-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ دی ۱, دوشنبه

«شش ونیم» یک پتاقی است؛ نه چیزی بیشتر


 نظر به این دلایل:



امرالله صالح در « شش ونیم ۵۷» خبر داده است که محمد صابر نام به اثر تلاش امنیت ملی به چنگ افتاده است که قرار اعترافاتش، جان ۱۸ تن را در کابل گرفته است. خوب، بعد چه می شود؟

طومار گرفتاری های «شش ونیم» پیوسته درازا می گیرد و این امید کاذب دوباره در ذهن مردم جان می گیرد که اعضای آدمکش خونتای طالب « به جزای اعمال شان می رسند»! 

اما تمام مردم بعد از رهایی افتخارآمیز حدود شش هزار قاتل و جنایت کار از سوی «جمهوریت چهارنفره/ درواقع یک نفره»؛ ایمان وباور خود برای مجازات میرغضبان قرن را از دست داده اند. 

حال پرسش از شخص صالح مطرح است: صابرها  یا عادل پنجشیری ها را چه مجازاتی درپیش است؟

دنیا به فرقۀ تبه کار اشرف غنی اجازۀ اعدام وقصاص استشهادیون طالب، داعش والقاعده را نمی دهد. خود شان هم علاقه ای به مردار کردن آنان ندارند. ( بنا به دلایلی که نگفته بِه) حدود ۴۰۰ اعدامی درفهرست قبلی با سربلندی به جبهات مرگ بازگشتند؛ چیزی از دست حکومت چهار نفره نیامد؛ پس این کاروان جدید تروریستان به دام افتاده را چطور به کیفر واقعی می رسانید؟

دیگرگنجایش فریب مردم وجود ندارد.

بعد از کریسمس، یک سازش دردناک در دوحه نطفه بسته و به ثمر می رسد. «حکومت مؤقت» گلیم شما را جمع می کند. معلوم است که این تروریستان با عزت آزاد می شوند. پس از این همه تبلیغاتی که در شش و نیم تمرکز کرده و خود به خود به باد فنا می رود؛ خسته نمی شوید؟

برفرض، ایران وهند مداخله کرده و جنگ بسیارصورت خشن به خود بگیرد و نفوس آدم کشان درزندان های جمهوری چهارنفره فزونی گیرد؛ بازهم، همان آش است و همان کاسه. هیچ کسی جرأت و نیت کشتار کشتارگران فرزندان خویش را ندارد. این است مصیبت تاریخی که افغانستان از آن دربه در شده است.

هدف از دادخواهی درین نوشته آن است که «خانه از پای بست ویران است» و نیروهای امنیتی هدایت می گیرند که قاتلان متکرر را نه کشند؛ « به چنگ قانون بسپارند!» کدام قانون؟ قانونی که به زودی رها شوند؟

اشتباه یا جنایت جمهوری چهارنفره این است که قاتلان مردم و فرزندان مردم و خرابکاران ته ماندۀ زیر بنا ها را به جای آن که الساعه فرمان محو واضمحلال فوری صادرکنند، می آورند تغذیه و پروارشان کرده و نیروی آدم کشی شان سه برابر شود.

آقایان! یک فارمول ساده: جنایت کار را در نخستین لحظۀ گرفتاری با مهیب ترین شکنجه، تخلیه اطلاعاتی کرده و بکشید. نه این که دو باره به آن ها چانس بدهید که مدتی بعد، سه برابر بکشند! آیا درفهمیدن این اصل کلیدی، کدام نبوغ اطلاعاتی به کار است؟