-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۱۲, یکشنبه

فهم تاریخی جوان ترین سلطنت باورِ«جمهوری»

 چرا نخبه گان سیاسی، دیده و بردانسته، به شاهدان غیرواقعی تاریخ تبدیل می شوند؟ 



حمدالله محب مشاورامنیت ملی « جمهوری» سلطنت باور می گوید که « دیگر فرصتی برای اجرای هیچ اجندای خارجی وجود ندارد». 

حال آن که افغانستان از نظر تاریخی تا کنون حیاط خلوت مفرزه های مجهز با اجندا های چند ملیتی به حساب آمده است وهیچ گاه غیرازین نبوده است. 

زمانی لارد کرزن سیاستگرِ محافظه کار انگلیس در ۱۱۳ سال قبل ( ۱۹۰۸ میلادی) گفته بود: افغانستان در پنجاه یا صد سال دیگر نیز به اندازۀ اکنون همچو پرسشی حیاتی و مهم مطرح خواهد بود.  

 مجموع تاریخ « افغانستان» به ما شاهدی می دهد که درین قفس افتاده میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا، هیچ گاه نظام سیاسی پایدارو استخوان دار، شکل نگرفته است. بدون «اجندای خارجی»، خط و نشان کشوری به نام افغانستان درنقشۀ آسیا نمی افتاد. 

از نیمۀ دوم قرن هژده ( با ظهورسلطان نشین قندهارو کابل)  و سدۀ نوزده ( ایجاد افغانستان) که هیچ، درازمدت ترین نظام سیاسی درقرن بیستم ( دورۀ ظاهرشاه) برآیندِ هم آهنگی تصادفی فی مابین «اجندا» های خارجی بود. دیدیم که وقتی در توازن «اجندای خارجی» مختصر تزلزلی افتاد، سردارداوود خان، نظام نیمه دموکراتیک را خلع کرد و سپس ابرانفجار یا انفجار مصدر ( هفت ثور) حادث گردید که زنجیرۀ انفجارات هر ده سال پس از آن تا امروز، همه اش تمثیل یا«اجرای اجندای خارجی» است و ازین پس نیز چنین خواهد بود. 

چرا نخبه گان سیاسی، دیده و بردانسته، به شاهدان غیرواقعی تاریخ تبدیل می شوند؟ 

 حکومت اشرف غنی پنج سال تمام جنگ داخلی علیه مردم و رقیبان سیاسی اش به راه انداخت. افتادن ناگهانی زیر چرخ یک انفجارنوبتی، بیداری ملی وتاریخی و انزوای سیاسی را پیش بینی نکرده وفکر می کردند هرغلطی بکنند، امریکا پشتیبانی خواهد کرد.

آیندۀ سیاسی حمدالله محب – مهره برجسته جمهوری استبدادی - درجالِ جدلی سنگین گیرکرده است.

او همراه با اشرف غنی دریک کشتی ازهمه جا سوراخ، سوار است.