-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ دی ۳, چهارشنبه

امریکا و مسأله افغانستان

 

نویسنده: بارنت روبین(Barnett R. Rubin) تحلیل گر و افغانستان شناس معروف امریکایی

منبع: موسسه کوئینسی / تحریریه دیپلماسی ایرانی




 برای بیش از یک دهه سیاست ایالات متحده در افغانستان بیشتر بر شمار نیروهایی که قرار بود فرستاده یا خارج شود، متمرکز بوده است. سیاست گذاران ایالات متحده اعتراف می کنند که هیچ راه حل نظامی برای مشکلات افغانستان وجود ندارد. با این حال، آنها همچنان بین همان انتخاب نادرست بین عدم مداخله و تعهد بر حضور نیرو برای مبارزه با تروریسم صحبت می کنند.

دولت تازه وارد جو بایدن این فرصت را دارد تا فراتر از این رویکرد حرکت کند. منافع ایالات متحده در افغانستان بیش از مبارزه با تروریسم است. چین، هند، ایران، پاکستان و روسیه – چهار قدرت هسته ای، دو غول اقتصادی آسیا و یک دشمن حیله گر آمریکا – همگی در آینده افغانستان سهیمند. چگونگی برخورد ایالات متحده با این کشورها در بافت فرایند صلح افغان، پیامدهای قابل ملاحظه ای برای روابط ایالات متحده و جایگاهش در آسیا خواهد داشت.

مطابق با توافق دولت ترامپ و هم به عنوان بخشی از یک رویکرد منطقه ای یکپارچه که تلاش می کند از زمینه های همسویی ایالات متحده و قدرت های منطقه ای حداکثر استفاده را بکند، دولت بایدن باید رفته رفته نیروهایش را از افغانستان بیرون بکشد.

به رغم آنکه روابط ایالات متحده با چین و روسیه روندی نزولی گرفته، با این حال، آمریکا در منافعی با دو کشور در ثبات افغانستان سهیم است. یک توافق سیاسی که از پشتیبانی همسایگان افغانستان بهره مند باشد صرفا نیاز به نیروهای آمریکایی را کاهش نمی دهد، بلکه می تواند به عنوان مبنایی برای یک سیاست آسیایی کارآمدتر و جاه طلبانه تر به خدمت گرفته شود.

مشکلات افغانستان سرشت منطقه ای دارند. ایالات متحده هیچ چارچوبی برای مدیریت تنش های منطقه ای که این درگیری را دامن می زند، ندارد. در راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ در سال 2017 حتی هیچ اشاره ای به چین، ایران و روسیه نشد. با این حال در سال 2018 وقتی ترامپ تصمیم گرفت بر گفت وگو برای خروج نیروهای آمریکایی متمرکز شود دریافت که برای خروج نیروها نیاز به همکاری با آن سه کشور دارد. سرانجام گفتگوهای ایالات متحده با طالبان به توافق فوریه 2020 انجامید.

پشتیبانی منطقه ای برای اجرای توافق صلح 2020، ضروری است. طبق توافق، ایالات متحده باید نیروهایش را تا می 2021 از افغانستان بیرون بکشد و در ازای آن طالبان نیز از تبدیل شدن افغانستان به اردوگاه تروریست جلوگیری کند. با این حال، اهداف دیگری نیز در دستور کار است: آتش بس آمریکا و طالبان، آزادی زندانیان، لغو تحریم ها و آغاز گفت وگوهای درون افغان بین طالبان و دولت کابل بر سر یک نقشه راه سیاسی برای کشور و آتش بس فراگیر.

درنگ های طولانی در آزادی زندانیان و آغاز گفت وگوهای درون افغان به افزایش تنش ها دامن زده است. طالبان هنوز ارتباط خود با القاعده را قطع نکرده و ایالات متحده نیز تحریم ها را برنداشته است. به این ترتیب، رسیدن به یک نقشه راه سیاسی تا مراسم تحلیف بایدن بسیار دور از انتظار است.

چه بسا دولت بایدن بخواهد اجرای توافق را با سایر پویایی های منطقه ای – مانند پیوستن دوباره به توافق هسته ای ایران – هماهنگ کند. این کار نیازمند ارتباطات دیپلماتیک با دیگر همسایگان قدرتمند افغانستان است. همه آنها، به جز هند، روابط سیاسی با هردوی طالبان و دولت افغانستان دارند. همه آنها خواهان خروج نیروهای ایالات متحده هستند اما نه به شیوه ای که با رفتن آنها مشلات بدتری برجای بماند.

دولت بایدن باید روشن کند که خروج نیروها به عنوان بخشی از یک توافق سیاسی فراگیر، گام به گام با دیپلماسی و همکاری با قدرت های منطقه ای به پیش می رود. قاره آسیا منافع مشترکی از ایجاد ثبات در افغانستان دارد. زمینه همکاری در افغانستان فراتر از زیرساخت و تجارت است و می تواند همکاری های امنیتی را نیز در بر بگیرد.

افغانستان در شمال شرقی خود هم مرز با منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور است. پکن برای سرکوب آنچه "سه شر" تجزیه طلبی، افراط گرایی و تروریسم می نامد، رژیم سرکوب گرایانه بازرسی و بازداشت را در این منطقه اعمال کرده است. برای مقابله با آن، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان و چین یک سازوکار هماهنگ چهار جانبه را ایجاد کرده اند. همکاری های ایالات متحده و چین می تواند هم به جلوگیری از سرکوب منطقه سین کیانگ و هم پشتیبانی از نیروهای امنیتی افغان بینجامد. موافقت ایالات متحده برای پیوستن رسمی افغانستان به طرح یک کمربند یک جاده، زمینه دیگری از همکاری های دو کشور را فراهم خواهد کرد.

افغانستان همچنین تمایل به همکاری با ایران دارد. دولت بایدن می تواند شرکت های امریکایی و دیگر شرکت ها را تشویق به سرمایه گذاری در بندر چابهار کند. حرکتی که هم افغانستان و هم هند از آن استقبال می کنند. دولت بایدن می تواند از منافع مشترک با ایران در مبارزه با داعش بهره مند شود. منافعی که دولت ترامپ آن را نادیده گرفت. داد و ستد اطلاعات در مبارزه با افراط گرایی زمینه همکاری بیشتر تهران و واشنگتن را سبب می شود.


ایالات متحده باید زمینه های همکاری هند و پاکستان را فراهم کند. هر دو مقصد مهم صادرات افغانستان هستند. لغو تحریم های ایالات متحده بر ایران به هند و دیگران اجازه می دهد تا ساخت راه های ارتباطی و جاده ای مورد نیاز برای گسترش صادرات از گذر چابهار امکان پذیر شود. روابط تعمیق یافته هند با افغانستان بستری برای مشارکت هند در تلاش های منطقه ای پیرامون صلح است.

یک سیاست منطقه ای استوار و یکپارچه اجازه می دهد تا ایالات متحده روابط خود با پاکستان را بازتعریف کند. همزمان با خروج نیروها از افغانستان، بستن پایگاه ها و بازگشایی راه ها برای متحدان از گذر ایران، ایالات متحده کمتر به همکاری های لجستکی با ارتش پاکستان وابسته خواهد بود. پاکستان نیز باید با تعطیلی پایگاه های لجستیکی و نظامی طالبان در سرزمینش موافقت کند. همکاری با دیگر شرکای منطقه ای، از جمله چین، به پشتیبانی حیاتی پاکستان در رسیدن به یک توافق سیاسی نهایی بین دولت افغانستان و طالبان کمک خواهد کرد. با توجه به لزوم بازرسی بر این توافق حساس، حضور ناظران چینی که مورد قبول پاکستان هستند، ضروری است.

اجرای موفقیت آمیز توافق همچنین نیازمند حضور مسکوست. دولت بایدن باید به دنبال کمک روسیه و چین در ارتباط خود با ایران، هند و پاکستان باشد. ایالات متحده به تنهایی قادر به اجرای یک راهبرد منطقه ای موفق برای افغانستان نیست. تنها سازمان ملل می تواند مرجع هماهنگی سطوح مختلف گفت وگو باشد. گسترش اختیار نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور افغانستان برای پشتیبانی از روند صلح مفید است.

ایالات متحده همچنین می تواند از مرکز جدید منطقه ای سازمان ملل در آسیای میانه استقبال کند. عدم حضور چنین مرکزی و حضور کمرنگ آژانس ها، سازمان بهداشت جهانی و برنامه جهانی غذا می تواند به شکاف هایی در زنجیره تامین کالا و افزایش قیمت ها بینجامد. گسترش کویید 19 نیز به نوبه خود روند صلح و همکاری های منطقه ای را تهدید کند.

ازبکستان قبلا علاقه خود را به میزبانی دفاتر سازمان ملل ابراز داشته است. ژاپن و اتحادیه اروپا در جستجوی راه هایی برای افزایش قدرت نرم خود در آسیای میانه هستند که می توانند آن را از گذر یک دفتر سازمان ملل در ازبکستان عملی کنند.