل می کنند. 

حتا سیستم جاسوسی را به حیث یک هنجار در فضای مجازی رسمیت بخشیده اند. هم فیسبوک، هم اینستاگرام، هم تویتر و به زودی یوتیوب به طور گشترده پس از آرشیف سازی اطلاعات مشتری، صفحه اش را می بندد و خودش را دور می افگند. 

سانسور فراگیر و توتالیتار در برابر آزادی اطلاعات و آزادی بیان پایان مدل امریکایی جامعه باز است ـ این فرآیند به گونه برگشت ناپذیر آغاز شده است!

وضعیت کنونی شبیه پیش از دهه   ۱۹۷۰ شده است یعنی  آن اجماع که نتیجه تبعات جنبش حقوق مدنی در امریکا بود با برگشت به گذشته جایش را به تقابل دو گونگی فرهنگی ـ یکسو سفید پوستان کنسرواتیف اروپایی مدافع جمهوریخواهان و سوی دیگر رنگین پوستان نا متجانس از دموکرات های کانسرواتیف و میانه تا چپ های آنارشیست و آنتیفا می دهد.

نه بایدن سالخورده با کاملا هریس و نه هم ترامپ ناسیونالیست توانایی یکپارچه سازی امریکا را در آینده دارند. 

مشکل بایدن  سوا از جمهوریخواهان، از همین اکنون چپی ها نیز است، که به آنها دروغ گفت و سندرز را به حیث نماد یا بتواره چپ در کابینه  عضو نساخت.

ـــــــــــــــــ

به باور من پس از نوامبر ۲۰۲۰ ،  حکومت امریکا با وجود داشتن امکان مالی و ماشین بزرگ تبلیغاتی و نظامی  دیگر نخواهد توانست چیزی را به حیث «مدل امریکایی و دموکراسی امریکایی» به جهان بفروشد.  

ما تا چند ماه پیش بالای انتخابات افغانستان می خندیدیم، اما اکنون تیاتر انتخاباتی امریکا، کمیدی شده است، که جایی برای الگوسازی از آن باقی نمانده است. 

امریکا  را بحران شدید اقتصادی، سیاسی و اخلاقی فراگرفته است. تمام شعار های مذهبی گونه یی را که روسای جمهور آنکشور تا به ترامپ تبلیغ می کردند، همچو قصر های ریگی فروریختند.

به قول نیویارک تایمز، بایدن در زمانی سگان ریاست جمهوری را به دست می گیرد، که دیگر آن جهان ۴ سال پیش نیست.