-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ دی ۱۱, پنجشنبه

رفیق تاجیکی سپارتاکوس کی بود؟


 فخرالدین خالبیک، دوشنبه 28 دسامبر

 دو نسخه از کتاب« آذر از استروشن یا شمشیر اسپارتاکوس»، روایت زندگی پرماجرای یک استاد سلاح‌ساز استروشنی، که در شهر تارانتای کنده چاپ شده است، به دوشنبه رسید.



عطا همدم، یکی از دو مؤلف این رمان تاریخی، به sputnik تاجیکستان گفت، کتاب از سوی روشن تیموریان، محقّق و روزنامه‌نگار تاجیک و یوسف امیری، سرپرست بنیاد ایرانپژوهی سهروردی شهر مانریل کنده از سیریلّیک به فارسی برگردان شده است. 

عطا همدم می گوید:

« این زحمت قریب دوسالة این دو نفر است، که دیروز دو نسخة آن به دستم رسید. نمی‌دانم به چه تعداد نشر شده است، امّا یک کار خیلی خوب برای معرفی این فرزند جسور و قهرمان واقعی تاریخ ما در میان فارسی‌زبانان شد».

 رمان« آذر از استروشن یا شمشیر اسپارتاکوس» بار اول سال 2006 به زبان روسی و بار دوم سال 2010 به زبان تاجیکی در دوشنبه نشر شده است.  

 عطا همدم، نویسنده، روزنامه‌نگار، دراماتورگ، خادم دولتی و جمعیتی و یکی از شخصیت های خوش‌نام تاریخ تاجیکستان است، که یک زمان وزیر فرهنگ (1992-1995) ، مشاور کلان پرزیدنت تاجیکستان (1995-2004) و دیرکتور نشریات «ادیب» (2004-2009) نیز بود. از سال 1973 تا به امروز دهها داستان و رمان و نمایشنامه، نظیر «خندة بخت» (1974) ، «پیش از باران» (1992) ، «سبق»، «ثمر» و غیره را به چاپ رسانده است. 

 مؤلف دوّم رمان« آذر از استروشن یا شمشیر اسپارتاکوس» لیانید چگرین، نویسنده خوش‌سلیقۀ روس ‌زبان تاجیکستان است، که به امر تقدیر نتوانست نسخۀ فارسی کتابش را ببیند - او 3 سپتامبر سال روان در عین گیر و دار جهانی“ویروس کارانه”بیرون از وطن، در کشور روسیه از عالم چشم پوشید.  

 از لیانید چگرین آثار گرانبهایی باقی مانده است، از قبیل رمان“رابینزان تیگه”و دیتیکتیو“گوشه‌نشین حرم ”. امّا یک تعداد قابل ملاحظة آثارش، از قبیل رمان های“سنگر ختلان”، “سقوط سغدیانه”و“زندگی چژن سن، یا راه بزرگ ابریشم ”-را در همدستی با عطا همدم نوشته است.  

وی افزود:

« آخرین رمانی، که با هم نوشتیم، “سپیتمین”نام دارد. ما نیت های زیادی داشتیم، امّا عمر به دوست من وفا نکرد»، -گفت عطا همدم. 

 در میان آثار مشترک عطا همدم و لیانید چگرین“آذر از استروشن یا شمشیر اسپارتاکوس”جایگاه ویژه‌ای دارد، به آن خاطر که این قصّة یک شخصیت واقعی، امّا ناشناختة تاریخ تاجیکان است.  

 

 قصۀ آذر 

 آذر کی به دنیا آمد، منابع تاریخ چیزی نمی‌گویند. فقط معلوم است، که او در دولت اسطوروشنه (قلمرو استروشن امروز)  عصر یکم پیش از میلاد به دنیا آمده، به سلاح‌سازی و جنگاوری شهرت یافته بود. پس از هجوم چینیها به دولت دون (فرغانة امروز) دولتهای همسایه، از جمله افشین استروشن نیروهای خود را برای کمک فرستادند. آذر در این جنگ شرکت کرد و اسیر افتاد. چینیها او را با خود برده، در ساختمان سدّ بزرگ چین به کار گماشتند. آذر از آن جا به مرز چین فرار و در صف مرزبانان چینی به خذمت پرداخت.  

 روزی گونّهای بیابان گاب به این پاسگاه مرزبانی حمله آورده، همة آنها را می‌کُشند، امّا آذر را، که خیلی جسورانه آنها را یکی پی دیگر از پا درمیاورد، به قتل نرسانده، با خود به بیابان بردند.  

 پهلوان سغدی به زودی در میان گونّها محبوبیت پیدا کرد، قبل از همه با عقل و خرد. راه بزرگ ابریشم از بیابان گاب می‌گذشت و گونّها به کاروانهای تاجران حمله نموده، آنها را غارت می‌کردند. آذر به گونّها مصلحت داد، که کاروانها را نباید غارت کنند، بلکه از آنها باج ستانند و هم امنیتشان را بگیرند، زیرا در عکس حال آنها دیگر از این راه نمی‌‌گذرند و گونّها از درآمد مفت محروم می‌شوند.  

 آذر مینهیس فرمانده پاسبانان یک کاروان تاجران یونانی راهی اروپا شد، امّا در فنیکیه (قلمرو امروز شرق نزدیک - لُبنان، فلستین، سوریه، اسرائیل) به اسارت رهزنان افتاد. او را به بازار برده‌فروشی ریم بردند، جایی، که به تصادف با اسپارتاکوس معروف دچار آمد و گلادیاتور بزرگ او را خریداری کرد.  

 آن زمان اسپارتاکوس از آذر می‌پرسد، که کی و از کجاست؟ آذر پاسخ می‌دهد، که از شهر استروشن سغد است. اسپارتاکوس جغرافیا را خوب نمی‌دانست. آذر به او شرح داد، که سغد در همسایگی دولت فارس جایگیر است. آن گه اسپارتاکوس گفت: “ترا منبعد“فارس”خواهیم خواند!” 

 همین طور، آذر به مکتب معروف گلادیاتوری لینتول بتیت شهر کپویه اتلیه افتاد و با لقب“فارس”بارها روی صحنة بزرگ جنگهای گلادیاتوری ریم برآمده، به گلادیاتوری و هم سلاح‌سازی شهرت پیدا کرد.

وی گفت:

« برای ما باورناکردنی بود، که کشف یک شخصیت نو تاریخ ما، که با متانت، جوانمردی و انسانیّت بلند چگونه وزنینی های زندگی را پشت سر کرد و یک نمونة تاجیکیت برای نسل جوان و آیندۀ ما می‌تواند باشد، این گونه پذیرایی شد». 

 در همین حال، آذر از اسطوروشن یا شمشیر اسپارتاکوسبعد سالها دگرباره به حروف فارسی در کنده روی چاپ را دید. عطا همدم می‌گوید، این کتاب مخلصان زیادی دارد، امّا طی ده سال اخیر نفری یا مؤسسه‌ای دیگر حاضر نشد، که نشر جدید آن را به ذمه گیرد و او فقط امید به این می‌بندد، که نهایت روزی پیام این کتاب به جامعه خواهد رسید.


میان او و اسپارتاکوس رشتۀ دوستی تنیده شد به حدی، که آذر یک شمشیر مخصوصی را به اسپارتاکوس تحفه نموده، لقب« شمشیر اسپارتاکوس»- را نیز کمایی کرد. او با اتفاق اسپارتاکوس از مکتب لینتول بتیت فرار نمود و در یکی از بزرگترین عصیان غلامان در تاریخ - شورش اسپارتاکوس (73 - 71 تا میلاد) ، که حدود 70 هزار غلام را دربر می‌گرفت، نیز شرکت کرد.  

 پس از شکست شورش و قتل اسپارتاکوس قیصر رم فرمان داد، که« فارس»- را زنده نزد او آرند. او به آذر و گلادیاتوران باقیماندۀ شورش اسپارتاکوس شرط گذاشت، که اگر با اتّفاق لیگیان ریم هلّیه (امروزه فرانسه، شویتسریه و بلژیک) - را ضبط کنند، هر یکی مکافات پولی و آزادی به دست خواهد آورد.  

 آذر در این سفر جنگی شرکت نموده، با پیروز‌ی به ریم برگشت و از دست گی یولیی سیزر، امپراتور معروف ریم آزادی و مکافات گرفت و رسماً شهروند ریم، حتّی با اکثرییتی‌ آرا در سینت ریم ناظر اسلحة انبار امپراتور انتخاب شد.  

 او با یک زن ریمی خانه ‌دار شده، در سن 82 - سالگی، تقریباً یک سال قبل از مولود پیامبر عیسی مسیح، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. 

 بنا به منابع تاریخی، او را در قبرستان لیگیانیرها و گلادیاتورانی، که در صحنۀ بزرگ ریم شهرت یافته بودند، به خاک سپردند و در سر قبر او با حروف لاتینی نوشته‌اند: « فارس»، استاد اسلحه ساز و گلادیاتور. دوست اسپارتاکوس ». 

 

 پهلوانی از منابع تاریخی 

 این سوژة کوتاه رمان «آذر از استروشن یا شمشیر اسپارتاکوس» است، که ظاهراً، یک اسطوره‌ای در ردیف قصه‌های“ شاهنامه ”و قهرمانان اساطیری، نظیر رستم دستان و فریدون و کاوۀ آهنگر و سیاوش را می‌ماند.  

 امّا عطا همدم می‌گوید، آذر یک شخصیت تاریخیست، که از میان هزارها اسیر و غلام و گلادیاتور زمان قدیم مخصوص در منابع تاریخی چین، ریم و روسیه ثبت شده است. 

عطا همدم می گوید:

“نام او در“توضیحات“تاریخ مردم آسیای میانه”- ا شرق‌شناس معروف نیکلای بچورین (1777-1853) ، که 14 سال در چین زیسته بود، ذکر شده است. عالم روس در تکیه به منابع چینی از یک سلاح‌ساز استروشنی به نام آذر روایت می‌کند، که چگونه در فرغانه اسیر چینیها شده، پس از ماجراهای زیاد زندگی به مکتب گلادیاتوری اتلیه می‌افتد و در شورش اسپارتاکوس شرکت می‌کند”، 

 به قول او، این سطرها در بارۀ آذر سلاح‌ ساز، رالن بکاو، کارگردان معروف شوروی  و روس (1929-1998) - را به وجد آورد و او به این نتیجه رسید، که یک سلسله فیلمی را در بارۀ او در حدودهای تاجیکستان، چین، یونان و ایتالیا روی نوار آرد. 

عطا همدم می گوید:

« او از بایگانی در ایتالیا خواست، که در بارۀ  آذر سلاح ‌ساز از منابع تاریخی استفاده ‌شد‌ه در رمان «اسپارتاکوس» (1874) - ا رفالّا جاونال معلومات ارائه کنند. در آن ها واقعاً معلومات کوتاهی در بارۀ آذر سلاح‌ساز وجود دارد. متأسفانه، عمر به کارگردان معروف وفا نکرد و نتوانست فیلمش را به نوار گیرد. من و لیونید چگرین آن چه را، که بکاو داشت، با چشم سر دیدیم و آموختیم و تصمیم گرفتیم، در بارۀ آذر رمانی بنویسیم”، -گفت عطا همدم. 

 آذر از اسطوروشن در رمان“اسپارتاکوس”- ا جاونال ذکر نشده است. عطا همدم می‌گوید، اتالیایها به بکاو گفته‌اند، که از بس که آذر تنها تاجیک یا آسیایی در این شورش تاریخی بود و از مردمان مظلوم و شوریده علیه امپراتوری ریم، نظیر فرکیها، ژرمنها، هلّها و دیگران نمایندگی نمی‌کرد، نویسنده او را قابل ذکر در اثر خود ندانسته است. 

“یکی از اهداف رمان“اسپارتاکوس”هم نشان دادن اتّحاد مردم اروپا علیه استبداد ریم است، که ما در آن جمله نبودیم”، -گفت عطا همدم. 

 

 هنگامۀ برپا نشده 

 عطا همدم و لیانید چگرین رسا 8 سال این رمان را نوشتند و یکی از انتظاریهایشان این بود، که چاپ آن هنگامه‌ای را در ادبیات تاجیک برپا خواهد کرد. واقعاً، آذر تا آن زمان یک چهرة ناشناخته در تاریخ خلق تاجیک بود و کشف او، بی‌شک، بازیافت مهم به شمار می‌رفت. امّا چنین نشد. 

 عطا همدم می‌گوید، کتاب سرنوشتی را از سر گذراند، که قهرمانش گذرانده بود. وی افزود، مؤلفان با جز آن که برای چاپ روسی آن پول پیدا نکردند، از سوی برخی کرسی‌‌نشینان و ثروتمندان هم نکوهش دیدند. 

“نشر روسی آن سال 2006 با مساعدت مرحوم سیف‌الدّین توره‌یف، سیاستمدار و تاجر معروف انجام شد. آن کس 1000 دلار کمک کردند و ما توانستیم فقط 500 نسخه در دوشنبه به چاپ رسانیم. امّا کتاب به زودی فروخته شد”، -گفت عطا همدم. 

 نشر تاجیکی آن نیز با تعداد 500 نسخه سال 2010 از چاپ برآمد. عطا همدم می‌گوید، این دفعه نیز با وجود مانعه‌های صنعی از چاپ کتاب ملکشاه نعمت‌اف، رئیس وقت کمیتة جوانان، ورزش و سیّاحی نزد حکومت تاجیکستان و اکبر میرسالیهاو، یک نفقه‌خور از ناحیة جلال‌الدّین رومی پشتیبانی کردند.