-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۴, شنبه

دل خوش نه کنید؛ بایدن به ما کم تر از ترامپ نیست

 


   آل سعود و شیخ های شیطان صفت یتیم های پسا  ترامپ  ارزش یک دیدار خیالی دختر ترامپ به برخی از عرب ها

بیش تر از یک صد میلیون دالر بود، در حالی که خون انسان و مسلمان افغانستان و روهنیگیا و جهان اسلام برای شان ارزشی نه داشت و نه دارد. 

   نوشته ی محمد عثمان نجیب



زادگاه ما هر از گاهی که سعی کرده راه بیرون رفت از جدال عقب مانی ها را در پیش گیرد، آماج رسایی از دسایس و ناملایمات روزگار قرار گرفته و درپی ناپخته گی های سیاسی اکثریت مطلق رهبران ‌حاکم در جامعه بوده که‌ نه توانسته مدارج عالی عروج بر سکوی پیش رفت و ‌شکوفایی را درنوردد.

انحطاط و انحصار های گونه گون و روش های منحصر به فرد در هر زمان و استبداد رأی مطلقه با تکیه کردن قدرت مندان داخلی به نیروی های خارجی عوامل جدی باز دارنده گی تحقق رویا های ملت ما برای داشتن یک جامعه ی شگوفا بوده که سوگ مندانه هیچ گاه تحقق نه یافته است.

تناسب های ناهم گونی که در مسیر تاریخ از اثر گذاری های منفی سیاست های بی تدبیر داخلی و مداخلات با تدبیر و دشمنانه و‌ پلان شده ی استخباراتی منطقه و جهان گاه آشکار و گاه پنهان فراراه حرکت ما قرار داشته است، سبب شده اند که‌ ما به استثنای دهه ی شصت و حاکمیت هر چند با مشکلات حزب راست کار دموکراتیک خلق افغانستان، همیشه کاروان معلول و عقب مانده و‌ بیش تز باردوش دیگران در جهان‌ باشیم. 

مشکل دیگر، تعدد بدون شمار رهبر و رهبر نماهایی بومی و گاه سنتی ما بوده که خود را سر و کله یی می گرفتند و‌ می گیرند ‌و حالا هم‌ می‌گیرند، اما تمایلات و استعداد شان فقط در محدوده و‌

محصوره ی بارگاه خود شان و ‌تعهدات شان به سازمان های خارج از کشور استقرار داشته است.

آن هایی که ناتوان‌ بودند، اخلاق سیاسی و ‌جرأت اخلاقی هم‌ نه داشتند که اقرار به نا توانی ها کنند، چون مستقل نه بودند. 

هیچ‌گاه نه شده که به قول ال. ران هابارد طریقه ی حمله کردن به یک مشکل را با استفاده از عوامل تشکیل دهنده ی آن و یاد گیری فنون و روش های غلبه بر مشکل و دریافت راه حل جست‌و‌‌جو کنند.‌

در بسا موارد خود شان یکی از اجزای تعین کننده ی، عقب مانی کشور، عدم‌ توسعه و انکشاف معارف و ساختار های اجتماعی و عامل بحران، بی ثباتی و اقتدار گرایی قومی و خانه واده گی بوده اند.

به گونه ی مثال نادر خان که به فکر خودش فاتحانه داخل کابل شد و در ۲۳ میزان ۱۳۰۸ سلام خانه را به تسخیر گرفت نه در پی احیای دولت و حکومتی که خودش اساس گذاشت و ناجوان مردانه امیر حبیب الله کلکانی و یاران اش را با شکستن عهد قرآن، به شهادت رساند، بل که بیش تر در پی گسترش و تقویت سلطه ی خانه واده گی اش بر کشور مردم شد و تا توانست به انواع و بهانه های مختلف مخالفین خود را به ریسمان دار برد و یا چنواری کرد و به زندان فرستاد.

در هیچ‌ مورد از نامردی و پستی کوتاهی ‌ نه کرد و به روایت استاد مرحوم میر محمد صدیق فرهنگ در اثر ماندگار شان افغانستان در پنج قرن اخیر، اقدامات معینی توسط نادر آن شاه شرور و بدکردار برای محاکمه ی ساخته گی شخصیت های ملی از جمله محمدولی خان که باوی

کین توزی سابقه داشت و یا خانه واده ی چرخی و به طور خاص غلام‌ نبی خان چرخی را با چند همراه وی نامردانه به شهادت رساند و برادرش غلام جیلانی و دو پسر کاکایش جان باز خان و

شیر محمد خان رابا تمام فامیل شان به زندان افگند و چنان وحشیانه عمل کرد که حتا کودکان و زنان این خانه واده را نیز زندانی ساخت.  

همین تاریخ، نادرشاه را آدم با دو چهره معرفی می کند که ظاهر معتدل، متواضع، خوددار و حاکم بر نفس و باطن سخت کینه جو و انتقام جو، داشته است.  

حقایق حیات ما و حد اقل یک‌ نسل قبل از ما همین است که او و دودمان اش هیچ گاهی جزء تحکیم قدرت خانه واده گی و روا داشتن جبر و ستم بر مردم و عیش و عشرت کاری نه داشتند، باری با گروهی از همکاران ام در سال ۱۳۷۲ به بندر آقینه رفتیم که هنوز سرحد فعال کامل نه بود و فقط چند ساختمان سابقه داشت، هنگام شب وقت استراحت مرحوم ابراهیم چریک ( یکی از فرماندهان تحت امر مارشال دوستم ) فرمانده قطعه ی مستقر در آن جا برای من گفت بیا امشب در تخت پادشاهی ظاهرخان بخواب، فکر کردم شوخی می کند، ولی وقتی داخل محوطه ی ساختمان شدم و آن تخت را دیدم، باوجود استراحت در آن، فکر کردم که وقتی ظاهرخان تا این جا تفریح گاه شخصی ساخته، چرا در انکشاف اجتماعی و اقتصادی این جا توجه نه کرده؟ 

این امری بود که خانه واده ی بدبخت سلطنتی در سراسر کشور بی توجه به انکشاف و طرح زیر ساخت ها بودند، طی چهل سال عیاشی ظاهر شاه که آرامی کامل هم بود، جهان سیر صعودی ترقی را پیمود

و لی او بدبخت و خانه واده‌اش غرق عشرت بودند؟

حالا این خیانتی که‌ کرزی کرد و یک عیاش بدکاره و مستبد ستم کار را لقب بابای ملت داد و به دستور بادران خارجی اش چنین کاری را انجام چی دلیلی بر این ذلیلی دارد؟

آن ها یک بخش مشکل بودند که تا هنوز اقرار نه کرده اند و‌ نه می کنند.

پس از نابه سامانی های گسترده و ویران گر جنگ مخصوصا جنگ‌ های داخلی تنظیم های اسلامی که مسبب اصلی آن حکمتیار به دستور C.I.A و I.S.I و SAWAK ایران بود و جنگ‌ وسیع درکشور، حاصلی جزء ویرانی کامل و کشتار ده ها هزار نفر نه داشت، با تغیر روی کرد جهانی، استقرار نظام جدید تحت رهبری کرزی در کشور با انبوه بی حساب سرمایه و موجودیت حداقل پنج سال کامل آرامش، مایه ی دل گرمی مردم بود. متأسفانه که کرزی کاری نه کرد تا بنیاد اقتصادی وطن حد اقل با یک زیربنای قوی در یک نگاه و یک‌ مورد خاص هم دست آوردی از دوره های متعدد کاری وی باشد. فقط در پی تخریب شمال، تمویل طالب و فرستادن هزار ها تروریست به شمال بود که نتایج منفی آن حالا نمایان شده، کی در کجا شنیده است که کرزی به این ناتوانی ها اقرار کرده باشد و با داشتن سیاست مبهم و منحصر به خود و خانه واده اش بخشی از مشکل جدی در کشور بوده و حالا هم‌ است. مرگ تددیجی و مرموز مارشال فهیم، حمله بر کاروان تحت رهبری سید مصطفی کاظمی دربغلان، حمله بر جنرال داود داود و همراهان اش در تخار، حمله بر حاجی قدیر در کابل، حمله بر مولانای سید خیل در کندز، حمله ی انتحاری بر استاد ربانی، حمله بر خاکریزوال در کندهار و ده ها هم چو این ها نمونه ی اقدامات پوشیده ی استخباراتی است که به یقین و‌ گمان کامل به موافقت کرزی انجام شده است.

فراموش نه کنیم که حمله بر برادر کرزی سیاسی نه بلکه اقتصادی و خانه وده‌گی است و محققین تاریخی روزی پرده از آن حقیقت می بردارند.

حالا که نوبت به جلوس مغز متفکر!؟ جهان رسیده، به همه کفن کش های سابق دعا گویی مانده است اشرف جان درشرایط خاص و با وظایف خاص بر اریکه ی قدرت نشانده شده و درانجام وظایف اش به سه دلیل موفق بوده:

۱- هدایت و حمایت مستقیم از آمریکا و C.I.A می گیرد و عمل می کند.

۲- حنیف اتمر نماینده ی باصلاحیت انتلجنت سرویس انگلیس با هماهنگی و حمایت انگلیس در پهلویش است.

۳- خانم اش رولا غنی یهود متعهد به اسرائیل و حاکم بر نفس غنی، همراه با پلان های بزرگ .

دیدیم که با این حمایت ها، چی گونه در طرح و عملی کردن دسایس موفق است.

 او، برخلاف کرزی که از کشتار حریفان سندی به جا نه مانده، اما موافق به نادر خان که دشمنان را به رگبار می بست مخالفین را به گلوله می‌بندد و برایش فرق نه می کند که مخالف درکدام سطح است، کدام فرد عادی یا بالاتر از شخصیت خودش؟

تمام این ها به نوعی نمک ناشناس و نمک حرام هم‌ هستند.

آقای غنی استبداد رای، حاکمیت مطلقه، تشدید اختلافات قومی و زبانی و تبار گرایی احیای پروگرام ناقلین فرمایشی را با استفاده از انجام وظیفه برای نزدیک شدن اهداف پلید آمریکا در سرحدات شمال و شمال شرق کشور علیه روسیه (بنده حداقل تا هشت سال قبل طی یادداشت های مفصل از پلان آمریکا دراین مورد وضاحت داده ام که درسایت های معتبر و ارزشمند خاوران و آریایی به نشر رسیده است)، فعالانه عملی می‌کند. 

 در دور اول معاون اول ریاست جمهوری و بزرگ ترین حامی دوران انتخابات خود یعنی آقای دوستم را به اشاره ی بادران خود آماج دسیسه قرارداد. جنرال دوستم و تمام نخبه گان و نیروهای میلیونی ملی اندیش کشور، آن بید های لرزانی نیستند که اگر خاموش بودند، فکر کنی بنیاد شان برکنده شده، این امر خیال است و محال است و جنون. دیدیم که چی گونه حقوق خود را از او می گیرد. من بر عکس دیگران دادن امتیاز غنی به مارشال دوستم، عطامحمد نور، محمدمحقق و تعداد دیگر به شمول آقای امرالله صالح را نتیجه ی هراس حضور ملیت هایی می دانم و می ستایم که خواب از چشمان مستبد برده و از اجبار تن به آن داده است.

درحالی که مغز متفکر جهان، مصروف طرح توطئه علیه همه مخالفین خود و‌ توسعه ی قلمرویی حاکمیت تباری منحصر به چند گروه در سراسر کشور می‌باشد، عمله و فعله، خدم و حشم وی تحت نظر خودش به غارت و چپاول دارایی عامه چنان مصروف اند که‌ موجوداتی به نام انسان و باشنده ی افغانستان را کاملا زیر چماق های شان کرده و از بیداد فقر و ناامنی به ستوه شان آورده است. غنی دل خوش کرده که عمر طولانی با این روش را خواهد داشت و پلان هایش عملی خواهند شد.

اما حالا این خواب وخیال جزء گورستان بزرگ به خیال پردازی های وی و کسانی که از هر راه و بی راه جمع شان‌ کرده و به تقسیم و تسخیر اراضی و اشغال گری دل بسته و تمامیت خواهی چشم دوخته اند، نه خواهد بود. دوران محمد گل خانی دیگر گذشته است و تاروپود هر مرد وزن و جوان و کهن سال سرزمین من آمیخته از تجارب تاریخی ظلم و ستم بر پدران شان و انگیزه ی ملی دفاع از سرزمین شان است، که خواهان همزیستی برادرانه و برابری بدون تبعیض با رشد متوازن باهمه اقوام محترم کشور بوده، نه امتیازی بلند می‌خواهند و نه امتیاز بلند می‌دهند. 

زیرا هم‌ تجربه ی گذشته، هم سیاست های حفظ اقتدار محلی با رعایت موازین عادلانه ی اقدامات حکومت مرکزی و جلوگیری از خودسری های متکی به نیروی اهریمنی خارجی توسط غنی به آن ها نشانه های روشنی را پیام می‌دهند که آگاه باشند و به دفاع از حریم‌شان کمر ببتدند.‌

جهان اسلام از یک سو و جهان غرب از سوی دیگر، کشتار و وحشت جاری در کشور ما را چشم

می پوشند و هرروز بر ویرانی ساختار های وطنی ما و تلفات نیروی انسانی ما می افزایند و همین کشورهای عرب در راُس عربستان سعودی حامی درجه اول صدور تروریزم به کشور ما می‌شود و‌ می‌باشد درحالی که شیخ های پلید شان غرق عشرت و تعیش و زن باره گی در غرب اند وبه قول رزاق مأمون (طلاپرستان) که حاضراند به دختر ترامپ در اعزای شهوت رانی خیالی و احمقانه ی شان دریک ساعت صد میلیون دالر بدهند و به این منظور در صف طولانی می ایستند و آب روی جهان اسلام را از گهواره ی اسلام می‌ دادند، چی گونه است که به خود حق زنده گی پرتجمل تخیلی در عمل می‌دهند و می‌سازند و تروریستان را به کمک عوامل داخلی شان به کشور ما می‌فرستند؟

ولیعهد عربستان سعی دارد مقررات جدید را به قول خودش در برخورد های دینی بخاطر منفعت به وجود آورد و بر کشور ما تروریزم صادر می‌کند. 

در زمان ترامپ بود که پیش چشمان مست و شرابی آل سعود و درشب عید و در روز عرفات هزاران مسلمان طفل و زن مورد جوان و‌ کهن سال روهینگنیا زنده زنده در آتش سوختند، مانند حیوان قربانی پارچه پارچه پارچه شدند و با انواع خشونت به شهادت رسیدند به دختران با کره و زنان شان تجاوز گروهی صورت‌ گرفت و بعد به شهادت رسانیده شدند.

این سردمداران کاهل وعیاش جهان عرب و عربستان و آن مفتی اعظم عربستان چی کاری کردند؟ هیچ و هیچ و هیچ. اما در مقابل میلیارد ها دلار رشوه ی پنهانی برای ترامپ دادند و ایوانکا را بین خود بولی می کردند. حالا چی خواهد شد در حالی که پدر معنوی و‌ قدرتی آل سعود زمین گیر گردید و مثل متاع گندیده از کاخ سفید بیرون پرتاب اش کردند، آن جاهلان طلا دوستان عرب به ویژه ولیعهد عربستان یتیم شدند، مگر چرا آل سعود خدا را و رسول خدا را فراموش کرده دست ذلت و برده گی برای حفظ قدرت را مانند اشرف غنی که در بگرام کرد پیش کردند. مگر آن ها در قرآن خدا نه خوانده بودند که (..كل شيءفان ويبقى وجه ربك ذوالجلال والإكرام..)

ازجهان غرب که گله نیست اما جهان اسلام غیر از اردوغان در آن زمان چی کرد؟ غنی فقط 

یک بیانیه ی تشریفاتی آن هم خودش نی شاید از کدام منتظم دفترش بوده صادر کرد، تا مبادا مورد خشم ترامپ واقع نه شود، اصلا غیرتی نه کرد در محکوم کردن صریح آن جنایت. 

شورای فرمایشی علما چی کرد؟ هیچ. 

باز هم همین مردم عزیز ومسلمان کشورما بود که شجاعانه صدای اعتراض برآورد. 

حالا که ترامپ رفت و بایدن هم از ترامپ کم نیست و با بهانه ی بازنگری مذاکرات خود با طالبان عمر استبداد در کشور ما را چند پگاهی دراز تر کرد تا جای گزینی غلام تر از غلام موجود بیابد، لازم است همه ی ما هوشیار و مواظب خود و عزت خود و خاک‌ خود باشیم و توسعه طلبی، حاکمیت تک قومی، جابه جایی های پلان شده ی سیاسی و ارضی را در هیچ جایی که جای چنین افراد نیست اجاره نه دهیم و تا پای جان برزمیم و از تجاوز بر سرزمین های خود و تصاحب آن توسط غاصبان جلوگیری کنیم. درعین زمان رعایت کامل احترام به همه اقوام، ملیت ها و باشنده گان سرزمین ما و‌ نگرش یکسان بدون برتری جویی قومی را سر خط دیدگاه و عمل کرد ما در سرتاسر کشور قرار دهیم، چون همه باهم برادر و برابر هستیم، و بی گمان تاریخ داور و شاهد خاموش اما هوشیار و با حافظه ی بزرگ کارکرد های هریک‌ آن هایی است که در تمام دوره های چهار دهه ی پسین به خصوص و گذشته به طور عموم به روال های گونه گون در همه بدبختی های ملت سهیم بوده اند.